17 سال بعد از انشعاب تحکیم - بخش نخست

قاسمی: نقش‌آفرینی تحکیم در دوم خرداد خلق‌الساعه نبود

تهران- ایرناپلاس- اسفند سال 1380، مهم‌ترین اتحادیه دانشجویی کشور در دوره پس از انقلاب دیگر نتوانست به‌سان دو دهه گذشته‌اش ادامه حیات دهد. پس از کشمکش‌های فراوان میان دانشجویان هوادار خاتمی، نهایتاً این مجموعه به دو طیف «علامه» و «شیراز» تقسیم شد. گفت‌وگوی حاضر به شناسایی دلایل و عوامل این انشعاب می‌پردازد.

علی‌اصغر قاسمی، دبیر تشکیلات اسبق انجمن اسلامی دانشگاه تربیت مدرس و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در دهه 70 بود. وی هم‌اکنون استاد علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی است.


ایرناپلاس: لطفاً ابتدای بحث، مؤلفه‌های اصلی در راستای فهم تحولات جریان دانشجویی در دوره اصلاحات را تشریح کنید.

قاسمی: ابتدا باید عرض کنم بنده به فراخور حضورم در انجمن اسلامی تربیت مدرس به‌عنوان یکی از انجمن‌های مؤثر در دفتر تحکیم و به‌عنوان دبیر آن مجموعه و به‌واسطه حضورم در نشست‌های مختلف که از نزدیک در جریان برخی موضوعات قرار می‌گرفتم و در مورد آن‌ها تحلیلی دارم، طرح بحث خواهم کرد. با توجه به اینکه بنده رشته‌ علوم سیاسی می‌خواندم و گرایشم مسائل سیاسی اجتماعی ایران بود، این تحولات کارگاهی بود برای اینکه ببینیم نظریه‌ها و مقالات و کتاب‌هایی که در فضای دانشگاهی می‌خوانیم، در عالم واقع چگونه هستند. این موضوع برای شخص بنده بسیار مفید بود، چون دنیای سیاست را فقط بر صفحه‌ کاغذ ندیدم و توانستم آن را لمس کنم. نکته‌ دیگر اینکه بنده علاوه بر تحصیل در رشته‌ علوم سیاسی، به‌طور خاص روی جنبش دانشجویی کار می‌کردم و پایان‌نامه‌ کارشناسی ارشد من در مورد «جنبش دانشجویی و نقش آن در انقلاب اسلامی» بود که سال 78 از آن دفاع کردم و در اوج قضایای 18 تیر مشغول نوشتن پایان‌نامه بودم. این عاملی برای پیوند بیشتر با این موضوعات بود. با توجه به این مقدمه تلاش من بر این است که با یک رویکرد نظری و مبتنی بر یک سری مباحث پایه در حوزه‌ جامعه‌شناسی سیاسی، نگاهی به مسائل دانشجویی داشته باشم و روایت خود را از این منظر ارائه کنم.

برای شروع، یک مقدمه‌ کوتاه‌ نظری خواهم گفت و بعد به سراغ تحولات دهه‌ 70 که منجر به اوج‌گیری دفتر تحکیم شد، می‌روم. درواقع سعی خواهم کرد مباحثم را در سه دوره‌ زمانی مطرح کنم؛ دوره اول: زمینه‌های شکل‌گیری جنبش دوم خرداد و بالندگی دفتر تحکیم، دوره‌ دوم: دوران اوج‌گیری تحکیم و جنبش اصلاحات و دوره‌ سوم: دوره‌ افول یا تنزل جایگاه دفتر تحکیم و جنبش اصلاحات، که نهایتاً مباحث مربوط به انشقاق تحکیم در دوره سوم اتفاق می‌افتد و ریشه در دو دوره‌ قبل دارد.

*فاکتورهای مؤثر در فهم جنبش دانشجویی

به‌طور کلی سه کلیدواژه بسیار مهم در فهم جنبش‌های اجتماعی و به‌ویژه جنبش دانشجویی وجود دارد که پشتوانه‌ نظری بسیار محکمی هم دارد. یکی از این سه کلیدواژه «محرومیت» است. در فهم جنبش‌های اجتماعی و دانشجویی بحث محرومیت‌ها باید به‌طور جدی مدنظر قرار گیرد. در ادامه توضیح خواهم داد که چه محرومیت‌هایی در جامعه وجود داشت که در واکنش به آن‌ها جنبش دانشجویی شکل گرفت. کلیدواژه دوم «آگاهی» است. یعنی جنبش‌های اجتماعی و دانشجویی بسیار از آگاهی تأثیرپذیر است. درواقع سرآمد بحث محرومیت، جنبش‌های قومی‌اند. درحالی که سرآمد کلیدواژه‌ آگاهی، جنبش‌های اجتماعی و دانشجویی‌اند. بحث این است که ارتقای سطح آگاهی جامعه و دانشجویان و جوانان چه تأثیری در شکل‌گیری و اوج گرفتن جنبش دانشجویی و دفتر تحکیم داشت و این آگاهی چگونه در یک دوره تبدیل به یأس و ناامیدی و انشقاق و درگیری می‌شود. کلیدواژه سوم «ساختار فرصت» است. در جنبش‌های اجتماعی بحث فرصت مقوله‌ بسیار مهمی است. یعنی جنبش‌های اجتماعی زمانی ظهور و بروز پیدا می‌کنند که فرصتی به دست بیاورند. درواقع ممکن است جنبشی اجتماعی در لایه‌های زیرین جامعه وجود داشته باشد، اما زمانی بیرون می‌زند که فرصت پیدا کند. معمولاً در جامعه در مقاطع خاص فرصت‌هایی ایجاد می‌شود که باعث می‌شود این انرژی آزاد شود. مثلاً موسم انتخابات یکی از بارزترین نمونه‌های فرصت است، که در این موسم در بسیاری از کشورها و در ایران جنبش‌های اجتماعی شکل یا اوج گرفتند و این موضوع را هم در تحلیل جنبش دانشجویی و به‌طور مشخص، دفتر تحکیم باید در نظر داشته باشیم.

*نقش‌آفرینی تحکیم در دوم خرداد خلق‌الساعه نبود

اتفاقاتی که از سال‌های آغازین دهه‌ هفتاد رخ می‌دهد، بستر و زمینه‌ای مشخص را برای شکل‌گیری و اوج‌گیری جنبش دانشجویی و جنبش اصلاحات فراهم می‌آورد. من این زمینه‌ها و تمهیدات را در چند سطح دسته‌بندی کرده‌ام. درست است که دفتر تحکیم وحدت در سال 76 اوج می‌گیرد و جنبش اصلاحات در سال 76 خلق می‌شود، اما این‌ها موجوداتی خلق‌الساعه نیستند. بستری برای این‌ها وجود داشته است که با شناسایی آن می‌توانیم تحلیل بهتری از فراز و فرودهای این جریان داشته باشیم. دسته‌بندی‌هایی که برای زمینه‌های شکل‌گیری این جنبش قصد ارائه‌ آن‌ها را دارم، چند مورد هستند. اول در سطح کلان باید گفت که در سال‌های اولیه‌ دهه‌ هفتاد، تغییر و تحولاتی در جامعه رخ می‌دهد. بعد از اشاره به تحولات، آن‌ها را به کلیدواژه‌های مذکور ارجاع خواهم داد.

*تحول دانشگاه و جامعه بعد از پایان جنگ

یکی از تغییرات مهم «پایان جنگ» است. زمانی که جنگ پایان‌ یافته و دوران بازسازی شروع ‌شده است. در این دوِره انتظارات مردم متفاوت است. نگرش‌ها، بینش و ارزش‌های مردم به‌تدریج دچار دگردیسی شده است. از دوران جنگ که فضا و ارزش‌های خاصی حاکم بود و این ارزش‌ها در جامعه موج می‌زد، وارد دوره‌ای جدید با گفتمان و شرایط و دغدغه‌های جدید می‌شویم. دولت نیز برنامه‌های جدیدی را اجرا می‌کند. این باعث تغییراتی در افکار، نگرش‌ها، بینش‌ها و ارزش‌های جامعه می‌شود که سمت‌ و سوی آن را در ادامه شرح خواهم داد. پس یک بحث، پایان جنگ و تغییرات ذهنی مردم است. البته این تغییرات هم در سطح لایه‌های زیرین جامعه است و هم در ذهن و فکر نخبگان حاکم. یعنی کسانی که در رأس حاکمیت هستند؛ به‌طور مثال، آقای هاشمی، به‌عنوان رئیس‌جمهوری، روش، بینش و عملکرد متفاوتی در دوران جنگ و دوران سازندگی دارد.

البته این را هم‌ عرض کنم که نگاه ما به تحولات کشور به‌عنوان بسترهای شکل‌گیری جنبش‌ها (جنبش دوم خرداد و جنبش دانشجویی) نباید محدود به داخل کشور باشد. شاید اولین سطحی که باید به آن اشاره‌کنیم، نظام بین‌المللی است. در نظام بین‌الملل تغییراتی در حال رخ دادن است که خواه‌ناخواه بر جامعه ما تأثیرگذار است. به‌طور مثال اوایل دهه‌ 90 میلادی اتفاق بزرگی رخ می‌دهد که «فروپاشی شوروی» است. یکی از دو ایدئولوژی مسلط و یکی از دو ابرقدرت جهانی فرومی‌پاشد. یعنی دو بال قوی شوروی هم از جنبه‌ فکری و ایدئولوژیک و هم از جنبه‌ سیاسی و قدرت حاکم برجهان که به‌ویژه بر کشورهای جهان سوم و ایران تأثیرگذار بود، فرومی‌پاشد. با سقوط کمونیسم، ایدئولوژی لیبرال و به‌ویژه لیبرال‌دموکراسی به‌عنوان تنها کالای مرغوب ارائه ‌شده سطح جهان مطرح می‌شود. این فضا آنقدر پررنگ و قوی است که فوکویاما بحث پایان تاریخ را مطرح می‌کند و می‌گوید ما به بهترین الگویی که بشر می‌تواند به آن دست یابد؛ یعنی لیبرال دموکراسی؛ رسیده‌ایم و بعد از این چیزی نداریم. تاریخ دیگر تمام شد. چون کمونیسم به‌عنوان ایدئولوژی رقیب به‌ بن‌بست رسیده است.

*نقش فروپاشی شوروی در شیفت پارادایم جامعه

این تغییر فکری و پارادایمی، موجی را در سطح جهانی برای گسترش افکار لیبرال و معطوف به آزادی‌خواهی و دموکراسی‌خواهی و مشارکت و به‌طورکلی گفتمان توسعه سیاسی ایجاد می‌کند. از طرف دیگر، آمریکا به‌عنوان منادی لیبرال‌دموکراسی به ابرقدرتی بدون رقیب تبدیل می‌شود. این فضا موجب می‌شود موج جدیدی در سطح جهان به سمت دموکراسی به وجود بیاید. با فروپاشی نظام استبدادی شوروی، تب‌وتاب دموکراسی‌خواهی در روسیه و جمهوری‌های وابسته و بسیاری از کشورها تقویت می‌شود. درواقع تحلیل ما در اتمسفری است که فضای دموکراسی خواهی کاملاً مساعد شده است. در داخل نیز می‌بینیم که این تغییرات و نگرش‌ها بعد از پایان جنگ به وجود می‌آید و این ارزش‌ها به‌تدریج در حال گسترش است. در دهه‌ هفتاد به دلیل برنامه‌هایی که اجرا می‌شود، سطح سواد جامعه خیلی بالا می‌رود. تعداد دانشجویان و دانشگاه‌ها گسترش می‌یابد. دانشگاه آزاد اسلامی به‌عنوان بنگاهی که در حوزه‌ خصوصی فعالیت می‌کند فضای آموزشی و فکری جامعه را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. ارتباطات به‌شدت گسترش می‌یابد. اگر در دهه‌ 70 برنامه‌های رادیو و تلویزیون را نگاه کنیم، خواهیم دید که با آمدن آقای لاریجانی شبکه‌های زیادی ایجاد می‌شود. تا قبل از این، تلویزیون ما محدود به دو شبکه بود. اما با آمدن آقای لاریجانی ابتدا شبکه‌ سه و به‌تدریج شبکه‌های دیگر تأسیس می‌شود. تعداد روزنامه‌ها زیاد می‌شود. به دلیل پایان جنگ ارتباطات بین‌المللی تسهیل می‌شود. این‌ها همه زمینه‌ساز تغییر نگرش‌ها و ارزش‌های جامعه به سمت ارزش‌های آزادی‌خواهانه و دموکراسی‌خواهانه می‌شود.

*نقش‌آفرینی روشنفکران

در لایه‌های میانی هم باز این دگردیسی و تغییرات را شاهد هستیم. به‌طور مثال، در سطح میانی، طیف روشنفکر جامعه ما با افکار جدیدی مواجه می‌شود. دکتر سروش در آن مقطع زمانی حرف‌های جدیدی را مطرح می‌کند. خیلی از کسانی که در محافل علمی و دانشگاهی هستند که بعداً جنبش دوم خرداد را به وجود آوردند؛ مثل آقای حجاریان، عبدی، علوی‌تبار، کدیور و دیگران کسانی‌اند که در یک دوره‌ای در فاز مطالعاتی بودند و افکارشان دچار تغییر و تحول شد. خیلی از کسانی که در دهه‌ 60 مسئول سانسور کتاب‌ها برای وزارت ارشاد بودند، تحت تأثیر همان کتاب‌هایی که برای سانسور خوانده بودند، دچار تغییرات فکری شدند. یعنی با طیفی از نخبگان فکری یا به معنی عام روشنفکر مواجه هستیم که افکارشان به‌تدریج در حال تغییر است. این‌ها اتفاقاتی است که در لایه‌های زیرین جامعه در حال رخ دادن است. حتی در سطح گروه‌ها و احزاب سیاسی می‌بینیم که افکار جدید به‌تدریج وارد می‌شوند. مثلاً جامعه‌ روحانیت مبارز، تشکلی کاملاً سنتی با افکار سیاسی خاص است. ولی از دل جامعه‌ روحانیت مبارز تشکلی به نام «کارگزاران» به وجود می‌آید؛ تشکلی که تفکراتش با جامعه روحانیت فاصله‌ زیادی دارد و نماینده‌ ارزش‌های متفاوتی است.

*چرایی افزایش سطح انتظارات جامعه در دوره پس از جنگ

بنابراین در لایه‌های زیرین جامعه و همین‌طور در لایه‌های میانی؛ احزاب، گروه‌ها، نخبگان، مراجع و هنرمندان؛ تغییراتی در جریان است. مثلاً در حوزه‌ هنرمندان، طیف جدیدی روی کار می‌آید و برنامه‌های جدیدی ساخته می‌شود. به‌طور مثال، برنامه‌ای با نام «ساعت خوش» برای اولین بار ساخته می‌شود. این نشان‌دهنده‌ تغییر ذائقه‌ مردم است. هنرمندان در حال ارائه‌ کارهای جدید بودند و این حاکی از تغییرات و اتفاقات جدید در جامعه است. بعد از پایان جنگ، فضای دانشگاه متفاوت شد. خیلی از کسانی که تا آن زمان در جبهه‌ها بودند، روی صندلی‌های دانشگاه نشستند و دیدند که فضای فکری دانشگاه با فضای فکری جبهه متفاوت است و طبیعتاً هم باید همین‌طور باشد و این افراد تحت تأثیر قرار می‌گرفتند. گفتمانی که در دانشگاه‌های دهه 60 در ایران و در دنیا وجود داشت با گفتمان دانشگاه‌های دهه‌ 70 متفاوت بود. نظام فکری دنیا به‌طور کلی تغییر کرده بود. تغییر پارادایمی در سطح بین‌الملل در سطح دانشگاه‌های ما نیز مطرح است. تا قبل از آن گفتمان عدالت بسیار پررنگ است، ولی در دهه‌ 70 گفتمان آزادی به‌تدریج وارد عرصه‌ دانشگاه می‌شود. سبک زندگی و نگرش مردم، نخبگان و دانشجویان تغییر می‌کند و تعداد این افراد هم زیاد می‌شود. این‌ها زمینه‌ای برای رخ دادن یک اتفاق را فراهم می‌کند. یعنی شما هم در حوزه‌ فکری و هم در عرصه‌ عمل با تغییرات زیادی مواجه هستید. تعداد دانشجویان، باسوادها، روزنامه‌ها، رسانه‌ها و رادیو و تلویزیون و برنامه‌ها و ارتباطات بسیار زیاد می‌شود. از طرفی، این افرادی که تعدادشان زیاد شده است، نگرش متفاوتی نیز نسبت به قبل دارند. این تغییرات هم در حوزه‌ فکری و هم در حوزه‌ کمی و کیفی زمینه را برای رخ دادن یک اتفاق فراهم می‌کند. یعنی جامعه مستعد و در انتظار یک اتفاق است.

البته همان‌طور که عرض کردم در این دوره سطح آگاهی خیلی بالا رفت. اما از طرفی محرومیت و مهم‌تر از آن «احساس محرومیت» در جامعه خیلی زیاد شد. مثلاً در زمان جنگ همه می‌پذیرفتند شرایط جنگی است و توقعات پایینی داشتند. وقتی جنگ تمام می‌شود و دولت وعده‌ سازندگی می‌دهد، همه‌ مردم انتظار دارند تمام وعده‌های انقلاب محقق شود. سطح انتظارات خیلی بالا می‌رود. ولی وقتی در عمل وارد می‌شویم، برنامه‌هایی که آقای هاشمی برای تعدیل ساختاری پیاده می‌کند، برنامه‌هایی است که از طرف بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول به بسیاری از کشورها پیشنهاد شده بود. خیلی از کشورها با اجرای این برنامه‌ها امید دارند که رشد و توسعه‌ و رفاه فراگیر به وجود بیاید. اما برعکس آن چیزی که انتظار می‌رود، برنامه‌های تعدیل نه‌تنها باعث رشد نمی‌شود، بلکه نارضایتی‌هایی را ایجاد می‌کند. در خیلی از کشورها مثل مصر و آمریکای لاتین این نارضایتی‌ها ایجاد شد. در ایران هم همین‌طور، نارضایتی‌ها هم در سطح نظری و هم به‌صورت عملی خودش را نشان می‌دهد. مثل واقعه‌ اسلامشهر، مشهد و اتفاقات دیگری که در آن دوره اتفاق افتاد. در این دوره مردم احساس می‌کنند محرومیت آن‌ها خیلی زیاد شده است. بخشی از محرومیت در حوزه‌ اقتصادی است. برای مثال جوانی که تحصیل می‌کند، انتظار دارد بتواند کار مناسبی پیدا کند، وقتی این کار پیدا نشود، محرومیت یا احساس محرومیت است. خیلی از خانواده‌هایی که در جنگ هزینه‌ سنگین دادند، بعد از جنگ انتظار رفاه و آسایش داشتند. اما تورم و گرانی به سراغشان آمد. حتی در حوزه‌های سیاسی، خیلی از طبقاتی که در اثر برنامه‌های اقتصادی دولت به وجود آمدند، انتظار داشتند زمینه برای مشارکتشان فراهم شود و بتوانند نقش جدی ایفا کنند، اما دیدند که سازوکار مناسبی برای ایفای نقش نیست. به لحاظ سیاسی هم احساس محرومیت به آن‌ها دست داد. این احساس محرومیت یا خود محرومیت‌هایی که در آن دوره وجود داشت، باعث به وجود آمدن انتظار برای فرصت تغییر شد.

*ظهور خاتمی محصول نیازهای جامعه

ایرناپلاس: این فرصت در دوم خرداد به وجود می‌آید.

قاسمی: بله، انتخابات ریاست جمهوری سال 76 مستعد این بود که اتفاقاتی در آن رخ دهد. هرچند کمتر کسی این سطح تغییرات را پیش‌بینی می‌کرد. اما اتفاقاتی که در سال 75 رخ داد، نشان داد جامعه مستعد این است که اتفاقی در سال 76 رخ بدهد. یعنی پویش‌هایی که در سال 75 رخ داد، مثل برگشت مجمع روحانیون به فعالیت سیاسی، دعوت از مهندس موسوی به‌منظور کاندیداتوری در انتخابات، یا تحرکات دانشگاه‌ها نشان‌دهنده‌ این است که یک اتفاقی قرار است رخ دهد یا مردم انتظار رخ دادن اتفاقی را دارند. هرچند خیلی‌ها انکار می‌کنند. حتی پیدا شدن و ظهور آقای خاتمی تحت تأثیر این نیاز بود.

در لایه‌های مختلف جامعه احساس نیازی وجود داشت که دنبال فرصتی برای خلق یک اتفاق بود و آقای خاتمی مخلوق این نیاز بود. شاید اگر پنج سال زودتر بود بهترین حرف‌های آقای خاتمی هم کارگر نمی‌شد. ولی این نیاز که جمع آگاهی و محرومیت است، باعث خلق این اتفاق شد. در آن مقطع زمانی این نیاز آنقدر زیاد شده بود که تب‌وتاب رخ دادن اتفاق زیاد بود. تب‌وتابی که اول سراغ مهندس موسوی رفت تا درنهایت به آقای خاتمی رسید. حکومت هم رصد می‌کرد؛ نه به‌صورت دقیق، اما می‌دانست یک نیازی وجود دارد و انرژی آن باید تخلیه شود. اما فکر نمی‌کرد در آن حد باشد. اینکه به آقای خاتمی اجازه‌ عبور از فیلتر شورای نگهبان داده می‌شود، به این جهت است که ایشان بیاید و تخلیه انرژی رخ بدهد و تمام. ولی می‌بینیم که برآوردها در سطح حاکمیت و در مردم در این حد نبود. این انرژی‌ها در قالب انتخابات دوم خرداد تخلیه می‌شود و محصولش آقای خاتمی است.

در این زایش یک سری گروه‌ها و جنبش‌ها از لایه‌های زیرین به عرصه‌ عمل می‌آیند. یکی از این‌ها جنبش دانشجویی در چارچوب کلی‌تر جنبش اصلاحات است. حال یک جنبشی خلق یا نمایان شده که باید فعالیت‌هایی را انجام دهد، اما هنوز خودش را باور ندارد. وارد عرصه‌ جدیدی شدن مانند ورود به شهری جدید است. در ابتدا اصلاً نمی‌دانید در کجا قرار دارید یا کجا می‌خواهید بروید. این باعث می‌شود شما نقش مهمی را برعهده بگیرید، ولی درعین‌حال اشراف بر منطقه‌ کاری زیاد نباشد که همین زمینه‌ساز اتفاقات بعدی می‌شود.

نکته‌ دیگر این است که فضای بین‌المللی متأثر از بحث جهانی‌ شدن است. موجی قوی و درعین‌حال تأثیرگذار روی ایران عمدتاً از دهه‌ 90 میلادی شروع می‌شود. یعنی ما از دهه نود میلادی، به‌تدریج با مباحث جهانی‌ شدن مثل اینترنت، ارتباط برقرار می‌کنیم. این امر باعث می‌شود که تحت تأثیر آن فضا قرار بگیریم. بنابراین بحث جهانی‌شدن سومین نکته‌ای بود که در ساحت تغییر فضای بین‌المللی رخ داده بود.



گفت‌وگو از سیدعمادالدین محمودی

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال