سورپرایز و زندگی بی معنا روی صحنه

تهران- ایرنا- هیجان طلبی نمود گرایش روزافزون به زندگی روی صحنه است. در این گرایش حتی برخی جانشان را می گذارند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، برگزاری یک جشن تولد نامتعارف و فرجام تلخ و هولناک آن چند روز پیش در برخی رسانه و شبکه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفت.
ماجرا از این قرار بود که هفته گذشته در یک نمایش لاکچری، پسری 24 ساله که می خواست نامزدش را شگفت زده کند، با اجاره یک بالگرد ترتیب یک مراسم غافلگیرکننده را داد تا نامزدش شمع های کیک را در بالگرد فوت کند؛ اتفاقی که البته در انتها و به دلیل بیرون بردن سر پسر جوان برای گرفتن سلفی، موجب مرگ وی و بازداشت خلبان بالگرد شد.
در این حادثه دو مساله به چشم می خورد؛ یکی گرایش به اقداماتی که نامتعارف حتی می تواند به بهای مرگ تمام شود و دیگری تمایل عجیب و غریب برخی از افراد به ویژه قشر جوان به غافلگیرکردن یا در اصطلاح سورپرایز کردن یکدیگر.

** زندگی روی صحنه
بسیاری از مسائل فرهنگی جنبه بومی و سنتی دارند اما یکی از چیزهایی که به ویژه در زندگی مدرن همه جوامع را با شدت و ضعف متفاوت تحت تاثیر قرار داده، جنبه هایی از رفتارهای نمایشی یا به قول «اروینگ گافمن» جامعه شناس آمریکایی، «زندگی روی صحنه» است.
گافمن زندگی و عرصه اجتماعی را به صحنه ای از نمایش و تئاتر تشبیه می کند که افراد در جریان اجتماعی شدن می آموزند که چگونه بین این عرصه نمایش و زندگی خصوصی خود که گافمن آن را پشت صحنه می خواند، توازن برقرار کنند. فاصله بین این پشت و روی صحنه برای برخی بسیار زیاد است و بسته به خلاها یا گره های شخصیتی می توانند اختلاف فاحشی با یکدیگر داشته باشند.
این صحنه اجتماعی یا به قول گافمن روی صحنه، البته استراتژی های خاصی برای خود دارد که بعضا به مرور زمان و تجربه شخصی و عمدتا از سوی جامعه آموخته می شوند؛ استراتژی هایی که به مثابه دستورالعمل هایی برای افراد عمل کرده و به آنان انطباق با شرایط را می آموزد. این استراتژی ها هرچه دنبال کنندگان بیشتری داشته باشند احتمالا مقبولیت و عمومیت بیشتری را نیز به همراه دارند و به نوعی مانند یک مُد می توانند فراگیر شوند.
نگاهی به اظهارنظرها و ادعاها در فضای مجازی و حتی واقعی از تمایل روزافزون افراد به استراتژی سورپرایز شدن و سورپرایز کردن جهت نمایش خود در زندگی اجتماعی نشان دارد. در این فراگیری این مُد، حتی می توان گله مندی و شکایت را از سوی کسانی دید که از جانب نزدیکانشان غافلگیر نمی شوند. اپیدمی در ذهنیت افراد و شرایط اجتماعی، هرچه بیشتر افراد را به گام برداشتن در این بازی ترغیب می کند.

**ارزش هایی که رنگ می بازد و بی ارزش هایی که ارزش می شود
«سهیل رضایی» روانکاو و پژوهشگر در این زمینه در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا گفت: من فکر می کنم که دوست داشتن در بین نسل جدیدمان دیگر عمیقا به رسمیت شناخته نمی شود. در نتیجه امروز ما هیجان انگیز بودن را دوست داریم تا دوست داشتن را. در توضیح این مطلب می توان گفت که چون دوست داشتن امر پخته تری است اما هیجان انگیز بودن یک موضوع نمایشی. من فکر می کنم ماها آنقدر کم و کوچک شده ایم که با کارهای غول آسا دیده می شویم به همین دلیل دیگر به دیده شدن کارهای معمولی بسنده نمی کنیم.
این روانکاو در توضیح معیارهای نادرستی که امروز در ارزش گذاری مسئل و رفتارها باب شده است اضافه کرد: یکی از چیزهایی که امروز در برخی گفتمان ها دارند ملاک می کنند و خطرناک است این است که کیفیت زندگی را مساوی میزان لذت بردن از زندگی تعریف می کنند. وقتی شما لذت و هیجان را معیار می کنید در نتیجه باید دوز انواع لذت و هیجان و ... را بالا ببرید.
وی اظهار داشت: وقتی عمیقا بررسی می کنیم می بینیم که طریقه سنجش میزان کیفیت زندگی، از طریق سنجش معنای زندگی حاصل می شود و چون این معنا در نظام آموزشی و نظام اجتماعی به طور کامل تخلیه شده است، چیزی به جز هیجانات نمانده؛ نه برای ما که برای تمامی بچه های عصر مدرن.
رضایی در انتها و در ارائه راهکاری برای برون رفت از وضعیت پیش رو بیان کرد: ما یک بازگشت یا درون ریزی را نیاز داریم تا بتوانیم دوباره بچه هایمان را با یک سری چیزهای ارزشمندتر غنی کنیم؛ چیزی که امروز مدرسه و جامعه فرصت آن را ندارند چراکه همه ما مشغول کارهای حاشیه ای بیشتری هستیم در نتیجه به اینجا می رسیم که دوست داریم که سورپرایز یا شگفت زده بشویم تا این که چیزی معمولی را آرام آرام به نتیجه برسانیم. در نتیجه برای برون رفت از این وضعیت نیاز به تغییر نظام آموزشی و نظامی اجتماعی ای داریم که فرصت داشته باشد به نوجوانان اش بها بدهد و همیشه در حال محاکمه و توبیخ آنان نباشد.
پژوهش**9480**9279

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال