جریان های سیاسی اولویتی اساسی تر از سازوکار جمعی دارند

تهران- ایرنا- واکاوی سازوکارهای همگرایی و ایجاد تمرکز درون تشکیلاتی به عنوان یکی از مهمترین برنامه های انتخاباتی در دستور کار جریان های سیاسی قرار گرفته و این در حالی است که بسیاری، گفت وگوهای ملی با محوریت مسائل کلان کشور را به عنوان اولویتی ملی و گریزناپذیر، پیش شرط تداوم اعتماد مردم به انتخابات و بقای این جریان ها می دانند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، این روزها بخش هایی از بدنه جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی، سازوکارهای تمرکزگرایی درون جریانی را در گفت و گو با بزرگان و ریش سفیدان خود مورد بررسی و مداقه قرار می دهند. این در حالی است که تلاش های پیشین دو اردوگاه اصلاح طلبان و اصولگرایان در ایجاد تشکیلات جمعی، تجربه هایی موفق و الگوهایی کارآمد را به دست نمی دهد.
گذشته از این مساله، در شرایطی که بسیاری از صاحب نظران در خصوص کاهش معنادار نرخ مشارکت مردم در انتخابات پیش رو هشدار می دهند و دغدغه های مردم را فراتر از انتخابات ارزیابی می کنند، به نظر می رسد ایجاد سازوکاری جهت برقراری گفت و گوی ملی بر تشکیلات سازی سیاسی اولویت داشته باشد.

** تجربه های ناکام در انسجام درون جریانی
همچنان که اشاره شد، این روزها بحث و نظر در مورد ضرورت و چگونگی ایجاد یک سازوکار تصمیم سازی جمعی، نقل محافل بزرگان اصلاح طلب و اصولگرا است. این دو جریان سیاسی کشور که هیچ یک تاکنون تجربه کاملا موفقی در ایجاد تشکیلات جمعی درون جریانی در عرصه سیاسی کشور نداشته اند، بازنگری در تجربیات پیشین خود را در دستور کار قرار داده اند تا با بهره گیری از این تجربیات، این بار تشکیلات مرجع و کارآمدی را بنیان گذاری کنند.
«شورای عالی اصلاح طلبان» اگرچه دست کم در سه انتخابات اخیر موفق ظاهر شد و توانست نام نامزدهای مورد نظر خود را از صندوق های آرا خارج کند، ولی عملکرد فهرست امید مجلس، شورای شهر و نیز دولت، کارآمدی عملکرد تشکل جمعی اصلاح طلبان را زیر سوال برد.
در سوی دیگر، اصولگرایان هم در بهره گیری از سازوکار «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» موسوم به «جمنا» با هدف ایجاد انسجام سیاسی ناکام ماندند. شکست انتخاباتی و دلخوری برخی اصولگرایان از بزرگان این جریان، بعدها اسباب شکاف های بیشتر درون جریانی را فراهم آورد.
حال اصولگرایان و اصلاح طلبان با بهره گیری از تجربیات گذشته، چند و چون همگرایی درون جریانی در قالب نهادی واحد را مطالعه می کنند که بتواند به عنوان مرجعی قابل قبول، طیف های مختلف سیاسی را گرد هم آورند و صندوق های انتخاباتی آتی را فتح کنند.
این در حالی است که دغدغه این روزهای مردم، نه رای به اصلاح طلبان یا اصولگرایان در انتخابات آتی، بلکه مشکلاتی است که معیشت و زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده است. مردم نه در فکر رای به جریان سیاسی خاص، بلکه به دنبال کسی هستند که برای مشکلات امروز کشور، برنامه و راهکارهایی عملیاتی ارایه دهد.

**عملگرایی اولویت نخست مردم است، نه اصلاح طلبی یا اصولگرایی
اظهارات چندی پیشِ رئیس دولت اصلاحات مبنی بر اینکه بعید است در انتخابات آینده مردم به حرف او و اصلاح‌طلبان پای صندوق‌های رای حاضر شوند، از جمله جدی ترین هشدارها در مورد کاهش انگیزه های مردم برای شرکت در انتخابات بود.
از دید ناظران، جامعه ایران دست کم در یک سال اخیر از نظر سیاسی دچار رخوتی فزاینده و فراگیر شده است؛ روندی که تداوم آن نرخ مشارکت سیاسی در آینده را به شدت کاهش خواهد داد. تحلیلگران مهمترین دلیل این رکود را در عملکرد نهادهای حاکمیت در سال های اخیر جستجو می کنند.
از دید بسیاری، عملکرد دولت و مجلس کنونی که با حمایت اصلاح طلبان شکل گرفت در کنار عدم پاسخگویی اصولگرایان در مورد نابسامانی های به جا مانده از دولت های نهم و دهم که مورد حمایت آنها بود، به نوعی موجب بی اعتمادی و ناامیدی مردم شده است. از این منظر، گروهی چنین می پندارند که بر سر کار بودن جریان اصلاح طلب یا اصولگرا در دولت یا مجلس توفیری درتصمیم سازی این نهادها و نحوه اداره کشور ندارد.
شعارهای معترضان در جریان ناآرامی های دی ماه 96، ناظر بر گسترش همین باور بود که اصلاح طلب و اصولگرا فرقی با هم ندارند و نتیجه رای به هر کدام از آنها یکی است.
واقعیت این است که امروز، مانند گذشته نمی توان مرزبندی مشخصی را میان تفکر و عملکرد بسیاری از حامیان و اعضای جریانات اصولگرایی و اصلاح طلبی به چشم دید. به عنوان نمونه عملکرد برخی نمایندگان در خلال بررسی لایحه انتقال تابعیت از مادران ایرانی، نشان داد تبعیت بسیاری از فعالان سیاسی از جریان متبوعشان چندان پررنگ نیست.
برهمین اساس، بررسی روندهای کنونی سیاسی و اجتماعی جامعه، از کمرنگ شدن الگوهای انتخاباتی پیشین حکایت دارد. به گفته «علی تاجرنیا» فعال سیاسی اصلاح طلب، احتمالا رقابت های اصلاح طلبان و اصولگرایان دیگر از الگوهای سنتی پیروی نخواهد کرد.
از دید کارشناسان، بن بست گفتمانی 2 جریان سیاسی عمده کشور، در کنار تجربه های عملکردی پیشین آنها، ممکن است مردم را از اصلاح طلبان و اصولگرایان رویگردان کند. عبور احتمالی از جریان های سیاسی اصلی، ممکن است زمینه های شکل گیری جریان سوم پوپولیستی و اقبال مردم به آن را تقویت کند؛ مساله ای که نه تنها به حل چالش های کشور منجر نخواهد شد، بلکه به مشکلات آن خواهد افزود.
افزون بر آنچه گفته شد، «عبدالله ناصری» پیش از این در گفت و گو با یکی از رسانه ها تاکید کرده بود، این روزها جبهه سوم بسیار قدرتمندی به نام «جامعه مدنی» در جامعه شکل گرفته که در کنار دو جریان سیاسی سنتی قرار دارد. این جریان مطالبات ترکیبی متعددی دارد و دغدغه هایش صرفا سیاسی نیست.
از این رو، کارشناسان انتخابات آتی در کشور را نه دوره ای برای رقابت جریان های سیاسی، بلکه عرصه ای مهیای رقابت میان گروه هایی می دانند که به جای شعار، برای اداره امور کشور چارچوب و برنامه های عملیاتی معین ارایه می کنند. به گفته آیت الله «محسن غرویان» صاحب نظر مسائل مذهبی و سیاسی، مردم دیگر دنبال عملگرایان هستند، نه شعارگرایان؛ به این معنا که مردم خسته از شعارهای اصلاح طلب و اصولگرا خواهان مشاهده عملکرد عینی گروه های سیاسی و برنامه های عملی آنها هستند.

**گفت و گوی ملی؛ سنگ بنای احیای اعتماد عمومی
امروز در نتیجه تحریم های ظالمانه آمریکایی، کشورمان با مشکلات و تنگناهای مختلفی دست و پنجه نرم می کند. در این میان، دغدغه نخست مردم، غلبه بر این مشکلات و عبور سلامت از این گردنه دشوار است. در این شرایط، رقابت های احتمالی منفی میان جریان های سیاسی، حاصلی جز ضربه زدن به اعتماد عمومی و ظرفیت سوزی نخواهد داشت. مردم اکنون انتظار دارند گروه های سیاسی با همکاری و همدلی با یکدیگر، برای حل مشکلات کنونی کشور چاره اندیشی کنند.
امروز بیش از هر زمان دیگری به همدلی و همکاری گروه های مختلف سیاسی نیاز است. چنانکه رئیس جمهوری در دیدار اخیر با فعالان سیاسی تاکید کرد: در جلساتی که بین احزاب و گروه‌های مختلف تشکیل می‌شود، مهم این است که بتوان به تصمیمی رسید که مردم از شنیدن آن خوشحال شوند و احساس کنند که در این جلسه یک گام مهم به پیش برداشته شده است. اگر مردم احساس کنند که گروه‌ها و دستگاه‌های مختلف به هم نزدیک شده و با هم همدلی و هم‌افزایی دارند، خوشحال و امیدوارتر خواهند بود.
به حتم همین هم افزایی و همدلی گروه های سیاسی، اسباب اعتماد دوباره مردم و زمینه مشارکت فعال آنها در عرصه سیاسی را فراهم خواهد آورد.
به عبارتی جریان های سیاسی به منظور جلب اعتماد و رای مردم، پیش از تمرکز بر ایجاد سازوکار تصمیم سازی جمعی درون تشکیلاتی باید به مساله پایه ای تر گفت و گوی ملی و سپس ارایه برنامه های عملیاتی برای حل مشکلات کشور بپردازند. چنانکه به گفته «اروجعلی محمدی» عضو شورای مرکزی حزب «اتحاد ملت» برای عبور از بحران باید با آشتی ملی و اتحاد عمومی و اجماع نخبگان، پل های جدیدی ساخته شود.
پژوهش**9275**9279

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال