علیرضا علوی تبار در مجمع سالیانه انجمن اسلامی دانشجویان

دانشجویان بخش های آموزشی احزاب را برعهده گیرند

تهران-ایرنا- فعال سیاسی اصلاح طلب می گوید: دانشجویان بهترین بسترساز و منتقل کننده آموزش هستند و همین ها باید بخش های آموزشی احزاب را برعهده بگیرند.

به گزارش عصر یکشنبه خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا، علیرضا علوی تبار فعال و نظریه‌پرداز اصلاح‌طلب در هفتاد وششمین مجمع سالیانه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران گفت: دانشگاه نقشی اساسی دارد برای اینکه جنبش اصلاحات به مسیر خود بازگردد. اصلاحات هم بهبودخواه حکومتی است و هم جنبش اجتماعی و ما باید نماینده جنبش اجتماعی و به دنبال حرکت نسبتاً سازمان یافته جمعی باشیم.

وی در ادامه با بیان اینکه اصلاح طلبان چهار ادعای در زمینه های تبیینی، اخلاقی، روشی و مدیریتی داشتند که امروز به آنها شک شده و در ابهام قرار گرفته اند، افزود: جنبش اصلاحات یک اقدام نسبتاً سازمان یافته برای حل مشکلات است اما امروز خود این جنبش دچار چالش‌هایی است که اگر نتواند بر آن غلبه کند اثربخشی خود را از دست خواهد داد.

وی ادامه داد: جنبش اصلاحات چند ادعای مهم دارد و علت اقبال عمومی به آن همین ادعاها بود. امروز هم اگر شبهه و دل زدگی ایجاد شده به دلیل آن است که به این ادعاها شک شده است و در این صورت باید دست به اصلاح اصلاحات زد. من پیشینه حرکت اصلاحی را از سال 76 در نظر می گیرم و انتخابات دوم خرداد محصول جنبش اصلاحی بود نه علت آن.

علوی تبار در ادامه ادعاهای اصلاح طلبان را برشمرد: ادعای اول تبیینی بود یعنی اصلاح طلبان بهتر می توانند ریشه یابی کنند و بگویند چرا و چگونه به این نقطه رسیده ایم. ادعای دیگر اخلاقی بود که می گفتند مجموعاً اخلاقی‌تر و سالم تر از جناح رقیب هستند. ادعای سوم روشی بود که اصلاح طلبان معتقد بودند به نحو کارآمدتر و کم هزینه تر، می توان از چهار طریق انتخابات، طرح مطالبه، اعتصاب و حضور خیابانی مسالمت آمیز، مشکلات و زمینه مشکلات را حل کرد. ادعای چهارم، مدیریتی بود و اینکه به نحوه بهتر و اثربخش تر می توانند عمل کنند.

وی با بیان اینکه اکنون هر چهار ادعا دچار ابهام شده، اظهار کرد: اکنون شبهه‌های تبیینی وجود دارد. ما در انقلاب به یک الیگارشی رسیده ایم و اصلاحات نتوانست این را تبیین کند. زمانی اصلاح طلبان گفتند مشکل اصلی ما فقدان روندهای دموکراتیک است و این مورد قبول مردم هم واقع شد و دولت اصلاحات با شعار توسعه همه جانبه با اولویت توسعه سیاسی روی کار آمد. اما اکنون این اندک سالاری چه توجیهی دارد؟ چرا تداوم پیدا کرد؟ ما مشکل تبیینی داشتیم که به این مسائل دقت نکردیم.

وی افزود: شبهه اخلاقی هم ایجاد شده است؛ برخی اصلاح طلبان شروع کردند از رانت ها استفاده کردن برای کسب قدرت و منزلت. بسیاری از افراد آلوده شدند و اکنون بخشی از مردم ادعای اخلاقی این جریان را نمی پذیرد.

وی ادامه داد: شبهه سوم، در مورد اصلاح پذیری نظام و این سوال است که آیا نظام اصلاح پذیر است؟ چه موقعی نظام اصلاح پذیر است؟ کی آزمون فیصله بخش اتفاق می افتد؟ در دوره شاه سه جنبش اصلاحی ملی شدن صنعت نفت، جنبش علی امینی که در سال 1339 شروع شد و جنبش تکنوکرات های که تازه از خارج آمده بودند و حزب رستاخیز را درست کردند، به شکست انجامید. در این شرایط جامعه به یک آزمون فیصله بخش رسید که نظام اصلاح پذیر نیست و باید انقلاب شود.

این نظریه پرداز اصلاح طلب بیان کرد: شبهه دیگر اثربخشی روش‌هاست و این سوال مطرح می شود که تا کی می خواهید از صندوق رای و انتخابات استفاده کنید. چرا باید این روش ها را تکرار کنیم؟ شبهه دیگر توانایی در مدیریت است. مدیران اصلاح طلب مجموعه ای از آدم های خسته، نگران، ترسو و دائماً در نوسان هستند. شاید علت سن ما باشد که اکنون محافظه کار شدیم.
وی عنوان کرد: طبیعی است با این شبهه ها این جنبش همراهی ندارد. مشکل اما این جاست که جایگزینی برای اصلاحات نداریم. هر انقلابی با بهترین آرمان ها هم که باشد حداقل پنج سال کشور را متوقف خواهد کرد. انقلاب یک پدیده تراژیک است و نباید اخلاقی به آن نگاه کرد؛ در انقلاب آدم هایی روبروی هم قرار می گیرند که تک تک آنها غیر اخلاقی نیستند. ما باید همین راه را ادامه دهیم و باید گام هایی برداریم.

وی در ادامه برای بازسازی اصلاحات گام هایی را مطرح کرد: گام اول نوسازی گفتمانی حول سه محور جمهوریت، میهن دوستی مبتنی بر شهروندی که هم حقوق دارد و هم مسئولیت و برابری طلبی اجتماعی است. ما دو نوع نابرابری یکی مرتبط با طبقه است مثل شغل، مسکن و ...، و دیگری غیر مرتبط با طبقه جنسیت، قومیت و ....

وی گام دوم را اینگونه عنوان کرد: احیا و سرعت بخشی به نواندیشی دینی. اولین تیشه به ریشه های توتالیتاریسم را در ایران روشنفکری دینی زد. شور این جنبش کاهش پیدا کرده و وضع تهاجمی خود را از دست داده است. احیای آن می تواند ما را به موقعیت گفتمانی برتر برگرداند.
این فعال سیاسی ادامه داد: گام سوم آمادگی برای پاسخگویی به مطالبات دانست. هر کس که به سیاست وارد می ششود باید پاسخگو باشد هم از نظر اخلاقی و هم از نظر مالی. فقر خودخواسته سیاسیون مهم است و باید خود را نگه دارند و تقوای «نه گفتن» داشته باشند.

وی افزود: گام چهارم این است که رقابت سیاسی از رقابت هویتی به رقابت بر سر خط مشی‌ها تبدیل شود. گام پنجم حل مسأله نمایندگی و ترجمه خواسته های سیاسی به صنفی است. باید از انجمن های صنفی دفاع کنیم و اینها باید سخنگو داشته باشند. باید ببینیم ترجمه حرف های سیاسی ما در بین معلمان و کارگران چه می شود؟باید ببینیم ما نماینده چه کسانی در جامعه هستیم؟ ما نماینده کسانی نیستیم که به دنبال تغییر در سبک زندگی هستند هرچند از آزادی سبک زندگی دفاع می کنیم.

علوی تبار در نهایت گام ششم را تقویت احزاب و تشکل های موجود دانست و گفت: هر وقت جنبش دانشجویی خواسته رهبری جنبش ملی را برعهده بگیرد فاجعه به وجود آمده است مانند شروع جنبش های چریکی و ماجرای تسخیر سفارت آمریکا. جنبش دانشجویی باید بخشی از رهبری جنبش ملی باشد.

وی در پایان افزود: نباید از احزاب موجود فرار کنیم. شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید وجود داشته باشد اما از دل آن اقدام پیشرو در نمی آید. این شورا باید مدیریت تنازع ها برعهده بگیرد و نهاد هماهنگ کننده اما افرادی بیرون از ساختارهای بروکراتیک باید در پی نهادهای پیشرو باشند؛ عمده اینها برعهده دانشگاه است.
**9221**1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال