در همایش بین المللی همگرایی و واگرایی :

بیشترین فراخوان اسلام و مسیحیت، تعقل و عشق است

تهران-ایرنا- استاد دانشگاه تهران گفت: بیشترین فراخوان در آموزه های اسلام و مسیحیت فراخواندن به تعقل و عشق ورزی است. جوامع مسیحی به عقلانیتی روی آورده اند که تنها نوع خاصی از عقلانیت است. جوامع مسلمان هم به عشق ورزی روی آورده اند که فاقد عقلانیت است. حلفه مفقوده هر دو اما،عقلانیت است.

به گزارش روز پنج شنبه خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا ، مجتبی امیری دانشیار رشته مدیریت دانشگاه تهران در همایش بین المللی «همگرایی و واگرایی؛ گفت و گویی میان فرهنگی-میان دینی» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می شود با عنوان «بنیان های نظری همگرایی و واگرایی در تعاملات مسلمانان و مسیحیان» به ایراد نکات خود پرداخت.
امیری در ابتدای ارائه خود ضمن پرداختن به پیام اساسی و مضمون اصلی دعوت ادیان الهی گفت: در گوهر این پیام به مواردی نظیر اعتقاد به خداوند، پیامبری پیامبران خدا، حقایق آسمانی که از سوی خداوند را برای هدایت انسانها به همراه آورده اند و زندگی بر پایه آموزه های این حقیقت آسمانی که رستگاری اخروی را نیز در پی خواهد داشت، قابل اشاره است.
در بخش دیگری از سخن امیری به تشریح مواجهه دینداران در زندگی پرداخت و گفت: دینداران در زندگی خود در دو سطح مواجهه دارند. در سطح نخست این مواجهه ها، مواجهه درون دینی با هم کیشان یا دیگر ادیان مدنظر است. در سطح دیگر مواجهه برون دینی با ناباوران به دین و پیام رستگاری دینداران در آخرت قابل اشاره است.
او افزود: دینداران در زندگی درون دینی خود خواه در مقام دینداری یا متولی و مروج دین، فهمی از دین دارند که عمل آنان نیز برخاسته از آن فهم خواهد بود. اگر چه گاه نیز بر خلاف باور خود عمل می کنند که این نکته می تواند ریشه در تمنیات نفسانی و غرائز آنان داشته باشد. این نحوه فهم دین آنقدر اهمیت دارد که چگونگی فهم دین، چگونگی زندگی دیندارانه را مشخص می کند .
«تمامی زندگی دینداران نیز در پی هر چه نزدیک تر کردن این فهم به واقعیت دین و عمل به آن است. از طرفی دینداران هم انسان اند. انسانها با توجه به اقتضائات محیطی و شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و فرهنگی که در آن زیست می کنند با هم تفاوت دارند ؛ به گونه ای که آنها از نظر شخصیتی و فرهنگی با یکدیگر متفاوت می شوند. پس دینداری انسانی اقتضا می کند که دینداران با مفروضات متفاوت به دین روی آورده و دینداری را ترویج و تبلیغ می کنند.»
استاد مدیریت دانشگاه تهران در ادامه سخن این پرسش را مطرح کرد که: اگر پیام دین و دینداری در تمامی ادیان الهی اعتقاد به خدا، پیامبران خدا و زندگی بر پایه آموزه های آنان باشد کارکرد آنها در زندگی اجتماعی انسانها چیست ؟ از نظر من دو مورد قابل ذکر است. خدمت به خلق و محبت ورزیدن به خلق خدا. این محبت ورزی نیازمند مبنایی است.
وی تصریح کرد : از نظر من مبنای خدمت کردن و عشق ورزی به خلق خدا عقلانتیت یا چیزی است که در روایات و تعبیرات اسلامی از آن تعبیر به «حکمت» می شود. اصولا رسالت انبیا دعوت به عقلانیت است. به تعبیر امام علی ع در نهج البلاغه در وصف پیامبران، خداوند پیامبران را مبعوث کرد تا «یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» عقل های پنهان شده مردم را برانگیزاند. حال این حکمت یا عقلانیت چیست؟ به تعبیر من خلاصه اش آن است که دانستن چیزها آنچنانکه هست و انجام کارها آنچنانکه باید است .
امیری افزود: باید جوهر دین و دینداری را در این بنیانها جستجو کنیم و بر این باور باشیم که خاستگاه این است و نقطه عزیمت دین و دینداری از اینجاست. در پایان نیز به این مبدء یعنی خداوند باز خواهیم گشت.تنها اوست که بر اسرار آشکار و پنهان آگاه است و تنها اوست که در باره ما داوری خواهد کرد. پس نتیجه این خواهد بود که به جای داوری در دنیا و رویکرد واگرایی، به همگرایی و همیاری با دیگران روی بیاوریم و به تکلیف خود که همان دوست داشتن و دوستی کردن و احسان ورزیدن به دیگران است عمل می کنیم .
امیری در بیان بنیان های همگرایی افزود: عشق و دوستی برخاسته از عقل بنیان همگرایی هستند و جامعه ای را ایجاد می کنند که می تواند به آرمانهای تحقق نایافته همیشه تاریخ و جامعه ایده آلی که می خواسته اند، جامه عمل بپوشاند . جوامع دینی اگر بر پایه جوهر دینداری بنا شده باشند، عشق و محبت و دوستی چنان در بنیانهایش ریشه می دواند که هیچ عرصه ای برای غیر دینداران نیز بهتر از آن برای زندگی انسانی یافت نخواهد شد؛ از این رو بی سبب نیست که پیشوایان مسلمان بر خلاف چهره زشتی که واگرایان از اسلام در دوران معاصر ترسیم کرده اند دینداران را به تأمل فراخوانده اند که ' هل الدین الا الحب ' آیا براستی دین چیزی جز عشق ورزی است .
امیری با تاکید بر محوریت ارائه خود در فراخوانی دو دین مسیحیت و اسلام به این مبانی گفت: بیشترین فراخوان در آموزه های اسلام و مسیحیت فراخواندن به تعقل و عشق ورزی است؛ ولی تفاوت این دو دین در این است که در اسلام تأکید بر عقلانیتی است که به عشق ورزی می انجامد؛در مسیحیت به عشق فرامی خواند و عشق نقطه عزیمت است؛ اما رویکرد جوامع مسلمان و مسیحی هر دو مخالف این بنیان های نظری است. پیروان این دو دین هر کدام به گونه ای در این امر قصور دارند. جوامع مسیحی به عقلانیتی روی آورده اند که تنها نوع خاصی از عقلانیت است . جوامع مسلمان هم به عشق ورزی روی آورده اند که فاقد عقلانیت است. حلفه مفقوده هر دو هم عقلانیت است.
در بخش دیگری از ارائه، امیری به بنیان های واگرایی پرداخت و گفت: از جمله این موارد می توان به غفلت از اصول و جوهره دین و پرداختن به اعراض و مبنا قرار دادن فروع دین، مباحثه و مجادله غیر احسن بر پایه مفترقات بدون توجه به مشترکات، فهم خود را مبنا قرار دادن به جای مبنا قرار دادن فصل مشترک با طرف مقابل، فراخواندن دیگران به خود بدون به رسمیت شناختن هویت دیگری و نادیده گرفتن تفاوت های شخصیتی و فرهنگی که هویت ساز ما و دیگری اشاره کرد. مقوم و محرک این واگرایی ها هم سه گروه و سه عرصه در جوامع انسانی هستند. متولیان رسمی دین و فهم خاصی که از دین یا منافع خاصی که در جامعه دارند ( عرصه فرهنگی)، صاحبان قدرت و نظامهای سیاسی حاکم در جوامع ( عرصه سیاسی و صاحبان ثروت و متولیان و مروجان حاکم در اقتصاد و بازار آزاد ( عرصه اقتصادی ).
امیری در ادامه گفت: در این میان دسته نخست که همانا متولیان دین و مروجان شناخته شده آن به شمار می آیند یعنی فقیهان و متکلمان و فیلسوفان و عارفان، فیلسوفان و عارفان بیشتر به جوهر دین و دینداری یعنی عقل و عشق روی آورده اند. فیلسوفان و عارفان همواره بر جوهره دین و دینداری انگشت گذاشته و بر مبنای آن دین ورزی کرده و دیگران را نیز به جوهره دین و دینداری فراخوانده اند. به گونه ای که دینداری عارفان در نسبت با سایر اصناف دینداران، دینداری همگرایانه و نه واگرایانه باشد.
استاد دانشگاه تهران در بخش پایانی ارائه خود در مقام نتیجه گیری گفت: به نظر می رسد که دنیای امروز که کثیری از ساکنانش را مسلمانان و مسیحیانی تشکیل داده اند که نقشی محوری در ایجاد همگرایی جهانی ایفا می کنند می تواند بر پایه چنین دین ورزی همگرایانه ای که ظرفیت آن در غرب مسیحی و شرق اسلامی وجود دارد، دنیای بهتری را برای زیست در آغاز هزاره سوم نوید دهد.
**9222**1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال