صلح و مدارا – حسن سلامی*

واقعیت این است که ما ظرف هشت سال در دولت های نهم و دهم چه در حوزه مناسبات داخلی یعنی در مواجهه با شهروندان، منتقدان و مخالفان و چه درعرصه ی سیاست خارجی یعنی با کشورهای منطقه و جهان به شکل منطقی و با صلح و مدارا رفتار نکردیم.

اما در فضای به وجود آمده پس از انتخابات خرداد 92 بیان عبارات دقیقی چون 'نرمش قهرمانانه' رهبری، 'انعطاف اسلامی' هاشمی رفسنجانی، 'ترویج مدارا' ی خاتمی و 'اعتدال و تعامل سازنده' ی روحانی، نشانگر تغییر رویکرد، راهبرد و تاکتیک در قبال مشکلات و مسایل مهم حوزه های سیاست داخلی و خارجی بود.
در این 2 حوزه که عرصه ی مذاکره و داد و ستد است اگر نرمش و انعطاف، صلح و آشتی، تعامل و اعتدال نداشته باشیم به تدریج می شکنیم و قادر نخواهیم بود در درازمدت به امنیت و منافع ملی به شکل حداکثری دست یابیم.
در تاریخ اسلام، سُنّت نبوی و سیره ی ائمه ، صلح حدیبیه و صلح امام حسن (ع) و در تاریخ معاصر انقلاب اسلامی ایران، پذیرش قطعنامه ی 598 و پایان جنگ تحمیلی از طرف امام خمینی (ره) را می توان سه نمونه و مصداق 'صلح و مدارا' دانست.
به نظر خردمندان، معنای منطقی صلح و مدارا این است که ما آن چه را اصولا قبول نداریم می پذیریم. در مدارا، ممکن است میل اصلی به اعتراض، مخالفت و مقاومت وجود داشته باشد اما این میل، آزادانه و مختارانه در درون سرکوب می شود؛ بخاطر تامین حداکثری امنیت و منافع ملی . به این معنا، صلح و مدارا مبتنی بر نوعی 'خودداری' و خویشتن داری است.
عامل اصلی صلح و مدارا، دولت و حاکمیت است. این عامل یعنی دولت، هم مخالف مخالفان و منتقدان و اپوزیسیون است و هم مخالف شکنجه و تبعید و زندان کردن و سرکوب آنها است و چون مخالفت دوم او، شدیدتر از مخالفت اول است نتیجه ی عمل او 'صلح و مدارا ' است. از این رو، صلح و مدارا عملی عقلانی است.
صلح و مدارا، عملی اخلاقی نیز هست. از نظر اخلاقی و ارزشی، معیار و ملاک عمل صلح آمیز، 'خودداری از اِعمال امیال شخصی' است. در چارچوب همین مفهوم اخلاقی، صلح و مدارا بخصوص نسبت به عقیده مخالف، یکی از ارکان عمل عادلانه به شمار رفته است و اهل صلح و مدارا معتقدند که نباید افراد و گروه های مختلف اجتماعی، مذهبی و سیاسی را به خاطر عقایدشان مورد آزار قرار داد.
صاحبنظران عرصه ی دین و اندیشه ی سیاسی، میان «صلح و تسلیم' تفاوت قایل شده اند. صلح و مدارا، تحمل از روی آزادی و اختیار است. صلح از موضع قدرت صورت می گیرد حال آن که تسلیم از موضع ضعف انجام می شود. برای نمونه دولت یا حاکمیت، قدرت سرکوب دارد اما سرکوب نمی کند. در مقابل، اتباع یک حکومت غیرمردمی، آن را صرفا 'تحمل' می کنند و تسلیم اند چون قدرت تغییر حکومت را ندارند.
صاحبنظران معتقدند که صلح و مدارا بر حسب موضوع آن، انواع گوناگونی دارد:
الف- صلح و مدارای عقیدتی یعنی تساهل نسبت به وجود و بیان یا تبلیغ عقاید مذهبی و عقاید سیاسی.
ب- صلح و مدارای سازمانی به معنای شناسایی حق تاسیس احزاب، حق گردهمایی و تظاهرات مسالمت آمیز صاحبان عقاید مخالف .
ج- صلح و مدارای هویتی یعنی اِعمال مدارا و تساهل نسبت به ویژگی هایی که اختیاری نیست مانند ملیت، جنسیت، نژاد، طبقه، فرهنگ و دارندگان این ویژگی ها.
د- صلح و مدارای رفتاری مثل تساهل نسبت به شیوه ی لباس پوشیدن یا روابط خصوصی و خانوادگی.
در زمان حاضر یکی از مهم ترین وظایف ما و یکی از مهم ترین نقش ها و کارکردهای مثبت گروه های زیر، ترویج صلح و مدارا در موضوع های مختلف فوق الذکر و مبارزه با «خشونت» است که نقطه ی مقابل صلح است.
الف: دانشگاهیان و روحانیان رسمی و غیر رسمی ، فقیهان جوان ژرف اندیش و ژرف بین و مراجع شجاع تقلید نه تنها باید به لحاظ نظری پدیده ی صلح سیاسی را تایید و پدیده ی خشونت سیاسی را رد کنند که در برابر ِ رواج خشونت در جامعه و حکومت نیز سکوت ننمایند و حامی تصویب و اجرای قوانینی در این ارتباط باشند و چهره یی مهربان و منطقی از اسلام و احکام اسلامی عرضه کنند.
ب: منابع متعدد اطلاع رسانی و مردمی به ویژه خبرگزاری ها و مطبوعات موجب جریان آزاد اطلاعات در جامعه بشوند تا از این طریق صلح ترویج و جلو اِعمال خشونت سیاسی گرفته شود. دست اندرکاران حکومتی حتا اگر عدالت شخصی هم داشته باشند در اثر برخورداری از قدرت و جلوه ها و اهرم های آن ، ممکن است پایشان بلغزد و آرام آرام در رویارویی (مواجهه) با رقیبان و منتقدان از جاده ی صلح و انصاف خارج شوند و ممکن است در مقابل ترویج خشونت سیاسی در جامعه، سکوت کنند. از این رو آگاهی مردم و نظارت قانونی و افشاگری مطبوعاتی بهترین ضمانت است .
ج: مجلسیان، اندیشه ی دفاع از صلح و حق و حقوق شهروندان داشته باشند. در نظام مردم سالاری و در جمهوری اسلامی ، تنها شکل مجلس مهم و مطرح نیست بلکه روح و محتوای آن و نگرش و ذهنیت نمایندگان مهم تر است . به اعتقاد یک صاحب نظر اگر ما مجلسی داشته باشیم که نمایندگانش به جای «ذهنیت حقی» ، فقط «ذهنیت تکلیفی» داشته باشند، در این صورت از این مجلس قانون صلح طلب و قانون مردم سالار (دمکراتیک) به دست نمی آید.
مجلس می تواند با تصویب طرحی ، ساز و کار ترویج صلح و رفع خشونت سیاسی و جلوگیری از خشونت در تجمعات و در زندان ها را از طریق تعیین مصادیق خشونت، افراد متخلف (خشونت طلبان) و کیفر و مجازات آنان را معلوم و مشخص کند و به فرایند صلح در جامعه مدد رساند.
• پژوهشگر و روزنامه نگار

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال