ˈاکبر آقاˈ آکتور تیاتر 52 ساله شد؛

ˈآدم برفیˈ: گامی بلند در کارنامه بازیگری اکبر عبدی

تهران - ˈاکبر عبدیˈ متولد چهارم شهریور سال 1339، از جمله بازیگرانی است که نقش های مختلف و بسیار متفاوتی را در کارنامه خود دارد.

کد خبر: 80289035 | تاریخ خبر: 03/06/1391 - 9:9

وی به مانند بسیاری از بهترین های سینمای ایران، فعالیت بازیگری خود را با تئاتر آغاز کرد و با مجموعه تلویزیونی ˈبازم مدرسه امˈ دیر شد به شهرت رسید و طی سه دهه با ایفای نقش های مختلف محبوبیتی چشمگیر کسب کرد.

محبوبیتی نه از جنس شهرت های زودگذر، بلکه از جنسی ماندگار که نام عبدی را در تاریخ سینمای ایران حک کرد.

از دیگر آثار شاخص وی در این سه دهه می توان به فیلم های ˈمادرˈ و ˈدلشدگانˈ از ساخته های زنده یاد علی حاتمی، ˈای ایرانˈ اثر ناصر تقوایی، و ˈآدم برفیˈ به کارگردانی داود میرباقری اشاره کرد که در این آخری برای نخستین بار زن پوشی را تجربه کرد که دومین بار آن را در ˈخوابم می آدˈ ساخته رضا عطاران به شکلی دیگر از سرگذراند.

سال ها پیش بواسطه فضای سنتی جامعه ایران، کمتر زنی حاضر به ایفای نقش در تئاترهای آن زمان می شد و به همین خاطر نیز برخی بازیگران کم سن و سال با پوشیدن لباس زنانه و گریم، به ایفای نقش زنان می پرداختند.

در سینما این اتفاق رخ نداد و فقط در چند مورد شاهد این اتفاق بودیم که ˈآدم برفیˈ ساخته داود میرباقری، نخستین آنها پس از پیروزی انقلاب اسلامی به حساب می آید.

میرباقری در این فیلم پدیده ای مهم به نام ˈمهاجرتˈ را تم اصلی اثر خود قرار داده و از این رهگذر به حقایقی تلخ در این باب اشاره کرده که همچان پس از گذشت نزدیک به دو دهه از تولید، همچنان تاثیرگذار جلوه می کند.

با این حال در فضای ملتهب سیزدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در سال 1373 فیلم با همه نقاط قوت، صرفا به دلیل زن پوشی عبدی، رسما توقیف شد.

فیلم داستان جوانی به نام ˈعباس خاکپورˈ است که برای رفتن به آمریکا و گرفتن اقامت به هردری زده و هربار هم با شکست مواجه شده تا اینکه تغییر جنسیت را به عنوان آخرین راه برای رسیدن به هدفش انتخاب می کند.

میرباقری برای همراه کردن مخاطب با ˈعباسˈ، سکانس اول را بگونه ای تاثیرگذار طراحی کرده و سرگردانی های وی همراه با تحقیر شدن های پیاپی، را به صورت تماشاگران خود می کوبد.

در حقیقت اصل مهم فیلمنامه نویسی یعنی نزدیکی به قهرمان داستان در ˈآدم برفیˈ به خوبی رعایت شده و مخاطب با وی همراه می شود، بدون آنکه حاشیه روی چندانی صورت گیرد.

در واقع ˈعباسˈ نمادی از جوان ایرانی دهه هفتاد است که سراب آمریکا، هوش از سرش ربوده و برای رسیدن به آن هر خفت و ذلتی را می پذیرد.

برای مثال به صحنه ورود ˈعباسˈ به سفارت و تقاضای عاجزانه ویبرای دیپورت نشدن توجه کنید که سر آخر به زدوخوردش با یک ایرانی جاعل بدبخت تر از خودش ختم می شود.

میرباقری در کنار ˈعباسˈ شخصیت های مکمل فوق العاده ای همچون ˈجواد کولیˈ، ˈاسی دربدرˈ و ˈچرچیلˈ را قرار داده که هریک بگونه ای در پیشبرد داستان سهم داشته اند که به همه اینها باید ˈدنیاˈ را نیز اضافه کرد که در نهایت بازگشت به خویشتن ˈعباسˈ را موجب می شود.

وی در خلق شخصیت های یاد شده کاملا از کلیشه ها بهره گرفته اما از آنها به درستی در ساختار فیلمنامه خود سود جسته است.

ˈاسی دربدرˈ و ˈجواد کولیˈ شخصیت هایی وام گرفته شده از فیلمفارسی های قدیمی هستند که در دل استانبول به مشاغل پست و پیش پاافتاده مشغول هستند؛ رفتارهای بیرونی و پر از اغراق آنها نشات گرفته از همان فیلم های کذایی جاهلی است که بیرون از پرده نقره ای جان گرفته است.

در این میان مردانگی های آنها در حمایت از ˈعباسˈ به عنوان یک هموطن نیز کاملا از همان کلیشه ها برخاسته و شکل گرفته است.

این دو شخصیت بواسطه آشنایی مخاطب با آنها و خواستگاه طبقاتی شان کاملا به باورشان می نشیند و کفه ترازوی قطب ضد قهرمان را سنگین تر می کند.

شخصیت ˈدنیاˈ با وجود بازی ضعیف بازیگرش - آزیتا حاجیان -، نسبتا خوب از کار درآمده و نمادی از معصومیت و شرافت دختری ایرانیست که با وجود شرایط اسفناک زندگی، همچنان محکم و استوار مانده و سر آخر نیز ˈعباسˈ را متحول می سازد.

با این همه این شخصیت می توانست بهتر از اینها از کار درآمده و از تیپ - شخصیت به سمت شخصیت حرکت کند که این اتفاق در اینجا رخ نداده است.

بخش مهمی از جذابیت های ˈآدم برفیˈ به بازی بازیگرانش بازمی گردد که در واقع همگی آنها در اوج قرار دارند از ˈداریوش ارجمندˈ گرفته تا ˈپرویز پرستوییˈ و ˈاکبر عبدیˈ و زنده یاد ˈمهدی فتحیˈ.

ارجمند در نقشی کاملا تیپیک، حضوری دلچسب داشته و یک لات معتقد به اصول را به بهترین شکل به تصویر کشیده و در کنارش پرویز پرستویی نیز ˈجواد کولیˈ را با تمام اغراق های موجود در نقش کاملا به اندازه خلق کرده است.

اما ˈآدم برفیˈ را بدون اکبر عبدی نمی توان تصور کرد.

این بازیگر در نقش ˈعباس خاکپورˈ یک جوان ایرانی سرگردان میان ایران و سراب آمریکا را به بهترین شکل خلق کرده، بگونه ای که مخاطب کاملا باورش می کند.

اما در بخش دوم و درست از جایی که به ˈدرناˈ تغییر نام و جنسیت می دهد، با یک عبدی به شدت متفاوت روبرو هستیم که به مانند یک بندباز روی لبه باریک نقش حرکت کرده و آن را به سلامت به انتها رسانده است.

نقشی سخت و پیچیده که فقط ذره ای لغزش آن را به ورطه ابتذال می انداخت که عبدی با هوشمندی بسیار و گریم فوق العاده ˈعبدالله اسکندریˈ از دام آن گریخته است.

ˈآدم برفیˈ که در نهایت سه سال بعد از سیزدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به اکران عمومی رسید و از شبکه های مختلف تلویزیونی نیز به نمایش درآمد، از نقاط اوج کارنامه بازیگری ˈهزارچهرهˈ به نام اکبر عبدی است که به مدد چهره انعطاف پذیر، نقش های متفاوتی را به سینمادوستان کشور عرضه و به قلوب مخاطبان خود رخنه کرده که راز ماندگاری او نیز در این نکته نهفته است.

فراهنگ ** 9173 ** م.ج **

انتهای پیام /*