اهل قلم را تکریم می‌کنیم یا تضعیف؟- امیررضا اصنافی*

تهران - ایرنا - اردیبهشت ماه در هر سال همیشه موسم نمایشگاه کتاب است و به عنوان یک کتابدار این دو هفته را خیلی دوست دارم. به این خاطر که دو هفته کامل، کتاب از خبرسازترین تیترهای رسانه ها می شود و کانون توجهات است.

در این چند روز حتی افرادی که در طول یک سال کتابخانه نمی روند یا حتی یک کتاب را هم باز نمی کنند پا به نمایشگاه می گذارند. نمایشگاهی که شاید خیلی با اصول نمایشگاه های بزرگ کتاب دنیا همخوانی نداشته باشد و خیلی شبیه یک بازار مکاره کتاب است، لیکن بودنش خیلی بهتر از نبودش است. لااقل نزدیک به سه دهه است که اهالی کتاب را دور هم جمع می کند وجامعه را به یاد تفکر و تعقل می اندازد. هیاهوی نمایشگاه و خرید کتاب از مراجعه به هر مرکز خرید و انواع مال ها لذت بخش تر است. یکی از خدماتی که سال ها به اهل قلم در دورانی که نمایشگاه کتاب تهران برگزار می شد ارائه بن های کتاب به این قشر بود که گویا کم کم این مورد هم دارد دارای خط کش و معیار و متر می شود!
اخیراً وقتی وب سایت اهل قلم را باز کردم، اطلاعیه این سایت را در خصوص دریافت بن الکترونیکی کتاب برای نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در سال1398 را مشاهده کردم. وقتی وارد پروفایل خود شدم و درخواست بن الکترونیکی را کلیک کردم، با شرایط شگفت آوری مواجه شدم. افراد مشمول دریافت بن کتاب به عنوان اهل قلم به 5 رده تقسیم شده بودند. با تردید بین این رده ها نگاه کردم که جزو کدام دسته ام! آیا به عنوان یک مدرس دانشگاه، پژوهشگر، مولف و مترجم آیا جزو اهالی قلم محسوب می شوم یا خیر؟! بالاخره بعد از مدتی بالا و پایین کردن صفحه شرایط ویژه دریافت بن کتاب، یکی از موارد را انتخاب و دکمه ثبت درخواست را زدم. چند ساعت بعد پیامک مجاز بودنم برای دریافت بن کتاب رسید. لیکن افراد دیگری را می شناختم که مجاز به دریافت بن کتاب نشدند. این مورد چند نکته را به ذهنم متبادر کرد.
نخست اینکه ما به چه کسی اهل قلم می گوییم؟ حداقل ده کتاب، بیست کتاب، صد کتاب داشته باشد؟ واقعاً کمیت در رزومه یک پژوهشگر او را اهل قلم می کند؟ نقش کیفیت کار چیست؟ هر کتابی که هر کس با هر ناشری منتشر کند مورد قبول است که او را جزو اهالی قلم بشناساند؟
دوم اینکه آیا کسانی که اهل قلم می خوانیمشان نباید آنقدر مورد تکریم باشند که انگیزه لازم برای فعالیتهای خود در عرصه نگارش داشته باشند؟ اهالی قلم از تفکر، ایده و قوه منطق، مهارتهای نگارشی و خلاقیت خود برای تألیف و ترجمه کتاب بهره می گیرند و از این بابت درآمدی کسب نمی کنند. اگر عشق به مکتوب کردن دانش و عیان کردن آن نبود شاید هرگز به این سمت و سو نمی رفتند. آنها نه هنرپیشه اند که بابت هر بازی در هر فیلم و سریال یا تبلیغات در بیلبوردهای خیابانها دستمزدهای نجومی بگیرند و نه فوتبالیستند که بابت لگد زدن به توپ قراردادهای میلیاردی امضا کنند. در هیچ برنامه، جنگ تلویزیونی و نظیر آن هم دعوتشان نمی کنند که جامعه با یک اندیشمند و متفکر آشنا شود.
واقعاً منصف باشیم در طول سال چه خدمتی به اهالی قلم می شود؟ چه کاری انجام می شود که این قشر فرهیخته انگیزه داشته باشند؟ فکر می کنم اهالی قلم محتاج یک کارت ساده بن کتاب نیستند ولی تخصیص دادن بن کتاب به همه آنها بدون تبعیض و دسته بندی آنها امری است که از اهالی قلم دریغ می شود. شاید بتوان گفت که کمترین خدمت به اهل قلم، داشتن بن کتاب است.
این دسته بندی اهل قلم، انسان را به یاد نظام ارتقای اساتید در دانشگاه ها می اندازد که باعث می شود فعالیتهای پژوهشی صرفاً با نگاه «امتیاز دارد/ امتیاز ندارد» انجام شود و کارهای انگیزشی و برآمده از روی دل، به کنار بروند.
ضمن اینکه با این رویه، سرعت کتاب سازی و تهیه کتاب به هر نحوی که شده حتی با شمارگان یک رقمی به اوج خود می رسد و شاید افرادی برای اینکه از کورس اهل قلم عقب نمانند، ماشین تولید کتاب خود را به جریان بیندازند! پس شاید بتوان بیان داشت که این یک بازی باخت باخت است. بنابراین نمی توان مویه کرد که چرا کتاب در زندگی مردم جاری نیست، سرانه مطالعه پایین است، وضعیت تحقیقات چنین و چنان است ولی کمترین تکریم و احترام را به اهل قلم نگذاریم. یادمان باشد حفظ حرمت اهل قلم و خدمت به آنها، جامعه را می تواند به تعالی برساند.

* استادیار گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شهید بهشتی
فراهنگ**9246** 9053

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال