هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

در ماجرای بی آر تی تاوان اصلی را درختان رشت دادند!

روزنامه سوال جواب چاپ استان گیلان در شماره یکشنبه ششم اسفندماه، مطلبی در قسمت یادداشت امروز با عنوان در ماجرای بی آر تی تاوان اصلی را درختان رشت دادند! به قلم قاسم بزرگ زاده منتشر کرده است.

شنیده ها و دیده ها حکایت از این دارد که بیش از چهل سال پیش، شهرداری های کشور درجه بندی شده بودند و اگر کارمندی می خواست ارتقاء یابد و شهردار شود، لزوما باید تجارب لازمه را داشته و حداقل آموزش های لازم را دیده باشد. بعد ها این رسم میمون ور افتاد و برخی تازه به دنیا رسیده های انقلابی که حتی برخی زندگی شهروندی را تجربه نکرده بودند، بر پایه تعهد و ایمان و اخلاق و معنویات سکان مدیریت شهری را به دست گرفتند و تاوان ها داده شد تا برخی در این میان “شهردار” شوند.
از طرفی، شهرداری ها به لحاظ ارتباط مستمر و مستقیمی که با مردم دارند، سکوهای مناسبی برای پریدن به سکوهای قدرت سیاسی شدند و فضا برای انواع آلودگی ها فراهم آمد.
گسترش و توسعه غالبا کمی - دانشگاه ها و ازدیاد صاحبان مدارک عالی علمی، آثار متفاوتی داشته که موضوع این بحث نیست؛ لیکن روزی که شایعه های معمول به واقعیت پیوست و جوانی رشتی و “دکتر” در شهرسازی به عنوان شهردار به ساختمان قدیمی شهرداری موردنظر پا گذاشت، برخی از فحول و عقول قوم نیز به شادی از جای برخاستند و نزدیک بود از جمعیت صلوات هم بگیرند! البته دیر زمانی نگذشته بود که از شادمانی بیگاه خود اندوهگین شدند و شد آنچه که نباید!
آدمی وقتی درگیر خودشیفتگی و بیش فعالی شود، چه کارها که نتواند کرد. خوب و بد، ورای حد افراط! خوش بختانه در زمانه ما جوگیری و عنوان تراشی و ”بادمجان سبز چینی” کم نیست. چشم به هم زدی چنان امیر کبیر و رضا خان میرپنجی از آدم می سازند که مپرس! حال بدا به روزی که مدیر جوگیر که مولوی خوان نبوده و داستان ”کنیزک و کدو” را نیز نشنیده باشد که “ خلق را تقلیدشان بر باد داد/ ای دوصد لعنت بر این تقلید باد... و حتی چنان از حافظه بهره نبرده باشد که در کتاب فارسی ابتدایی آمده بود : کلاغ رفت راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خود نیز فراموش کرد ...
وقتی که یک شبه خواستیم بشویم “یک شهر دیگر” و ندانستیم که نه تنها با مصالح و پیمانکار “یک شهر دیگر” ، لزوما اصفهان و شیراز و تهران و تبریز نمی شویم، بلکه اساسا این تقلید ضرورتی نداشته و ندارد. یکی از نتایج درخشان این فعالیت های بخردانه(!) قطع درختان حدفاصل چهاراه میکاییل تا میدان فرهنگ و ایجاد ساز و کار ناموفق و ناکارآمد بی-آر-تی بود که علیرغم مخالفت های فراوان، عجولانه و با صرف هزینه های غیر معقول و تحمیل دیون سنگین به شهروندان رشت اجرا شد و خسارت های بسیار مالی و روانی، فردی و اجتماعی در پی داشت که البته بر آن مدیر و کردارش حرجی نیست!
... القصه با توجه به سیادت و استیلایی که شورای شهر، قانونی و عرفی، بر شهرداری و شهردار خود خواسته دارد، پیشنهاد می شود شورای شهر سابق برای عذرخواهی از درختان مقطوع مقتول - مثل سایر اعمال نمادین! خود - چند شمع یادبود در جای خالی درختان مرحوم روشن کنند.
این شعر محصول رنج روز قطع درختان است :
* گذار
تمام عمر
در گذر
از گذاری ناگزیر.
طوفان مسخره
درختان 'امام' را
از 'میکاییل' تا خالی ی 'فرهنگ'
درهم شکست
و رشت
از شرم عریانی
اندام زشتش را
در گنداب زرجوب و گوهر رود
پنهان می کند.
شهر
از شهروندان می گریزد
و
برای اتوبوس های بی آرتی
لنگر کشتی نوح بسته اند.
2007/7294

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال