تراژدی نیوزیلند؛

دسترنج سیاستمداران افراط گرا- محمدمهدی مظاهری*

تهران- ایرنا-به نظر می رسد آن چه به مهاجمان چنین قدرت و جسارتی داده، صحیح و برحق دانستن موضع خود و رسیدن به این جمع بندی است که چنین رویکردی در قبال مهاجران مسلمان در حال حاضر طرفداران زیادی دارد و به نحوی مورد حمایت قرار خواهد گرفت.

روز جمعه -24 اسفند- چند جوان ملی گرای سفیدپوست و افراطی در یک اقدام تروریستی آشکار، به دو مسجد در «کریست چرچ» نیوزیلند رفتند و نمازگزاران بی گناه را به رگبار بستند. آنچه ابعاد این حادثه تلخ تروریستی را وحشتناک تر از گذشته می کند، این است که مهاجمان برخلاف رویه معمول سعی در پنهان ساختن هویت خود نداشتند؛ بلکه با افتخار آن را فریاد می کشیدند. در این حملات یکی از تروریست‌ها با استفاده از دوربینی که به لباس خود متصل کرده بود، تمامی مراحل حمله به مسجدالنور که طبق آخرین گزارش‌ها 49 کشته برجا گذاشته را در شبکه اجتماعی فیسبوک منتشر می‌کرده است. او با انتشار این ویدئو انگیزه خود را از این حمله مسلحانه «مقابله با مهاجرت مسلمانان» اعلام کرد. این فرد در این ویدئو خود را «برنتون تارانت» 28 ساله، اصالتا اهل استرالیا و یک «سفید پوست معمولی» معرفی و اعلام کرد: «می‌خواستم به مهاجمان (مهاجران مسلمان) بگویم که سرزمین ما هرگز سرزمین شما نخواهد شد؛ زمین ما متعلق به خود ماست؛ تا زمانی که یک سفید پوست زنده باشد، هرگز نمی‎توانید به سرزمین‌های ما هجوم بیاورید و هرگز جایگزین مردم ما نخواهید شد».
اگر از تلاش مذبوحانه برخی رسانه های غربی برای کمرنگ جلوه دادن این حادثه، مطرح کردن مجدد بحث افزایش گرایشات افراط گرایی اسلامی در کشورهای مختلف برای تبرئه تلویحی مهاجمان تروریست و نیز اختصاص زمانی کوتاه از اخبار و تحلیل‌هایشان به این فاجعه تلخ تروریستی بگذریم، به نظر می رسد ابعاد و زوایای این حمله تروریستی بسیار وسیعتر از ابعاد معمولی و رایج حملات تروریستی است و خبر از تحولی عمیق در فرهنگ روابط بین الملل می دهد.
در واقع برای تحلیل چرایی وقوع چنین حادثه ای باید به ریشه یابی عمیق آن بپردازیم و ببینیم چه می شود که افرادی حاضر می شوند سلاح به دست بگیرند، به مکانی مذهبی بروند، افرادی را که نمی شناسند به رگبار ببندند، مجروحان را هم با تیر خلاص به شهادت برسانند و مهمتر از همه با افتخار از همه این رذالت ها فیلم برداری کرده و آن را در فضای مجازی منتشر کنند؟!
به نظر می رسد آن چه به مهاجمان چنین قدرت و جسارتی داده، صحیح و برحق دانستن موضع خود و رسیدن به این جمع بندی است که چنین رویکردی در قبال مهاجران مسلمان در حال حاضر طرفداران زیادی دارد و به نحوی مورد حمایت قرار خواهد گرفت. بنابراین هر چند بی رحمی، قساوت و دگم اندیشی شخصی عاملان این حمله تروریستی بر کسی پوشیده نیست، اما ریشه و جرقه چنین اقداماتی ماهها و یا شاید سال ها پیش زمانی زده شد که سیاستمداران راست گرای افراطی از آمریکا تا اروپا روی کار آمدند، پروژه دیرینه اسلام هراسی را رنگ و لعابی تازه دادند و تحت لوای «ملی گرایی» و «حمایت از اشتغال و منافع ملی» بر طبل دشمنی با مهاجران به ویژه مهاجران مسلمان کوبیدند.
وقتی دونالد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده آمریکا برای تحقق شعار«اول آمریکا»، مهاجران را «حیوان» خواند و در تصمیمی کاملا نژاد پرستانه و اسلام ستیزانه، شهروندان هفت کشور اسلامی را از ورود به آمریکا منع کرد، فرهنگ افراط گرایی و نژاد پرستی یک بار دیگر متولد شد و هر چه ترامپ بر ساخت دیوار برای جلوگیری از ورود مهاجران تأکید کرد و آنها را عامل فقر و بیکاری در آمریکا دانست، این فرهنگ مهاجر ستیزی نیز بیشتر جان گرفت و نهادینه شد.
زمانی که شاهد روی کار آمدن احزاب راست افراطی در کشور‌های مختلف اروپایی مانند مجارستان، لهستان، چک، اتریش، اسپانیا و هلند بودیم و در تبلیغات انتخاباتی کشورهایی که خود را مهد آزادی، تمدن و دموکراسی می دانند، شعاری جز ضدیت با مهاجران و لزوم برخورد با آنها مطرح نمی شد، زنگ خطر علیه مهاجران و به ویژه مسلمانان به صدا درآمد و سیاستمداران و مقامات جهان باید می فهمیدند که چگونه فرهنگ روابط بین الملل در حال دگردیسی به سمت رویکردهای غیر انسانی و نژاد پرستانه است و جامعه بشری را تهدید می کند. فرهنگی که تنها در محدوده روابط اروپا و آمریکا نماند، بلکه حتی به آمریکای لاتین نیز سرایت کرد و موج فاشیسم، برزیل، شیلی و کلمبیا را هم درنوردید.
بنابراین حادثه تروریستی نیوزیلند یک اتفاق تروریستی محدود و مجزا در یک کشور دورافتاده اقیانوس آرام نیست، بلکه نشانه ای است از اینکه فرهنگ افراط گرایی، مهاجر ستیزی و اسلام هراسی که با برنامه ریزی سیاستمداران و احزاب غربی در برخی کشورهای غربی بازتولید شده و پرورش یافته، بیش از پیش در حال نهادینه شدن و گسترش یافتن است و در عصر گستردگی ارتباطات و فضای مجازی هیچ یک از قاره های جهان از آن در امان نیستند. حال هر چند جامعه جهانی منتظر صدور حکم متناسب برای عاملان این حمله وحشیانه است، اما باید دید عاملان ترویج این فرهنگ و تفکر و حامیان آنها چه رویکردی خواهند داشت و آیا مجازاتی برای آنها درکار خواهد بود یا خیر؟!
*استاد دانشگاه

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال