نقد و بررسی کتاب «مولانا و مسائل وجودی انسان»

مساله‌های ما، پاسخ‌های مولانا

تهران- ایرنا- مهدی کمپانی زارع در کتاب خود از میان مسائل وجودیِ انسانی که به بیان برخی از معاصرین نزدیک به پنجاه عنوان می‌شود، شش مساله غفلت، تنهایی، شادی، غم، ایمان و دعا را از دیدگاه مولانا تشریح کرده است.

به گزارش روز دوشنبه خبرنگار ایرنا، مولانا در ترسیم ابتذال بی‌دردی دو تمثیل کنایی و طنزآمیز دارد: مرد تازه دامادی که موهای جوگندمی دارد به نزد پیرایشگری می رود و از او می خواهد ریش های سفید را از سیاهرنگ جدا کند! پیرایشگر هم ریش ها را می زند و یکجا جلویش می گذارد و می گوید تویِ بیکار این کار را کن. من کاری دارم! در قصه دوم، فردی بر گوش دیگری سیلی می زند. نفر دوم برای تلافی حمله می کند اما سیلی زننده می گوید قبل از آنکه بزنی، سوالی از تو دارم. این صدای سیلی، صدای دست من بود یا صدای پسِ گردن تو؟!! سیلی خورده جوابی می دهد که به نوعی سخن پیرایشگر هم است. اینکه:
گفت از درد، این فراغت نیستم!/ که در این فکر و تفکر بایستم/ تو که بی دردی همی اندیش این/ نیست صاحب درد را این فکر هین!(مثنوی، دفتر سوم، ابیات 2202)
در کتاب «مولانا و مسائل وجودی انسان» این دو حکایت مولانا دستمایه اشاره به اولویت مسائل وجودی انسان و رنج های او در هر جامعه و اندیشه ای است. دستمایه تذکر و نقد این نکته که در فلسفه کلاسیک و ارسطومشرب، انسان به جوهری مستقل و سرد در ردیف دیگر اشیا تبدیل شد که تنها به کار دغدغه انتزاعی اثبات جهان خارج می آمد. در این اهتمام فلسفی انسان و رنج های وجودی و ملموسش به هیچ گرفته شد و پرداخت به آنها دور از شأن فیلسوف کلاسیک و ارسطویی مطرح گردید. کار فیلسوف متعارف، بحث از معقولاتی چون حرکت و حدوث و علت و معلول و اثبات جهان خارج بود و دلمشغولی های بنیادینی نظیر اضطراب و رنج و تنهایی و مسئولیت و دلهره آزادی و اختیار و مرگ اندیشی و ترس و معنای زندگی برای او محلی از اعراب نداشت. طوریکه انسان انضمامیِ رنجبر و دردمند در هیچ کدام از تعاریف انتزاعی فیلسوفان کلاسیک از انسان جای نگرفت و هر که از این مقولات سخن می‌گفت، سخنش به بیان ارسطو در ردیف ماده شعر یعنی مخیلات به حساب آمد. این چنین رویکرد کلاسیکی که بعدها به طور مشخص در بیان فیلسوفان اگزیستانسیل در فلسفه جبران شد و همیشه تاریخ در بیان معلمان معنوی نظیر پیامبران و عارفان و شاعران بدان پرداخته شده بود، از نظر مهدی کمپانی زارع در تاریخ منظر نقد و کنایه به فلسفه به خاطر نپرداختن به مسائل فوری و فوتی انسان بوده است. از همین رو نویسنده در کتاب خود به استخراج، تنظیم و تفسیر پاسخ های دردمندانه مولانا به مسائل وجودی انسان پرداخته است. انسانی که به تعبیر میگل اونامونو انسان گوشت و پوست و استخوانداری است که پیش از همه دغدغه های فلسفۀ ارسطویی، رنج می برد، درد می کشد، می میرد، می خورد و می نوشد، می خواهد و برادر است. برادری راستین!
کمپانی زارع در کتاب خود از میان مسائل وجودی انسانی که به بیان برخی از معاصرین به نزدیک پنجاه عنوان می رسد، از دیدگاه مولانا به شش مساله غفلت، تنهایی، شادی و غم، ایمان و دعا پرداخته است .
دو فصل نخست کتاب به مثابه مقدمه و شرحی است که طرح بحث‌های اصلی در فصول بعدی مبتنی بر آن‌هاست. در فصول «نی نامه: شرطنامه مولانا با مخاطبان» و «نقد فلسفه و فیلسوفان» کمپانی زارع می کوشد تا به بیان خود نشان دهد که چگونه مولانا راه را برای بیان مطالبش از طریق نقد جریان های رقیب و اتخاذ روشی خالی از تکلف می گشاید. همچنین او در این دو فصل سعی می کند بر نگاه همه گیر شارحانی غلبه کند که مولانا را به ادعای او در فضایی بیگانه از شالکه اندیشه اش ارزیابی کرده اند. از نظر نویسنده با وجود طنین غلیظ ضد فلسفه، طعن و تخفیف های متعدد مولانا در این زمینه، او بیشتر ضد فلاسفه است تا ضد فلسفه. پای استدلالیان را چوبین می داند، نه استدلال را. فلسفه ای که باری بر دوش می گذارد و جان را سنگین می کند، نه فلسفه و فیلسوفی که چابک، سبکبار و شهسوار است. فلسفه ای که تو را از تو نمی ستاند، مشمول طعن مولاناست. فلسفه ای که مبتنی بر عقل جزئی است و نه متکی بر عقل کلی.
اولین مساله در فصول کتاب مهدی کمپانی زارع مساله تنهایی است. تنهایی که از حیث آشکار کردن و رویارویی ما با خودمان شباهت به مرگ دارد. تنهایی که در دوران مدرن عموما مذموم و مطرود است و چنان غیرطبیعی و منزجرانه می نماید که عاشقانِ تنهایی را به تعبیر کی یرکگارد جزو جانیان بر می شمرند! انسان ها تا می توانند از آن می گریزند و برای تخفیفِ رویاروییِ وحشت انگیز خود با آن به انواع سرگرمی ها، مشغولیت ها، مخدرات و حتی مشاغل پناه می برند. به قول خود مولانا «می گریزند از خودی در بیخودی/ یا به مستی یا به شغل ای مهتدی!» راز این وحشت هم این است که تنهایی ما را به ما می نماید و این برای خیلی ها هولناک است. یکی از مهمترین پاسخ های مولانا به این مساله لزوم خودشناسی و انس با خود پیش از تنهایی ست؛ چیزی که تنهایی را محبوب، مفید و حاصلخیز می کند. چیزی که بی آن، مولانا برخی را از خلوت گزینی منع می کند.
دومین مساله وجودی، غفلت است. در این موضوع با اشاره به داستان زبان جانوران و حضرت موسی اشاره می شود که ابرهای پوشیدگی و ندانستن به نحو سیستماتیک آسمان این عالم را فراگرفته است. به گونه ای که در این عالم هستِ نیست نما و نیستِ هست نما همیشه جاری است و خداوند مصلحت بندگان و آبادانی عالم را در گرو برقراری همیشگی این غفلت و جهل قرار داده است. به گونه ای که اگر انسانها از جمله برخی رازهای این عالم مطلع شوند و غفلتشان از برخی دانایی ها رفع شود، زندگی ها ویران خواهد شد. انسان ها از آنچه انجام می دهند ملول می شوند و دیگر رغبتی به زندگی نخواهند داشت. چرا که به قول مولانا عمارت و آبادانی دنیا مرهون دسته ای از این غفلت هاست و هشیاری از آنها، سبب ویرانی. تا این حد که قوام و ستون این عالم به غفلت قائم است و بقا و آبادانی آن در گرو تضمین تدوام آن! مولانا علت این امر را ناشی از غیرت حق می داند تا حقایق عالم بالا به آسانی دست نااهلان و ناشُسته رویان نیفتد.
سومین مسأله وجودی غم و شادی است. مهدی کمپانی زارع از نظر مولانا در انتخاب بین غم و شادی، اصالت را بدون تردید به شادی می دهد. البته شادی اصیلی که روی در بیکرانگی دارد. از همین باب است که ما وقتی شادیم، در پوست خود نمی گنجیم. شادی ای که پایه و مایه دارد و گذرا نیست. بالعکس، غم اما روی در کرانمندی و محدودیت دارد و تنگدلی می آورد. از همین رو کمپانی زارع از نظرگاه مولانا بیان می کند که غمی که متعلش بیکران است، از سنخ شادی است. شادی ای هم که کرانمند است از سنخ غم است و در اصل شادی نُماست. از همین رو است که مولانا از اینکه شادی های کاذب و سطحی دامن انسان را بگیرد همیشه او را برحذر می دارد. «مِی شناسا! هین بچش با احتیاط/ تا میی یابی منزّه ز اختلاط». همچنین او توصیه می کند که «راه لذت از درون دان نه از برون». طوری که او گداییِ دلخوشی از بیرون را شماتت می کند و کانون اصیل قرار و بهجت را در درون معرفی می کند. به علاوه کمپانی زارع از منظر مولانا تبیین می کند که غم، دخل شادی است و شادی هرچه خرج و برج می کند، از اندوخته و گنج و صبر پیشینیِ غم است. غمی که در پی آن شادی های مستانه می آید.
چهارمین مسأله و خارخار وجودی کتاب کمپانی زارع، ایمان است. یکی از کارویژه‌های ایمان از نظر مولانا و به بیان نویسنده صبر بر درد و رنج های دنیا و آرامش و اطمینان وجودی در برابر آشوب هاست. تا جایی از نظر مولانا حتی نشان مومنان شکست است! «چون نشان مؤمنان «مغلوبی» است/ لیک در اِشکستِ مومن خوبی است» نشان ایمان از نظر مولانا تحول عمیق درونی است. تحولی که در برابر سختی ها انسان را از اضطراب و بیقراری دور می کند. همچنین از نظر او ایمان با یقین متفاوت است و نباید با آن خلط شود. «این تردّد عقبه راه حق است» ایمان با تردید و پرسش و طمع و خوف و رجا قابل جمع است و مؤمن لزوما اهل یقین نیست. به علاوه مفهوم ایمان به امید بسیار نزدیک است و مؤمن به تاجر شبیه. مؤمن چون تاجر با خطرکردن است که سود می برد و در یک موقعیت خردگریز، بی آنکه همه چیز برایش به اثبات و روشنی محض رسیده باشد، ایمان پیشه می کند. جالب اینجاست که در اینجا فهم مولانا از ایمان به تعریف کی یرکگارد (فیلسوف اگزیستانسیل دانمارکی) مبنی بر لزوم «جهش ایمانی» نزدیک می شود.
آخرین فصل کتاب با مفهوم دعا مرتبط است. از نظر مولانا برخی عطایا هست که به خواست خداوند، موقوف و معطل دعا کردن است. از طرفی دعا کردن و حاجت داشتن به تفسیر او دام دیدار است. درد و عجز کمند و نشانه لطفی است که به یا رب گفتن ختم می شود؛ یا رب گفتنی که «زیر هر یا ربّ تو لبیک هاست». در این سیر رو به تعالی چه بهتر که در دعا از خدا، خدا را خواست. از نظر مولانا اثر دعا فارغ از اظهار حاجت یا عشق ورزی بی خواهش و غرض، فارغ از برآورده شدن عینِ حاجت، پاکی و آلایش جان است. برکت های افزون دیگر و تحکیم رابطه با خداوند ثمره این عمل است. البته برخی بیخودان هستند که از سر تسلیم بودن به رضای حق دم از دعا فروبسته اند.
کتاب «مولانا و مسائل وجودی انسان» از سوی نشر نگاه معاصر در 264 صفحه در سال 1390 منتشر شده است. نثر کتاب با وجود این که در برخی موارد برای خواننده عادی سنگین می شود، در کلیت پیراسته و خوشخوان و توصیه کردنی است.فارسی نویسی دلپذیری دارد و میزان تتبع و ارجاع مولف به منابع مختلف و اشراف او بر آثار مولانا در موضوع مورد بحث قابل توجه است که همه از بازیگری و نزدیکی او به موضوع و نه تماشاگری و دوری حکایت دارد.
مهدی کمپانی زارع در طی سال های گذشته با چاپ آثار متعددی در حوزه مولاناپژوهی نظیر «حیات معنوی مولوی 1390»، «تصحیح مثنوی معنوی1393»،«مولانا و مدرسه عشق ورزی 1393»، «مولانا و معنای زندگی 1393»، «مولانا و اخلاقی زیستن 1394»، «خدا به روایت مولانا 1395» به عنوان یکی شارحان جوان و مولفان برجسته معاصر در این عرصه شناخته شده است.
کتاب «مولانا و مسائل وجودی انسان» با انتخاب رویکردی اگزیستانسیل و مساله محور و استقرای پاسخ های مولانا اثری خواندنی از کار درآمده است. رویکردی که کمتر در بین فرهیختگان و صاحب نظران دانشگاهی و آکادمیک ما پی گرفته می شود. رویکرد و دریچه پرداختنی که اندوخته های سنت و سرمایه های معنویِ خاک گرفته ما را با درگیر کردن به مساله‌های انسان معاصر، کاربردی و مأنوس تر می کند. البته در این میان همانطور که مؤلف در ابتدای کتاب مطرح می کند، همچنان جای کار بسیار وجود دارد و مسائل وجودیِ فوری و اضطراری تری همچنان وجود دارد که انتظار می رود در مجلدات بعدی کتاب دنبال شود. این هدف که البته در دو کتاب «مولانا و معنای زندگی» و «مولانا و اخلاقی زیستن» مولف هم به نحوی دنبال شده است.

نقد و بررسی از علی سلطانی
فراهنگ**9222** 9053

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال