دیپلماسی رسانه ای- سید محمد باقر نوربخش*

مصاحبه محمدجواد ظریف با فاکس نیوز، رسانه ی مورد علاقه دونالد ترامپ ، علاوه بر بازتاب وسیع رسانه ای، بلافاصله واکنش مقامات جنگ طلب امریکا ازجمله جان بولتن مشاور امنیت کاخ سفید را درپی داشته و خشم آنان را از ظرفیت سازی وزیر خارجه ازدیپلماسی رسانه ای برانگیخته است.

ظریف در مصاحبه با کریس والاس، روزنامه‌نگار و مجری شبکه آمریکایی فاکس نیوز که روز یکشنبه گذشته منتشر شد،گفت: دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری آمریکا می‌خواهد به وعده انتخاباتی خودش که پرهیز از جنگ و لشکرکشی است وفادار بماند اما 'گروه ب' متشکل از بی‌بی (نتانیاهو)، بولتون، بن سلمان و بن زاید به دنبال کشاندن آمریکا به رویارویی با ایران هستند.
جان بولتن در واکنش به این مصاحبه با ادبیاتی که برای رسانه ها آشنا است و حکایت از خشم و مواضع افراطی او دارد ، به فاکس نیوز گفت : ' کاملا مسخره است. آن مصاحبه یک تبلیغات به تمام معنی بود.» این سخنان بیانگر کارآمدی دیپلماسی رسانه ای و اگاهی ظریف از آن بعنوان بدیل دیپلماسی رسمی در این شرایط حساس و پیچ تاریخی روابط ایران و امریکا است.
رابطه رسانه و صاحبان قدرت که نمود آن در دولت ها و حاکمان سیاسی است، از دیرباز و شاید از زمان بروز و ظهور رسانه های سنتی نوشتاری و تصویری شکل گرفته است و این رابطه در طول تاریخ در سیاست داخلی و خارجی ، با توجه به ساختار قدرت و نظام های سیاسی دموکراتیک و غیردموکراتیک ، توسعه یافته وغیر توسعه یافته و... تعریف شده و در نظام های نوع اول بیشتر دوسویه و در کشورهای نوع دوم کمتر و یک سویه و توام با استیلای حاکمان بر آن بوده است.
گسترش رسانه های بین المللی به ویژه دیجیتالی از دهه 1990 فضای جدیدی در جهان به وجود آورد که شاخصه های این فضا، قدرت مردم، فرهنگ، رسانه ها بوده که نقش دولت ها و قدرت نظامی و تسلیحاتی را بعنوان مرکز ثقل روابط بین المللی و دیپلماسی خارجی را تحت الشعاع قرار داده است.
در عصر جدید و انقلاب رسانه های دیجیتالی 'قدرت جریان ' در برابر ' جریان قدرت ' قرار گرفت و حاکمان و صاحبان قدرت با درک واقعیت و حقیقت اثار دراز مدت قدرت رسانه ها و توانایی اقناع افکار عمومی از آن بعنوان یک ابزار کارامد بهره برده و لذا رابطه بین رسانه و دولت ها تعریف جدیدی یافت. بعبارت دیگر در حوزه علم ارتباطات و علم پولتیک (سیاست) این رابطه 'باز تعریف' و نقش آن بطور روزافزون به فراخور هوشمندی و آگاهی دولت ها و مراکز قدرت در تصمیم سازی و تصمیم گیری داخلی و خارجی بیش از پیش پررنگ تر شده است. در این فراگرد است که دیپلماسی رسانه ای ظهور و بروز پیدا کرده است.
این مفهوم از دو جزء 'دیپلماسی' و 'رسانه ' تشکیل شده در تعریف دیپلماسی باید گفت که : ریشه لغوی دیپلماسی از واژه یونانی'دیپلما ' به معنی کاغذ لوله شده یا تاخورده، گرفته شده است. تا اواخر قرن 18 ، دیپلماسی به علم مطالعه اسناد و مدارک گفته می شد و از آن پس به علم اداره روابط بین المللی اطلاق شد. در واقع دیپلماسی، ‌کوششی است که یک بازیگر بین‌المللی برای مدیریت و حل و فصل اختلافات محیط بین‌الملل‌از طریق کار با یک بازیگر بین‌المللی دیگر به کار می‌گیرد. (ظریف، 1387، ص196)
همچنین در تعریف رسانه گفته می شود که از نظر لغوی Medium (رسانه) و نیز Media (رسانه‌ها) به معنی ' رساندن ' است و در ساده ترین و عمومی ترین تعریف آن به معنای ابزار و وسیله ی نقل و انتقال اخبار و اطلاعات است و از ترکیب این دو واژه ،مفهوم دیپلماسی رسانه ای ساخته شده است.
مفهوم دیپلماسی رسانه ای در واقع همزاد گسترش رسانه های نوین و دیجیتالی است و تعریف این مفهوم با توجه به اهمیت و جایگاه و نقش آن ( منفی و مثبت ) نیز با گذشت زمان دستخوش تغییـر و تحـولات چشـمگیری شده است لذا برای بازشناسی و کارکرد آن ابتدا باید آن را تعریف کرد اما ذکر این نکته ضروری است که در تعریف این مفهوم نیز مانند بسیاری از پدیده های اجتماعی در بین نظریه پردازان حوزه علوم ارتباطات و سیاست اجماع وجود ندارد اما می توان در تعریف این مفهوم به رغم تمام اختلافات واحدهای زبانی و نکات مشترکی یافت که مهم ترین آن 'پیشبرد سیاست خارجی' است.
دیپلماسی رسانه ای را باید در تاثیر و نقش رسانه ها در راستای سیاست خارجی و روابط بین المللی تعریف کرد و برخی نظریه پردازان غربی می گویند که دیپلماسی رسانه ای 'هنر ایجاد ارتباط میان کشورها، حل و فصل اختلافات محیط بین الملل و اقناع جوامع دیگر از طریق رسانه های جهانی است.'
'ایتان گلیبوا' استاد علوم سیاسی می گوید که دیپلماسی رسـانه ای به مجموعـه سـازوکارهایی اطلاق می شود که از طریق آن می توان بخشی از سیاست ها را بر مردم، احزاب، سیاستمداران، گروه هـا، نهادها، سازمان های بین المللی و حتی دیگر دولت ها اعمال کرد. دیپلماسـی رسـانه ای بـصـورت عـام به معنای به کارگیری رسانه ها برای تکمیل و ارتقای سیاست خارجی است. به عبارتی دیپلماسی رسانه ای کاربرد رسانه ها به طور ویژه در ترقی و روانسازی سیاست خارجی است.
ابزار مهم دیپلماسی رسانه وسایل ارتباط جمعی هستد که می توان آن رادر 5 بخش تقسیم بندی کرد:
1- خبرگزاری ها، یکی از ارکان مهم خبررسانی و تبلیغاتی در جهان است که پیش از انقلاب فناوری نوین، خوراک خبری رسانه های نوشتاری ، شنیداری و دیداری را تامین می کردند و ارتباط مستقیم با مخاطب عمومی نداشتند و اکنون در جغرافیایی وسیع و با زبان های مختلف و با مخاطبان گسترده مورد استفاده قرار می گیرند.
2- مطبوعات : کارکردی در جغرافیای محدود محلی و ملی داشته است و اکنون دایره وسیع تر یافته و مخاطبان فرا ملی را دربر می گیرد.
3- رادیو: این رسانه نیز پیش از انقلاب دیجیتالی کاربردی در درون مرز های یک کشور داشته است.
4- تلویزیون : این رسانه از آغاز رسانه های اغواگر و تاثیر گذار بوده و علاوه بر وجه سرگرمی ابزار کارآمد در تبلیغات و خبر رسانی بوده است.
5- رسانه های دیجیتالی : رسانه هایی که تبادل یا انتشار محتوا در آنها، تنها به کمک ابزارهای مجهز به پردازشگر دیجیتال میسر باشد. شامل رسانه های برخط مبتنی بر شبکه (نظیر شبکه جهانی اینترنت)، سرویس های مخابراتی از قبیل MMS وSMS و سایر اشکال شبکه های تبادل داده مانند بلوتوث، همچنین رسانه های مبتنی بر حامل های فیزیکی دیجیتال از قبیل بسته های نرم افزاری رسانه ای، بازی های رایانه ای و مانند آنها.
در این بخش شبکه های اجتماعی و فضای مجازی تعریف خاصی یافته و به ابزاری کارآمد، سریع ، پرمخاطب ، کم هزینه برای دولت ها تبدیل شده لذا این رسانه بطور روز افزون با توجه به رشد و پیشرفت مورد توجه دستگاه دیپلماسی دولت های قرار گرفته است و به یکی از محورها و کانون های اصلی دیپلماسی رسانه ای تبدیل شده است.
انقلاب دیجیتالی، موجب جهانی شدن رسانه ها شد و از قدرت،تعریف و تصویری جدیدی ارایه کرد که برخی در ابتدای راه آن را چهره نامحسوس قدرت می دانستند و اکنون به دلیل فراگیری و نقش و آثار درازمدت آن، قدرت اشکار و محسوس تعریف می شود و در این پیوند است که تاثیر گذاری و نقش رسانه ها در روابط بین المللی موجب شکل گیری دیدگاه ها و تئوری های مختلف در حوزه های دانشگاهی و علوم ارتباطات تحت عنوان دیپلماسی رسانه ای شده است و بسیاری از نظریه پردازان از جمله ' یوهان گالتونگ' پروفسور نروژی و استاد دانشگاه هاوایی معتقدند که 'امروزه دیپلماسی رسانه ای یک جزء پیوسته از ساختار قدرت جهانی در سیاست خارجی معاصر است، زیرا اصولاً وجود سلسله مراتب در روابط بین الملل، حاکی از وجود برتری رسانه ای است. عناصر و واژگان کلیدی تعریف گالتونگ را می توان در ' جزء پیوسته قدرت جهانی ، سیاست خارجی و برتری رسانه ای ' مشاهده کرد.
دیپلماسی رسانه ای دارای ویژگی های متفاوت و متمایز با دیپلماسی رسمی است که از جمله کم هزینه بودن ، مستقل بودن و کاهش استیلای دولت ها ، تبادل اطلاعات ، سرعت انعکاس و بازتاب دیدگاه ها، قابلیت بالا برای طراحی چارچوب مذاکرات بین المللی، گستره وسیع مخاطبان، ایجاد فرصت برابر برای دولت ها در بیان دیدگاه ها و نقش آفرینی و جریان سازی در افکار عمومی در عرصه نابرابر فضای نابرابر قدرت نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و موقعیت های بین المللی کشورها و دولت ها می باشد.
در واقع دیپلماسی رسانه ای در فضای نابرابر رقابتی قدرت های بزرگ (نظامی، اقتصادی ) قابلیت و ظرفیت بسیار بالایی برای دستیابی به اهداف و منافع ملی دولت ها و کشورها دارد.از این رو گفته می شود که دیپلماسی رسانه ای بهره برداری از فرصت هـای نـوین و تـرویج منـافع ملـی بـدون برانگیختن و ناخشنود ساختن سایر کشورها را ممکن مـی سـازد (خـرازی آذر، 1387 :25 .)
اسـتفاده دولت ها و رییسان دستگاه سیاست خارجی از رسانه ها برای بیان اهداف ، سیاست ها و منافع کشور خود در مذاکرات؛ به دلیل گستره وسیع مخاطبان که در برگیرنده مردم، احزاب، سیاستمداران، گروه هـا، سـازمان هـا و نهادهای دولتی و غیردولتی، دولت ها و سازمانهای بین المللی ، ابزاری کارامد و موثر در روابط بین المللی و اعتمادسازی عمومی است و می توان از طریق آن بخشی از سیاست ها را بر مردم، احزاب، سیاستمدارن، گروه هـا، نهادها، سازمان های بین المللی و حتی دیگر دولت ها اعمال کرد.

*نتیجه گیری
انقلاب اطلاعات و فناوری نوین، رسانه ها و دولت ها را دستخوش تغییر و تحول عظیمی کرده و رابطه این دو حوزه بعنوان ارکان مهم تصمیم گیری و تصمیم سازی بازتعریف شده است. دیگر رسانه ابزار صرف و صد درصد در خدمت دولت ها ( به نسبت ساختار و نظام سیاسی از منظر توسعه یافته ، در حال توسعه و توسعه نیافته) نیست و یک رابطه تعاملی مبتنی بر نیاز ، نقش و تاثیرگذاری بین این دو عرصه شکل گرفته است.
به عبارت دیگر رابطه 'رسانه با دولت' و' دولت با رسانه ' ساده و یک سویه نبوده بلکه یک رابطه پیچیده و دوسویه است که نمود و ظهور آن را بویژه در سیاست خارجی تحت عنوان دیپلماسی رسانه‌ای به معنای بکارگیری رسانه‌ها برای پیشبرد و ارتقای سیاست خارجی در روابط بین الملل می توان دید.
اکنون از یک سو دولت ها ، مراکز و نهادهای رسمی منبع اصلی خبر و اطلاعات رسانه ها و از سوی دیگر رسانه ها منبع اصلی اخبار و اطلاعات بازیگران سیاسی و مراکز تصمیم گیری و تصمیم سیاسی هستند و این رابطه دوسویه و تعاملی منجر به گردش اطلاعات و تحولات عظیم در نظام های سیاسی در روابط بین الملل شده است.
دیپلماسی رسانه ای علاوه بر این که چهره ی جدیدی از سیاست خارجی به نمایش گذاشته ، درعرصه هویت ملی ، گردش اطلاعات، تبلیغات، فضاسازی بین المللی، القای پیام ، بازسازی تصویرهای غیرواقعی افکار عمومی خارجی ، کاهش فشارهای و بحران سازی های رقبا و... نقش تعیین کننده یافته است. جهانی شدن رسانه ها دیوارهای حایل ملت و دولت و مرزهای دولت – دولت را کوتاه کرده و سیاست خارجی از محاق و پشت پرده بازی های قدرت خارج شده است و درهای بسته با دیوار های قطور روابط دولت ها تحت عنوان روابط بین الملل و سیاست خارجی به فضای شیشه ای تبدیل شده است.
درک صحیح اهمیت و نقش تعاملی دولت ها و رسانه ها در جوامع موجب شده که دیپلماسی رسانه ای به عنوان ' قدرت ملی' بازشناخته شود و بازیگران سیاسی می دانند روش ها و تاکتیک های خبری و تبلیغی ابزاری کارآمد وتاثیر گذار در القای پیام ، برقراری روابط پایدار و توافقات بین المللی ، کاهش فشارها و بحران سازی های رقبا است و رسانه ها نیز بعنوان نماینده افکار عمومی و حلقه ی واسط مردم و دولت می دانند که رابطه تعاملی با دستگاه خارجی تامین کننده منافع ملی است.
در همین راستا و درک اهمیت و تاثیر رسانه ( رسانه های جمعی و اجتماعی ) است که مصاحبه محمد جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی با رسانه دست راستی و جمهوریخواه 'فاکس نیوز' کارکرد و بازتاب ویژه می یابد و مقامات افراطی و جنگ طلب دولت آمریکا را به واکنش وا داشته است.
منابع:
- ظریف، محمدجواد (1387)، دیپلماسی چندجانبه، انتشارات دانشکده روابط بین‌الملل.
- خرازی آذر، رها (1387)، رویکرد پسامدرنیسم به دیپلماسی رسانه‌ای، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک گروه پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی.
کارشناس اموربین الملل

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال