به مناسبت بیست و ششمین سالگرد شهادت سیدمرتضی آوینی

جامعه، تشنه شنیدن آوای آسمانی آوینی‌ها-محمد آفریده*

تهران-ایرناپلاس-اولین تصویری که از شهید آوینی دارم به دهه شصت برمی‌گردد. هنوز ساختمان‌سازی‌ها در حوزه هنری شروع نشده بود و حوزه هنری یکی از کانون‌های انقلابی آن دوران بود.

من از سمت خیابان حافظ وارد حیاط حوزه هنری شدم، نمی‌دانم چه برنامه‌ای در حوزه بود، اما تا آنجا که یادم می‌آید، حیاط حوزه شلوغ بود. شهید آوینی را در گوشه‌ای از حیاط، مشغول وضو گرفتن دیدم. یک اورکت سبز کم‌رنگ روی دوشش بود و آستین‌هایش را برای وضو گرفتن بالا زده بود. برای ما جوانان که آن ایام و آن دوران را دیده بودیم و با آن فضاها مأنوس و محشور بودیم، آوینی نماد یک جوان انقلابی، ایثارگر، خالص و وارسته بود. حضورش در هر کجا که بود آرامش‌بخش و با جاذبه بود. آن‎هایی که بیشتر با آوینی نزدیک بودند، وی را جدای از ظاهر آرامش، با باطنی خروشان و آتشین یاد می‌کردند.


یادم می‌آید در آن سال‌ها در بخش فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی مشغول بودم و به اتفاق یکی از دوستان، فیلمنامه‌ای بر مبنای یک روایت قدسی نوشته بودیم. از دوستم آقای اسماعیل براری که در آن هنگام به حوزه هنری در رفت و آمد بود و با شهید آوینی هم ارتباط خوبی داشت، درخواست کردم فیلمنامه را به شورای تولید حوزه بدهد. ایشان هم لطف کرد و فیلمنامه را برای بررسی تولید، به حوزه داد. بعد مدتی از آقای براری نتیجه را پرسیدم. ایشان زنگ زد و با کمی ناراحتی گفت که گویا فیلمنامه رد شده است. من هم با توجه به مضمون فیلمنامه از ایشان خواستم موضوع را به آوینی بگوید و ایشان هم گفت. صحبت‌های شهید آوینی هنوز بعد از گذشت بیش از 30 سال در ذهنم به یادگار باقی مانده است. دوستم به نقل از آوینی گفت: «خیلی به این مسائل توجه نکن و کاری را که فکر می‌کنی درست است انجام بده» البته من هم در مسیر زندگی و کارم خیلی به مسائل روزمره توجه نکردم و کارهایی را که فکر می‌کردم درست است را انجام دادم.



اواخر سال 1384 بود که با آقای لشگری‌پور در دفترم جلسه‌ای گذاشته بودیم که آقای جعفری جلوه، معاون سینمایی وقت که سال‌ها پشتیبان من در حوزه فیلم کوتاه در تلویزیون بودند، زنگ زدند و از من دعوت به همکاری، برای راه‌اندازی مرکز گسترش سینمای مستند کردند. آقای لشگری‌پور وقتی متوجه این تماس شد، اصرار کرد که این مسئولیت را برای کمک به فیلمسازان جوان قبول کنم، من هم از ایشان قول گرفتم برای راه‌اندازی مرکز به‌عنوان معاون فرهنگی همراه ما باشند و ایشان پذیرفتند. سال 1385 سال راه‌اندازی طوفانی مرکز گسترش و جریان مواج و خلاق جوانان و مستندسازان کشور شد و کاروانی از تولیدات فیلم کوتاه و بلند، مستند و انیمیشن به راه افتاد. با توجه به جلسات مستمر و متوالی با مستندسازان و نیاز دیده شدن ظرفیت‌های متنوع سینمای مستند، راه‌اندازی جشنواره «سینما حقیقت» جشنواره‌ای مرجع و قابل اتکا در کشور، منطقه و جهان کلید خورد. اما سینمای مهجور و فرهیخته مستند و مخصوصاً فیلمسازان آگاه و مسئولیت‌پذیر آن، نیاز به حمایت‌ها و برنامه‌هایی دیگر، درخور، مهم و با ریشه‌ای را طلب می‌کرد. از همین رو، با پیشنهاد آقای لشگری پور، جایزه بزرگ شهید آوینی ویژه برترین مستندهای سال همزمان با چهاردهمین سالگرد شهادت آن بزرگوار در فروردین‌ماه 1386، با رویکرد گزینش و انتخاب مستندهای الهام گرفته از انگاره‌های دینی، ایرانی و ارزش‌های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد. نگاه من به جایزه بزرگ شهید اهل قلم آوینی، نگاه به سینمای مصلحانه و متعهدانه بود، سینمایی که با آگاهی، تعهد، پرسش‌گری و حقیقت‌جویی، راوی صادقی برای بیان مشکلات، امیدها، ضعف‌ها و ناخالصی‌های مسئولان، جامعه و مردم است.
این روزگار و این ایام، بیش از هر زمان دیگر نیاز به شنیدن آوای آسمانی آوینی‌ها در این سرزمین احساس می‌شود، آوایی که روایت فتح انسان‌های پاک، با تقوا و خالص است. انسان‌هایی که در جهاد اکبر، بنا به فرمایش پیامبر اکرم(ص) پیروز میدان هستند. میدانی که دیگر دشمن رودررو نیست. بلکه دشمن در وجود همه ما با همه امکاناتش خانه کرده است.



*کارشناس فرهنگی سینمای مستند

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال