ˈ بر بال عقاب ˈ ، قطعه ای به یاد حماسه سازی های خلبان شهید عباس دوران

شیراز - ایرنا ، دکتر سعید نیاکوثری موسیقیدان برجسته استان فارس و دارنده مدال برنز مسابقات جهانی همزمان با برگزاری کنگره بین المللی سلامت زنان در شیراز ، قطعه حماسی ˈ بر بال عقاب ˈ را با همکاری نوازندگان چیره دست کانون فرهنگی هنری صبا اجرا کرد.

به گزارش خبرنگار ایرنا ، این قطعه در قالب موسیقی توصیفی یا دیس کریبپتو میوزیک که پیشنیه چندانی در کشور ما ندارد ساخته و اجرا شده است.
بر بال عقاب ، اولین بار در سال 1365 و در سالن آل احمد دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز در حضور خانواده شهید دوران اجرا گردید ، دومین بار در سال 1380 در کنسرت مدرسه موسیقی کیف اکراین و سومین اجرای آن سال 1388 در مدرسه ونیوسوق سن پاریس با تکنوازی نیاکوثری انجام شد.
اینک با گذشت بیش از ربع قرن از آفرینش بر بال عقاب ، این قطعه هنوز زیبایی خود را حفظ کرده است.
چهار هنرجوی کانون فرهنگی صبا ، محمد علی جاوید ، محمد خامه گیر ، محمد مهدی صالحی و فاطمه جنابی شاهبال مضرابهای چابک خود را گشودند و در اجرای توصیفی قطعه ماندگار موسیقی توصیفی و در تجلیل از حماسه ماندگار تاریخ جنگهای هوایی همراهی کردند.
سال 1361 ، دیرگاهی است شعله های جنگ تور سفید دختران را بر شانه ها شال سیاه کرده است ، ایران در آتش و لبریز بغض در گلو مانده ترورهای متعدد شخصیتهای تراز اول است و ماتم زده تازه کفن رفته های شهید ، غرش جنگ و گزش ترعیب ها و تحریم ها هوای میهن را بغض آلود کرده ، اما اینجا سرزمین ایران است .
اینجا ایران ، سرزمینی که عقابان تیز پروازش هرگز چشم بر هم نمی سایند و غنودن بر نمی تابند، بغداد چون آفتاب آخرین روز تیرماه سال 61 در خواب است ، ساعت سه بامداد را نشان می دهد ، پایگاه هوایی همدان را شوری دیگر فرا گرفته است ، چهار فروند عقاب تیز پرواز آماده رستن از خاک بال می آرایند ، آخرین چکابهای پرواز در سکوت پایگاه انجام می شود بدون ارتباط رادیویی و شنود شغالها ، هشت قلندر شاهنامه وارد اتاق فرماندهی شده و بیریفینگ می گیرند ، آنها به چه می اندیشند؟
فلق فردا با خون کدامیک سرخی شفق می گیرد ، قرعه ی دولت دوست به نام که خواهد خورد ، هنوز هیچکس نمی داند ، لحظاتی بعد عباس دوران لبخند زنان با هفت عقاب دیگر به باند غربی آشیانه می رسند ، پیش از آن همه کلاه و چتر نجات از اطاق تجهیزات گرفته اند ، آخرین وداع با آشیانه ، عباس فرماندهی چهار سورتی پرواز را بر عهده دارد.
اوج ظلمت شب تاریک 30 تیر ماه 61نوید صبح شکوهمند آزادی از شکیب تن و رهایی از اسارت خاک می دهد ، امیر آرزوها ، کودک هشت ماهه دوران آن شب در خواب است.
نبض زمان غریبانه تر میزد و ساعت اتاق تیک تاک آخرین ثانیه ها را به نوسان آورد ، همسر شهید ، بیقرار دل به ذکر تسبیح دارد و با لالای کودک خود مثنوی شب هجران می سراید ، لالا لا لا گل پونه بابا رفته میاد خونه ، لالا لالا گل بادوم بخواب آروم بخواب آروم.
اما عباس را دیگر قراری نیست ، شوق پرواز قرار بودن را ربوده است باند 1و2و3و4 شرقی آماده می شود ، موتورهای پرواز روشن و اشکها با لبخند قرین می شود.
شماره معکوس 3...2...1 رو به سوی معبود ، میعادگاه را او مشخص کرده است ، شکاریها از آشیان اوج می گیرند ، آسمان پیش اوج پروازشان حقیر می شود ، روشنای عشق مرز افق را می شکافد ، عباس آرام اما بی صبرانه زمزمه می کند ، مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک ، چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم.
جغرافیای زمین خط مرزی را نشان می دهد ، ارتفاع پرواز باید کم شود تا از نگاه شوم شغالها دور ماند ، از این لحظه عباس را تنها فرصتی است تا اذان صبح و او باید بغداد خفته در خواب را بیدار کند ، 15 دقیقه تنها فرصت طلایی که در دست فرمانده پرواز است ، سه سورتی همراه با او پس از شیرجه ای به سمت بصره می روند و از خرمشهر مجددا به خاک پاک وطن باز می گردند.
عباس را مأموریتی دیگر نیز هست او به همراه کمک خلبان ستوان یکم احمد کاظمی به سمت پالایشگاه الدوره حرکت می کنند ، باید دیوار صوتی را آنچنان بر سر بغداد و صدام بلرزاند تا تمام ستاره های نشسته بر شانه اش را بر سرش آوار کند.
دیوار صوتی به غرش رعد آسای عقاب تیز پرواز به شدت می شکند ، آذرخش ترس، امان از بغداد گرفته است گارد امنیت هنوز منگ باده ی دوشین است ، عباس همچنان پیش می تازد ، او پرچین های ملکوت را می بیند و بوی بهشت را می شنود.
سالن کنفرانس سران متعهد ، لبریز رعب است آتش ضد هوایی ها می کوشند با تمام قوا عقاب را به زمین باز نشانند شلیکها بی امان و گلوله ها در آسمان معلق و حیران ، بمب افکن شکاری لانه کفتار پیر را نشانه میرود و سه فقره موشک را از خدنگ می رهاند ، بمب ها با فشار انگشتانش از حصار می رهند و فرو می افتند ، اشداء علی الکفار بانگ مرگبار یجعلون اصابعهم فی اذانهم من الصواعق حذر لموت ، بغداد را بر می گیرد ، دوران بار سنگین پروازش را بر بغداد فرو ریخته و آماده بازگشت به آغوش وطن و شاید در اولین فرصت دیدار تازه ای از کودک خردسالش!
اما فتنه دشمن بال پرواز سمت راستش را دریده است ، عباس می داند این شامگاه را دیگر برای او فلقی نیست، همسفرش اما بیقرار و آماده ایجکت و عباس شتابان دکمه ایجکت کمک را آزاد می کند شعله های حریص آتش با هاله ای از دود، کاظمی در میانه زمین و آسمان زیر رگبارهای دشمن چتر نجات می گشاید و ناگهان به یاد می آورد عباس چتر نجات نگرفته است اما هنوز نمی داند عقاب تیز پرواز آسمان ایران در چه اندیشه ای است!
عباس با بال سوخته و حریقی که بی پروا طعمه خویش را می بلعد با سرعت به سمت محل اجلاس می رود و همای آهنین خود را بر بنای قلعه کرکس ها می کوبد تا چهل دزد بغداد سودای خواب آرام از سر به در کنند و اینک ما و امیرهای دوران آسوده بخوابیم ، آیا مضرابهای بیقرار می تواند این همه شجاعت و صلابت را یکجا بگوید؟
گروه موسیقی صبا با تونیک سل دستگاه شور440 مگا هرتزی آخرین فراز و فرود موسیقی بر بال عقاب را چک می کند ، بر بال عقاب با پدال تونیک شور و فواصل دوم - سوم افزوده آغاز می شود، پرش های تکراری با ترکیب تونیک و شاهد شور و اشاراتی کوتاه به سیم های پشت خرک زرد سنتوری که با دقت بسیار کوک شده کوتاه و دلنشین می بارد.
ارکستر با سه تعویض می بمل به عنوان مدیانت گام معکوس شور و نیز امتداد فواصل چهارم و پنجم که از کلیدی ترین نت های هارمونیک می باشند همچنان بر توصیف اضطراب چهار سورتی پرواز سرنوشت ساز جنگ می کوشد و لحظه های ملکوتی شفق از پیش به خون نشسته را ترسیم می کند.
شهید دوران در برگ ریز زرد زمان و سالوس خزانی که آتش بیداد را شعله ور می کند مجمر دل به آتش آخرین وداع با خاک وطن می افروزد ، ارکستر پس از فعال سازی نت های کلیدی سل و دو فونکسیونی را ایجاد می کند که نشان از طوفان برگ ریز خزان جدایی دارد و به ناگاه سکوتی پرمعنا به احترام وداع آخر دوران قطعه را در بر می گیرد.
در مشایعت این سکوت، اعضاء گروه قطعه وکال را با هق هقی تلخ که یادآور موسیقی مقامی ترکمن صحراست می سرایند و با تحریر خاص اقبال آذر ؛ نماینده مکتب آوازی تبریز؛ قطعه ادامه می یابد.
اعضای گروه موسیقی اینجا موظف می شوند پس از سکوت چهار ضربی سفید وکالِ مرغ باغ ملکوتم نِیَم از عالم خاک ، را با پدال سل و دوم افزوده اجرا نمایند .
استاد سعید نیاکوثری در این قسمت از فواصل مرسوم در موسیقی لرستان بهره جسته و آواز دشتی را به قطعه می افزاید ، لالایی دشتی به طوفان آشوبی که اعماق وجود دوران بر می خاست و تعب او را می افزود و دل نگرانی هایش را فزونی می بخشید بر قطعه به نیکی می نشیند و موسیقی با ادامه شعر ، چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم ادامه می یابد.
مضراب ها بیقرار از چله ی میزان رها می شوند تا شوق دوران را به پرواز در هوای کوی یار به تصویر کشند دوران عمری است که غم دوران به جان خریده و دل به نفحات دوست سپرده و اکنون او بیقرار تر از آن است که خود را در حصار تعلقات دنیا نگاهدارد ، آوایی جانسوز از انبوه پاساژهای شعله افروز ساز برمی خیزد و با شعله های اشتیاق او در می آمیزد و عقاب روحش را نوید می دهد که لحظه دیدار نزدیک است .
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست ، مضرابهای سرعتی و دوراب های مکرر حکایت از گرم کردن موتورهای چهار فروند جنگنده شکاری بمب افکن دلاوران می نماید و بالاخره پرواز اوج می گیرد ، گروه با مضرابی اکسلریتد ( شتاب گیرنده ) خودنمایی می کند ، آنکه آورد مرا باز برد در وطنم .
شمارش معکوس از 10 به صفر شروع می شود ، چهار استکاتوی نت های کلیدی چهارم و پنجم گام شور بیانگر آغاز پرواز ، گروه موسیقی سرعت قطعه را به مترونم 214 ( آخرین سرعت مترونم های موجود ) می رساند ، نوانسها کم و با فاصله چهارم به کادانس موقت می رسد .
دوران به خط مرزی جغرافیای خاک به منظور عدم ردیابی رادارها ارتفاع پرواز را کم می کند. او از نقطه کُریدور دالان پروازی ،هواپیمای خود را عبور می دهد و بر خلاف همیشه، دیگر نگران سه فروند اسکورت هوایی خود نیست چه او خوب می داند آنها برای فریب دشمن آمده اند و بسیار زودتر از او به دامان وطن باز می گردند ، طوق هوایی پرواز آسمان بصره فرود در خونین شهر بر بال عقاب گوشه بیات راجع را می نوازد.
