منافع مشترک ایران و اروپا

تهران- ایرنا- تحکیم روابط ایران و اروپا در حوزه های مختلف صنعتی، فناوری، مبارزه با مواد مخدر، تجاری و اقتصادی برای هر دو طرف منافع بسیاری در بر دارد. اما برای هر طرف، تحکیم رابطه دارای منافع راهبری مهمی نیز هست که کم تر در رسانه ها به آن پرداخته می شود.

کد خبر: 82006292 | تاریخ خبر: 27/12/1394 - 17:14

«رضا نصری» کارشناس مسائل بین الملل و عضو مؤسسه مطالعات عالی بین المللی ژنو طی یادداشتی در ویژه نامه نوروزی روزنامه «ایران» با درج این مقدمه افزوده است: برای ایران، ایجاد پیوند های قوی سیاسی، تجاری و اقتصادی با دولت ها و بخش خصوصی اروپایی چند دستاورد ضروری در پی دارد:
1) اول اینکه، تحکیم این روابط می تواند متضمن تداوم امتیازات «برجام» حتی در صورت فسخ احتمالی آن باشد. به واقع، بند 14 قطعنامه 2231 شورای امنیت مقرر می دارد قراردادهایی که در زمان لغو تحریم ها منعقد شده باشد، تا حدود زیادی از بازگشت تحریم ها (snap back) مصون خواهند ماند.
به عبارت دیگر، بازگشت تحریم ها نسبت به این قراردادها اثر «عطف به ماسبق» نخواهد داشت. از این رو، حوزه های مهمی مانند انرژی، هواپیمایی، ارتباطات، سلامت، محیط زیست، کشاورزی، آموزشی، حمل و نقل و بسیاری دیگر از بخش هایی که مشمول قرارداد با طرف اروپایی بوده اند، تا حدود زیادی از گزند بازگشت احتمالی تحریم ها در امان خواهند بود و این امر خود توازن قدرت را نیز در طول مدت زمان اجرای برجام به نفع ایران متمایل خواهد کرد. به عبارت دیگر، اگر «بازگشت پذیری»- به عنوان تنها اهرم فشار طرف مقابل- تا حدود زیادی خنثی و بی اثر شود، ایران بیش از طرف مقابل «چگونگی اجرای برجام» را در دهه آینده رقم خواهد زد؛ مضاف بر اینکه طرف امریکایی و احیاناً نظام بازرسی را از طرح مطالبات زیاده خواهانه در زمان اجرا بازخواهد داشت.
2) دوم اینکه، تحکیم این روابط موجب خواهد شد که دولت های اروپایی در برابر کارشکنی های احتمالی کنگره یا احیاناً در مقابل رئیس جمهوری جمهوریخواه آتی امریکا مقاومت کرده و به مثابه یک لابی قدرتمند از تداوم «برجام» و «حسن رابطه با ایران» حمایت کنند. در جریان اخیر «اصلاح قانون ویزا» توسط امریکا نمونه ای از این جنس رایزنی را- که به احتمال زیاد در بازنگری این اصلاحیه در ماه های آینده بسیار مؤثر خواهد بود- مشاهده کردیم. ضمن اینکه تحکیم روابط ایران و اروپا باعث خواهد شد کشورهای اروپایی از ساز و کارهای حقوقی بین المللی نیز برای مهار کردن کارشکنی های احتمالی کنگره در اجرای برجام استفاده کنند. فراموش نکنیم که در اواسط دهه 1990، پس از تصویب قوانین تحریمی «داماتو» در کنگره، برخی کشورهای اروپایی با طرح شکایت در دادگاه سازمان تجارت جهانی (WTO) علیه امریکا و سپس با اتخاذ اقدامات سیاسی و دیپلماتیک در واشنگتن، تا حدود زیادی مانع اجرای آن قانون توسط دولت کلینتون شدند. تکرار چنین سناریویی در صورت عدم همراهی امریکا در فضای پسا برجام، به هیچ وجه دور از ذهن نیست.
3) سوم اینکه با تحکیم روابط ایران با «بخش خصوصی» اروپا، شرکت های وزین و بانفوذ این قاره، برای حفظ حسن رابطه و تداوم فضای آشتی (Détente) با ایران، با دولت ها و جریان های سیاسی خود به رایزنی و لابی گری پرداخته و از تیرگی روابط یا رشد احزاب و برنامه هایی که منجر به تیرگی روابط با تهران خواهند شد، ممانعت خواهند کرد. به عبارت دیگر، با انعقاد قراردادهای درازمدت با بخش خصوصی و شرکت های مهم اروپایی- و به تبع، با ایجاد منافع مشترک و وابسته کردن این شرکت ها به ایران- دولت ایران عملاً در برابر بازگشت تحریم ها- و همچنین در برابر سیاست های خصومت آمیز نسبت به ایران- یک «مقاومت» مدنی و ارگانیک در دل پایتخت های اتحادیه اروپا درست خواهد کرد.
مضاف بر این، دولت های غیر اروپایی نیز تحت تأثیر همین فضا، برای نزدیک شدن به ایران و بهبود روابط با تهران تلاش خواهند کرد. در هفته های گذشته، وزیر امور خارجه کانادا، آقای استفان دیون در پاسخ به کسانی که نسبت به برداشتن تحریم های یکجانبه کانادا علیه ایران معترض بودند، این پرسش طعنه آمیز را مطرح کرد که «چرا شرکت اروپایی ایرباس باید بتواند با ایران وارد معامله شود، اما شرکت کانادایی بمباردیه (Bombardier) نباید چنین فرصتی داشته باشد؟»
صرف طرح این پرسش از جانب وزیر امور خارجه یک کشور غیر اروپایی، نشان می دهد که بهبود روابط ایران و اروپا، فرای دو منطقه، بر دینامیسم روابط ایران و سایر کشور نیز تأثیر خواهد داشت.
4) چهارم اینکه، بهبود روابط ایران و شرکت های نامدار اروپایی، بنگاه های اقتصادی و شرکت های رقیب امریکایی را نیز به سمت و سوی اعتراض به باقی ماندن تحریم های یکجانبه امریکا علیه ایران سوق خواهد داد. از همین الان آثار اولیه اعتراض به «عقب ماندن شرکت های امریکایی از قافله»- به دلیل وجود این محدودیت های قانونی- در رسانه های ایالات متحده نمایان شده و حتی برخی سیاستمداران و نامزدهای ریاست جمهوری این کشور را نیز به واکنش های غیرمنتظره ای واداشته است. از این رو، شاهدیم که حتی فردی مانند دونالد ترامپ- که همواره خود را مخالف سرسخت توافق هسته ای خوانده است- در رسانه ها و شبکه های اجتماعی ظاهر می شود و بشدت نسبت به اینکه شرکت فرانسوی «ایرباس» به جای شرکت امریکایی «بوئینگ» به ایران هواپیما فروخته، ابراز انزجار می کند! طبعاً، تداوم و تشدید این اعتراض ها می تواند یک مقاومت سرخود علیه ابقای باقی مانده تحریم های یکجانبه و همچنین علیه اقدامات خصومت آمیز برخی جریان های متخاصم در واشنگتن ایجاد نماید. اما تحکیم و بهبود روابط ایران و اروپا، برای اروپا نیز دستاوردهای راهبردی قابل ملاحظه ای دارد.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که یکی از مهم ترین چالش های امنیتی و اجتماعی اروپا در آینده، تنش فزاینده، لجام گسیخته و مدیریت نشده میان جمعیت مسلمان و جمعیت بومی اروپایی است. این تنش نه تنها باعث رشد ناسیونالیسم افراطی، رشد احزاب «ضد اروپایی» (Euroskeptic) و به مخاطره افتادن «هویت اروپایی» و به تبع، بقای اتحادیه شده، بلکه از هم اکنون در عمل نیز موجب تعلیق «پیمان شنگن»- به عنوان یکی از مهم ترین ارکان بازار مشترک- شده است. امروزه، جمعیت مسلمان در برخی از شهر های مهم اروپایی [مانند آمستردام، بارسلون و بروکسل] نزدیک به 20 درصد رسیده است و پیش بینی می شود تا سال 2030 مسلمانان اکثریت جمعیت برخی از شهرها را تشکیل دهند. با توجه به این چشم انداز و با توجه به نقش مخربی که برخی کشورهای منطقه در تشدید این بحران اجتماعی-امنیتی بازی کرده اند، ایران می تواند به عنوان یکی از متنفذترین کشورهای اسلامی، در مدیریت این تنش، پیشگیری از بروز تنش های فرقه ای میان مسلمانان مقیم این کشورها و همچنین در یافتن راهکارهای حل بحران، نقش مهمی در اروپا ایفا نماید. به واقع، «قدرت نرم» و قابلیت «مفهوم سازی» ایران در جهان اسلام، یکی از ابزارهای کارآمدی است که می تواند برای مردم و دولت های اروپایی قابلیت بسیار ارزشمندی تلقی شود. در کنار آن، یکی از مساعدت های راهبردی ایران به اروپا، می تواند میانجی گری و مهار تنش های فزاینده میان روسیه و اروپا باشد. به واقع، به عنوان تنها بازیگر خاورمیانه ای که همزمان با روسیه و کشورهای اروپایی روابط دوستانه ای دارد، ایران از موقعیت ویژه برخوردار است که می تواند مورد بهره برداری همه طرفین قرار گیرد. در واقع در شرایط انتقالی کنونی، در حالی که نظام بین المللی در حال دگردیسی است و بازیگران مختلف صحنه جهانی (اعم از دولتی و غیردولتی) مشغول شکل دهی به اتحادهای جدید و بازتعریف نقش خود در نظام نوین هستند، ارتباط هوشمندانه میان ایران و اروپا می تواند برای طرفین منافع درازمدت و فواید مهمی در پی داشته باشد. شناسایی این فواید- که به برخی از آنها در این مطلب اشاره شد- و سیاستگذاری بر اساس آن، از مهم ترین وظایف دستگاه دیپلماسی کشور خواهد بود.
اول**1368**

انتهای پیام /*