تجربه سیل و ضرورت ارتقای سازمان مدیریت بحران

تهران - ایرنا - سیل که آمد همه به میدان یاری رسانی آمدند از پیر و جوان، خرد و کلان. تمام دستگاه های اجرایی آمادگی خود را برای یاری رسانی اعلام کردند و کرور کرور کمک های خود را روانه مناطق سیل زده کردند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، سیل که آمد، سازمان مدیریت بحران، سکان دار و فرمانده مقابله و پاسخگویی به سیل شد. همه باید گوش به فرمان این سازمان می شدند. سازمان اگر اعلام می کرد فلان اقدام را در پاسخ گویی به این بحران باید انجام داد، همه باید این اعلامیه را همچون وحی منزل قبول می کردند و گردن می نهادند. اما آیا واقعیت امر اینگونه بود؟ یعنی همه دستگاه های ذیربط و غیر ذیربط تحت فرماندهی سازمان مدیریت بحران قرار داشتند و سر خود، کاری انجام ندادند؟ البته که اینطور نبود.
درست است که همه به میدان آمدند اما به نظر می رسید، برخی به فرامین سازمان مدیریت بحران آنچنان که باید وقعی نمی نهادند و به طور مستقل عمل می کردند.
مگر مسیر تکامل مدیریت بحران در کشور، مسیری مثبت نیست، مگر سازمانی برای مدیریت بحران نداریم؟ پس ضعف در کجاست؟ اشکال در چیست؟ ساختار مدیریت بحران ما چه کم دارد که ناهماهنگی در امداد رسانی به زلزله زده و سیل زده ایجاد می شود؟
دکتر حمید رضا خانکه، رییس مرکز مدیریت سلامت در حوادث و بلایا دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی است. او در گفت و گویی نیم ساعته با خبرنگار ایرنا در صدد تبیین این مساله بر می آید.
وی علت اصلی مشکل در یاری رسانی به حادثه دیدگانی مثل سیل زده ها را مشکل قانونی بیان می کند. اینکه رییس سازمان مدیریت بحران باید بر اساس بند سه سیاست های ابلاغی سال 84 مقام معظم رهبری باید با ابلاغ رییس جمهوری تعیین می شد که نشد و در زمان حاضر رییس این سازمان توسط وزیر کشور منصوب می شود و به عنوان معاون وزیر کشور فعالیت می کند.
خانکه در خصوص تاریخچه این سازمان می گوید: در زمان حاضر سازمانی تحت عنوان سازمان مدیریت بحران داریم که از سال 1387بر اساس قانون تشکیل شد. قانون آن هم پنج ساله و آزمایشی بود و بعد از پنج سال قرار شد که این قانون، دایمی شود. این قانون آزمایشی در سال 92 تمام شد و مجلس شورای اسلامی یک سال دیگر آن را تمدید کرد و از سال 93 به این سو هم که اصلا قانونی نداریم.

**توافق جهت یافتن جایگاهی مناسب برای سازمان مدیریت بحران
خانکه می افزاید: در این میان، گروهی از جمله دانشگاهی ها، دوباره قانون را اصلاح کردند و زیر نظر مرکز پژوهش های مجلس توافق کردند، این سازمان از آنجا که زیر نظر معاون وزیر کشور است جایگاه مناسبی ندارد و باید زیر نظر رییس جمهوری تشکیل شود و رییس آن نیز معاون رییس جمهوری باشد و برای آن هم دلایل منطقی داشتیم. یکی از دلایل آن این بود که در بند سه سیاست های ابلاغی سال 84 مقام معظم رهبری، اشاره مستقیم شده است که رییس این سازمان با تعیین رییس جمهوری باشد. با وجود این سیاست ها، می بینیم که رییس سازمان مدیریت بحران را معاون وزیر کشور معرفی کردند. توجیه آن هم این بود که می گفتند وزارت کشور دارای توزیع جغرافیایی در سراسر کشور است و باید این سازمان دست این وزارتخانه باشد.
وی ادامه می دهد: سوال ما این بود مگر در اتفاقاتی که در استان ها رخ می دهد، استاندار در آن اتفاق ها دخالت نمی کند؟ البته که او دخالت می کند پس دلیلی ندارد سازمان مدیریت بحران، مستقیما زیر نظر استاندار باشد. استاندار، جانشین رییس جمهوری در استان خودش است حالا چرا به این بهانه سازمان مدیریت بحران را به وزارت کشوری بیاوریم که هزاران مشغله دارد و اولویت آن نمی تواند بحران باشد!؟
به هر حال پیشنهاد یاد شده یعنی ارتقای جایگاه رییس سازمان مدیریت بحران به مجلس داده شد و مجلس هم موافقت کرد اما خانکه در این خصوص می گوید: موقعی که در کمیسیون داشتند، آن را مطرح می کردند (اگر اشتباه نکنم کمیسیون عمران آن را بررسی کرد) من شنیدم - صحت و سقم آن را نمی دانم - که موقع آخرین رای گیری، آقای وزیر کشور گفته است که اگر زیر نظر وزارت کشور نباشد ما ، لایحه را پس می گیریم.
از سخنان خانکه این نکته آشکار می شود که جایی که باید رییس سازمان مدیریت بحران در مقام معاون رییس جمهوری فعالیت کند به معاون وزیر کشور تقلیل یافت. شاید برخی ، فکر کنند که مهم، انجام وظیفه است ، مهم این نیست که رییس سازمان در چه جایگاهی قرار گیرد، مهم این است که بتواند موقع بحران که شد، ناوبری شایسته و بایسته داشته باشد و سکان فرماندهی مدیریت بحران را به خوبی بچرخاند. البته این طرز فکر درست است اما به این راحتی عملیاتی نیست.
از نظر خانکه، وقتی رییس سازمان مدیریت بحران در حد معاون وزیر تقلیل می یابد، فکر می کنید دستگاه های ذیربط با هماهنگی رییس سازمان مدیریت بحران، امدادرسانی می کردند؟ البته که نه.
این کارشناس حوادث و بحران تاکید می کند که حتما رییس چنین سازمانی باید در معاون رییس جمهوری عمل کند که همه از او تبعیت کنند وگرنه فلان وزیر که از معاون وزیر کشور به راحتی تبعیتی ندارد. این چیزی است که در زمان حاضر شورای نگهبان هم از آن ایراد گرفته و اعلام کرده است که لایحه جدید برای سازمان مدیریت بحران با سیاست های ابلاغی سال 84 همخوانی ندارد و رییس سازمان مدیریت بحران نمی تواند معاون وزیر کشور باشد.
خانکه خدا را شکر می کند که شورای نگهبان چنین ایرادی را گرفته است و امیدوار است که در سایه این ایراد به منویات رهبری تبعیت شود و براساس سیاست های ابلاغی، جایگاه رییس سازمان مدیریت هم ارتقاء یابد. چرا که در حوادثی مثل سیل، جز یک شخصیت بالا، کسی نمی تواند حادثه را مدیریت کند.
یک مطلب دیگر هم هست و اینکه در تمام دنیا ، وقتی حادثه رخ می دهد، فرماندهی آن حادثه عمودی یعنی از بالا به پایین می شود. لابد در نفس این فرماندهی چیز هست که دنیا آن را می پذیرد.
خانکه در این خصوص اظهار می دارد: حادثه که رخ می دهد، فرماندهی آن دیگر، دلبخواهی نیست. ما باید یک فرماندهی عمودی قوی داشته باشیم و تمام سازمان ها از این فرماندهی تبعیت کنند و در کنار آن باشند و به همین علت است که باید حتما جایگاه رییس سازمان مدیریت بحران ارتقاء یابد.

** چه اتفاقی در سیل اخیر افتاد؟
الحق و الانصاف تمام سازمان های امدادی با تمام قدرت به کمک هموطنان شتافتند اما ممکن است هر کس این جمله را بخواند یا بشنود به دیده تردید به آن بنگرد که حق دارد چرا که برخی از هموطنان سیل زده اظهار نارضایتی از نحوه خدمات رسانی داشتند. موضوع چیست؟
خانکه یاری رسانی تمام دستگاه های ذیربط را تایید می کند اما معتقد است که هر سازمان یک جزیره است و هر جزیره هم عالی کار می کند اما وقتی مجموع عملکرد این جزایر را کنار هم می گذاریم تا معدلی به دست بیاوریم می بینیم که نمره قبولی را دریافت نکرده ایم!
وی می گوید: نبود نمره قبولی مجموع عملکرد این سازمان ها برای این است که هماهنگی و ارتباط بین سازمانی آن طور که باید، بین آنها نیست. متولی ایجاد کننده این ارتباط در زمان حاضر وزارت کشور است که این وزارتخانه باید در قالب جلسات شورای هماهنگی، ارتباط و اتصال بین حلقه ها را بر قرار کند؛ حلقه هایی که تک به تک، عالی کار می کنند اما ارتباطی با هم ندارند.
وی راهکار اتصال حلقه های جدا را راه اندازی مرکز هدایت عملیات یا EOC می داند که در آن همه سازمان ها اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند.
او باز هم تاکید می کند که وقتی حادثه ای رخ می دهد، همه به فرماندهی عمودی نیاز دارند و این قبیل فرماندهی ها، دلبخواهی نیست و تمام سازمان ها هم باید از این فرماندهی تبعیت کنند و در کنار آن باشند.

**سیل اخیر چه تفاوتی با حوادث دیگر داشت؟
از نظر خانکه، کشور در سیل اخیر، حداقل در 50 سال گذشته تجربه ای بدین گستردگی نداشت و فرق این حادثه با حوادث دیگر مثل زلزله در ماندگاری است. به عبارت دیگر، زلزله چند ثانیه می آید و تخریب می کند اما سیل می ماند و تبدیل به آبگرفتگی می شود مثل آبگرفتگی هایی که در خوزستان و گلستان وجود دارد. پس ما نیاز داریم تا تمام منابع را در فاز دراز مدت حفظ کنیم و تقسیم کار داشته باشیم.

**آیا کشورهای توسعه یافته هم در مدیریت بحران ، ضعف دارند؟
خانکه که در آلمان، سوئد و لهستان هم تدریس کرده و از این رو با مدیریت بحران این کشورها نیز آشنایی دارد، معتقد است این کشورها نیز در مدیریت بحران صد در صد پرفکت(عالی) نیستند و ناهماهنگی هایی در خدمات رسانی حتی در آلمان وجود دارد. بنابراین نمی توان مدیریت بحران در کشور خودمان را دارای مسیری پرت تلقی کنیم اتفاقا مسیر تکامل مدیریت بحران در ایران مسیری مثبت است اما سرعت آن کافی نیست؛ جرا که ما از معدود کشورهایی هستیم که قانون بحران داریم اما ضعف هایی هم که داریم که بیشتر این ضعف ها به ناهماهنگی های ذکر شده باز می گردد. هماهنگی هم که به قدرت و منابع نیاز دارد که در زمان حاضر سازمان مربوطه فاقد این دو متغیر است .به عبارت دیگر مجموعه مدیریت بحران کشور نه قدرتی دارد و نه منابعی پس نتوانسته است هماهنگی انجام دهد. ایراد از قانون نیست ایراد از جایگاه سازمان است. ایراد از جایی است که ما لایحه را معاون وزیر می کنیم اگر همان سیاست های ابلاغی را گوش کرده بودیم الان کمتر اتفاقات ناگوار در حوادث داشتیم.
خانکه می گوید: قانون لازم است اما کافی نیست. الان لایحه قانون مدیریت بحران کشور در شورای نگهبان است و آرزوی ما این است که این قانون در حد معاون رییس جمهوری با منابع و تخصیص کافی شود.

** ایران جزو پنج کشور اول دنیا از نظر تنوع در مخاطرات
بلاخیز بودن ایران را همگان بر آن واقفند . آنقدر بلای طبیعی بر سر ایران آمده است که لازم نیست کسی بگوید این سرزمین بلاخیز است که می شود مصداق کرامات شیخی که شیره را خورد و گفت شیرین است!
بنابراین بلاخیز بودن ایران چیزی نیست که تازه کشف شده باشد. وقتی ایران، متنوع ترین حوادث و بلایا را دارد و اصلا جزو پنج کشور اول دنیا از نظر دارا بودن متنوع ترین مخاطرات به شمار می آید به قول خانکه N تا مخاطره در کشورمان داریم، بهتر نیست این مخاطرات و مدیریت بحران، حداقل در مجلس شورای اسلامی دارای یک کمیسیون مستقل باشد؟
خانکه می گوید: هر چند مطالعه جامعی صورت نگرفته اما برآورد شده است که برای مدیریت بحران یا حوادث در کشور بین هشت تا 15 درصد تولید ناخالص ملی هزینه می شود. سوال اینجاست که این هزینه بزرگ به یک کمیسیون تخصصی نیاز ندارد تا به طور دایم، قوانین را بررسی کند؟ بنابراین به این راحتی نمی توان مدیریت بحران را به کمیسیون های مختلف مثل عمران یا بهداشت یا انرژی داد که راهی به خطاست.

** زیرساخت های ضعیف کشور در برابر مخاطرات
حال که ایران جزو پنج کشور اول دنیا از نظر متنوع بودن مخاطرات و نیز از جمله آسیب پذیرترین کشورها در مقابل حوادث و بلایا شناخته شده است به چه الگوهایی برای مقابله با مخاطرات البته «به جز پاسخگویی»، نیاز داریم؟
اینکه می گوییم «به جز پاسخگویی» به این علت است که وقتی حادثه ای در ایران رخ می دهد ، واقعا همه به میدان می آیند و می خواهند کاری کنند. به هر حال درست است این پاسخگویی لازم است اما کافی نیست.
خانکه می گوید: ما علاوه بر پاسخ به الگو یا پارادایم پیشگیری، به پیش بینی و آمادگی هم نیاز داریم. ما در پاسخ گویی مشکلی نداریم تا یک مشکلی پیش می آید همه به میدان می آییم اما باید الگوهای ما برای مقابله با حوادث عوض شود ما باید به حرف متخصصین گوش کنیم.
او ادامه می دهد: چندین سال است، ما (کارشناسان) مدام، می گوییم که به عنوان نمونه رودخانه ها، لایروبی نشده، به بستر رودخانه ها تجاوز شده و جنگل ها تخریب شده است. می گوییم سیل می آید اما کسی به حرف ما گوش نمی کند. چندین سال است که امثال من در رسانه های مختلف گفته ایم، آسیب پذیری ما در برابر سیل و زلزله و تمام مخاطرات بالا است. حال این کشوری که متنوع ترین مخاطرات را دارد و زیر ساخت هایش هم آسیب پذیر است، نیاز دارد که پارادایم آن را علاوه بر پاسخ به پیشگیری، پیش بینی و آمادگی منتقل کند.
او می افزاید: ما باید در توسعه زیر ساخت ها در ساخت شهر ها، در دادن مجوز های ساخت و ساز نگاه مدیریت بحران داشته باشیم.
خانکه به اینجا که می رسد بنای مسکونی در حال ساخت در همسایگی دانشگاه علوم بهزیستی را نشان می دهد. ساختمانی 10 طبقه در کوچه 6 متری که به گفته خانکه روی گسل شمال است.
خانکه می گوید: ببینید! روی این گسلی که ادامه گسل شمال است. اجازه ساخت و ساز داده شده است. اگر اتفاقی بیفتد اورژانس باید چه کند، باید معجزه کند؟ پرواز هم نمی شود انجام داد که هلی کوپتر جایی برای نشستن در این مکان ندارد.
از نظر خانکه همان توسعه زیر ساختی هم که در کشور انجام شده بر اساس توسعه مخاطرات نبوده است. این در حالی است که در کشورهای توسعه یافته حفاظت از محیط زیست و نیز توجه به مخاطرات را ملاک قرار می دهند که توسعه می یابند. به عنوان مثال الان، تهران را توسعه داده و در اصطلاح زیبا کرده ایم مثلا در جایی که باید به حریم رودخانه ها احترام بگذاریم این کار را انجام نداده ایم. در زمان حاضر تمام آبریزهای تهران را بسته ایم و فقط یک لوله گذاشته ایم. اگر آب زیادی از کوه سرازیر شود چه چیزی می خواهد جلوی آب را بگیرد؟ تمام رودخانه ها را بسته ایم . روی آنها را پوشانده ایم و آنها را زیبا کرده ایم اما سوال من این است که دبی ورودی اگر 2 هزار متر مکعب بر ثانیه باشد کجا برود؟ یک لوله گذاشته اند و همه را آسفالت کرده و برج ساخته اند.
خانکه تاکید می کند که تهران، شهری بشدت آسیب پذیراست اگر اتفاقی در این شهر رخ بدهد مثلا زلزله بیاید آیا سازمان های امدادی توان کمک کردن به مصدومان را در تهران دارند؟ من نمی خواهم از سازمان های امدادی حمایت کنم اما بالاخره در این مملکت هر وقت اتفاقی رخ می دهد با اینکه همه به میدان می آیند، چون زیر ساخت ضعیف است، بیشتر این خدمات تاثیر خود را ندارد.
«فرض کنید می خواهم در پلدختر خدمت بدهم، در آنجا زیر ساخت مخابراتی بر اثر سیل، خراب شده است جای نشستن هلی کوپتر هم که در این شهر نیست. شما بگویید هلال احمر چگونه خدمت بدهد؟ امدادگرهای ما که سوپر من نیستند. اینها کار خود را می دانند اما وقتی زیر ساخت ضعیف است و در این شهر آسیب دیده است، معلوم است که پاسخ امدادگر هم ضعیف می شود».

** با این زیر ساخت ضعیف چه کنیم؟
تاکید حاکمیت برای مدیریت بحران از دید رییس مرکز سلامت در حوادث و بلایا چه باید باشد؟ جز این است که باید روی پیشگیری، پیش بینی، ساختارها، مدل سازی و طراحی نقشه خطر، استخراج مخاطرات و بعد هم کسب آمادگی یا ظرفیت سازی تاکید داشته باشد؟
ظرفیت سازی از نظر خانکه به معنای ساده یعنی اینکه امکانات داشته باشیم و با مثالی ساده تر یعنی اینکه اورژانس ما هلی کوپتر دید در شب یا تلفن ماهواره ای داشته باشد که ندارد. وقتی هلی کوپتر دید در شب نداریم مجبوریم تا صبح صبر کنیم برای اینکه دید نداریم! ظرفیت سازی یعنی اینکه آمبولانس های ما از نوع خودروهایی باشد که بتواند در گل و شل ، راه باز کند این در حالی است که آمبولانس های کشور یک چاله را نمی تواند طی کند.

** چند سازمان برنامه پاسخ مکتوب آموزش برای مخاطرات دارند؟
تا اینجای قضیه به برنامه پاسخ تاکید شد اینکه ظرفیت سازی بر اساس طراحی نقشه و استخراج مخاطرات داشته باشیم اما مساله این است که واقعا چند سازمان، برنامه پاسخ مکتوب آموزش برای مخاطرات دارند؟
خانکه در رابطه با این سوال می گوید: فقط در حوزه سلامت، سامانه پاسخ ملی، برنامه، پروتکل و گایدلاین ( راهنمای بالینی) داریم. فقط در این حوزه است که سطح بندی خدمات را نوشته ایم چرا که در اصل، حادثه باید سطح بندی و معلوم شود که در چه سطحی رخ داده است و متناسب در آن سطح، خدمات ارایه داد. این در حالی است که در سایر حوزه ها این سطح بندی را نمی بینیم ، پیامد ش هم چیزی شبیه پیامد های آتش سوزی ساختمان پلاسکو می شود.
از نظر این کارشناس بحران، حادثه پلاسکو، حادثه ای در سطح محلی بود نه ملی. این در حالی است که مسئولان بسیاری در محل آتش گرفتن پلاسکو حاضر شدند و قضیه آنقدر بیخ پیدا کرد که سیاسی شد و بعد بین المللی هم پیدا کرد، آنقدر که برخی رسانه ها ناتوانی کشور را در رویارویی با حادثه ای محلی به نمایش گذاشتند.

**سطح بندی حوادث بر اساس چه شاخص هایی است؟
خانکه، «شمار کشته ها»، «مصدومان» و «گستره جغرافیایی» را سه شاخصی می داند که سطح یک حادثه را معلوم می کند که در چه حدی است؟ یعنی آیا حادثه در حد محلی، استانی، قطبی یا ملی است؟
بر اساس اظهارات این کارشناس بحران، حادثه کرمانشاه در سطح قطب و سیل اخیر در سطح ملی بود. بر اساس این سطح ها است که سطح های مداخله مدیریتی هم اعلام می شود.
خانکه می گوید: و اما وقتی سطح حوادث در کشور مشخص نیست و همه می خواهند هنگام رخداد حادثه ای، کمک کنند، معلوم است اختلال ایجاد می شود. مثلا فلان وزیر که اصلا حوزه سلامت در حیطه کاری اش نیست به محل سیل زده می آید و دستور می دهد که برای فلان بیمار، فورا وزارت بهداشت، پزشک بفرستد این در حالی ست که این نوع رفتارها نوعی مداخله در حوزه ای دیگر است که ربطی به حیطه کاری آن وزیر ندارد. در حادثه سیل اخیر هم که از 5 فروردین در سطح ملی اعلام شد، می بینیم که نظام سلامت از آنجا که برنامه داشت و با برنامه و پروتکل پیش می رفت، ما کم ترین خلل را در نظام سلامت طی حادثه سیل دیدیم.
البته خانکه ادعای درست بودن صد در صدی اقدامات در نظام سلامت در سیل اخیر را ندارد و می گوید که حدود 40 درصد اقدامات، دست آنها نبوده است. آنهم به این علت است که مثلا فلان وزیر به منطقه رفته و دستور اعزام پزشک داده است که این کارشناس این قبیل دستورات را مداخله در کار نظام سلامت بیان می کند.

**چگونه روی پیش بینی کار کنیم؟
چگونه روی پیش بینی کار کنیم؟ با طراحی نقشه خطر کشور می توانیم بفهمیم که کدام منطقه جغرافیایی کشور در معرض کدام مخاطره است و این مخاطره در چه دوره زمانی امکان بازگشت دارد؟ مثلا زلزله به بزرگی هفت ریشتر در تهران دوره بازگشت از 200 تا 400 ساله دارد. سیل دوره بازگشت از 25 تا 50 سال دارد.
خانکه چنین توضیح می دهد: ما نقشه خطر را می کشیم و دوره بازگشت را مشخص می کنیم حالا نگاه می کنیم تا زیر ساخت های ما در معرض کدام یک از مخاطرات قرار دارد آن زیر ساخت را یا جابجا می کنیم یا برای آن تدابیری می اندیشیم. این ها مصادیقی از پیش بینی و پیشگیری به شمار می آید.
از نظر این کارشناس حوادث و بحران، عاقلانه این است که ما زیر ساخت ها را در معرض مخاطرات قرار ندهیم . توسعه شهری با توسعه مخاطرات ما متفاوت باشد. مثلا مخاطرات تهران شرقی غربی است این در حالی است که توسعه شهر هم شرقی غربی است؛ یعنی روی مخاطره، شهر را توسعه داده ایم در حالی که باید شهر را شمالی جنوبی وبه سمت جنوب غربی توسعه می دادیم. بنابراین ما نگاه توسعه ای نداشتیم و توسعه متناسب با نقشه خطر نبوده است.

**موقع مداخله در بحران به مدیریت واحد نیاز داریم
خانکه دوباره به فرماندهی واحد سازمان مدیریت بحران باز می گردد چرا که تاکید دارد، اولین چیزی که موقع مداخله در بحران نیاز داریم ظرفیت سازی و مدیریت واحد است. یعنی به سازمانی قدر و در عین حال ضابط قضایی نیاز داریم برای وقتی که به عنوان مثال برای هتل ساخته شده در بستر رودخانه، فورا دستور تخریب را بدهد نه اینکه پرونده به قوه قضاییه برسد و در تو در توی فرایند اداری، طولانی شود.
خانکه بازهم به ساختمان در حال ساخت در همسایگی دانشگاه علوم بهزیستی اشاره می کند و می گوید: این برج در حال ساخت یعنی اینکه در حق من و شما تجاوز کرده اند ما الان نمی توانیم نفس بکشیم چون جلو جریان هوا را گرفته اند. ما حقوقی داریم . باید عامل قوه قضاییه بیاید ساختمان را خراب کند. مهم نیست که سازنده چقدر خسارت می بیند مهم این است که چه آسیبی به سلامت، امنیت و ایمنی ما وارد می کند.
مساله این است که آیا چنین سازمان قدری داریم؟ کشورهای دیگر چه ؟ آنها چه سازمانی برای مواقع بحران دارند؟
رییس مرکز به عنوان مثال به عربستان اشاره می کند که سازمانی تحت عنوان «سازمان دفاع مدنی» یا آلمان سازمان «Civil Porotection» دارد. روسیه که وزارتخانه ای با عنوان «وزارت حوادث» را دارد. این سازمان ها هم قدرت اجرایی دارند و هم ضابط قضایی هستند.
حال که کشورهای دیگر حتی کشورهایی در نزدیکی ایران چنین سازمان را دارا هستند، ما با این تنوع مخاطراتی که داریم بهتر نیست از دولت بخواهیم که پای قضیه ارتقای جایگاه سازمان مدیریت بحران بایستد و بیش از پیش پیگیری کند؟
خانکه از رسانه ها و نقش آنان می گوید که چقدر می توانند کارساز باشند و کمک حال دولت و اینکه در دولت، رییس سازمان مدیریت بحران منصوب شود در مقامی همچون معاون رییس جمهوری که اگر اتفاقی افتاد همه وزراء و دستگاه های ذیربط از آن فرمانبری داشته باشند.
او به مجلس هم اشاراتی دارد مبنی براینکه حتما کمیسیون تخصصی برای مدیریت بحران تشکیل ندهد نه اینکه این مبحث بسیار مهم کشور را به کمیسیون X یا Y واگذار کند. کمیسیون هایی که اصلا تخصص بحران ندارند.
ضمن اینکه این کارشناس حوادث و بحران از ساختار حکومتی کشور هم می گوید که عمودی نه ایالتی است که اگر ایالتی بود می شد ادعا کرد که قدرت هر ایالت را به همان ایالت باید بدهیم.
خانکه می گوید: در ساختار ایالتی، هر ایالتی مستقل در دریافت مالیات و هزینه کرده است. اگر ایالتی از ایالت کناری کمک خواست باید بعدا بدهی خود را به آن ایالت بدهد.مگر اینکه حادثه ملی باشد و از منابع ملی استفاده شود. این در حالی است که در سیستم حکومتی ما ایالتی وجود ندارد و منابع از منابع ملی تامین می شود.
خانکه چرا این مطلب را بیان می کند؟ منظور نظر او از سیستم حکومتی عمودی و ایالتی چیست؟ آیا در این سیستم ها ارزشگذاری کرده و مثلا گفته است سیستم عمودی خوب است یا بد؟ صد البته که هدف خانکه از اشاراتش به سیستم حکومتی ایالتی و عمودی، خوب یا بد بودن سیستم ها نیست بلکه او هدفی دیگر را دنبال می کند.
منظور این کارشناس بحران این است که وقتی حادثه ای در کشور ما اتفاق می افتد هزینه بازسازی آن چندین برابر هزینه واقعی علام می شود. چون ما به آن منطقه آسیب دیده مثلا سیل زده یا زلزله زده اعلام می کنیم که آسیب های ناشی از حادثه را ارایه دهد.
در اینجا چه اتفاقی می افتد که خانکه بابت آن نگران است؟ آنچه که این استاد دانشگاه را آزار می دهد این است که مسئولان بسیاری از مناطق آسیب دیده تمام برآوردها را از آسیب نه تنها انجام و گزارش می دهد که هر چه آسیب و کمبودی را که در گذشته داشته است هم ضمیمه خسارات ناشی از حادثه می کند!
به عبارت دیگر هزینه های اعلامی از سوی مناطق آسیب دیده چندین برابر هزینه های واقعی است. یعنی دولت محلی هر چه بیشتر خسارت را به نمایش بگذارد، بیشتر از مرکز می گیرد.
رییس مرکز تحقیقات مدیریت سلامت در حوادث و بلایا دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی اظهار می دارد: مگر فکر می کنید منابع و جیب ما چند تاست؟ البته که منابع و جیب ما یکی است. اما اگر به دولت محلی بگوییم هر چه گرفتی باید پس بدهی آن هم منطقی تر خسارت را تخمین می زند. این در حالی است با این اوضاع برای جبران خسارات ناشی از حادثه از منابع دیگر بزنیم تا به یکی دیگر بدهیم.
او در پایان اظهار می دارد: سازمان های بین المللی به مدیریت خطر حوادث و بلایا تاکید دارند که ما در ایران به اشتباه مدیریت بحران بیان می کنیم که اشکالی ندارد با همان اسم اشتباه هم قبول داریم، فقط سازمان ارتقا یابد و بگذارند کارش را انجام دهد، اصلا مهم نیست با چه عنوانی فعالیت کند. یک ضرب المثل هم در این ارتباط هست که من نمی گویم.
گفت و گو های ما با خانکه در اینجا پایان می یابد چرا که برای رفتن به سازمان ملل بسیار عجله دارد. او باز هم از ما رسانه ها می خواهد نه این مرکز و نه او را بلکه برای ارتقای جایگاه سازمان مدیریت بحران تلاش کنند و پیگیری داشته باشند.
او نگران این است که باز هم موضوع ارتقاء این سازمان که در شورای نگهبان است، دوباره کم رنگ شود.
به هر حال نباید فراموش کرد که تا دنیا دنیاست، ایران ما همیشه با طبیعتی مواجه است که آن را از بازی هایش بی نصیب نمی گذارد و گاه گداری از سر شیطنت او را سرگرم مصیبت هایش می کند. شاید هم همین طبیعت زیبای کشور، به خاطر دست درازی های ما انسان ها به قهر می آید و می خواهد طلبش را بگیرد. کسی چه می داند!
لیلا خطیب زاده
پژوهشم** 1776**1552

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال