حاج ˈاسدالله عالی پورˈ سرداری که در اوج زیست

ایلام- ... و این چه خبر تکان دهنده ای بود: ˈحاج اسدالله عالی پورˈ نماینده دور اول مردم استان ایلام در مجلس شورای اسلامی بامداد جمعه نهم تیرماه سال جاری به علت ایست قلبی دعوت حق را لبیک گفت.ˈ

به گزارش ایرنا، خبر مرگش را یکی از دوستان مطبوعاتی به من پیامک کرد و پس از آن نیز از چاپ ویژه نامه ای به این مناسبت خبر داد و خواست که دست به قلم شوم و بنویسم و خوب تر دیدم که مجلس ختمش بروم و دوستان و آشنایانش را به گفت و گو دعوت کنم که حاصل آن گزارشی است که در پیش می آید:
**حاج اسدالله عالی پور اوج نشینی بود که به زمین تعلق نداشت
این جمله را غلامرضا رستمی آموزگار 52 ساله در یکی از اتاق های منزل حاج اسد الله که همراه مردان دور و نزدیک برای عرض تسلیت آمده بود به زبان آورد.
او خود اعلام می کند که یکی از مصاحبه شوندگان باشد و در همسایگی ام می نشیند و شروع به صحبت می کند:
حاج اسدالله آموزگاری بود که اگر دانش آموزش، درسش را خوب فرا می گرفت، هرگز احساس تنهایی نمی کرد.
مردم داری بی بدیل بود که نمایندگی مجلس نه تنها تغییری در رفتار و خلقیات او ایجاد نکرد، بلکه بستری فراهم آورد که بیش از پیش ساده زیستی و مردمی بودنش جلا یافته تر شود و اصیل تر رخ بنمایاند.
او تکیه گاهی محکم تر از مردم نمی دید و به عشق اجابت خواسته ها و رفع گرفتارهای مردم از آبرو و جان و مال خویش مایه می گذاشت.
همگان عالی پور را نماینده ای بی حاجب و تکلف که تمام وقت در دسترس بود، می شناختند؛ چرا که ملاقات با او نیازی به روزها انتظار و تماس های مکرر و تعیین وقت قبلی نداشت.
رستمی واژه های پرمعنا را با دقت بسیار در جملاتی زیبا در وصف شخصیت حاج اسدالله چون دانه های تسبیح در کنار هم به نظم می نشاند و آن گاه که رویکرد و نگاه سیاسی حاج اسدالله را مورد سوال قرار می دهم این دقت با حساسیت ظریفی عجین می شود.
او می گوید: تفکر سیاسی حاج عالی پور در راستای تامین سعادت و منفعت ملت بود و اعتقاد داشت که آن تفکر سیاسی می تواند پیروان راستینی را با خود همراه سازد که منفعت عام و مصلحت جامعه را دنبال کند و او یقین داشت که چنین تفکری در به سرمنزل مقصود رساندن سعادت خلق نقش بی نظیری دارد و موفق خواهد شد.
حاضران در اتاق به نشانه تایید، سری تکان می دادند و پسران و نزدیکان درجه یک مرحوم عالی پور آرام و سر به زیر سخنانش را گوش می دادند و هر از گاه با نشست و برخاست های مداوم از کسانی که برای ابراز تسلیت بر درگاه اتاق مصاحبه می آمدند، تشکر و قدردانی می کردند.
رستمی حاج اسدالله را نخستین و تنها نماینده مجلس شورای اسلامی استان معرفی می کند که بی منشی و دفتر و دستک از همان روزهای آغازین نمایندگی اش درد و غم مردم و استان جنگ زده اش را در توماری از نامه های بلندبالا و دست نویس اداری به سوی مسوولان وقت روانه کرد و آن ها را به چاره اندیشی های جدی در خصوص کاستی ها و محرومیت های ناشی از جبر جغرافیایی استان و جنگ تحمیلی فراخواند.
البته این بدان معنا نباید تعبیر شود که دیگر نمایندگان پس از او هیچ نکردند بلکه باید او را به عنوان فردی که آغازگر مطالبه حقوق به زمین وانهاده مردم ایلام بود؛ شناخت و همانا دیگر نمایندگان پس از او دنباله رو و ادامه دهنده راهش هستند.
رستمی پرغم و حسرت می گوید: افسوس تا زنده بود هیچ کس قدرش را آن گونه که شایسته اش بود، ندانست؛ لااقل پس از رفتنش یادش را گرامی بداریم.
به یقین بر دوش تک تک کسانی که او را می شناختند، این وظیفه سنگینی می کند که در معرفی درست و بحق زوایای شخصیت مردمی و رفتار خدایی او کوتاهی نکنند و با سکوت نا به جا ظلم به واقعیت را روا نشمرند.
رستمی در پایان ˈزیستن در اوجˈ را به عنوان تیتر این گزارش پیشنهاد کرد و گفت: تیتری برگزین که افتادگی و صبوری سردار اسدالله را در اوج قله انسانیت روایتگر باشد...

** رهایی میمک مدیون توان حاج اسدالله در بسیج فکری عشایر و نیروهای مردمی منطقه است
بدون کارزار و حضور مستقیم حاج اسدالله ˈمیمکˈ فتح نمی شد؛ توانایی بسیج فکری توام با تجهیز نیروهای مردمی او، توانست حس وطن دوستی و غیرت ایرانی عشایر خزل و منطقه را به جوش آورد تا به آنجا که نزدیک 500 نفر از عشایر ایل خزل در کنار تیپ یکم زرهی لشگر 81 مدت چهار ماه در اجابت از دعوت حاج اسدالله و آیت الله حیدری در دشت میمک اردو زدند و آموزش نظامی دیدند.
ˈمحمد چمن آرا ˈ 69 ساله از دوستان قدیمی مرحوم عالی پور است و حاج اسد در عملیات آزادسازی میمک سرپرستی سازماندهی و بسیج نیروهای مردمی را به او محول کرده بود.
مو و محاسن سپیدش حکایت از دوران دیدگی و گذر از پیچ و خم های روزگارش دارد و با لهجه خزلی و کلامی پرحرارت جزیی ترین اتفاقات عملیات حساس فتح میمک را روایت می کند و هرازگاه برای انتقال دقیق شب های دلهره و امید به روایت تصویری کمین کردن ها و دیده بانی های شجاعانه حاج اسدالله و نیروهای مردمی در میان بوته زارها و خارزارهای دشت میمک می پردازد.
او می گوید: حاج اسدالله در عملیات میمک، آرام نشستن و صرف در مجلس شورای اسلامی بودن را روا ندانست و خود در منطقه حاضر شد و لچک به سر و لباس محلی به تن، همپای نیروهای مردمی، شجاعانه ایستاد و جنگید و با رفتار خویش ˈحب الوطن من الایمان ˈ را در روحیه و نهاد تیپ یکم و نیروهای مردمی نهادینه کرد و حقا که سرانجام رفتار مسوولانه او و نیروهای مردمی آزادی میمک را در 19 دی ماه 1359 رقم زد.

* نیت خالص حاج اسدالله قفل های بسته را می گشود
سحر کلام و لطافت بیان حاج اسدالله بر هر قفلی گشایش بود و اگر گفته می شود که این ویژگی بارز درونی او بسیاری از اختلاف های قومی و محلی را به سرمنزل مهر و آشتی میهمان می کرد، بیراه نیست.
حاج اسدالله عالی پور حلال مشکلات و مرهم دردهای مردم بود و تا دردها را به درمان نمی رساند، آرام نمی گرفت.
ˈبهمن کامرانˈ 78 ساله از همکاران فرهنگی و دوستان نزدیک حاج اسدالله است.
وی مرحوم عالی پور را معلمی ادیب، با دانش، مهربان، دلسوز و زحمتکش معرفی می کند که همنشینی با او همواره رضایت خاطر و دلگرمی همیشگی دوستانش را موجب می شد و اکنون نیز که به دیار باقی شتافته است فقدانش، به عنوان ضایعه ای جبران ناپذیر و فراموش ناشدنی نه تنها برای دوستانش بلکه برای استانی که به آن تعلق دارد، باقی خواهد ماند.
کامران می گوید: حاج اسدالله بسیار خوش خلق بود و در هیچ موقعیتی خم به ابرو نیاورد و گشاده رویی و لبخند ویژگی قالب چهره اش بود.
مجلس آرایی و شیرین بیانی او زبان زد خاص و عام است؛ تا که در جمعی حاضر می شد، آغازگری گفت و گو در مجلس به او سپرده می شد، وسعت اندیشه اش مخاطبان را حجمی از اطلاعات و دانش هدیه می داد و گاه او تمام گفتنی ها را می گفت و به همین سبب، مجلسیان به کلام پربار او اکتفا می کردند و پس از نظرخواهی جمعی به اجماع نهایی دست می یافتند.
علاقه شدید او به کودکان و ابزار محبت به آنان یکی از خصلت های بارز او بود؛ او با بزرگان بزرگوارانه رفتار می کرد و کودکان را نیز به اندازه کودکی شان هم بازی می شد و چون به آن ها می رسید، دستشان را گرم می فشرد و مشتاقانه همبازی دقایق بی رنگ و ریایشان می شد.
حاج اسدالله بارها این دلخواسته اش را نزد من به زبان آورده است که گاه از سفری برگشته که فرصت خریدش نبوده است تا که سوغاتی مهیا سازد او ناگزیر در نخستین دیدار با کودکان سعی می کرده است که دست خالی اش رو نشود و به همین سبب با تقدیم سوغاتی کوچکی حتی به وسعت ریگ و صدف های ساحلی، برای دقایقی کوتاه و اما شیرین دل دریایی کودکان را شاد می کرده است.
کامران در حالی که تسبیح اش را به دور انگشتان دستش می پیچاند و نگاه پر اشکش را از پشت شیشه عینکش به دانه ها آن می دوزد، بغض آلود می گوید: هرچه بگویم که حاج اسدالله که بود، کم گفته ام و جز یاد خوبی هایش و طلب غفران برای او کاری از دستم نمی آید، خدا رحمتش کند، مرد بزرگی بود.
* تفکر سیاسی حاج اسد الله در امتداد خط مستقیم خدایی بود
ˈحجت الله عالی پورˈ برادر 67 ساله مرحوم اسدالله است ، او می گوید اگرچه هیچ گاه به طور صریح هدف از حضورش در نخستین دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی را نپرسیدم اما خوب می دانم که انگیزه اش جز رساندن حرف دل دردمندان به گوش مسوولان چیز دیگری نبود.
حاج اسد از خانواده ای متوسط الحال و زجرکشیده بود و طعم تنگدستی و فقر را با پوست و گوشت خویش احساس کرده بود و همواره آرزو داشت که به مرتبه ای از پایگاه اجتماعی دست یابد که بتواند زبان رسا و گویای دردمندان باشد و همین امید و آروز، او را به نامزدی در انتخابات ترغیب کرد و در مرحله دوم با کسب نزدیک به 40 هزار رای به عنوان تنها و نخستین نماینده مردم ایلام به مجلس شورای اسلامی راه یافت.
و هنوز نرسیده تسخیر میمک و پس از آن مهران و آغاز جنگ تحمیلی نیت عمل و صدق گفتار او را با آزمونی جدی و بزرگ مواجه ساخت.
حاج حجت الله می گوید: در تایید صدق گفتار و نیت عملش همین بس که در فتح میمک خود بی پروا در کنار نیروهای مردمی ایستاد و پیکار کرد و تا بازپس گیری میمک به خانه بازنگشت.
او برای جذب اعتبار و کمک های ارگان های دولتی، بارها مسوولان کشوری وقت را به بازدید ایلام که در زیر حملات هوایی دشمن آسمانش تیره و تار و زمینش به خرابه تبدیل شده بود فراخواند و چه الطاف و کمک هایی که به مردمان مظلوم جنگ زده رسید و هرگز او دم بر نیاورد که در این راه چه فشارهایی را متحمل شد.
او بارها وزیران راه و کشاورزی وقت را برای بازشناسایی ظرفیت های استان در این حوزه ها دعوت کرد که تا از نزدیک نیازهای منطقه را شناسایی کنند و آن تلاش ها و پیگیری های متعهدانه آغاز احداث تونل آزادی و راه اندازی کارخانه های تولیدی و صنعتی استان را سبب شد...
پافشاری سردار اسدالله در مجلس تصویب طرح احداث سد گدار خوش و هدایت آب بهˈ دشت لگ ˈ؛ منطقه فاتحان میمک را در روزهای آغازین نمایندگی اش برای استان به ارمغان آورد.
او نماینده ای مقتدر و آگاه به مسایل روز استان و کشور بود و در مقابل هیچ زر و زور و قدرتی سر تعظیم فرود نیاورد و بسیار دوست تر داشت که در مقابل کسانی متواضع باشد و با احترام برخیزد که کسی در برابر آن ها برنمی خیزد.
او مشتاقانه در مجلس غم و شادی مستمندان با لباسی ساده و همرنگ خودشان ظاهر حاضر می شد.
حاج حجت الله در معرفی رویکرد سیاسی برادر مرحومش می گوید: حاج اسد هرگز تفکر و جبهه سیاسی خاصی که مخالف نظر مردم و منفعت جمعی بود، دنبال نمی کرد و آزاد اندیشی بود که در امتداد خط مستقیم خدایی حرکت می کرد و گاه در این سلوک فکری خط یا حزب فکری به تفکرش پیوند می خوردند.
پس از نمایندگی مجلس برای مدت چند سال در امارات متحده عربی دوباره آموزگاری را از سر گرفت و چون پس از پایان ماموریت آموزشی به ایلام بازگشت مردم داری اش انتخابش را به عنوان عضوی از شورای شهر ایلام رقم زد.
سردار اسدالله یکی از صاحبان اندیشه و معتمدان شهر به شمار می آمد و در نشست های تصمیم گیری استان همواره دعوت می شد و اگر می توانست با ارایه راهکار مطمئن و عملی مسوولان سیاسی، فرهنگی، آموزشی و انتظامی استان را یاری دهد رضایت قلبی اش حاصل می شد.
حجت الله چندین بار در بین جملاتش نزدیکی و صمیمیت راستینش با سردار اسد را به طور غیر مستقیم به زبان می آورد و می گوید که رابطه اش با او فراتر از رابطه ساده برادری بوده است.
حاج حجت الله اگرچه این روزها غم فراق برادر عزیزش دل و روحش را عزاپوش کرده است اما دلگرم از ابراز محبت دوستان و آشنایان تحمل فراق برادر برایش آسان تر شده است.
او می گوید: اگرچه پستی و بلندی های روزگار همواره فراموشی آور است، اما بسیار خرسندیم که در حافظه تاریخی این سرزمین و مردمان اصیل این دیار نام حاج اسدالله با واژگانی از جنس سادگی و مردم داری عجین شده است.
حضور باشکوه و خودجوش مردم قدرشناس نه تنها ایلام بلکه جای جای میهن پهناور اسلامی در آیین خاکسپاری و مجلس ختم او گواه این حقیقت است، ما همواره قدردان همگان هستیم؛ زیاده حرفی نیست، جز نثار درود و طلب خوانش فاتحه برای آمرزش تمام درگذشتگان و حاج اسدالله عالی پور؛ سرداری که با همه زیست و به اوج پرواز کرد...
پس با هم می خوانیم...
گزارش : مهین داوری/ 7169/565

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال