از ماست که برماست - لیلا خطیب زاده *

خبری، روز گذشته (دوشنبه 23 اردیبهشت) از معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی کرمان منتشر شد مبنی بر اینکه عاملان مرگ مادر باردار کرمانی به دلیل قصور در اقدامات مرتبط به زایمان این مادر به نظام پزشکی کرمان معرفی شدند.

ماجرا از این قرار بود که سارا السادات فردوس، مادر 31 ساله کرمانی 26 اسفند ماه سال گذشته برای انجام زایمان به بیمارستان ارجمند کرمان مراجعه می کند.
این مادر به دلیل قصور متعدد که حالا مورد تایید مسئولان دانشگاه علوم پزشکی کرمان است بعد از خونریزی گسترده به بیمارستان فاطمه الزهرا منتقل می شود و سرانجام ساعت هشت صبح 28 اسفند بدون دیدن و در آغوش کشیدن نیلا (نوزادش) چشم از جهان فرو می بندد.
آنطور که دکتر مرتضی هاشمیان، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی کرمان اعلام کرده است؛ عوامل درگیر در پرونده این مادر در نظام پزشکی پاسخگو خواهند بود و به همین علت پزشک معالج، ماما، کارکنان اتاق عمل و مسئول فنی بیمارستان به نظام پزشکی می روند.
هاشمیان تاکید کرده است که قصور در اقدامات مرتبط با زایمان مادر باردار کرمانی آن هم در مرکز استان، قابل قبول نیست و مرگ او توجیه پذیر نخواهد بود و نمی توان رخداد چنین حادثه ای را پذیرفت.
این تاکید و پیگیری مرگ مادری جوان از چه نشات گرفته است؟ الحق و الانصاف، نظام سلامت کشور طی سال های گذشته از هیچ تلاشی برای جلوگیری از مرگ مادر و نوزاد دریغ نکرده است. چرایی آن هم معلوم است به این علت که آرمان پنجم توسعه هزاره، بهبود وضعیت سلامت مادران در حوزه گسترده بهداشت باروری است که چند نشانگر مشخص دارد که یکی از آنها کاهش نرخ مرگ و میر مادران (شاخص MMR ) ناشی از عوارض بارداری و زایمان در 100 هزار تولد زنده است.
براساس توسعه هزاره، این نرخ مرگ و میر مادر در فاصله 1990 تا 2015 باید در کشورها تا سه چهارم کاهش یابد که خوشبختانه برنامه سلامت مادران در ایران دستاوردهای شایان توجه داشته است. جدیت کار درحدی است که از سال 1380 که نظام کشوری مراقبت مرگ مادر در کشور آغاز شد، دست اندرکاران نظام سلامت، مرگ مادر در هر گوشه از کشور را به طور دقیق شمردند و گزارش دادند.
از این روست که اگر مادری در هر جایی از کشور جانش را هنگام زایمان از دست بدهد آنقدر برای نظام سلامت مهم است که متخصصان مربوطه را برای بررسی دقیق علت مرگ مادر گسیل می کنند و با مسببین احتمالی این مرگ برخورد قانونی انجام می شود.
طبق آخرین گزارش سازمان جهانی بهداشت، روند مرگ مادران از سال 1990 تا 2015 حدود 9 کشور قبل از سال 2015 به هدف پنجم توسعه هزاره رسیده اند که از جمله ایران که با 80 درصد کاهش شاخص مرگ مادر نسبت به سال مبداء بوده است.
این، یعنی موفقیت. این، یعنی کنترل به موقع ، این ، یعنی عزم جدی برای جلوگیری از مرگ مادر. این، یعنی مهم بودن سلامت یک انسان (مادر) که حتما سلامت انسانی دیگر (نوزاد) نیز در گرو سلامت اوست. این، یعنی اگر بخواهیم می توانیم به هدفمان برسیم، یعنی خواستن توانستن است.
پرسش اینجاست در کشوری که با اجرای یک نظام مراقبت ساده و در عین حال عزم جدی برای اجرای آن، جان شمار زیادی از مادران و نوزادان نجات یافته است چرا این عزم و این بررسی دقیق در سایر بخش ها وجود ندارد؟
وقتی خطا یا قصور پزشکی رخ می دهد و به عنوان مثال مادری در یک گوشه از ایران، فوت می کند، خبرش را این همه در بوق و کرنا می کنند و با شخص یا اشخاص متخلف برخورد شدید می شود، چرا این رویه در بخش هایی همچون ساختمان ها، پل ها و سد ها اجرا نمی شود؟!
چرا وقتی یک زلزله معمولی می آید، شهرها وروستاها به شدت تخریب می شود؟ چرا ساختمان ها و به طور کلی ابنیه یک شهر با یک زلزله فرو می ریزد اما کسی سراغی از مهندسین سازنده و ناظران آن را نمی گیرد؟!
ای کاش همینقدر که روی خطای پزشکی دقیق هستیم که البته بجاست روی خطای مهندسی هم اینقدر دقیق بودیم تا ساختمان های ما با یک زلزله و با یک سیل از بین نمی رفت؟ و هموطنان زیر آوار جان خود را از دست نمی دادند و این همه خسارات نجومی اقتصادی را متحمل نمی شدیم.ا
آیا خیلی وقت ها این مشکلاتی که الان داریم از خود ما نیست؟
گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست.
...........................................................................................................
*خبرنگار ایرنا
پژوهشم ** 1776

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال