هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

پایگاه خبری شوشان:خشکسالی؛ قهر آسمان یا آشتی با آسمان

اهواز- ایرنا- پایگاه خبری، تحلیلی شوشان در یادداشتی به قلم مهدی قمشی استاد دانشگاه شهید چمران اهواز نوشت: خشکسالی؛ قهر آسمان یا آشتی با آسمان.

خشک سالی پدیده ای است که کشور ما در گذشته به کرات تجربه کرده است و امسال نیز بشکل بی سابقه ای در حال شکل گیری است. این نوع خشکسالی نه اولین آن است و نه آخرین آن. در سالهای دور نیز این خشکسالی ها به شکل های گوناگون رخ داده اند. خشک سالی ها، با بارش های کم نزولات در فصول مرطوب سال شروع می شوند و با کاهش آورد آب رودخانه ها و آبهای زیرزمینی اثر خود را نشان می دهند.
فرق اساسی خشکسالی امسال با خشکسالی های گذشته در این است که مقدار استفاده از آبهای جاری و تحت الارضی بسیار متفاوت شده است.
در گذشته بهره کشی و استفاده از آبهای شیرین بسیار کمتر از وضعیت حال بود لذا نمود و بروز بیرونی خشکسالی کمتر زندگی و معیشت مردم را تحت تاثیر قرار می داد. اما اکنون وضعیت کاملاً متفاوت است زیرا تقریباً تمام آب های شیرین قابل استحصال مورد استفاده قرار گرفته و برنامه ریزی مصارف بر اساس آورد متوسط دراز مدت بسته شده است.
در این نوع برنامه ریزی غلط، باید بطور متوسط یک سال در میان (نصف سالهای پیش رو) منتظر تعطیلی بخشی از موارد مصرف باشیم. مدیریت آب در مناطق خشک و نیمه خشک مثل کشور ما که سیکل هیدرولوژیکی آن نوسان بسیار و شدید دارد بر مبنای تجویز مصرف در حد متوسط آورد تاریخی، ما را به ناکجا آباد خواهد برد و سبب مشکلات اجتماعی و معیشتی و زیست محیطی فراوان خواهد شد. نمونه بارز این برنامه ریزی غلط را ما اکنون در حوضه منابع آب کل کشور و خصوصا کارون بزرگ به عینه در حال تجربه هستیم.
با تاکید بر همین برنامه ریزی غلط و صرفا بر مبنای متوسط آورد تاریخی رودخانه (که عددی اغوا کننده است) انتقال آب بین حوضه ای را تجویز می کنیم، توسعه ناپایدار در بخش های مختلف مصرف مانند کشاورزی و صنعت را دامن می زنیم، و خلاصه بدون ملاحظه اجازه برداشت از منابع آب را صادر می کنیم. نتیجه یک چنین برنامه ریزی غلطی همین می شود که امروز می بینیم، دریاچه ارومیه خشکیده است.
تالابهای کشور نابود شده، کانونهای گرد و غبار فعال شده و امان از ما بریده است، آب شرب و بهداشت مردم را دچار مشکل سلامتی می کنیم، هرسال بخشی از فعالیتهای کشاورزی را تعطیل می کنیم و دولت را ملزم به پرداخت خسارت می کنیم و ...
سرانجام یک چنین وضعیتی چه می شود؟ سلامتی مردم دچار مشکل جدی می شود، مهاجرت لجام گسیخته به شکل حاشیه نشینی در شهرها شدت می گیرد و اختلالات اجتماعی و روانی یک به یک پدیدار می شوند، و رفته رفته پرداخت خسارت از توان دولت خارج می شود، و به علت به صرفه نبودن، سرانجام دولت از خیر تولیدات کشاورزی می گذرد و بحران معیشت و اشتغال پدیدار می گردد.
و اما متولیان امر در این مواقع چه کار می کنند؟ محتمل ترین روش این خواهد بود که وضعیت فعلی را غیرقابل پیش بینی و نادر قلمداد نمایند و البته بدشان نمی آید که نبود بارشها، به گناهان مردم، توطئه غرب و استکبار، و یا پدیده های موهوم مرتبط گردد تا بدین وسیله شائبه ای بر برنامه ریزی و مدیریت غلط آنها وارد نشود.
دوم آنکه طی جلساتی تصمیمات مدیریتی خود را مقتدرانه صادر می کنند و بدون آنکه زحمت زیادی به خود و حوزه خود بدهند با کمک قوه قهریه امر به تعطیلی معیشت کشاورزان محروم می دهند تا حلقه عدم توانایی، علم و مدیریتشان با ظاهر مدیریتی قاطع کامل شود و البته ممکن است مدیرانی احساساتی نیز پیدا شوند که به جهت وضعیت پیش آمده احساساتشان جریحه دار شده و اشکی نیز جاری ساخته و همه را با خود وادار به گریه و زاری نمایند تا بدین وسیله، دلسوزی و استیصال خود را به نمایش گذاشته و عامه را تحت تاثیر قرار دهند.
همه مطالب فوق حکم مقدمه بحث اصلی را دارد که پس چه باید کرد و یا چه باید می کردیم و یا مسئولین ذیربط چه کاری باید انجام دهند؟ در جواب می توان نکات زیر را بیان کرد.
اول آنکه وضعیت امسال را نباید فراموش کرد. منظورم این است که اگر سال آینده وضع بارشها خوب بود پیگیری مسئله سالهای خشکسالی نباید به بعد موکول گردد و برنامه ریزی های خشکسالی نباید متوقف گردند.
دوم آنکه برنامه ریزی برای مصارف آب در امور توسعه ای پایدار نباید بر مبنای متوسط آورد تاریخی توسعه یابد. برای برنامه ریزی مطمئن توسعه، برای مصارف مختلف آبهای شیرین جاری یا زیرزمینی باید 60 تا 70% آورد ملاک قرار گیرد و %30 تا 40% نوسان های هیدرولوژیکی سالیانه باید به عنوان عدم تحمیل ریسک، در بستر طبیعی و حفظ محیط زیستابی مجاری باقی بمانند.
سومین نکته اینکه توسعه کشاورزی در کشور باید متناسب با شرایط آبی کشور تغییر نماید و از کشت های پُر مصرف با توجیه خودکفایی جلوگیری شود.
چهارمین نکته دست کشیدن از سیاست غلط انتقال بین حوضه ای است. متاسفانه دامن زدن به امکان انتقال بین حوضه ای آب در سالهای اخیر سبب افزایش فشار به منابع آب در مناطق مقصد و مبدا انتقال شده است و می رود که سبب ایجاد نا آرامی در مناطق مختلف کشورمان شود.
در مناطق مقصد انتقال آب به امید انتقال آب جدید بر طبل مصرف بیشتر کوبیده شده و فشار بر منابع آب به امید جبران از طریق انتقال های بیشتر، وارد شده است. در مناطق مبدا انتقال نیز وجود برنامه انتقال آب بین حوضه ای، دلیل وجود آب مازاد در حوضه فرض شده و مردم این مناطق خود را در استفاده بیشتر از این منبع ذی حق می دادند.
لذا بر مصرف بیشتر از منابع آب اصرار ورزیده و عدم وجود آب بیشتر را دروغی برای پیگیری انتقال های بیشتر می پندارند و بدین ترتیب اصطلاحا پارادوکسی شکل گرفته و کنترل مقادیر مصرف از چهارچوب منطقی آن خارج شده است و در نتیجه سهم زیست محیطی رودخانه در این بین فدا شده است.
لذا به جد پیشنهاد می شود که سیاست انتقال بین حوضه ای به طور کلی برای مصارف غیر شرب تعطیل گردد تا بدینوسیله مردم و مسئولین مناطق مختلف مبداء و مقصد بدانند که باید با آب موجود حوضه خود در شرایط فعلی کنار آمده و برنامه ریزی منابع آب را بدرستی تنظیم نمایند.
و اما پنجمین و مهمترین نکته اینکه راه کارهای فوق همه می توانند دراز مدت تلقی شوند اما اکنون در زمان واقعه چه کارهایی می توان کرد که هم بحران خشکسالی را بتوان پشت سر گذاشت و هم لطمه ای به نیازهای مصارف مختلف مردم وارد نگردد.
برنامه مقابله با خشکسالی همکاری نزدیک مسئولین و مردم را می طلبد. یک برنامه موفق برای چیره شدن بر خشکسالی منوط به همکاری تنگاتنگ مردم با مسئولان است و عدم همکاری و هماهنگی، برنامه ها را با شکست مواجه خواهد کرد. نیاز اساسی ثانویه، آموزش و فرهنگ سازی است. همه اجزاء درگیر مسئله آب از مدیران (شامل فرمانداران و بخشداران) گرفته و متقاضیان مصارف آب از مردم عادی گرفته تا کشاورزان و صنایع باید در مورد مصرف صحیح آب و روشهای کاهش مصرف، آموزش های فوری ببینند.
کار بعدی این است که در همه بخشهای جامعه مانند دولت و استان ها و شهرستان ها باید ستاد مدیریت خشکسالی تشکیل و هدایت و برنامه ریزی کاهش مصرف آب را بعهده گیرد. در کشور ما در همه وجوه مصارف آب امکان صرفه جویی بدون لطمه جدی به اصل نیاز آب امکان پذیر است. لذا هدف اصلی باید تمرکز بر جلوگیری از مصرف مازاد باشد. در بخش نیاز خانگی، باید فرهنگ سازی شود و به کمک رسانه ها، تلفات آب در مصارف خانگی که در حال حاضر بین 20 تا 40 درصد میباشد، بشدت کاهش یابد.
با جلوگیری از مصرف بی رویه آب لوله کشی خانگی، در اموری مانند شستشوی اتومبیل، شستشوی محیط¬های عمومی و استحمام می توان به راحتی به کاهش 20 درصد در مصارف خانگی دست یافت. شهرداریها باید در آبیاری فضای سبز شهری رعایت صرفه جویی و کاهش آبیاری را مدنظر قرار دهند و از توسعه فضاهای سبز پر مصرف مانند چمن جلوگیری به عمل آورند و اگر بشود فضاهای فعلی چمن نیز با چمن مصنوعی و یا کشت های کم مصرف جایگزین گردند.
آب مصرفی صنایع می تواند به شدت کاهش یابد. در بیشتر قسمتهای صنایع، آب به منظور خنک سازی پروسه تولید مورد استفاده قرار می گیرد. لذا در صنایع، این نیاز می تواند با بازچرخانی آب و یا با استفاده از آبهای غیرمتعارف و پسابها برطرف گردد. با این شیوه مقدار آب مصرفی صنایع می تواند به شدت کاهش یابد.
در بخش کشاورزی که بیشترین مقدار مصرف را به خود اختصاص می دهد مقدار مصرف می تواند به راحتی بین 20 تا 30 درصد کاهش یابد بدون آنکه به مقدار تولید لطمه جدی وارد شود. در این بخش اعمال مدیریت باید با جدیت پیگیری شود. از کشت گیاهان پر مصرف آب مانند برنج در مناطقی که محدودیت های آبی وجود دارد باید بشدت پرهیز نمود و کشتهای جایگزین با تضمین خرید به کشاورزان معرفی شوند. راندمان مصرف آب در سایر کشت ها نیز بشدت پایین است.
لذا با اعمال 20 درصد کاهش تحویل آب به سایر کشت ها و یا استفاده از روش های کم آبیاری و الزام به افزایش راندمان بکارگیری آب در بخش کشاورزی و بهبود روش آبیاری، مطمئناً می توان بدون کاهش محصول، مقدار بهره وری آب در بخش کشاورزی را ارتقاء داد. باید توجه داشت که این پیشنهادها ابتدا باید توسط شرکت های کشت و صنعت وابسته به نهادهای دولتی و شبه دولتی اجرا گردد و سپس کشاورزان خرده پا را تشویق به این کار نمود.
با پیگیری این راه حل ها مطمئن باشید هیچ نیازی معطل نخواهد ماند و هیچ کشاورزی مجبور به تعطیلی کار نخواهد شد. در چنین شرایطی است که بهره وری آب بالا خواهد رفت و از نتیجه کار همه رضایت مند خواهند بود. با این شیوه می توان با قهر آسمان کنار آمد. اما اگر این فرهنگ صحیح استفاده از آب را برای آینده نیز در پیش گیریم و با تحویل حجمی آب به کشاورزان مقدار مصرف را منطقی کنیم و استفاده بیش از حد از این منبع خدادادی را تجویز نکنیم و سیاست توسعه مصرف آب در مناطق خشک و بیابانی ایران را تعطیل کنیم.
مطمئن باشید سهم مغفول مانده زیست محیطی نیز تامین خواهد شد و قهر آسمان معنی خود را از دست می دهد و آشتی ما با آسمان معنی و مفهوم بهتری می یابد و ثمره آشتی با آسمان، زندگی ما و آینده کشور را زیباتر می نماید.
6064
دریافت کننده: ندا رضاپور** انتشار: محسن بهاروند

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال