خودم را نمایش می دهم پس هستم

تهران- ایرنا- رغبتی که برای دیده شدن به عنوان تمایلی طبیعی در همیشه زندگی اجتماعی انسان وجود داشته، شاید امروز بیش از هر زمان دیگری شکلی غیرطبیعی و پرحاشیه یافته است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، عطش نمایش و تمایل بیمارگونه ای که امروزه نسبت به دیده شدن در برخی زندگی های مدرن دیده می شود، یکی از مسائلی است که تقریبا همه جوامع را به خود مشغول داشته است.
برخی صاحب نظران می گویند این تمایل در همیشه زندگی اجتماعی انسان وجود و حضور داشته است اما این که امروز به یک مساله بدل شده با گسترش وسایل ارتباط جمعی و پیشرفت های فناورانه می تواند ارتباطی تنگاتنگ یابد؛ فضایی که این امکان را به افراد داده است تا با سطوح مختلف وقوف به تبعات مثبت و منفی، در فرایند بروز خویشتن قرار گیرند.
طرز استفاده و عکس العمل افراد به شیوه های نوین بازنمایی و نمایش خود در شرایط یکسان، مشابه نبوده واحتمالا باید ریشه های آن را در مباحث روانی و شخصیتی جست وجو کرد. ضمن این که برخی می گویند سکوت و فروتنی که در زمانی پیش از مدرنیته فضیلتی با ارزش تلقی می شده است امروز دیگر کاربرد ندارد. مدرنیته تمایلی به سخن گفتن و اظهاروجود ایجاد کرده که بیش از پیش افراد را به نمایش واداشته و از انفعال باز داشته است.

** هزینه های دیده شدن چقدر است؟
«سهیل رضایی» پژوهشگر و روانکاو در این زمینه در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا گفت: افراد در فضا و شبکه های مجازی به دنبال هویتی برای خودشان می گردند و این هویت هرچقدر هیجان انگیزتر باشد، احتمال تایید و توجه بیشتری را به همراه دارد. این ما وادار می کند تا هیجان بیشتری به اعمال و انگیزه های خودمان بدهیم و این خود به خود، خطرات بیشتری را به همراه دارد؛ خطراتی که صرفا جانی نیست و پیامدهایی چون بی هویتی را به همراه دارد.
وی ادامه داد: چون هرچقدر خلق کنید باز بعد از مدتی برای بیننده تان عادی می شوید و دوباره باید هیجان انگیزتر شوید. در نتیجه باید دائم مرزهای خودتان را بیشتر در نوردید، مگر این که بپذیرید که از این داستان کنار بکشید. این چیزی است که کم کم می تواند محقق شود اما چون خیلی از افراد این قدرت را ندارند و در فضای حقیقی هم نمی توانند آن جایگاه و دیده شدن را به دست بیاورند، به سراغ فضای مجازی می آیند چون دیده شدنش در اینجا کم هزینه و بی هزینه تر است.
رضایی در تشریح هزینه های فرایند دیده شدن اظهار کرد: منظور من از هزینه، بهایی است که منِ عرضه کننده می پردازم. من وقتی اینستاگرام دارم هزینه ای برای در اختیار گرفتن آن نمی پردازم. شارژ اینترنت آن هم خیلی زیاد نیست، در نتیجه شروع به دیده شدن می کنم. این مساله اما در همینجا نمی ماند و تا اینجا هزینه ندارد اما برای استمرار این دیده شدن، شروع به هزینه دادن می کنم. این هزینه ها به مرور افزایش می یابد چون من اگر تکراری بشوم، دیگر دیده نمی شوم. و در این شرایط و برای این دیده شدن ممکن است که هزار و یک اتفاق را تجربه کنم.

** شبکه مجازی به کاربر فرصت پاک کردن گذشته و چینش دکور مناسب را می دهد
این روانکاو در زمینه ریشه یابی حضور و خودنمایی برخی در فضای مجازی توضیح داد: امروز و به صورت خود به خود، جمعیت کثیری از ما در فضای مجازی هستیم و سعی می کنیم تا آنچه را که در فضای حقیقی نتوانسته ایم به دست بیاوریم به چنگ آوریم. آنجا کسی از گذشته ما خیلی چیزی نمی داند و آدم ها تصادفی در این فضا با ما روبرو می شوند و از امروز به بعد ما را دنبال می کنند و ما می توانیم به شدت مواظب تصویرمان باشیم.
وی افزود: فرد به 30 تا 40 تصویری که در اینستاگرام دارد خلاصه می شود و تمام شناسنامه او را همین ها تشکیل می دهد. این که چه لباسی بپوشم، لحظه را چطور انتخاب کنم و همه اینها باعث می شوند تا من برای دکور کردن خودم فرصت داشته باشم.

**عطش نمایش
رضایی در توضیح تمایل روزافزون به دیده شدن گفت: عطش دیده شدن میلی طبیعی در انسان است اما این که برای چه چیزی دیده می شوید، این است که قابلیت بحث دارد. شما یک خبرنگارید و دوست دارید که آنچه که می نویسید دیده و خوانده بشود. دوست دارید آنچه که خوانده می شود تاثیر بگذارد. اگر شروع کنید چند مطلب بنویسید و تاثیری نداشته باشد باز می نویسید؟ یا کم کم این نوشتن کاهش پیدا می کند؟ اگر من زنگ بزنم و به شما بگویم فلان نوشته شما خیلی خوب بود احتمال ندارد که دوباره این مساله تکرار بشود؟
به گفته این پژوهشگر، مساله دیده شدن برای همه اقشار به شکلی جریان دارد. مساله اینجا است که من این تایید را برای خودم می گیرم یا برای خود نمایشی ام؟ اگر برای خود حقیقی ام آن را می گیرم، نوعی سوخت است یعنی چیزی که به من انگیزه می دهد تا کاری را که دوست دارم بیشتر انجام بدهم نه این که کاری دیگر انجام بدهم. ولی وقتی دچار بی ارزشی شوم، می پرسم مردم برای چه چیزی دست می زنند، پس می روم و همان کار را انجام می دهم.
وی افزود: من کارم روانشناسی به سبک پروفسور یونگ است. در نتیجه در این باره می نویسم و دوست دارم که در این باره خوانده شوم. حالا اگر شما بگویید بهتر است پیراهنت آبی یا زرد باشد می گویم ببخشید اما این خیلی موضوع من نیست. یعنی کاری که در تاثیرگذاری من تاثیرگذار نیست را لزومی ندارد که انجام بدهم. پس این تاییدطلبی نیاز همه ما است اما این که برای بدست آوردن چه چیزی باشد، روند زندگی و شخصیتی ما را تعیین می کند.

** مرید مریدان می شویم
رضایی در توضیح علت ورود افراد فاقد تخصص در بحث های تخصصی و اظهارنظرهای رنگارنگ سلبریتی ها در مورد مباحث گوناگون بیان داشت: شهرت آب شور است. هرچی بخورید عطش پایان پذیر نیست مگر این که شما از درون قوی شده باشید. سلبریتی اگر روحی رشد نکرده باشد، دائم النمایش می شود و اتفاقی که می افتد این است که من نقشی را ایفا می کنم که این نقش به کل زندگی ام تسری یافته و شما من را با نقشم اشتباه می گیرید. یک مثال می زنم؛ مثلا اگر درون من را بررسی کنید از مالک اشترنخعی چیزی در آن نیست. ولی شما من را به جای مالک اشتر می گیرید. اگر دقت کنید آقای داریوش ارجمند یک مدت در این قاب جا گرفته بود. حتی برنامه «طلوع ماه» را زمانی که آمد و اجرا کرد در همین جایگاه تصویری بود. اتفاقی که در اینجا می افتد این است که زمانی ما روی این هنرپیشه ها فرافکنی می کنیم و خود ما هم خطا می کنیم.
وی ادامه داد: من یک روانکاو هستم ولی خیلی وقت ها از من پرسند چرا درباره فلان موضوع مثلا وقوع سیل یا حوادث کارگری موضع نمی گیری؟ من نمی توانم در مورد همه چیز موضع بگیرم. من باید از زاویه خودم به موضوع نگاه کنم و نمی توانم راجع به همه چیز اظهارنظر کنم. در نتیجه مخاطب هم می تواند ما را وارد این بازی کند و باید مواظب باشیم. یعنی مخاطب می گوید من تو را لایک می کنم تا چیزی که من دوست دارم را بگویی.
رضایی در پایان سخنانش اظهار داشت: بعضی از عزیزان سلبریتی، دچار این خطای شناختی می شوند. یعنی مرید مریدانشان شده و با آنها تنظیم می شوند که آنها چه دوست دارند و این ها باید چگونه واکنش نشان بدهند. در نتیجه با اطلاعات پایین درباره همه چیز اظهارنظر می کنند. ضمن این که یک مساله دیگر این است که کلا نقد کردن امروز نوعی پز شده است و ما متوجه نیستیم که برخی نهادهای کشور را داریم به واسطه نقدهایمان نابود می کنیم.
پژوهش**9480**9279

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال