در گفت وگوی تفصیلی ایرنا با تقی آزاد ارمکی

جامعه شناسان نبودند ثبات سیاسی بهم می ریخت - قسمت پایاتی

تهران- ایرنا- استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران معتقد است: جامعه شناسان با هدایت مطالبات مردم به سمت اعتراضات مدنی مانع بهم ریختن ثبات سیاسی در ایران شده اند و این نشان از موفقیت جامعه شناسی در ایران است.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا ، تقی آزاد ارمکی جامعه شناس 61 ساله ایرانی است در کاشان متولد شده است و اکنون در دانشگاه تهران به عنوان عضو هیات علمی دانشکده علوم احتماعی مشغول به تدریس، تحقیقی و پژوهش است.
او کارشناسی جامعه‌شناسی را از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1359 و کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی را از دانشگاه تربیت مدرس در سال 1364 دریافت کرد و پس از آن به عنوان مربی در دانشکده علوم اجتماعی در گروه جامعه‌شناسی مشغول به کار شد تا اینکه در سال 1367 برای دریافت دکتری جامعه‌شناسی به دانشگاه مریلند رفت و دکترا را در زمینه جامعه‌شناسی نظری در سال 1371 از این دانشگاه دریافت کرد.

تالیف بیست و چهار عنوان کتاب و بیش از یک صد مقاله و گزارش تحقیقی و همچنین چاپ مقالاتی در مجلات علمی بین‌المللی به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی از جمله فعالیت های علمی این جامعه شناس ایرانی بوده است.

بررسی وضعیت علوم انسانی و مخصوصا رشته جامعه شناسی از ورود این رشته به ایران تا جایگاه و اقدماتی که عاملان و اصحاب این رشته در ایران انجام داده اند موضوع گفت و گو بود.
آزاد ارمکی معتقد است جامعه شناسی مدرن وقتی وارد جامعه ایران شد که جامعه برای نخبگان ایرانی مهم شد و عمری حدودا صد سال برای جامعه شناسی مدرن در ایران قائل است.
وجه انتقادی مصاحبه به موضوعاتی همچون انتقادهای برخی به جامعه شناسی و علوم انسانی مدرن از جلمه ایدئولوژیک بودن، غربی بودن و اینکه جامعه شناسان ایرانی جز بازگو کردن دستاوردهای اصحاب جامعه شناسی غربی تولید و حرف دیگری نداشته اند کشیده شد که آزاد ارمکی همه این نقد ها را بی پایه و اساس می داند و معتقد است «اگر جامعه شناسی و علوم انسانی در جامعه ایران بیشتر از پزشکی خدمت نکرده باشد کم تر خدمت نکرده است و اگر جامعه شناسی نبود تا به امروز چندین بار ساختار سیاسی ثبات خود را از دست می داد.»

موضوع مهم دیگری که در مصاحبه طرح و باعث شد آزاد ارمکی از نوشته سابق خود اعلام برائت کند این موضوع بود که برخی معتقد هستند مبدا علوم انسانی را باید در ایران و بین اندیشمندان ایرانی و اسلامی جستجو کرد به عنوان مثال مبدا جامعه شناسی را می توان در نوشته های ابن خلدون یافت و به نوعی ابن خلدون خود جامعه شناس است که با این پاسخ آزاد ارمکی مواجه شدم که «یکی از کسانی که این حرف ها را مطرح می کرد خود من بودم و در حال حاضر می گویم اشتباه می کردم و ابن خلدون جامعه شناس نیست و دارای جامعه شناسی هم نیست بلکه ابن خلدون فیلسوف اجتماعی است و به جای روایت از جامعه و آسیب های جامعه، مرگ جامعه را روایت می کند.»

مشروح قسمت دوم مصاحبه گروه دانشگاه ایرنا با تقی آزاد ارمکی به شرح زیر است

** ایرنا: پس شما نظر برخی دانشگاهیان که مطرح می کنند ریشه علوم انسانی را می توان در اندیشمندان اسلامی و ایرانی جستجو کرد را رد می کنید؟ به عنوان مثال کسانی مطرح می کنند ریشه جامعه شناسی را باید در آثار ابن خلدون یافت

** آزاد ارمکی: یکی از کسانی که این حرف ها را می زد من بودم. من در سال 1375 کتابی به اسم جامعه شناسی ابن خلدون نوشتم و در این کتاب ثابت کردم که ابن خلدون جامعه شناس است. اما در حال حاضر معتقدم که اشتباه می کردم و ابن خلدون جامعه شناس نیست بلکه یک فیلسوف اجتماعی است. ابن خلدون کسی است که در باب جهان دیروز از منظر نگاه کلان یک مفهوم عامی از جهان دارد ولی این مفهوم عام را به همه نظام ها غالب می کند و بعد شروع به دادن توضیحات عام و کلی می کند که ریشه در ایدئولوژی ابن خلدون دارد.

مسئله دوم این نکته است که ابن خلدون نگاه تحولی دارد یعنی همان کاری که فیلسوفان اجتماعی فرانسوی و آلمانی می کنند این با جامعه شناسی که نگاه توصیفی دارد خیلی متفاوت است. ابن خلدون در مورد جامعه خود روایتی می دهد که با آن روایت با منطق جامعه سنتی فروپاشی سنت را توضیح می دهد در حالی که جامعه شناسی مدرن برپایی جامعه مدرن را توضیح می دهد. در واقع ابن خلدون مرگ را گزارش می کند اما جامعه شناسی مدرن بیماری را روایت می کند. توضیح مرگ را می توان نظریه اجتماعی قلمداد کرد اما جامعه شناسی نمی توان گفت چرا که کاری با جامعه مدرن ندارد. روی گرده ابن خلدون جامعه شناسی نمی توان تاسیس کرد روی گرده ابن خلدون فلسفه اجتماعی می شود تاسیس کرد خود ابن خلدون هم خیلی دغدغه این را ندارد که روی گرده اش جامعه شناسی تولید بشود. در واقع ابن خلدون آن جایی که بنیان های فکری جامعه شناسی شکل می گرد جلوی آن را می بندد و آن مفهوم «شهر» است ابن خلدون به شما شهر ویران تحویل می دهد ولی همه جامعه شناسان شهر در حال رشد و یا رشد کرده را به شما تحویل می دهند. به عنوان مثال در جامعه شناسی آمریکا سنتی به نام سنت شیکاگویی وجود دارد که در این سنت شهر، توسعه شهر و سامان یافتن شهر را توضیح می دهد در صورتی که ابن خلدون مرگ شهر را توضیح می دهد.

قسمت دوم مصاحبه به این شرح است :

** ایرنا: برخی جریانات فکری معتقدند که علوم انسانی ایدئولوژیک است بنابراین هر ایدئولوژی باید علوم انسانی مختص به خود را تولید کند. شما به ایدئولوژیک بودن علوم انسانی باور دارید؟

** آزاد ارمکی: حرف نادرستی است. علوم انسانی ایدئولوژیک نیست البته بخشی از علوم انسانی می تواند ایدئولوژیک باشد یا به بیان بهتر داخل علوم انسانی ایدئولوژی هم هست. اما علوم انسانی منطق و بنیان هایی دارد که ما اسم آن ها را علم می گذاریم. اگر بخواهیم با منطق این افراد قضاوت کنیم که پزشکی، مهندسی و فقه هم ایدئولوژیک است. پزشکی هم نگاه خاصی به انسان می دهد که مثلا همه آدم ها بیمار هستند مگر اینکه خلافش ثابت بشود یا همه آدم ها مریض می شوند.

اینگونه اگر نگاه کنید همه چیز ایدئولوژیک می شود. جامعه شناسی موضوعی را گرفته و روی آن کار می کند اختلاف نظر در همه رشته است این به معنی ایدئولوژیک بودن نیست. چون در جامعه شناسی دو گانه و اختلاف نظر وجود دارد بگوییم جامعه شناسی ایدئولوژیک است این چه حرفی است که برخی ها می زنند.

جامعه شناسی اصل اولیه اش توضیح در مورد جامعه و مختصات جامعه با یک علم روشمند است بله انکار نمی کنم که گذاره ایدئولوژیک هم داخل آن است یا می تواند دست مایه ایدئولوژی هم قرار بگیرد.

کسانی که از علوم انسانی اسلامی حرف می زنند می خواهند علم را ایدئولوژیک کنند. طرفداران جامعه شناسی اسلامی می خواهند علم را ایدئولوژیک کنند.اما توجه نمی کنند که این عقل بشر است که این دانش را تولید کرده است نه یک حزب و جریان سیاست و یا یک سری آدم های ایدئولوژیک، در واقع آدم های عاقل جهان جامعه شناسی را تولید کرده اند نه آدم های مریض جهان. ماکس وبر، امیل دورکیم و.. این ها آدم های عاقل بودند که دانش جامعه شناسی را توسعه دادند.

یکی از گرفتاری هایی که ما در ایران دچار آن شده ایم این مسئله است که وقتی در باب علم و دانشمندان حرف می زنیم یک عده سریع سراغ زندگی شخصی این افراد می روند می گویند چون فلانی یهودی است و یا فلان مشکل را دارد پس باطل و اشتباه است در حالی که با این منطق از ابن سینا هم نباید نام ببریم و استفاده کنیم چرا که عده ای می گویند مشروب استفاده می کرد اما این دوستان مشکلی با ابن سینا ندارند اما تا به جامعه شناسی می رسند مسائل شخصی افراد را مطرح می کنند. این دوستان می توانند بگویند فارابی، خواجه نصیر، آقای مجلسی و.. چی کاره هستند؟ مگر غیر از این است که خیلی از دانشمندان و بزرگان ما در خدمت دربار بوده اند؟

** ایرنا: به نظر شما پروژه علوم انسانی اسلامی با چه اهدافی طرح شد؟

** آزاد ارمکی: این پروژه شکست خورده است. هر حوزه فرهنگی این امکان، نیاز و اختیار را دارد که در مورد هرچیزی به داوری بنشیند و جمهوری اسلامی هم یک حوزه فرهنگی است اشکالی ندارد در موارد مختلف حرف بزند و نظر بدهد اما این نظرها را نباید آلترناتیو علم تلقی کند. همچنان که مارکسیت ها، لیبرال ها و.. هم در مورد مباحث مختلف نظرات خود را داده اند و اتفاقا این کار هم لازم است ولی اینکه بخواهند این نظرات را آلترناتیو دانش قرار بدهند چیز عجیبی است. متاسفانه پروژه علوم انسانی اسلامی این مسیر را دنبال می کند.

**ایرنا: آقای دکتر از نظر شما دانشگاه اسلامی به چه معناست؟

** آزاد ارمکی: دانشگاه اسلامی دانشگاهی است که در آن فرهنگ اسلامی رایج باشد یعنی دغدغه آدم های آن دانشگاه مسلمانی باشد، روابط انسانی و خدمت به مردم در آن رایج باشد و.. این ها مختصات دانشگاه اسلامی است دانشگاه اسلامی به این معنا نیست که در آن سراپا پارچه های یازهرا و یا فاطمه آویزان شده باشد و یا قبر شهدای گمنام وجود داشته باشد و از صبح تا شب در آن موعظه بگذاریم این مکانی که این مختصات را دارد مسجد است نه دانشگاه. دانشگاه مسجد نیست، در دانشگاه هیئت راه انداختند مگر اینجا مسجد است؟ مسجد باید کار خود را بکند و دانشگاه هم به فعالیت تخصصی خود بپردازند می خواهیم دانشگاه را مسجد کنیم از آن طرف مساجد خالی شده اند به جای مسجد کردن دانشگاه تلاش کنیم مساجد خالی نشوند.

**ایرنا: سوالی که می خواهم طرح کنم قدری کلی است اما شما در حد وقت مصاحبه پاسخ دهید. اصولا تولید علم به چه نحوی صورت می گیرد؟

**آزاد ارمکی: توسط دانشمندان و نخبگان صورت می گیرد. هر جا دانشمند هست تولید علم هم شکل می گیرد. این امر مستلزم دو ویژگی آزادی آکادمیک و استقلال دانشگاه است اگر دانشگاه این مختصات را داشته باشد ان موقع داخل دانشگاه نخبگان وجود خواهند داشت و این نخبگان می توانند تولید علم بکند. تولید علم با دستور و تضعیف دانشگاه امکان پذیر نیست.

**ایرنا: شما معتقد هستید آزادی آکادمیک و استقلال دانشگاه در ایران وجود ندارد؟

**آزاد ارمکی: هست اما سیستماتیک نیست و پراکنده است و همه ویژگی ها با هم موجود نیست. با این وجود تلاش های آکادمیک مسائلی را حل می کند. بالاخره در این کشور جامعه شناسی مسائلی را حل کرده است. اگر مشکلات را جامعه شناسی حل نمی کرد که تا به امروز صد بار ثبات سیاسی کشور توسط مردم بهم ریخته بود جامعه شناسان با نهادینه کردن اعتراض مدنی نمی گذارند این اتفاق بیفتد وگرنه نیروهای نظامی و امنیتی نمی توانند مردم را به سمت اعتراض مدنی سوق بدهند. از طرف دیگر بخشی از طبقات مثل روحانیت اصلا با مردم رابطه ندارد که بخواهد اثر گذار باشد. در واقع جامعه شناسان و روشنفکران ایرانی در حد امکاناتی که داشتند موفق عمل کرده اند.

**ایرنا: به نظر شما در ایران علوم انسانی چه موقعی در جایگاه اصلی خود قرار خواهد گرفت؟

**آزاد ارمکی: زمانی که تجربه شکست دیگر معارف را به خوبی حس کنیم. جامعه ایرانی هنوز از پل سازی و ساختمان سازی سیر نشده است باید در این مسیر به اشباع برسیم تا جامعه به سمت علوم انسانی برگردد. به عبارت دیگر آدم ها وقتی آنقدر می خورند که معده هایشان درد می گیرد پزشکی معنا پیدا می کند. در علوم انسانی هم این تجربه باید اتفاق بیفتد.
گفت وگو از : جعفر برزگر
**9487**1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال