هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

وقتی همه دیواریم

روزنامه پیام استان سمنان در ستون سرمقاله امروز بیستم 97، مطلبی با عنوان «وقتی همه دیواریم» به قلم غلامرضا قدس منتشر کرد.

در این مطلب آمده است: از خروس‌خوان صبح، لحظه‌ای که چشم باز می‌کنیم و سوار تاکسی و اتوبوس می‌شویم تا دقیقه‌ای که گوشی‌های همراهمان را خاموش می‌کنیم و می‌خوابیم در حال نقد مسئولان هستیم، انگار گله از مسئولان این روزها به شغل دوم همه ما تبدیل شده است؛ این که خوب نیستند، بد عمل می‌کنند، شایسته نیستند، عملکردشان سرشار از خطاست- دل نمی‌سوزانند، به فکر منافع فردی و جناحی‌شان هستند- به جای تلاش برای رفاه مردم جیب‌های خود و اطرافیانشان را پر می‌کنند و . . .
مدام این واژه‌ها در فضا پراکنده می‌شود، هر وقت کسی متوجه می‌شود که فلانی اهل رسانه است می‌گوید از مسئولین بنویسید، جرأت داشته باشید و نقدشان کنید! خیلی کم پیش می‌آید یکی بگوید از ما بنویسید که مردم قابل نقدی هستیم و پاره‌ای رفتارهایمان در بروز مشکلات اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی خطاست، همیشه تشویق می‌شویم که بیرحمانه مسئولین را زیر شلاق کلمه‌ها بگیریم.
کسانی هم بر این باورند که ما مردم بی‌نظیری هستیم اما گرفتار قوانین و مقرراتی دست و پاگیر شده‌ایم که عملا همه‌ی راهها را به مسئولان و مدیران ختم می‌کند و آنها برای بقای خود قدم برمی‌دارند و در درازمدت ما را شبیه خودشان می‌کنند، فرصت‌طلب- منفعت‌جو- گریزان از همکاری و همدلی و در نهایت موجوداتی که فقط کلاه خودمان را می‌چسبیم و به دیگری اعتماد نمی‌کنیم.
این دسته انگار مدیران و مسئولان را هرگز از « مردم » نمی‌دانند- گویی آنها از سیاره دیگری آمده‌اند. اما آیا مدیران واقعا از کره دیگری آمده‌اند؟!
نکته جالب ماجرا اینجاست که مدیر هر دستگاهی همین نقدها را به مدیر دستگاه دیگر وارد و همدیگر را معمولا در توجیه ناکارآمدی خود نقد می‌کنند و ... چرخه‌ای باطل در باطل که در نهایت مشخص نمی‌کند این مسئولین ناکارآمد که مدام پشت سرشان حرف می‌زنیم دقیقا از کجا آمده‌اند؟ چطور به این مناصب رسیده‌اند، آیا ما هیچ نقشی در انتخاب آنها نداشته‌ایم و تحمیلی بوده‌اند، آیا میز و منصب فسادزاست؟ این زاویه هم شیفتگان خودش را دارد. بعضی‌ها معمولا در گفتگوهای خودمانی می‌گویند شاید ما هم دستمون به پول برسه پسر پیغمبر که نیستیم احتمالا برای خودمان و دور و بریهایمان برمی‌داریم! شاید هم اختلاس کردیم! . . . در این که شهرت و فساد و رانت و غرور می‌توانند فرزندان نامشروع پیوند ثروت و قدرت باشند کسی تردیدی ندارد، اما آیا در همه جای دنیا همینطور است؟ یعنی حتی آدم‌های فرشته سیرت هم وقتی به میز و منصب می‌رسند دچار فساد مالی می‌شوند؟ کار نهادهای نظارتی چیست؟ آنها نباید از حقوق مردم، منافع دولت و حتی سلامت نفس مدیران مراقبت کنند و نگذارند آنها آلوده فساد شوند و در نتیجه آن تمرکز و توانشان برای حل مشکلات مردم را فراموش کنند؟
تجربه نشان داده است بسیاری از کسانی که شدیدترین مواضع را در نقد قدرت می‌گرفتند و معتقد بودند حق اقشار محروم را باید گرفت وقتی خودشان به قدرت رسیده‌اند پوست انداخته‌اند، آب خوش قدرت و ثروت که از گلویشان پایین رفته، ماشین خوب که سوار شدند، خانه ویلایی و امکانات دولتی که در اختیارشان قرار گرفته، اندک اندک مردم و حقوق آنها را فراموش کرده‌اند و حتی گاه با اعتماد به نفس گفته‌اند این حق ماست، باید بین ما و مردم عادی فرق باشد یا نه؟
با همه این نقد و نگاه‌ها در یک اصل نمی‌توان تردید داشت که مدیران از خود ما هستند! آنها در این سرزمین رشد کرده‌اند، خودشان اگر همسایه ما نباشند رگ و ریشه و تبارشان جای دوری نیست، اما چرا وقتی به مدارج بالاتری می‌رسند تا این اندازه عملکردشان نامطلوب است؟ آیا سیستم معیوب و بیمار، حتی آدم‌های خوب را بیمار کرده است یا از ماست که بر ماست؟
تا زمانی که باور نکنیم ما هم جزیی از این چرخه معیوب هستیم در این دور باطل گرفتار خواهیم ماند. آیا ما در زندگی فردی مسئولیتمان را به عنوان یک فرزند، یک پدر و مادر- یک همسر- یک شهروند به درستی انجام می‌دهیم‌؟ خداوکیلی منصفانه اگر نگاه کنیم رفتار و گفتار بسیاری از ما شبیه همین مدیرانی است که از صبح تا شب به آنها بد می‌گوییم ! وقتی همه دیواریم امید رهایی هست؟!
7339/6103

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال