به قلم : دکتر سعید نیاکوثری

موسیقی آیینی ، نگاهی به سیر تحول در آواهای عاشورایی

موسیقی از دیرباز نقش وی‍ژه ای در اجرای آئین های اعتقادی داشته و تلفیق آن با روایت ها و آواهای عاشورایی را می توان نقطه عطفی در تاریخ موسیقی مذهبی و آغازی بر خدمات متقابل مذهب و هنر دانست.

همیشه استفاده از آواها و موسیقی آیینی بخش مهم و لاینفک در برگزاری مراسم دینی و اعتقادی بوده است ، توجه به کیفیت محتوایی کلام و ارتباط آن با گوشه های موسیقی و ارزشهای تربیتی مترتب بر آن از ویژگی های مختص آئین های عاشورایی است.
آئین های عاشورائی و ارتباط با آواها و موسیقی را از سه منظر تاریخ پیدایی ، فراز و فرودهای تاریخی و تاثیرات فرهنگهای قومی بر آن میتوان بررسی کرد.
در این مقاله سعی بر آن داریم با بیان پیدایی این فرهنگ و سیر تحول و تطور آن مقایسه ای با برگزاری این مراسم در عصر حاضر داشته باشیم
الف) تاریخ پیدائی آئین های عاشورا
در دو قرن اول پس از هجرت، به دلیل حکومت اعراب بر ایران، که عمدتاً حکومتهای اهل سنت بودند ، هرگز شرایط اجتماعی مناسبی برای برگزاری سوگواری ائمه معصومین(ع) دست نداد و تنها در آغاز قرن سوم هجری طاهریان حکومت مستقلی در خراسان به پایتختی نیشابور تاسیس نمودند و بخش کوچکی از سرزمین ایران را از استیلای اعراب خارج نمودند.
این حکومت ها اهل تسنن بودند و شیعیان آزادی عملی برای برگزاری مراسم مذهبی در ارادت به ائمه معصومین (ع) نداشتند. قیامهای علویون توسط طاهریان سرکوب می شد. لذا تا قرن چهارم هجری مسلمانان شیعه ناچار به تقیه از مذهب خود بودند.
سر انجام پس از چهار قرن که از ورود اسلام به ایران می گذشت با شکل گیری حکومت آل بویه اولین حکومت شیعه مذهب در جهان اسلام پایه ریزی شد.
اینچنین بود که شیعیان پس از قرنها خفیه و تقیه برای اولین بار فرصت یافتند تا اعتقاد و علاقه ی قلبی خود را به ائمه معصومین به ویژه به حضرت سید الشهداء(ع) بدون هیچ پروایی ابراز دارند.
ریشه مراسم مذهبی دهه اول عاشورا به دوران حکومت احمد معز الدوله باز می گردد، بنا به دستور او در دهه اول محرم، بازارها تعطیل و سقاها و قصابها در روز عاشورا اکیدا از کار باز داشته می شدند.دسته های عزاداری به شکل جدیدی عرف گردید و حتی زنان ملزم به حضور اجتماعی در این مراسم گردیدند نوحه خوانی و ندبه سرایی از این زمان به عنوان شیوه خاص اجرای این مراسم معمول و مرسوم گردید.
هر چند در آغاز روحانیت اهل تسنن به شیوه برگزاری آن مخالفت داشتند اما در قبال قدرت ال بویه آنها مجال اعتراض پیدا نکردند. با افول دولت ال بویه و روی کار آمدن سلجوقیان وضع زندگی سیاسی و فرهنگی شیعیان دگرگون شد و روزگار بر آنها در طی دو سده پنجم و ششم هجری تنگ و پریشان شد.
شیعیان مجددا به تقیه روی آوردند و از انجام هرگونه مراسم مذهبی به ویژه مراسم مربوط به محرم به شدت منع و محروم گردیدند.
اما از قرن هفتم هجری به بعد هر چند فراز و فرودهای بسیار سیاسی بر برگزاری مراسم عاشورا و دهه اول محرم و سایر مراسم مذهبی شیعیان تاثیر گذار بود ، خاموشی و منع مطلق در انجام آن صورت نگرفت هر چند تلخ ترین و وحشتناک ترین دوران تاریخ ایران از لحاظ قتل و عام و ویرانگری هاست. با این همه در قرن هفتم هجری کمال الدین حسین واعظ کاشفی با نگارش کتاب روضه الشهداء نخستین اثر مدون ادبی – مذهبی که می توانست مورد استناد نوحه خوانها و مرثیه سرایان باشد بزرگترین خدمت فرهنگی به شیعه نمود.
این کتاب در عصر صفوی به عنوان مرجع موثقی در تعزیه و نوحه خوانی مورد توجه و استفاده متولیان برگزاری مراسم عاشورا قرار گرفت.
البته با روی کار آمدن حکومت صفوی با تکیه بر شیعه اثنی عشری قدرتمند ترین کشور مستقل شیعه پدید آمد. حکومتی که بی تردید عمیق ترین تاثیرات را در شکل دادن به وضعیت اعتقادی عصر حاضر داشته است.
در قرن دهم نهضت های شیعی بسیاری شکل گرفت از آن جمله نهضت سربداران ، همزمان با قدرت گرفتن دولت شیعی صفویه ، دولت عثمانی که دولتی سنی مذهب بود نیز به اوج می رسید.
کشورهای مسیحی بر آن بودند به منظور تحدید و رهایی قدرت عثمانی با حمایت از حکومت صفوی، سد محکمی در برابر عثمانی برای خود ایجاد کنند به همین دلیل حکومت صفوی و به تبع آن دولت شیعه قدرت و گسترش زیادی یافت با رواج تفکر شیعی پرداخت .
در قرن دهم پایگاه مذهبی شیعه با صلابت و محکم در دولت صفوی پدیدار شد. صفویان مبنای حکومت خود را بر دو اصل استوار ساخته بودند ، مذهب شیعه و ملیت ایرانی ، این امر موجب گردید مراسم عاشورا در طول حکومت صفوی با قوت بیشتری برگزار شود و البته در همین دوران کتب متعددی در حوزه دین و حدیث به رشته تحریر در آمد.
هر چند در دوره صفوی به دلیل عدم حمایت دربار از شعرا شاهکارهای ادبی چندانی نگارش نیافت اما مرثیه سرایی و مداحی بسیار مرسوم و معمول گردید.در این دوره کسانی که در آثار خود به مدح و مناقب ائمه اطهار می پرداختند بسیار مورد توجه و عنایت دربار واقع می شدند. با این وجود نمی توان از آثار ارزشمندی همچون ترکیب بند معروف محتشم کاشانی که اوج پردازش ادبی به واقعه کربلا و عالی ترین منظومه نمایشی از عاشوراست چشم پوشید.
هر چند در این دوران به دلیل تعصبات افراطی حکومت ، موسیقی بغرنج ترین دوران خود را پشت سر نهاد اما در همین دوران شبیه خوانی که از عهد باستان در ایران مرسوم بود و در اجرای مناسک آئینی در ترسیم اسطوره های حماسی ایران باستان به کار می رفت دیگر بار احیاء و در خدمت دین در آمد.
البته در آغاز کار به دلیل اینکه افراد در قالب شخصیت های معصوم دینی ظاهر می شدند با واکنش علما مواجه گردید اما استقبال و علاقه عموم مردم موجب گردید این مراسم کم کم در جامعه جای خود را باز کند.
کم کم تعزیه جایگزین سوگ نامه و مقتل نامه ها گردید. موسیقی آوایی شدیدا به انزوا کشانده شد اما تعزیه و نوحه خوانی ها که صدای زیبایی را می طلبید در تداوم و حیات موسیقی ملی نقش مهمی را ایفا نمودند ، دسته گردانی عاشورا در زمان صفوی عمومیت یافت و بر پایی مراسم روضه خوانی به شکل امروزی از زمان صفویان شکل گرفت .
از خطبا و دانشمندان مستعد و خوش ذوق این دوران ملا حسین معروف به کاشی بود، در این دوران کتاب روضه الشهدا در مراسم سوگواری خوانده می شد.
در دوره صفوی روضه خوانی پیشه عمده افرادی بود که از صدای زیبایی برخوردار بودند از این رو با رواج خوانندگی برای اجرای بهتر مراسم مذهبی موسیقی که مطرود و خلاف شرع بود در قالب تعزیه و روضه کم و بیش پنهان به حیات خود ادامه داد.
نکته مهم در خصوص کیفیت محتوای روضه ها، نوحه ها و تعزیه در این دوران آن است که اولا تعزیه ها منظوم و آهنگین بودند و دیگر آنکه به لحاظ محتوای مفهومی دارای ارزش بسیار بود هر چند در برخی نوحه ها و مراثی، به منظور متاثر ساختن مستمعین تشبیهات اغراق آمیزی نیز به کار می رفت اما عمدتاً لبریز از ارزش معنایی قابل توجهی بود.
تکیه عمده آواها به موسیقی ردیفی و البته موسیقی های تعریف شده قومی بود و بیشتر با رعایت ریتم های دو – چهار و چهار – چهارم . اشعاری که در تعزیه به کار میرفت نمی توانست به صورت بحر طویل باشد و عمده ماخذ آن کتاب روضه الشهدا و بعدها ترکیب بند محتشم کاشانی بود البته به علت رونق مداحی و مرثیه سرایی ،خلاقیتهای ارزشمندی در این زمینه مشاهده می شد.
در این دوران موضوعیت اشعار مورد توجه بود ، برخی اشعار به صحنه های واقعه توجه داشتند برخی در توصیف شخصیتهای تاریخی و برخی نیز به مضامین معرفتی و عرفانی آن اشاره داشتند.
البته باید اشاره نمود که در این دوره برخی سازها که می توانست دسته های عزا داری را همراهی کند و بر رونق و تاثیر گذاری نوحه ها مورد توجه قرار گیرد هرگز از صحنه زندگی اجتماعی محو و یا کمرنگ نشدند.از آن جمله قره نی، طبل، دهل، نقاره و ... که در آماده سازی مخاطبین نقش مهمی ایفا می نمود تا آنجا که گاه به عنوان پیش خوانی از آن استفاده می شد و مخصوصا برای تاثیر گذاری عمیق تر،صحنه های غم انگیز و دلخراش را با نوای محزون ساز ادغام می نمودند.
به هر جهت دولت رسمی صفوی مجد ترین دولت در برگزاری مراسم عاشورا بود.
اگرچه تعزیه از زمان صفوی وارد مراسم سوگواری های عاشورا شد اما در دوره قاجار به ویژه عهد ناصری به اوج شکوفایی خود رسید. تکیه دولت که به دستور ناصرالدین شاه ساخته شد نقش مهمی در ترویج تعزیه داشت. تعزیه گردانها زیر نظر معین البکاء بودند.البته رونق تعزیه بیش از آنکه مرهون توجه حکومتها باشد مدیون خلاقیتهای هنری تعزیه گردانها بود که با ابتکار و نو آوری بر شکوفایی آن می افزودند.
البته با این همه نمی توان تاثیر حمایت دولتها به عنوان عاملی انگیزشی از نظر دور داشت.از تعزیه گردانهای معروف عهد قاجار میرزا محمد تقی بود که با ابتکار عمل خود عملا تعزیه را از حالت رکود و یکنواختی خارج ساخت.
پس از او فرزندش معین البکاء تعزیه را به اوج شکوفایی خود رساند.در دوره قاجار برپائی سقاخانه، سخنوری ، مراسم تشت گذاری و .. نیزمرسوم شد.
با آغاز دوره پهلوی اول رکود هیئت های عزاداری با بسته شدن تکیه ها و ممنوع شدن عزاداری های عاشورا آغاز شد. به همین دلیل سبک و سیاق برپائی مراسم در منازل و شکل گیری هیئت های خانگی رایج گردید.
اما در زمان پهلوی دوم مجددا حسینه ها رونق پیدا کرد.اما تعزیه که از زمان پهلوی اول ممنوع گردید دیگر نتوانست جان بگیرد و تلاشهای بعدی حتی پس از انقلاب در احیاء و رونق آن بی نتیجه ماند.
با ممنوعیت مراسم تعزیه، این مراسم کم کم از شهرها و تکیه های دولت و حسینیه ها جمع آوری گردید و در تنگنای شهرهای کوچه و روستاها، کم کم به غبار زمان از اذهان رخت بر بست. به این ترتیب تعزیه با همه کارکرد موثری که در بازنمائی واقعه عاشورا، انتقال موثر مفاهیم ارزشی- دینی، تاثیرات تربیتی – روانی و سرانجام نقش موثرش در ماندگاری و شکوفائی موسیقی ملی داشت به خاطره ای گرانسنگ در تاریخ تشیع در ایران مبدل شد.
تعزیه ای که خود مرهون قلم توانای تعزیه نویس هایی بود که آن را تقریر می نمودند و از سویی زمینه ساز آفرینشگرهای بدیع در موسیقی ردیفی و تصنیف بودنداز جمله نوحه:
روز عاشورا حسین آن شاه مظلومان ... اینچنین می گفت با آن قوم بی ایمان...
که دقیقاً هم به لحاظ بحر عروضی شعر و به جهت نحوه اجرای آن با تصنیف زهره دردستگاه سه گاه هماهنگی تام دارد.
هرچند ابعاد نمایش تعزیه ها به جهت تاثیر گذاری در انتقال فرهنگ عاشورا بسیار قابل توجه است اما تعزیه خوانها می بایست با ردیف موسیقی نیز آشنائی کامل می داشتند چون آنچه که یک تعزیه را به نهایت اثر گذاری میرساند صوت خوش تعزیه خوانها ،رعایت اصول دقیق خوانندگی، تجانس شخصیت ها با مقامهای موسیقیایی مترتب بر آن بود به ویژه در سئوال و جوابها که رعایت تناسب مقامها شدیدا الزامی و گریز ناپذیر بود.
بنابراین آنها که از صدای خوش برخوردار بودند می بایست نزد اساتید تعزیه خوان، ردیفها و گوشه های آوازی را می آموختند تا بتوانند از اجرای نقش خود، خوب برآیند.
از معروفترین شبیه خوانها می توان ملا حسین قزوینی، حاجی محمد تقی فشندی ، رضا قلی تجریشی نام برد . میرزا محمد مکتب دار اصفهانی نیز از نوحه خوانهای بسیار معروف بود و آنهایی که می خواستند نوحه بخوانند نزد او شیوه صحیح خواندن را می آموختند.
بر خلاف زمان حاضر که تمام سرمایه های تکیه ها صرف تهیه ملزوماتی همچون بلندگو و طبل های بزرگ و ... می شود و از اصل و محتوای کلام و شیوه خوب خواندن غافل مانده ایم و موسیقی های کلام نوحه ها متاثر از آهنگهای غربی است در گذشته سرمایه گذاری اصلی روی پرورش نوحه خوانها برای اصولی و صحیح خواندن بود و همچنین سرایش اشعاری که دارای مضامین و محتوای ارزشی رفیع باشد.
به هر جهت شعر زیبا، آواز خوش و آشنایی با ردیف آوازی ارکان اصلی برای کسانی بود که میخواستند در کار نوحه خوانی و تعزیه باشند.
هرچند روضه خوانهای مسلط بر ردیف و آنهایی که از صوت زیبایی برخوردار بود بیشتر مورد حقد و حسد رقیبان خود قرار می گرفتند و شاید بتوان به طور نامحسوسی ریشه تحریم موسیقی در این قضایا جستجو کرد.البته برخی منبری هایی که فاقد صوت خوش بودند ،خطابه را خود انجام می دادند و روضه خوانی را به آنها که توانمند تر بودند می سپردند. بدین اعتبار صنف واعظ و ذاکر از هم جدا می گردید و این جدائی ها گاه موجب تحریم هایی هم می شد.
از میان چهره های شاخص در تعزیه خوانی و ذاکرها و نوحه خوانها برخی شهرت بیشتری داشته اند از جمله سید احمد خان از شبیه خوانهای معروفی بود که صفحات موسیقی از او به یادگار مانده است.
ابواحسن اقبال آذر نیز از تعزیه خوانهای معروف و مسلط به ردیف موسیقی ایرانی بود.حاج تاج اصفهانی معروف به تاج الواعظین،میرزا لطف الله اصفهانی معروف به دسته بنفشه،سید حبیب اله تفرشی معروف به ملک الواعظین از روضه خوانهای معروف عصر ناصری بودند.
روح اله خالقی از میان نوحه خوانهای مشهور به سید حسن عندلیب اصفهانی اشاره دارد که در فنّ مناجات خوانی مهارتهای بسیار داشته و با رعایت کامل اصول ردیفی مناجاتهای زیبایی را می خوانده است.
تاریخ موسیقی مذهبی ایران در عصر معاصر آراسته به ذاکرین مشهوری است که علاوه بر خوانندگی با ادبیات فارسی،عربی و اصول فقه نیز آشنا بوده اند از جمله ابراهیم بوذری که از شاگردان اقبال آذر بود.
اقبال آذر خود از سرآمدان سبک تبریز بود و از کودکی در مساجد الوند به نوحه خوانی می پرداخت او ابتدا در دسته تعزیه خوانهای میرزا حسن ثقفی مشغول شد. میرزا حسن وقتی استعداد های اقبال را کشف کرد برای آشنا ساختنش با دستگاههای موسیقی او را نزد استاد حاج ملا عبدالکریم جناب قزوینی برد ملا جناب ملقب به ناظم البکاء از خوانندگان بنام و مورد توجه خاص ناصر الدین شاه بود.
چهار شاگرد سرشناس او قربان خان شاهی (قربان خان قزوینی)،ابوالحسن خان قزوینیب(اقبال السلطان)،عارف قزوینی و سید یحیی مجابی(سید یحیی عندلیب) بودند.
ابوالحسن خان در تبریز هنر موسیقی و تعزیه را دنبال نمود او که از شش دانگ صدا برخوردار بود به دلیل توانایی قابل تحسینی که داشت و تحریرهای زیبایی که اجرا می نمود و اشراف کاملی که بر ردیف موسیقی ایران داشت از خوانندگان صاحب سبک موسیقی ایران است و در زمینه مرکب خوانی تخصص ویژه داشت.
اوج صدا و قدرت تحریر و نهیب او به گونه ای بوده تمام فضا را پر میکرده است و با تسلط و زیبا آوایی خود همه شبیه خوانهای تکیه دولت را تحت الشعاع قرار می داده است.
از معروفترین مرکب خوانی های او می توان به شعر
راست گویان حجازی به نوا می گفتند ... که حسین کشته شد از جور مخالف به عراق
مشهور است که در ماه رمضانی به هنگام سحر وقتی از گلدسته های مسجد سپهسالار موذنین مناجات می خواندند، اقبال السلطان از پائین گلدسته مناجاتی می خواند که هیچ یک از موذنین یارای پاسخ به آن صوت زیبا و تحریرهای او را نداشته اند.
بنده سالیانی پیش شاگردی داشتم بسیار معمر که از محضر اقبال السلطان درس گرفته بود و ابراز می داشت که از نزدیک شاهد بوده که اقبال السلطان در جام شیشه ای خوانده بوده است و به عینه ترکیدن جام را دیده بود.
حاج تاج الواعظین نیز از روضه خوانهای معروفی است که در خصوص روضه های او خاطرات بسیاری نقل شده است.
مسجد آقا بابا خان شیراز هر ساله ماه مبارک رمضان مشحون از صدای زیبای او بوده است. نقل است که در مجلسی پس از هنرنمائی حاجی میرزا لطف الله ،او نیز قصد خواندن می کند. شیخ علی زرگر وقتی از قصد او با خبر شد ،به او گوشزد نمود که پس از هنرنمائی میرزا لطف اله بعید است که بتوانی قَدَر تر از او اجرا نمائی... تاج الواعظین مصرانه با خواندن سه بیت ،چنان مردم را مجذوب صدای زیبای خود می کند که هنگام ترک مجلس عده کثیری به دنبال او راه می افتند تا در مجالس دیگر نیز از صوت زیبای او محظوظ شوند.
ب) مراسم عاشورا در چند دهه اخیر:
خدمات متقابل موسیقی ملی و موسیقی مذهبی جدا از کمیت قابل توجه آن به لحاظ کیفی نیزحائز اهمیت می باشد.
موسیقی مذهبی در سیاه روز ترین روزهای موسیقی ملی ایران تنها مجال حیات و ابقاء آن زیر انبوهی از فشارتحریم هایی بود که که با صبغه مذهبی ،توجیه می شد.از دیگر سو موسیقی ملی با ردیف شگرف خود به بازنمایی ژرف تر و عمیق تر بزرگترین حادثه تاریخ ساز بشری کمک می نمود.
به جرأت می توان گفت اگر موسیقی ردیفی وارد تعزیه نمی گردید، هرگز امکان خلود و شکوه آن نبود.موسیقی مذهبی در ایران،طی قرنها گذر زمان،هر چند با تنگناها و اجحافات بسیار از ناحیه حکومت مواجه شد ،با این وجود توانست از تمام گذرگاههای صعب العبور تاریخ به سلامت عبور کند و رسالت فرهنگی خویش را در حدّ اعلا به فرجام رساند و جای تأسف که پس از گذشت قرنها این میراث گرانقدر و توانمندی عظیم آزادی بخش نه تنها آنگونه که شایسته آن بود پاس داشته شد که هر ساله با انحطاط وضعف های روز افزون کران تا کران این چشمه معرفت به خشکسالی بینش و هنر لازمی که می بایست پشتوانه تعالی آن باشد،شوره زار نوحه هایی که از غنای معنایی و اصالت آوایی ردی در آن ها یافت نمی شود که بر عکس اسباب سخافت و تحریف فرهنگ عظیم عاشورا را موجب گردیده اند.
امروز ما به عنوان تنها کشور مسلمان شیعه که مراسم محرم و صفر بدین شکوه و با استقبال عموم برگزار می کند، هیچ مدرسه و تحصیلات دانشگاهی در زمینه موسیقی مذهبی نداریم که این خود راه را برای ورود بسیاری از کج سلیقگی ها، کم سوادی و حتی انحراف در موسیقی مذهبی باز می گذارد.
از آن جمله عدم اشراف روضه خوانها بر ردیف دستگاهی موسیقی ملی که عمدتاً موجب تغییرات ناگهانی مدالیته ای می گردد.
بر خلاف موسیقی اروپائی که گامهای تنالیته دارد و هر دانگ موجب ایجاد دانگ دیگر می شود و تغییر مدالیته آنچنان راحت که شنونده با تغییرآن چندان دستخوش اختلاف فاحش شنیداری و توتیک نمی شود.اما موسیقی ردیفی در ایران به دلیل مدالیته بودن تنها با عبور از محیطهای میانی ، جهت دستگاه برگردانی استفاده می شود.
در واقع برای مد گردانی می بایست از فونتهای آنستزیا و یا هوش بری استفاده نمود که بتوان به راحتی بدون ایجاد تغییر در ذائقه شنونده مثلاً از چهارگاه به دشتی رفت که این خود نیاز به پرسوناژ از قبل تهیه شده دارد که متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق خوانندگان مذهبی هیچگونه اطلاعی از آن ندارند.
آنچه که بیش از این موسیقی مذهبی را در ایران دستخوش آسیبهای جدی نموده است و سیر انحطاط آن را چندان روز افزون که امید عافیتی بر آن نیست محتوای کلام اشعار و سبکهای خوانندگی نوحه ها و مراثی است.
محتوای اشعار برخی چنان اغراق آمیز که موجب شبهات اعتقادی می گردد و برخی چنان سخیف که عزت عاشورا را در حد ذلت به پیش زور ترسیم می کند و برخی نیز یادواره آهنگهای خوانندگان آنچنانی که به هیچ وجه در شأن مراسم مذهبی نیست.
این در حالی است که در گذشته تعزیه نویسها نقش کلیدی تری داشتند و هر شعری قابلیت اجرا در نوحه و تعزیه نداشت و تلفیق موسیقی مسموم با اشعار معیوب ، عامل مهمی در تخریب اثرات تربیتی مراسم عاشورا به شمار میرود .
البته خطر جدی در صیانت از مفاهیم ارزشی اعتقادی و انتقال صحیح آن به نسل آینده است. لذا بررسی کارشناسانه در تشخیص آسیبهای فرهنگی بر آمده از سبکهای نا متعارف در برگزاری مراسم مختلف دینی – مذهبی از ضرورتهای فرهنگی تاخیر ناپذیر عصر حاضر است.
این فوریت زمانی تصدیق می یابد که گستردگی ،سرعت و همه جانبگی اقدامات براندازانه جنگ نرم در ایجاد شبهات مذهبی را بیشتر در نظر آوریم.
* دکتر سعید نیاکوثری ، پژوهشگر ، آهنگساز و موسیقیدان
677 / 667

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال