نوشتاری در سوگ پدرآموزش موسیقی ایران دکتر مصطفی پورتراب

شیراز - بر بلندای قله های سرفرازی ،آنجا که خورشید نیز پیش روشنای جهان افروز فرهنگ ملی و شکوه جاودان هنر ایرانی،رنگ می بازد و رخسار شرم در نقاب تواضع پنهان می دارد،تاریخ مسخّر مردان بلند همتی چون استاد مصطفی کمال پور تراب است که نقد جان به دانش اندوزی پرداختند و دل به شعله هنر آفرینی افروختند.

مردانی که میراث رنجشان کیمیای هنر شد و ثمره همتشان جوهره فرهنگ ، یادگاری از فرزندان پاک این آب و خاک و پیران طریق شوق افلاک ، آنان که شمع وجودشان ظلمت تعصب می زداید و سپیدی اندیشه های پاکشان سواد موهوم کهنگی ، قلمهایشان جاده های روشن نور را ترسیم می کند و باورهایشان شکوه عصمت طلوع ، دفتر فرهنگ به نامشان ورق می خورد و کتیبه هنر به افتخارشان رقم می زند .
دستهای خنیاگری که آوای دوست را تا دور ترین نقطه های مه آلود خیال ؛ در کرانه هایی که افق پیش ابهت آسمان محو می شود؛جلوه می دهند ، استاد کمال پور تراب از چهره های فاخر و متین در عرصه موسیقی بود که شکیب قلم و حسن ادب ، تمامی آثارش را به نیکوئی می آراست.
شوق موسیقی که دست تقدیر در نهادش نهاده بود ،گامهایش را آنچنان استوار می نمود که تا واپسین لحظه های حیات ،خارای کهولت و تاتار خستگی پیش بلندای همتش تاب نبود ، پنج ساله بود که دست مهربان پدر لبهای او را با سحر آوای فلوت آشنا کرد و نخستین شعله های عشق را در مجمر جانش بر افروخت ، بدین سان کودک احساسش در باغ موسیقی پرورش یافت و قامت اندیشه اش با خلعت هنر بیاراست.
مقدمات موسیقی را بیاموخت و در دوران شش ساله هنرستان ، کمر همت به آموختن بست و با ممارست فراوان ، کوشید تا فرصت به دست آمده را غنیمت بشمارد و روح تشنه خویش را از چشمه ی فیاض تعلیمات اساتید موسیقی سیراب نماید .
سازهای مختلفی با او مانوس بودند ، تا سالهایی که هنوز دوره عالی آهنگ سازی در هنرستان وجود نداشت تحت تعلیم پرویز محمود و به عنوان نوازنده فاگوت ، ویلون و ...در ارکستر هنرجویان خاطراتی را برای خویش به یادگار نهد ، تجاربی را برای سالهای بعد بیندوزد و درهای جهان هنر را به روی خویش بگشاید.
در سال 1330 طالع همایونش در افق موسیقی پدیدار شد ، دوره عالی آهنگسازی در هنرستان موسیقی برگزار گردید و پورتراب با گنجینه ای از تجارب ارزشمندی که طی سالها تلمّذ اندوخته بود ، پای طرب به راه طلب نهاد.
شالوده های کار را پیش از این یاروسلاوبیزا، حشمت سنجری، عطا الله خادم ، روح الله خالقی ریخته بودند و در فراگیری آواز گروهی آموزش های روبیک گریگوریان و فریدون فرزانه ستونهای استوار هنر را بنا نهاده بودند .
اینک معماری هنرمندانه حسین ناصحی، هایمونویبر، ملیک اصلانیان و دیگر بزرگان موسیقی می طلبید تا او را آماده عهده دار شدن سرپرستی یکی از ارکسترهای وزارت فرهنگ و هنر واجرا برنامه در تلویزیون نماید.
اهتمام مجدانه او در فراگیری نا آموخته های موسیقی موجب شد ، کوتاه ایامی اقامتش در فرانسه ، با تحقیقاتی جامع در زمینه موسیقی سپری شود و پس از بازگشت به وطن، رهاورد سفرش را با تجاربی که از کریستین دوید کسب کرد زمینه تدریس پر پیمانه او شود.
پورتراب جوانی اش را با تدریس موسیقی پر بارتر نمود و گنجینه ای از آموخته هایش که در طی سالها کوشش خستگی ناپذیر به دست آورده بود را با سخاوت به شاگردانش می آموخت. شخصیت متین و بزرگمنش او سبب شد در میان بزرگان موسیقی از شهرت و احترام بسیاری برخوردار گردد.
زمستان پیری با برف سفیدی که آرام آرام بر موهایش می نشست، بر آن بود گامهای پویا و چالاک او را در انبوه ناتوانی های خود سست و لرزان کند، اما گرمای اراده ای که جوهره وجودش را بهایی افزون می بخشید ، تصمیم او را بر ماندن ، کاویدن ، آفریدن و پروراندن مصمم تر می نمود تا علاوه بر کلاسهای آزاد موسیقی در دانشگاه هنر سمت استادی اختیار گزیند و به تدریس هارمونی، کنترپوآن و تئوری موسیقی مشغول گردد و تئوری موسیقی ایرانی که سالها پیش از این به همت روح الله خالقی جمع آوری و تدوین شده بود ، با قلم و زبان او به آستان موسیقی تقدیم گردد.
آثار مکتوب پورتراب با زبانی ساده و شیوا منتشر می شد ، آثاری که مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرد و در اندک زمان ، مراحل چاپ آن به بیش از 10دوره رسید ، از جمله این آثار گرانسنگ تئوری موسیقی، هارمونی کلاسیک و مدرن، کنترپوآن ، مبانی آهنگسازی و .... است که خود موید جدیت او در ادای دین هنری اش می باشد.
آنانکه دستی در نواختن دارند و شوقی در شناختن قطعات دل انگیز او را ستوده و زبان به تحسین آن گشوده اند ، رقص پریان، آواز بی گفتار ، سوئیت هفت پیکر و ... ترجمان طبع لطیف ، احساس نازک او ، سادگی و پاکی او می باشند که پشت طراوت بهاری اش صلابت روح و عزم پولادین او را ترسیم می کنند.
سحر گاه دوم تیرماه دورترین مرغ جهان او را خواند ، آخرین برگ حیات پدر آموزش موسیقی از شاخه درخت کهنسال جهان جدا شد، قلم تقدیر آخرین قصیده زندگی اش را رقم زد تا طلوع خورشید را در جهانی بزرگتر، پاک تر به نظاره بنشیند ، چهره ماندگار موسیقی ایران ، ودیعه فرهنگ را با سالها ممارست خستگی ناپذیرغنائی دیگر بخشید تا نسل فردا با اتکاء به پشتوانه هایی که از او به یادگار ماند ، میراث گرانسنگ هنر را ارج نهاده و در پاسداشت آن بکوشند.
به قلم : دکتر سعید نیاکوثری ، موسیقیدان ، آهنگساز و عضو انجمن نام آوران فارس
6113/ 5054

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال