آیا احمدی نژاد پوپولیست است؟

تهران - خسرو معتضد از مورخان ارزشمند معاصر کشورمان با نقد واژه پوپولیست به بررسی اعتقاد برخی از گروهها و افراد مبتنی بر پوپولیست بودن احمدی نژاد پرداخته است.

کد خبر: 80719922 | تاریخ خبر: 10/04/1392 - 16:2

به گزارش ایرنا در بخشی از یادداشتی که از سوی خسرو معتضد در اختیار این رسانه قرار گرفته است،آمده است:این روزها عده ای احمدی نژاد را سیاستمداری پوپولیست می خوانند از این واژه به گونه ای سخن می گویند که گفتی صفتی بد و همراه با عوام فریبی است.

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است :

این روزها عده ای که خوب معنی واژگان سیاسی را درک نمی کنند، هر زمان از دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری که تا یک ماه دیگر مسند ریاست جمهوری را تحویل جانشین منتخب خود آقای دکتر حسن روحانی خواهد داد سخن به میان می آید او را سیاستمداری پوپولیست می خوانند ، از پوپولیست به گونه ای سخن می گویند که گفتی صفتی بد و همراه با عوام فریبی است.

از بس این جمله را نویسندگان مدعی روشنفکری و روشنگری به مثابه صفت ضمیمه آقای دکتر به کار می برند من به چند فرهنگ سیاسی مراجعه کردم و دیدم پوپولیسم populism هیچ مفهوم بدی ندارد و عبارت از «حکومتی که در آن پیشبرد اهداف سیاسی توسط عامه و با اعمال فشار توده مردم به حکومت بدون واسطه گروه، سازمان و حزبی صورت می گیرد در این نگرش جهت گیری اظهار عامه به منظور واداشتن حکومت به پذیرش منویات مردم چشمگیر است.» فرهنگ روابط بین الملل دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، تالیف غلامرضا علی بابایی

در کتاب های مشابه مانند مکتب های علمی و سیاسی و فلسفی تالیف شادروان استاد بهاءالدین پازارگاد، داریوش آشوری وکتب دیگرنیزمعنی و مفهوم بدی از پوپولیسم دیده نمی شود. حکومت احمدی نژاد رامی توان برخوردار از مکتب های دیگری نیز تصور نمود.

1- اول اینکه او بسیار رئالیست بوده است یعنی واقع نگر و واقع گرا، ماندگارترین خدمت سازندگی او طرح احداث مسکن مهر برای میلیون ها خانواده بدون مسکن ایرانی بوده است. از سال 1325 که دولت قوام السلطنه طرح احداث شهرک چهارصد دستگاه را اجرا کرد از سال 1331 که کابینه دکتر مصدق به ابتکار او قانون کاهش مال الاجاره ها را به تصویب رساند و بالاخره یک دوره شهرسازی های دهه 50، هیچ کابینه ای با توجه به افزایش فوق العاده جمعیت ایران که عده افراد فاقد مسکن بسیار زیاد بود و سرنوشت همه افراد و خانواده های فاقد مسکن به صاحبخانه ها و دلالان و آژانس ها سپرده شده بود طرحی چنین بزرگ و پرهزینه را مدنظر قرار نداده اند.

هزاران سدو رادع در برابراین طرح قرار داشته است.ازجمله موجه نبودن اراضی در فواصل نزدیک شهرها، گران شدن ماه به ماه مصالح ساختمانی، همه ابزارهای مرتبط با صنعت ساختمان، دستمزدها و پیامدهای ناشی از تحریم ولی این طرح تا آنجا که همت و غیرت دولت و وزیر راه و شهرسازی و حمایت های رییس دولت با توجه به رهنمودها وتاکیدات مقام معظم رهبری که دراین خصوص دغدغه دارند اجازه می داده میلیون ها ایرانی شرافتمند و کم درآمد را صاحب مسکن کرده و اتفاقاً شهرک ها بسیار زیبا شد و خوش منظرتر و خوش آب و هواتر از شهرک هایی چون اکباتان هستند. این طرح بزرگ حتماً باید در دولت آینده دنبال شود زیرا به راستی وضعیت آنانی که می خواهند تشکیل خانواده بدهند و خانواده های زحمتکش فاقد مسکن که گران تر شدن هفته به هفته مسکن اجازه نداده چهار دیواری و سقفی از خود داشته باشند تاثر برانگیز است.

2- هدفمند کردن یارانه، ضروری و لازم الاجرا بوده و احمدی نژاد آن جرأت و جسارت را داشته که آن را که دولت های قبلی به دلایل تخلف به اجرای آن رغبتی نشان نمی دادند علی رغم تمام موانع و هشدارها عملی کند. من به خواندن ستون های حرف ها و پیام های مردم در جراید علاقه نشان می دهم و می بینم که بسیاری از مردم از احمدی نژاد قدردانی می کنند.

گران شدن بسیاری از مایحتاج مردم و تحریم را نمی توان تنها ناشی از کژمداری حکومت احمدی نژاد انگاشت. در همین روزها به محضی که مقامات دولت آینده از لزوم تفاهم و حسن روابط با غرب و امریکا سخن می گویند و مایلند یخ مناسبات شکسته شود فورا یکی از دادگاه های امریکا علی رغم این که در موافقت نامه الجزایر تصریح گردیده پس از تسویه حساب ها هیچ یک از امریکایی هایی که در سال های 1340-1358 در ایران به دست دانشجویان به حالت گروگان به سر می بردند حق مطالبه غرامت ندارند رأی می دهد که به هر گروگان در ازای هر روز غرامت باید مبلغ 10 هزار دلار خسارت و تاوان پرداخت شود که در مجموع برای 440 روز و با توجه به عده 52 تن گروگان امریکایی سر به میلیون ها دلار می زند گویا یورو نیوز خبر داد این غرامات از محل اندوخته های مسدود شده بانک های ایران در خارج یا اموال دولت جمهوری اسلامی تامین خواهد شد! آیا دولت ایران در سال 1358 در اختیار آقای احمدی نژاد بوده است؟

دولت احمدی نژاد وارث بسیاری از مسائل خارجی به جا مانده از سال های گذشته بوده است. تصادفاً سرسختی و تسلیم ناپذیری او در برابر بیگانگان فرصت خوبی نصیب دولت جانشین وی می کند که بیگانگان را سر میز مذاکره بکشاند.

رویه سیاسی امریکایی ها عجیب وشگفت انگیز است.از یک سو یک موسسه حقوقی بین المللی معتبر امریکایی وابسته به دولت آن کشور اعلام می کند پرواز خطوط هواپیمایی یالتا و هما به مقصد ایران و امریکا را در اسرع وقت برقرار سازد. در همان حال خانم معاون وزارت خارجه امریکایی گویا در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات امریکا به طور آنی تحریم ها را برطرف می کند. برای آگاهی خوانندگان محترم به اطلاع می رسند. بیل کلینتون رئیس جمهور وقت امریکا یک دستور العمل اجرایی درباره ممنوعیت برخی معاملات (شماره 12957) دومین دستور العمل (شماره 12959) در 6 مه 1995 صادر شده است. قانونی به عنوان قانون مجازات ایران و لیبی بسیار مفصل در 1996 تصویب و صادر شده است.

در دهه 2000 نیز پرزیدنت جرج دبلیو بوش و پرزیدنت باراک اوباما هر سال تحریم ها را تمدید کرده اند. در سال های اخیر نیز دامنه تحریم ها شدید شده و پارلمان اروپا نیز به این تحریم پیوسته است.

کما اینکه امروز میلیاردها دلار بهای نفت فروخته شده خود به هند و کشور چین را نمی توانیم وصول کنیم و کشورهای کوچکی چون کره جنوبی با تهدید به تعطیلی کارگاه های لوازم یدکی خود به ایران (روزانه 10000 دستگاه یخچال سامسونگ می فروختند) ما را تحت فشار گذارده اند. برنامه های جهانی شبکه های ماهواره ای نیز یکی پس از دیگری از ماهواره های آسمان قطع می شود. گذاردن تمام این اشکالات بر گردن کابینه ای که چند صد کیلومتر تونل ساخته، برای 5/4 میلیوون خانواده ایرانی مسکن احداث کرده و هر ماه برای حدود 75 میلیون ایرانی یارانه تخصیص می دهد و همه خوانندگان از طریق رسانه ها شاهدند که هر چند روز چه طرح های بزرگ سازندگی افتتاح می شود آسان ترین کارهاست اما انصاف و وجدان حکم می کند که کارنامه دولت هشت ساله احمدی نژاد را با ایرادگیری های غیرمنصفانه و غرض ورزانه مخدوش نکنیم من در عمر خودم ندیده ام عمر دولتی در ایران به پایان برسد و همه کارهای آن دولت را در تراز و محک بگذارند و یک به یک نظر بدهند.

دولت امیرکبیر، دولت مشیرالدوله سپهسالار، دولت مستوفی الممالک، دولت میرزا حسن مشیرالدوله که از پاک ترین عناصر سیاسی ایران بود و مدارس سیاسی و حقوق و نظامی هم دایر کرد دولت قوام السلطنه که آذربایجان را از سهام شوروی درآورد دولت مصدق که نفت را ملی کرد و عایدات سالانه را از 9 تا 15 میلوین لیره در سال به میلیاردها دلار (در طول زمان) رسانید اغلب مورد خرده گیری و انتقاد و حتی هتاکی بوده اند.

ممکن است دولت احمدی نژاد در مواردی اشتباهاتی کرده باشد ولی در مقابل به طبقات فرودست و متوسط ایران آن چنان علاقه و احترام می ورزید که تعداد سفرهای استانی اش قابل شمار نیست. اینکه احمدی نژاد آسوده و ایمن خاطر به میان مردم رفت این که دیدن او و وزیرانش هرگز دشوار نبود این که وزیران و معاونان تکلیف و وظیفه داشتند هر هفته شاکیان و مردم را بپذیرند از نکات مثبت دولت اوست.

احمدی نژاد به وضوح و شفافیت با مردم صحبت می کرد. گاهی لحن گفته های او تند می شد زیرا او پیش از این که یک سیاست پیشه باشد یک عضو مردمی بود و از درون جامعه جوشید و بالا آمده بود.

صفت پوپولیست بودن به تنهایی حق مطلب را در خصوص او بیان نمی کند. می توان او را یک پراگماتیست دانست یعنی پیرو اصالت عمل که ساختن خانه برای میلیون ها بی خانه و ریختن پولی ولو ناچیز برای رفع احتیاجات روزانه آنان درست می دانست.

او را می توان یک پیرو اندوستریالیسم نیز به شمار آورد یعنی زندگی صنعتی، صنعتی شدن کشور، رواج صنعت و کارخانه و ماشین و کسی که اهمیت دادن به سازندگی را دنبال می کرد. پیروی ازindusteralism احمدی نژاد را از توجهش به شهرسازی، بندرسازی، جاده سازی، تونل سازی، احداث خطوط آهن جدید می توان حدس زد اگر نتوانست، هزار علت و انگیزه رادع و مانع در کار بوده است. او از آپتی میسم نیز خوشش می آمده است. optimism یعنی عقیده به خوش بینی و نیک بینی و حسن ظن.

هرگز با بدبینی و لمپنیسم سخن نگفت همواره به مردم امید می داد. شما فکر نکنید وقتی گفت میل دارد هر ایرانی یک باغ کوچک داشته باشد یا هزار متر زمین بلوف می زد و قصد مردم فریبی و خوشامدگویی داشت. او مطمئن بود می تواند مردمی را که قرن هاست درخانه وباغچه زندگی می کرده اند از قفس تنگ آپارتمان نشینی نجات دهد، اما نتوانست.

به آریستو کراسی (حکومت اشرافی) اعتقاد نداشت مخصوصاً اریستو کراسی مبتنی بر اگوئیسم egoism خودپرستی. بارها گفت: عده ای خود را تافته جدا بافته ندانند. آرزو داشت ایران به سوی اوتارکی autarky و مرکانتیلسم یعنی استقلال اقتصادی، بی نیازی اقتصادی و افزایش صادرات بر واردات برود. مگر به یاد ندارید وقتی در گیلان فنجان چای خارجی را پیش او بردند سخت خشمگین شد و از نوشیدن چای خودداری کرد و گفت «خجالت آور است در مرکز چای کشور به من چای بیگانه تعارف می کنند.»

پیرو مکتب patriotism بود یعنی میهن دوست در طول مدت زمامداری اش روز به روز بیشتر به فرهنگ و تمدن ایران علاقه مند شد و احساس سربلندی می کرد که ایرانی است و ایران را از اسلام جدا نمی دانست.

در سادگی و بی پیرایگی یک تابع پری می تیولیسم primitiveism بود. ساده می زیست و کاپشن پوشی اش که ابتدا سبب طعنه زدن به او شد در بسیاری از جوامع رایج شد. کاپشن ساده او شباهت به لنگ ساده پوشیدن مهاتما گاندی داشت که چون به لندن رفت و به او گفتند آن پارچه سفید کتانی بافت هند را از خود دور کند و لباس رسمی برای دیدار با شاه انگلیس بپوشد گفت اعلیرحضرت آنقدر جامه دارد که دو تایی با هم خواهیم پوشید بگذارید این لنگ به تن من بماند که ملت انگلیستان بداند غارتگران انگلیسی چه بر سر کشور من آورده اند.

در پایان از گناهان بزرگ احمدی نژاد مخالفت شدید او با سیستم پلوتوکراسی بود یعنی اداره کشور به صورت اشرافی در دست ثروتمندترین افراد. پلوتوکراسی Plutocracy حکومت اغنیا بود. احمدی نژاد با اغنیا مخالفت می کرد. احمدی نژاد اما دور نیست در حکومتداری اشتباهاتی کرده باشد یا بر اساس گزارش های مشوه تصمیم گیری هایی کرده اما قدر مسلم او با مردم روراست و صمیمی بوده است. قدر مسلم او مردم را دوست می داشته است. در روزنامه ای خواندم شخصی بر من ایراد گرفته که چرا در این روزهای آخر از خدمات احمدی نژاد سخن می گویم. تصادفاً من از آخر از خدمات احمدی نژاد سخن می گویم. تصادفاً من از منتقدان سرسخت احمدی نژاد بوده ام و بین سال های 1384 تا حتی امسال در موارد زیادی از او و دولتش انتقاد کرده ام اما پس از انتقادی شدید در یک برنامه صبحگاهی تلویزیون که به گفته یکی از همکارانش ایراد گرفتم گه چرا روزنامه های مخالف را روزنامه های زنجیره ای می نامد هفته بعد همان عضو دولت که سرپرست وقت دفتر مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری بود مرا برای سخنرانی دعوت کرد تا برای کارشناسان آن مرکز نقطه نظرات خود را بازگو کنم. یک بار ندیدم از مقالات انتقادی ما رنجه خاطر شود و هر بار که در یکی از سخنرانی ها و مراسم که دعوت می شدم مرا دید با خوشرویی و مهربانی با من برخورد کرد و هنگامی که از مسائل تاریخی که علاقه زیادی دارد در جلسات مراسم سخن می گفت: از من نظرخواهی می کرد که مطالبی که می گوید با تاریخ منطبق است یا خیر؟ رفتار صمیمانه و توأم با شفافیت او در من تاثیر بخشید. من به این که به احمدی نژاد احترام می گذارم معترفم. مگر در تمام کشورهای دنیا همه اهل قلم هوادار یک فرد یا یک حزب نیستند؟ هر سیاستمداری طرفدارانی برای خود دارد.

من نقش احمدی نژاد را پایان یافته نمی دانم. در کشور همسایه ترکیه سیاستمدارانی که زمانی رئیس جمهوری یا نخست وزیر بوده اند فراموش نمی شوند. در حاشیه صحنه می مانند و هر زمان لازم است بنا به خواسته مردم به صحنه بازمی گردند.

عصمت اینولو از سال 1952 تا 1960 خانه نشین بود و در سال 1960 با این که قبلاً ریاست جمهوری ترکیه بود و در مقام نخست وزیر به صحنه بازگشت. در هند خانم ایندیرا گاندی را به خاطر بیاورید. در همان ترکیه مسعود یلماز، دنیز بایکال، تانسو چیکر، بلنت آجویت فقید، سلیمان دمیرل بارها به خانه رفتند و بازگشتند. در پاکستان نواز شریف پس از سال های دوری و تبعید دوباره زمام امور را در دست گرفت. احمدی نژاد می تواند حزبی تشکیل دهد، بنیادی تاسیس کند، در حاشیه صحنه قرار گیرد و پوپولیسم خود را که هرگز نگفته مردم گرا نیست ادامه دهد.

آقایان منتقدین از موبوکراسی که شیوه به انحطاط کشیدن دموکراسی یا غوغاسالاری است انتقاد کنند. احمدی نژاد چه زمانی گفته مردم مدار نیست؟ چه زمانی گفته به مردم اهمیت نمی دهد؟ راستی پوپولیست بودن که ایرادی ندارد و اشکالی نخواهد داشت.

سیام/1/1647

انتهای پیام /*