سوال و جوابی بی انتها بین یک سنتور و سه سنتور دیگر آغاز می شود ، پس از بیات راجع نوبت به گوشه عشاق است و رهاب و در پاسخ هر جمله مایس گروه سنتورنوازان همگی موظف به پدال آخرین نت شاهد می باشد هوای تداوم شوق گروه موسیقی را فرا می گیرد.
مضرابها با چرخشی هلیکس وار به تونیک نغمه دشتی وارد و این مدلاسیون هنرمندانه تجسم فضای بالای پالایشگاه الدوره و هتل الرشید را فضا سازی می کند ، دیواری از آتش پاره های مرگ آفرین ، تمامی بمب ها را که هم بر دل دوران بار خاطر بود و هم بربالهای هواپیمایش سنگینی می کرد یکجا بر پیکره ناتوان بغداد فرو می ریزد .
گروه موسیقی با ایست بر روی سی بمل درجه سوم شور، مدلاسیونی به بیات ترک می کند ،
کادانس های مکرر بر روی پنج نت پایه شور تجسم قاطعیت شهید دوران بر انجام کاریست که تاریخی را شگفت زده خواهد کرد ، هنوز هیچکس نمی داند دوران چگونه می خواهد برگ زرینی از تاریخ را به نام خود رقم زند ، کادانسی بر روی نت لا برای نشان دادن ابوعطا و کادانسی موقت روی سی بمل ، بیات ترک و اشاراتی به نت دو افشاری و دشتی ، عقاب آذرخش وار خود را به قصر هتل الرشید می کوبد و لندینگ مرگبار با پاساژ نهایی از لا بمل پشت خرک سنتور باس تا سل زرد بیانگر کم کردن ناگهانی ارتفاع از 28 هزار پایی به باند فرود هتل الرشید عراق است ، پرواز تا ابدیت دوران و بر هم خوردن اجلاس سران ادامه می یابد ، مضرابها بر هم می نشینند و ملودی بر بال عقاب را می آفرینند.
پیکر شهید عباس دوران در تیرماه 1381 به آغوش وطن بازگشت پرهای ریخته در قفسش و آنچه از او به یادگار ماند رهایی از حقارت خاک به شوق برآمدن به افلاک بود. صدای سایش بالهای پروازش در قطعه بر بال عقاب گویای دل آسمانی اش است که او را از شکیب زندان خاک و حقارت ناسوت هبوط به اوج افلاک فرامی خواند.
دکتر سعید نیاکوثری نوازنده سنتور و آفرینشگر بر بال عقاب در این اثر ماندگار ، این قطعه حماسی را با نگاهی به باشکوه ترین جاوید نامه ی تاریخ آفرید و ترسیم کرد ، ترسیمی از شکوه ماندگار موسیقی ، آنجا که در خدمت ارزشهای جامعه باشد و بالاترین ارزشهای انسانی را به تصویر بکشد.
نیاکوثری با پایه گذاری موسیقی توصیفی به ویژه موسیقی حماسی که تقریباً در اکثر آثار هنری او دیده می شود و مکتبی که در آفرینشهای هنری خود بدان دست می یازد هنرجویانی را پرورش داده که موسیقی را با نگاهی نو دنبال نمایند.
اوج فضای ترسیمی این قطعه که به موازات تمام اتفاقات آن روز پیش رفته در این اجرا بسیار نو بود و مورد استقبال مخاطبین قرار گرفت.
در پایان این برنامه دکتر کامران باقری لنکرانی رییس کنگره سلامت زنان و رییس مرکز تحقیقات سیاست گذاری سلامت، استان فارس با اهداء لوح تقدیر به سعید نیاکوثری از تلاشهای هنری این موسیقیدان برجسته استان فارس و اعضاء ارکستر کانون فرهنگی ، هنری صبا در توسعه و نشر ارزشهای متعالی ملی ، اسلامی قدردانی کرد.ک/4
677/ 667
گزارش از : نیکنام خشنودی

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال