۲۹ اسفند ۱۳۸۹،‏ ۰:۰۱
کد خبر: 7206872
۰ نفر
نگاهی به آیین نوروز، رستاخیز طبیعت در کردستان ..................................................
خبرگزاری جمهوری اسلامی 89/12/29 اجتماعی.میراث فرهنگی.کردستان.نوروز سنندج - نوروز رویایی ترین مقطع ادوار زندگی هر ایرانی است و در این بین مرزنشینان کردستان به عنوان ایرانی ترین قوم ایران، نوروز را که نماد رستاخیز طبیعت است به عنوان ایامی خوش از زندگی سالانه خویش عزیز و گرامی می دارند.
عید نوروز ایرانیان دارای قدمتی بس کهن است، جشن سال نو، که ما آن را نوروز می نامیم، نزد سومریان نیز شناخته شده بود و عناصر اصلی آن در میان مردم مصر نیز رواج داشته است.
پیشینه ی نوروز نه تنها به دوران مشترک اقوام آریایی و اجداد انسان های هندی- اروپایی باز می گردد، بلکه در میان اقوام کهن تر نیز وجود داشته است.
در اساطیر ایران، پیدایش نوروز را به برتخت نشستن جمشید پیشدادی نسبت داده اند، اما در نزد مردم کردستان، رای غالب برای مبدا نوروز مربوط به داستان کاوه آهنگر و ضحاک است.
در افسانه ها آمده است هنگامی که کاوه بر ضحاک پیروز شد مردم به مناسبت این پیروزی بر کوه ها آتش افروختند و دست در دست هم به شادمانی پرداختند که این طلوع پیروزی با آمدن بهار همراه شد.
از آن سال تاکنون مردم کردستان هر ساله در اول بهار به بزرگداشت آن روز فرخنده، آتش روشن می کنند و به شادمانی می پردازند که البته این آتش هیچ ارتباطی با آتش های مرسوم در سه شنبه شب آخر سال ندارد.
از طرفی دیگر در افسانه های مردم کرد، -خاتو زمهریری < که نماد زمستان است دو پسر داشته که با رسیدن فصل بهار می مردند و سال دیگر در زمستان متولد می شدند که البته این افسانه با توجه به وضع اقلیمی کردستان توجیه پذیر است.
در مناطق کردنشین رسم های دیگری نظیر میرنوروزی و کوسه گردی نیز در نزدیکی های بهار انجام می شده است که همگی آن چه گفته شد نشان از اهمیت آمدن بهار برای قوم کرد دارد.
در میان شهرهای کردنشین بدون شک شهری مانند سنندج که امروز مرکز استان کردستان است قدمتی بس کوتاه تر از شهری باستانی مانند سقز دارد، ولی مانند همه مراکز استان سنندج نیز در برگیرنده اغلب آداب و رسوم و خرده فرهنگ های موجود در سطح کردستان است زیرا در بستر زمان از هر دیاری نمایندگانی در این شهر اقامت کرده و آداب آنها به هم آمیخته و امروز به نظر فرهنگی یک دست تشکیل شده است.
نوروز نیز از این قاعده مستثنا نیست و نگاهی به آداب و رسوم رایج در سنندج می تواند به عنوان مشتی نمونه خروار به مخاطب کمک کند تصویری هر چند خلاصه از نوروز در کردستان به دست آورد.
اما این که چگونه و به چه نحو اهالی سنندج به پیشواز نوروز رفته و می روند و آن را با چه کیفیتی برگزار می کرده اند، داستانی است که برهان ایازی در کتاب آیینه سنندج خود به صورتی بسیار مفید به آن پرداخته است و ما نیز در این جا گوشه هایی از آن را آورده ایم.
در شهر سنندج از نیمه های اسفند ماه و شاید زودتر خانواده ها دست به تدارک نوروز می زدند.
از جمله ی این تدارکات تهیه ی سمنو بود.
خانم های خانه گندم، عدس و کنجد را در پارچه ای ریخته و در ظرفی مسی قرار می دادند و بعد از ریختن آب بر روی آن در جلوی نور ملایم خورشید می گذاشتند تا دانه ها جوانه بزند.
پدر خانواده در این فرصت اندک قبل از عید به بازار می رفت تا برای اهالی خانه لباس و کفش تهیه کند.
از دیگر چیزهایی که قبل از عید آماده می شد آجیل، شیرینی، میوه، برنج، روغن و گوشت بوده است.
لازم به ذکر است مردم سنندج به مانند اعیاد مذهبی که روز قبل آن را عرفه می نامند، روز قبل از عید نوروز را نیز عرفه می نامیدند، این روز شلوغ ترین روز سنندج بوده است، خانواده، لباس هایشان را از خیاطی می گرفتند، مردها به سلمانی می رفتند، و زن ها در پی خرید تخم مرغ بودند.
در خانواده های سنندجی کمتر از یک تغار (30 عدد) تخم مرغ نمی خریدند.
تعداد این تخم مرغها گاهی به سه تا چهار تغار نیز می رسید.
تخم مرغها آبپز می شد و همگی اعضای خانواده دست به رنگ کردن آن ها می زدند تا با برابر قرار دادن زمین و تخم مرغ، با رنگ کردن آن، زمین را نیز رنگ زده باشند.
چند روز قبل از عید، جوانان روستا، بوته های خار را جهت فروش به شهر می آوردند و خانواده های شهری آن را خریده و بر پشت بام می گذاشتند و از دیگر موارد جهت آتشبازی فیشک (فشفشه )، ماتاو، تقه، کوزی و تیزان بود.
از جمله چیزهایی که قبل از عید توسط بچه ها تهیه می شد، -نوروزنامه < بود.
نوروزنامه عبارت از یک صفحه سفید بود که در بالای آن اشکالی مانند سماور، قلیان، سمنو، تخم مرغ رنگ شده، شیرینی و ماهی نقاشی می شد و پایین آن در چهار ستون اشعاری که هر مصرع در یکی از سطرهای این ستون ها جای می گرفت می نوشتند.
بچه ها اشکال را رنگ آمیزی کرده و موقع تحویل سال به پدر و مادر خود می دادند و عیدی طلب می کردند.
در نوروز خوانچه هایی برای عروس های نامزد شده یا دخترهایی که به خانه ی شوهر رفته بودند می بردند و گاه تعداد این خوانچه ها به دوازده عدد نیز می رسید.
طلا، عطر، دستمال، جوراب، تخم مرغ رنگ شده، صابون، پارچه، ماهی، شربت، سمنو، شیرینی و آجیل و از همه مهمتر سیب سرخ زرورق زده شده، از اقلامی بود که در خواچه ها وجود داشت.
در شب نوروز بوته های خار آماده شده توسط پدر خانواده آتش زده می شد و بچه ها نیز شروع به آتش بازی می کردند.
لازم به ذکر است در مناطق کردنشین، آتش مخصوص نوروز بوده و در چهارشنبه سوری (چوارشه مه کوله ) به هیج وجه آتش روشن نمی شد.
بعد از خاموش شدن آتش، خانواده به خانه رفته و شام می خوردند.
در سنندج معمولا این شام حلوا بوده و غذای اصلی که پلو خورشت است را برای فردای آن صرف می کردند.
در قدیم که رادیو و تلویزیون در سنندج نبود، مردم از روی تقویم های جیبی منجم باشی یا تقویم پیوندی کردستانی ساعت و دقیقه ی سال تحویل را می دانستند.
مردم سنندج به هنگام تحویل سال، آینه تمام قد سنگی یا نیم قد را به دیوار تکیه داده و در دو طرف آن شمعدانی با شمع روشن قرار می دادند.
جلوی آیینه سفره ی کوچک سفیدی پهن می کردند که روی آن سمنوی تزئین شده با روبان قرمز، تخم مرغ رنگ شده، ماهی، شیرینی، آجیل و تنگ های رنگارنگ شربت قرار می دادند. پدر خانواده وضو می گرفت و با تحویل سال برای خانواده و آشنایان دعا می کرد. بچه ها -نوروزنامه <ها را می دادند و عیدی می گرفتند، خانواده هایی که دختر شوهر داده یا عروس داشتند منتظر عید دیدنی بچه هایشان می شدند و کوچک ترها نیز به عید دیدنی بزرگ ترها می رفتند.
بچه ها هر یک سهم خود را از تخم مرغها دریافت می کردند و جهت انجام - هیلکه شکینه < به کوچه می رفتند.
رسم تخم مرغ شکستن در سنندج به این نحو است که هر یک از دو نفر تخم مرغ هایشان را در دست گرفته و بر روی هم می زنند. تخم مرغ هر کدام شکست، باید آن را به طرف دیگر که تخم مرغاش سالم مانده بدهد. این رسم به صورت دیگری نیز اجرا می شود.
چند نفر که در این کار شرکت می کنند تخم مرغ هایشان را به هم می زنند و هر تخم مرغی شکسته شد آن را روی زمین گذاشته و این کار را تا زمانی که تنها یک نفر تخم مرغ نشکسته داشته باشد ادامه می دادند و در آخر تمام تخم مرغهای روی زمین از آن کسی بود که تخم مرغ سالم داشت.
در مناطق دیگر کردنشین رسم های زیادی در رابطه با نوروز وجود دارد. از جمله ی این رسم ها به کوه و دشت رفتن مردم در صبح زود است.
آنها دست خود را با شبنم تر کرده و بر صورت و لباس خود می کشند و اعتقاد دارند اگر کسی مریض باشد شفا می یابد.
در دیگر مناطق مردم صبح زود از روستا به راه افتاده و با خود آرد می بردند و وقتی به کوه رسیدند آرد را خمیر کرده و دسته ای گل در آن فرو می کنند و خمیر و گل را به روستا آورده و روی درب منزل شان می گذارند.
آنها اعتقاد دارند با این کار بهار را به خانه شان آورده و باعث خیر و برکت می شود.
البته نوروز را در میان هر یک از اقوام ایرانی که بررسی کنیم یک شاخصه مشترک فطری در رفتار آیینی آن می بینیم که آن برداشت حکیمانه ایرانیان از حیات دوباره طبیعت به عنوان دلیل باور عالم غیب و ابدیت حیات است که در فهم نوروز مستتر است.
و امروز نوروز نمادی برای تعمیق باور ایرانیان به خالق هستی است و کردستانی ها نیز به عنوان مردمانی مهرورز، خداباور ، نوروز را به شکل مبنای فهم زندگی تعریف می کنند و مانند اغلب ساکنان ایران زمین، مردم کردستان نیز طول عمر خویش را با تعداد بهارهای سپری اندازه می گیرند.
1234 شماره 041 ساعت 14:31 تمام