در هم اندیشی تخصصی مهدویت و چالش ها مطرح شد

ظهور و اصلاح جامعه از نگاه یک کارشناس مطالعات فرهنگی

تهران- ایرنا- استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی گفت: در سالهای اخیر به علت اینکه جامعه دچار بحران است، ایده ظهور بیشتر به سمت و سوی داخل برگشته است و اولویت خودش شده است.

به گزارش روز سه شنبه خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا، جبار رحمانی استادیار در هم اندیشی تخصصی «مهدویت و چالش ها» در دانشگاه امام صادق(ع) ضمن اشاره به مسیٔله اصلی جامعه شناسی گفت: مسیٔله اصلی جامعه شناسی در بحث مهدویت این است که این ایده چگونه رنگ و لعاب آدم ها را می گیرد و به محتویات زمانه درمی آید.
وی گفت : مقوله مهدویت را باید تفکیک به دو مقوله آخرالزمان و منجی کرد. آخرالزمان ناظر به شرایط اجتماعی فرهنگی و منجی ناظر به قهرمان و انسان مقدسی است که در به سامان رساندن شرایط نقش ایفا می کند.
رحمانی در تبیین جنبش های آخرالزمانی افزود: به طور کلی جنبش های آخرالزمانی در بحران ایحاد می شوند. بحران معیشت، اجتماعی و ناامنی، فرهنگ و نظم و حکمرانی از نمونه های این موارد است. در یک چنین شرایطی انسان ها زندگی را تهی از معنا ، امید و امنیت می یابند و در همه وجوه هستی شناسانه دچار بحران می شوند. نمونه تاریخی این مورد در تاریخ جهانگشای جوینی خروج تارابی پس از حمله مغول و جهانِ تهی از امنیت و معنا و امید پس از آن است.

رحمانی ادامه داد : ایده ظهور در دو منطق تعریف می شود. دو مقوله ای که معین کننده این است که ظهور معطوف به چه اصلاحی است. مورد اول قلمرو نظم کلان بیرونی است. نجاتِ تمام جهان در اینجا مدنظر است. ظهور مورد دوم معطوف به اصلاح جهان درونی و حال بد و به هم ریخته جامعه خودمان است.
وی تصریح کرد : در سه چهار دهه اخیر ما خودمان را در راستای منجی تعریف می کردیم. به این معنا که در مسیر ایجاد یک جهان عادلانه فارغ از جامعه خودمان، ظهور را تعریف می کردیم . اما در سال های اخیر به علت اینکه جامعه خودمان دچار بحران است، ایده ظهور بیشتر به سمت و سوی داخل برگشته است و اولویتش خودش شده است.
استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی افزود: نکته بعدی شکل های مختلف تفسیر مهدویت در جامعه ماست. این مقوله و این ایده بسیار غنی است و هر گروه می تواند بار خود را از آن برگیرد. درک حاشیه نشینان بیچاره و فرودست با درک فرادستان و طبقه حاکم از این ایده متفاوت است. من این منظر را در نمونه آیین پیاده روی اربعین پی گرفته ام و به دنبال این بودم که ببینم ایده ظهور در طبقات مختلف جامعه چگونه تفسیر می شود.

این جامعه شناس در بیان نتایج پژوهشی خود گفت: نتایج حاکی از این بود که در تفسیر اول بین موقعیت ظهور و حضور حضرت تفاوت در نزد اذهان وجود دارد. تفسیر دوم این است که اربعین و ظهور به هم مرتبطند و آیین اربعین مقدمه ای برای ظهور است. تفسیر سوم این است که جامعه امروزی نمونه ای از جامعه غنی آینده در دوران ظهور است.
رحمانی در ادامه بیان کرد: جنبش های آخرالزمانی فارغ از ابعاد الهیاتی که حوزه تخصصی من نیست، مکانیسمی شده است که رنگ و لعاب مردم را می گیرد و جامعه در آن به دنبال حل مشکلات خود است. این پیگیری حل مشکلات و مصایٔب خود، یک چرخش و تحول مهم در این پدیده است. به گونه ای که ایده ظهور تبلور آشفتگی و بحران روحی شیعی معاصر شده است.

رحمانی در بخش دوم سخنان خود ناظر به مدعیان دروغین مهدویت و بعضا جذب افرادی از جامعه گفت: رفتن به سمت افراد و گفتمان های جایگزین علتش رویگردانی و عدم کفایت پاسخ های گفتمان رسمی و مستقر حاکم به نیازهای مردم است. در نتیجه گرایش به سمتی خواهد بود که نوآوری می کند و فضای تنفس ایجاد می شود. مشکل را باید در ناتوانی گفتمان رسمی در اقناع و برآوردن نیازهای جامعه دید.
**9222**1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال