هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

ایلام متنی گمگشته در آشوب حاشیه ها

ایلام - ایرنا - سرمقاله شماره 275 هفته نامه محلی مانشت چاپ ایلام به نقد الگوی ناصواب رسانه ای رایج دراستان و پرداختن انها به حاشیه صرف به قیمت مغفول ماندن نیازهای اصلی و اصیل توسعه استان اختصاص یافته است.

رضا رستمی سردبیر هفته نامه مانشت دراین یادداشت نوشته است:
ایلام و مردمان آن همواره و در بیشتر بزنگاه های سیاسی و اجتماعی در شمار اولین ها بوده است ، از نقش پررنگ و بی بدیلش در سال های آتش و خون و هشت ساله جنگ تحمیلی تا انتخابات های مختلف و متعدد و حضور آگاهانه و هدفمندش در صحنه های حساس و ماندگار همه سالهای گذشته .
این استان و این مردمان مدتی است که حاشیه ها را بر متن ترجیح می دهند ، چرا این گونه شده است ؟ چرا به جای مطالبه گری توسعه گرایانه فکر و ذهن و وقت خود را بر مطالب و اتفاقات دست چندم صرف می کنند ؟ چه شده است که بی شماری از آنان که اتفاقا می توانند تاثیرگذارتر از همیشه باشند خود را درگیر مسایلی کرده اند که بیراه نیست اگر بگوییم دور خود چرخیدن و آب در هاون کوبیدن است ؟
شاید بازار آشفته فضای مجازی و خبرهای نه چندان واقعی و بی تاثیر و نیز کنش ها و واکنش های پرشمار موجود در آن ناخودآگاه آنان را نیز سوار بر این اسب لجام گسیخته کرده و با خود به ناکجاآباد می برد .
تاسف بار است به جای پردازش و تحلیل واقعیت های موجود و نگران کننده امروز و فردای استان ، ذهن همگان مشغول مواردی است که در پاره ای از مواقع حتی ارزش شنیدن هم ندارند اما به راحتی ساعت ها و روزها ما و مردمانمان را به خود مشغول کرده و در پایان نیز بدون هیچگونه تاثیر و نتیجه گیری ای وارد مبحث و یا مباحث جدیدتر در همان وادی می شویم .
با دردمندی فراوان باید اذعان داشت که ؛ رشد فزاینده بیکاری جوانان ، بیکار شدن افرادی که باریکه نانی داشته اند ، افزایش انواع و اقسام خشونت ، ارقام بالای قتل و خودکشی ، پایین آمدن سرسام آور سن اعتیاد ، افت تحصیلی دانش آموزان ، کمرنگ شدن ترسناک مناسبات خانوادگی و اجتماعی ،رشد تصاعدی انواع فساد و اختلاس و دهها مورد مشابه دیگر که بنیان های اساسی زندگی مردمان این دیار را در خطر سیلی ویران گر قرار داده است دیگر حساسیت کسی را بر نمی انگیزد ! موضعی گرفته نمی شود ! سوالی پرسیده نمی شود !
اینها و خیلی چیزهای مهم دیگر را همه به کناری زده ایم و دل مشغولی بیشتر ما در این دوران سرنوشت ساز را قهر و آشتی فلان مدیر و مسئول ،چگونه نشستن و راه رفتنشان ، عصبیت های شدید و روزافزون قومی و قبیله ای ، مرزبندی های بی حاصل و مشمئز کننده ، بازی ها و گارد گرفتن های دن کیشوت وار و بی حاصل سیاسی برای یکدیگر ، دخالت های بی جا و اصرارهای فراوان برای انتصاب برخی افراد به هر قیمتی ، عدول از وظایف و رسالت ساختاری و تعریف شده افراد وحتی برخی مسئولان و ... تشکیل می دهند .
سطح مطالبه گری ما در استان از مسئولان و نمایندگانمان آن چنان پایین آمده ( و شاید هم پایین آورده شده ) که گرفتن عکسی به یادگار و خوردن یک وعده غذایی با هر کدام از آنان خیلی از ماها را راضی و سرخوش کرده و مدتها ما را از خماری اینکه دیده نشده ایم در می آورد بدون اینکه هیچگونه دل نگرانی برای امروز و فردای خود و فرزندانمان داشته باشیم .
چه بسا افرادی باشند که بر این همه دل مشغولی بچه گانه ما در خلوت خویش قهقهه مستانه بزنند و در این بلبشوی بی حاصل و دور باطل به اصطلاح نخبگی ما ، خر خود از پل مراد بگذرانند .... و علی کوچولو بماند و حوضش ...و این اصلا حال و احوال خوبی نیست .
معلوم نیست این بیراهه رفتن کنونی تا چه وقت تداوم داشته و ما را از اصل دور و به فرع می چسپاند ؟ چه کسی و یا چه افرادی باید بنشینند و بیاندیشند و از اعتبارات و پروژه ها و طرح های کلنگ در زمین گیر کرده و نیمه کاره و ... سوال کنند ؟ کدام گروه و حزب و یا نهاد مردمی از جای برخیزد و مطالبه کند حق و حقوق بر زمین مانده این دیار را ؟
در چنین شرایطی معلوم نیست احزاب و گروههای سیاسی که طبق معمول مختص شبهای انتخابات هستند و تمام زور خود را در ایام انتصابات بعد از هر انتخاباتی برای صدور بیانیه ای له یا علیه یک مدیر و معاونش می زنند کجای این وضعیت تیره و تار قرار گرفته و کارویژه خود را چگونه تعریف نموده اند .اصلا برنامه ای دارند ؟ آیا یکی هست بیاید و به مردم بگوید نتیجه این همه نشست و برخاست و بیانیه و استعفا و قهر و آشتی چه شد ؟ اصلا برای چه بود ؟
یک سال از دولت جدید هم سپری شد و خیلی از بزرگواران تصمیم ساز !!! هنوز در پی انتصاب فرمانداران و مدیران جلسات شبانه می گذارند و در راهروها و راه پله های وزارت خانه ها در رفت و آمدند،قول می دهند و وعده می ستانند ، و تا آنان به مراد دل خود !!! برسند دوباره انتخاباتی نو از راه می رسد و ... باز هم علی کوچولو می ماند و حوضش ... و باور کنیم که این اصلا حال و احوال خوبی نیست .
بدون شک نه در فردایی دور ، که همین امروز چوب این همه شلختگی اجتماعی و سیاسی خود را خواهیم خورد ، و دور نخواهد بود روزی که به خاطر این همه فرصت سوزی ، انگشت حسرت به دندان گزیده و افسوس دیروز و امروزمان را بخوریم .
6034

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال