در گفت وگوی مفصل ایرنا با دکتر علی اشرفی زاده :

آموزش مهندسی در ایران فلسفه ندارد

تهران - ایرنا - طبق آمار منتشر شده توسط GII در سال 2016، ایران دومین کشور از لحاظ شمار سالانه دانش‌آموختگان رشته‌های فنی و مهندس است، این درحالی است که رتبه ایران از لحاظ تولید اختراعات و نوآوری در مقام هفتاد و پنجم جهان گزارش شده است.

به گزارش گروه دانشگاه ایرنا ، فعالیت مهندسی در ایران پیشینه ای چندین هزار ساله دارد و این موضوع را فرزین رضائیان براساس پژوهشی مستند و مصور در کتاب «پنج هزار سال مهندسی ایرانی» که توسط انتشارات دانشگاه تهران و با مقدمه پروفسور فضل الله رضا به چاپ رسیده است، نشان داده است.

با این حال در دوران معاصر با وجود گذشت بیش از 50 سال از دوران توسعه صنعتی ایران، جامعه میلیونی مهندسی ایران جز در بخش ساختمان و معدن، دارای نظام مهندسی نیست، انجمن‌های علمی نقشی در تدوین استانداردهای مهندسی و ارزیابی‌های تخصصی ندارند و بهره‌وری پایین انرژی، نبود ضعف در سیستم مدیریت و استحصال آب در سطح کلان، بروز مشکلات زیست محیطی، عدم انطباق صنایع سنگین و نیمه سنگین با فرآیندها و مولفه های انقلاب صنعتی چهارم، مهجوریت معماری بومی در کنار ساخت و سازهای غیرمسئولانه و تغییر سبک زندگی، عدم جایگاه مناسب برای مهندسی ارزش و هزینه‌های هنگفت اتلاف زمان، حتی توسعه بیمارستان به جای ورزشگاه در ایران و پاره¬ای از مسائل دیگر، از برازندگی فرهنگ مهندسی در ایران کاسته اند.

البته نباید جانفشانی ها و زحمات اصحاب علم و فناوری در دهه های گذشته را فراموش کرد که ثمره آن پیشرفت های زیربنایی در صنایع پیشرفته، راهبردی، حرکت در مرزهای های علم، تقویت توانمندی ملی، و تربیت نیروهای زیردست و متخصص است. یکی از مؤلفه های اساسی در شکل دهی فرهنگ و اخلاق مهندسی، مسأله «آموزش» است.

اکنون همزمان با گرامیداشت جایگاه مهندس شاید خالی از لطف نباشد تا به واکاوی «فلسفه آموزش مهندسی» در ایران بپردازیم و تعیین کنیم که چه قدر به «اصل تکنیک و فناوری» نزدیک شده‌ایم؟ تعریف امروزی از «مهندسی» چیست؟ اگر آموزش مهندسی بدون «فلسفه» است، چگونه می‌توان انتظارات «اخلاقی» از آن داشت؟ برهمین اساس با دکتر علی اشرفی زاده، معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی و استاد تمام رشته مهندسی مکانیک این دانشگاه گفت‌وگویی را در زمینه آموزش مهندسی در ایران ترتیب دادیم.

او که سابقه تدریس در دانشگاه واترلو کانادا را نیز دارد، چندی پیش عهده‌دار دبیری پنجمین همایش بین المللی آموزش مهندسی ایران بود که با 'تأکید بر بین‌المللی‌سازی آموزش مهندسی ایران' در تهران برگزار شد. به باور وی نظام آموزش مهندسی ایران از عدم وجود یک سیستم ارزشیابی تخصصی بی بهره مانده است. دکتر اشرفی زاده که روی میز کارش ده‌ها گزارش و مقاله علمی قرار داشت، در ساختمان دانشکده مهندسی مکانیک و صنایع صمیمانه که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

**ایرنا: آقای دکتر، فلسفه آموزش مهندسی در ایران چگونه است و جنابعالی چه ارزیابی از آن دارید؟

**اشرفی زاده : در ایران به سختی می توان در باره فلسفه آموزش مهندسی صحبت و ادعا کرد که چنین چیزی تعریف شده است و رعایت می شود. به نظر می‌رسد ما در یک مرحله تاریخی از آموزش مهندسی یا فلسفه آموزش مهندسی گرفتار شده و درجا زده‌ایم. این مرحله تاریخی عمدتاً به زمانی بر می گردد که جامعه مهندسین آمریکا درصدد هم ترازی حرفه ای خود با پزشکان و وکلا که جزء افراد حرفه مند (professional) جامعه محسوب می شدند، بودند. در نتیجه دانشگاه های فنی-مهندسی که پیش از آن خیلی بر آموزش «مهارت» مهندسین تأکید داشتند، وزن زیادی را بر روی «انتقال دانش مهندسی» و «جنبه های تئوری دانش مهندسی» گذاشتند.

توضیح بیشتر این‌که اگر نظری کوتاه به تاریخ علم بیاندازیم معمولا به کسانی دانشمند اطلاق می شد که در علوم پایه با مبانی نظری قوی مانند فیزیک، شیمی و ریاضی کار می کردند. برهمین اساس آن ها مهندسین را بیشتر به چشم تکنسین‌ها یا افرادی که کار فنی بلد هستند نگاه می‌کردند و آنها را در زمره دانشمندان یا حتی افراد دانشگاهی و به اصطلاح آکادمیک قبول نداشتند. مهندسین و آموزش دهندگان آنها این طرز تلقی را منصفانه و متناسب با منزلت خود نمی‌دانستند. به همین دلیل تحولاتی در برنامه آموزش مهندسی آمریکا رخ داد و دانشگاه های فنی و مهندسی کاملاً «هم تراز» با دانشگاه های علوم پایه شدند. این حرکت بسیار تأثیرگذار سبب شد تا این نوع از دانشگاه ها بودجه تحقیقاتی بگیرند و قراردادهای پژوهشی ببندند و عهده‌دار طراحی و اجرای پروژه های سنگین نظامی شوند. از آنجا که لازمه موفقیت و تداوم این وضعیت در دانشگاه ها داشتن اعضای هیأت علمی با پایه علمی قوی بود، محتوا و حتی روش‌های آموزش در دانشگاه‌های مهندسی تغییر کرد و معیارهای جذب هیات علمی هم تغییر کرد.

از این‌رو آموزش مهندسی در آمریکا شاهد دوره‌ای‌ با تغییرات اساسی بود و این تغییرات اثر خود را بر آموزش مهندسی در بسیاری از کشورهای دیگر هم گذاشت. در آموزش مهندسی کشور ما، مثل بسیاری از کشورهای دیگر، آموزش‌های مهارتی نسبت به آموزش‌های نظری و دانشی کم رنگ‌تر است. بنابراین شاید بتوان گفت که «فلسفه آموزش مهندسی» ما بر مبنای «تقویت دانش مهندسی افراد» بوده است. این چیزی است که در دانشگاه‌های مهندسی ما جا افتاده و دانشگاه‌های خوب ما در آن تا حدود زیادی موفق عمل می کنند.

در خصوص قسمت دوم سؤال شما باید بگویم که تا همین چند سال پیش در برخی از دوره های کارشناسی مهندسی ما 160 تا 170 واحد درسی تدریس می شد و این درحالی بود که دانشجویان ما واقعاً مهارت خاصی را پیدا نمی کردند. الان هم شاید بیشترین انتقاد وارد این است که فارغ التحصیلان مهندسی ما احساس می کنند مهارت های خیلی کمی دارند، در صورتی که دانش شان خوب است. علامت این دانش خوب هم این است که دانشجویان ما در هر دانشگاه خارجی که می روند موفق هستند، چرا که معلومات درسی‌شان خوب است و مبانی نظری لازم را می‌دانند.

** ایرنا : امروزه چه تعریفی می توان از مهندسی ارائه داد و ویژگی های یک مهندس چیست؟

**اشرفی زاده: مهندس باید در جامعه کارکرد معینی داشته باشد. شاید ما در جامعه مان وجه تمایز بین «مهندس»، «تکنسین»، «کارشناس ارشد مهندسی» یا «دکترای مهندسی» را بدرستی نمی دانیم. امّا براساس آن چه «جامعه» از یک مهندس انتظار دارد و تعریف مهندسی، که معادل با Engineering است، داشتن «خلاقیت» و «قدرت پیداکردن مسئله» و «طراحی راه‌حل‌های هوشمندانه است» ویژگی‌های مهمی که مهندسی را از دیگر حرفه‌ها متمایز می‌کند. این خلاقیت است که سبب می شود تا یک مهندس حلال مشکلات یک جامعه باشد. او باید بتواند مشکلات روزمره مردم را ببیند، راه حل هایی که متناسب با نیازهای مردم و جامعه باشد ارائه دهد، و پیش بینی های لازم را برای رفع کلی این مشکلات انجام دهد. البته تعابیر دیگری هم بکار برده اند، مثلا گفته‌اند فرق بین مهندسین با دانشمندان در این است که «دانشمندان» روی چیزهایی کار می کنند که «وجود دارند» و آن ها را مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار می دهند، در حالی که «مهندسین» چیزهایی که «وجود ندارد» را بوجود می آورند و «خلق» می کنند؛ که این جنبه ای بسیار ملموس در مهندسی است.

متأسفانه قبلاً به موضوع «پرورش خلاقیت» در اغلب برنامه های آموزش مهندسی جهان خیلی کم بها داده می شد و هنوز در ایران از اهمیت لازم برخوردار نیست. الان قریب به دو دهه است که دانشگاه های تراز اول دنیا به طور جدی به سمت این موضوع پیش‌ رفته اند و سعی می کنند تا با در نظر گرفتن این قضیه در طراحی برنامه‌های آموزش مهندسی، مهندسین بهتری تربیت کنند.

امروزه طبق آخرین صحبتی که صاحب‌نظران در دنیا مطرح کرده اند، یک دانش آموخته مهندسی باید دارای توانایی‌هایی در زمینه‌های چهارگانه «دانش»، «مهارت»، «بینش»، و «کارآفرینی» باشد. در توضیح این توانایی‌ها یا خصوصیات باید عنوان کنم که در وهله اول یک مهندس امروزی باید «دانش مهندسی» به «اندازه کافی» داشته باشد. «کافی» از این جهت عرض می کنم که باید توجه داشت امروزه مرزهای دانش به حدّی گسترده شده‌اند که کسی نمی تواند ادعا کند من در یک دوره تحصیلی، علم روز مهندسی مکانیک یا ساختمان یا برق را به شما آموزش می دهم و پس از آن شما فارغ از تحصیل شده و می‌توانید کار را شروع کنید! واقعاً این گونه نیست.

به تعبیر برخی از صاحب نظرها، شما می بایست در رشته تخصصی خودت یاد بگیری که یاد بگیری! بنابراین اگر آموزش یک دوره کارشناسی خیلی خوب صورت بگیرد شما مبانی را می‌دانید و یاد می ‌گیرید که چگونه یاد بگیرید. به همین دلیل پیشنهاد شده که به جای «فارغ‌التحصیل» از لفظ «دانش‌آموخته» استفاده شود، چون یادگیری مادام العمر است و فقط به یک دوره تحصیلی خاص مربوط نمی‌شود.

برخورداری از «مهارت های مهندسی» خصوصیت دیگری است که بحث های مفصل جداگانه ای می‌طلبد. یک مهندس در کنار دانش مهندسی می¬بایست مجموعه ای از مهارت های شخصی، مهارت های بین شخصی (ارتباطی)، و مهارت های فنی و حرفه ای را دارا باشد. برای مثال شما باید مهارت‌هایی مثل کار با دیگران، رهبری یک گروه، گزارش نویسی، ارائه شفاهی مطالب به نحو موثر و مهارت‌های دیگری از این قبیل را داشته باشید و مثلا اگر مهندس مکانیک هستید باید تراشکاری، جوشکاری، ورق کاری و برخی چیزهای دیگر را تجربه کرده و درک خوبی از این نوع فعالیت ها داشته باشید.

«بینش» نیز از ویژگی های تشکیل دهنده شخصیت یک مهندس «کارآمد» است. اگر مهندس دارای بینش درستی باشد، آن گاه قدرت تشخیص و تمییز مسائل مهم از غیر مهم را داراست، می تواند قضاوت کند که از چه مواردی درخصوص یک مسأله می توان چشم‌پوشی کرد، و قادر به تعیین زمان مورد نیاز برای حل یک مسئله خواهد بود. داشتن بینش حتی در قضاوت های اخلاقی و کارهایی که یک مهندس انجام می دهد، به کار می آید و می تواند در انجام «درست» و «شرافتمندانه» وظیفه مهندسی او را یاری دهد. برای نمونه، بینش درست کمک می کند تا اگر یک مهندس در موردی اطمینان کافی ندارد و یا ضرایب اطمینان مناسبی را در محاسبات خود به کار نگرفته است با جان و مال مردم بازی نکند و تعهدات و مسئولیت‌های حرفه ای خود را به خاطر داشته باشد.

مسأله آموزش «کارآفرینی» و حتی کارآفرینی نیز از مسائل مورد تأکید دانشگاه های پیش رو و دانشگاه های به اصطلاح نسل سوم در جهان است. امروزه این نیاز کاملا احساس می شود که یک دانشجوی مهندسی باید حداقلی از توانایی‌ها برای کارآفرینی و کمک به شروع یا توسعه و بهبود یک کسب و کار را داشته باشد. او باید با مفاهیم و اصول مهم در ارتباط با کارآفرینی آشنا باشد و مثلاً بداند که برای راه اندازی یک کسب و کار از کجا باید شروع کرد، موانع چه هستند، و راهکارها کدامند.

**ایرنا: آیا شمار قابل توجه دانشجویان و دانش آموختگان مهندسی در ایران، کیفیت آموزش مهندسی را بالا برده است؟

**اشرفی زاده: قطعا خیر. این یک قانون کلی اشت که «کمیّت» و «کیفیّت» همیشه در خلاف جهت یکدیگر حرکت می کنند، مانند «سرعت» و «دقّت» که اگر سرعت را بالا ببرید به طور معمول دقت کار شما کم خواهد شد و بالعکس. اما باید توجه کرد که در ایران بحث «عرضه و تقاضا» چیزی است که بیشتر بر مسائل غلبه داشته است. تقاضا زیاد بوده، عرضه کرده اند. خیلی‌ها متقاضی دریافت مدرک مهندسی بوده‌اند و در پاسخ به آنها مراکز آموزش عالی متعددی ایجاد شده و گسترش یافته‌اند. به نظرم این روش مناسب و مسئولانه ای نبوده و امروزه همه کارشناسان و صاحبنظران از گسترش کمّی و بی رویه مراکز آموزش عالی شکایت دارند. وقتی تعداد مراکز آموزشی زیاد می‌شود نظارت و ارزیابی به درستی صورت نمی‌گیرد و کیفیت آموزش پایین می‌آید. در عین ‌حال جمعیت انبوه دانشجویان بالاخره مدرک می گیرند و می خواهند وارد بازار کارشوند و باید برای اشتغال آنها هم فکر کرد. بنابراین باید در توسعه دانشگاه‌های مهندسی «آینده نگری» داشت و «خواست ها را مدیریت» کرد. تصور می کنم در کنترل خواست های متقاضیان ورود به دانشگاه ها و مدیریت آن کم کاری شده است و ما تابع این بوده ایم که در وهله اول به تقاضا پاسخ دهیم.

الان ملاحظه می کنید که افراد هجوم آورده اند تا وارد رشته پزشکی شوند و بنده نمی دانم که الان باز سیستم ما می خواهد همان کار را بکند و بگوید خوب ما برای شما ایجاد می کنیم و هر چه قدر می خواهید پزشک شوید، یا می گوید ما این مقدار نیاز داریم و بقیه، حداقل مشمول حمایت سیستم نخواهند شد. حالا اگر افراد با هزینه خودشان می خواهند یک کارهایی بکنند، ایرادی ندارد، در آن جا هم نقش دولت و دستگاه های نظارتی این می شود که مراقب باشند استانداردها رعایت شود. به هر حال وقتش رسیده است که یک «نهضت ارزیابی کیفیت» در حوزه آموزش مهندسی راه بیافتد.

**ایرنا: توسعه رشته های مهندسی چه قدر بر توسعه علوم انسانی تأثیر داشته اند؟

**اشرفی زاده : حقیقتاً شاید به طور تصادفی یا آگاهانه، وقتی کاری با نظم و حساب و کتاب و سنجش و دیدن مسائل می خواهد انجام شود، لفظ مهندسی به آن اضافه می شود؛ مثلاً می گویند «مهندسی فرهنگی»؛ در واقع مقصود از لفظ مهندسی اتخاذ یک نوع روش هوشمندانه در برخورد با مسائل، پیدا کردن راه حل برای آن، و ارائه اش به جمعی که متقاضی مسأله بوده‌اند است. در واقع تفکر و روش مهندسی در هر زمینه ای قابل استفاده است و می توان ادعا کرد که مثلاً یک پزشک خوب یک مهندس خوب نیز هست، یعنی پزشکی را از دید مهندسی می فهمد. مهندس، اصطلاحاً مسائل را به صورت «سیستماتیک» نگاه می کند، سعی در ریشه‌یابی مسأله دارد، و دارای قابلیت «تجزیه و تحلیل» و «ترکیب و طراحی» است.

بنابراین یک پزشک خوب، یا وکیل، یا جامعه شناس، و یا فیلسوف خوب هم حتما این ویژگی‌ها را دارد و ما در آموزش مهندسی می توانیم از این موضوع بهره ببریم. از این دید اگر مهندسین خوب تربیت شوند، یک نیروی کاری بسیار خوبی برای حل همه مسائل جامعه بوجود خواهد آمد. البته موضوع ارتباط بین مهندسی و رشته های علوم انسانی بحث گسترده و بسیار با اهمیتی است که مناسب است در بحثی مستقل به آن پرداخته شود؛ معلومات بنده در این زمینه ناچیز است.

**ایرنا: آموزش مهندسی در ایران چگونه می تواند «تئوری» را به «عمل» متصل سازد؟

** اشرفی زاده : علاوه بر جنبه های جدید آموزش مهندسی در دنیا که به آن ها اشاره داشتم، باید عنوان کنم که در علوم آموزشی، مقوله های «یاددهی» و «یادگیری» از مباحث مهمی هستند که مورد بررسی قرار می گیرند و در این امور نیز دانشکده های مهندسی ما زیاد کار نکرده اند. یعنی ما مثل یک جایی هستیم که یک چیزی را مانند غذا در رستوران فراهم می کنیم و حالا این که آن طرف چه قدر خورده و استفاده کرده و غیره، مسأله خود طرف است و ما زیاد وارد آن مقولات نمی شویم.

در این زمینه که ما در آموزش مهندسی چه قدر تئوری را به عمل متصل ساخته‌ایم و اصولاً به چه نحو باید عمل کنیم، انجمن آموزش مهندسی ایران فعالیت هایی داشته است. این انجمن ، که در حدود یک دهه عمر دارد، یکی از اهداف اصلی اش این است که دستاوردها و یافته‌های جدید در آموزش مهندسی را آرام آرام وارد دانشگاه ها و مجاری تصمیم گیری در کشور کند. توجه کنید که ماشین آموزش مهندسی ایران در حال حرکت است و «اینرسی» دارد؛ به اصطلاح با یک جرمی در حال حرکت است و شما می دانید اگر بخواهیم مسیر یک ماشین در حال حرکت را تغییر دهیم، نیاز به نیرویی قابل توجه داریم. سیستم کنونی سال هاست که در حال کارکردن است، اعضای هیأت علمی، دانشجویان، و کارکنان دانشگاه ها به این سیستم آموزشی عادت کرده اند و با آن آموزش دیده اند. تغییر دادن چنین سیستمی به راحتی امکان پذیر نیست.

حتی در دانشگاه های مهندسی تراز اول دنیا حدود بیست سال است که دارند بر روی تغییر رویکردها و فرآیندها کار می کنند و تازه عنوان کرده اند که دارند ثمرات برخی از اقدامات خود را می بینند. این در حالی است که آن ها نسبت به ما معمولا منظم تر و مهندسی شده‌تر کار می کنند و بنابراین اگر ما بخواهیم در این زمینه کار را شروع بکنیم، باید خیلی با احتیاط، مدیریت شده و به تدریج وارد عمل شویم تا موفق باشیم.

اما معروف است که می گویند در کار خیر حاجت به استخاره نیست! اگر ما از امروز تکه تکه شروع بکنیم و این کارها را انجام دهیم، شاید بیست سال دیگر بتوانیم فرآیندهای خوب و جا افتاده‌ای در نظام آموزش مهندسی‌مان داشته باشیم. البته تا آن روز حتما تغییرات اساسی دیگری هم در صحنه آموزش مهندسی ایجاد شده و لازم است که با چشمان باز این تغییرات را رصد کنیم و متناسب با نیازها و شرایط کشورمان مورد استفاده قراردهیم.

**ایرنا: ما چه قدر به فهم اصل تکنیک و فناوری نزدیک شده ایم؟

** اشرفی زاده: شاید یک تفاوتی که جوامع صنعتی با ما دارند در این باشد که از سال ها پیش به این باور رسیده اند که نه فقط در زمینه مهندسی بلکه در هر زمینه ای از پزشکی و روانشناسی گرفته تا جامعه شناسی و اقتصاد، جهت انجام امور به متخصص احتیاج دارند. همین طور هیئتی نمی شود کار را انجام داد، به همین دلیل است که در واقع در جوامع صنعتی و پیشرفته مهندسین جایگاه بسیار روشنی دارند و مردم می دانند که برای حل مسائل خاصی از زندگی شان به مهندس نیازمندند. این یک مسأله «فرهنگی» است و فقط محدود به مهندسی هم نمی‌شود. من در بسیاری از جاها مشاهده کرده‌ام که تجهیزات بسیار گران‌قیمتی خریداری شده ولی بودجه‌ای برای استخدام یک نفر متخصص جهت نگهداری و مراقبت از آن وسایل پیش بینی نشده است. این واقعاً یک مسئله فرهنگی و رویکردی است. درک اینکه کار را باید به کاردان سپرد و همچنین آموزش متخصصان به نحوی که مسئولیت پذیر و پاسخگو باشند یک محیط و فضای خاصی را می طلبد. کشورهای پیشرفته در این زمینه توفیق‌هایی داشته‌اند که کشورهای کمتر توسعه یافته به هر دلیل از آنها بی بهره‌‌اند.

من فکر می کنم که ما هنوز نتوانسته ایم این مفاهیم و محیط و فضای فوق الذکر را در جامعه مان جا بیاندازیم و از این رو نتوانسته ایم به قول شما به اصل تکنیک و فناوری برسیم. بنده به یاد دارم در یک دوره ای که در کانادا تحصیل می کردم، پس از یک بارش سنگین برف رفتم و پارویی با طراحی جدید به قیمت نسبتا گرانی خریدم. بعد از یک هفته وقتی آمدم در جایی که یخ بسته بود از آن استفاده کنم، لولای دسته و سر پارو شکست. این را به جایی که خریده بودم برگرداندم و گفتم که ببینید این پارو دارای اشکالاتی در طراحی هست که شکسته شده
است.

فروشنده از من خیلی تشکر کرد و یک پاروی نو به بنده داد و گفت: 'ما عین این مطلب را به شرکت سازنده منتقل می کنیم تا پاسخگو باشند.'.
حدود یک ماه بعد، آن شرکت سازنده یک پارو به آدرس بنده فرستاد و توضیح داده بود که ما متشکریم که چنین اشکالی را به ما یاد آور شدید، ما فهمیدیم در یک جا از پیچ با ضخامت مناسب که توانایی لازم برای تحمل تنش های وارده را داشته باشد استفاده نکرده بودیم و با اضافه کردن یک پیچ دیگر این مشکل را رفع کردیم. این پارو طوری شد که من سال ها از آن استفاده می‌کردم و آنرا در شرایط بسیار نامساعدی به کار می‌گرفتم، اما پاروی جدید تحت هیچ شرایطی دیگر قابل شکستن نبود! در یک جامعه صنعتی، «مصرف کننده» و «تولیدکننده» باید با «حقوق»، «وظایف» و «مسئولیت‌های» خود آشنا باشند. در فضای فرهنگی نادرست یا کشوری کمتر توسعه یافته، اگر پارو شکست، می‌روند آنرا با یک گونی یا پارچه باند پیچی می‌کنند و سال‌ها با رنج و مرارت از آن استفاده می‌نمایند. این یعنی اینکه به اصل تکنیک و فناوری به قول شما نزدیک نشده اند. اگر منصفانه به بخش های خدماتی و صنایع خود مثل صنعت خودروسازی و غیره نگاه کنیم باید اذعان کرد که جای کار زیادی باقی مانده است.

مهندسین می توانند در این زمینه خیلی کمک کنند. مهندسی در واقع یک نوع رویکرد به حل مسأله است. ما در مهندسی اگر موفق باشیم، افراد را طوری آموزش می دهیم که «روش درست حل کردن مسأله» را یاد بگیرند. حتی پیش از آن، «روش درست پیدا کردن مسأله» را فرا بگیرند، چراکه شما در ابتدا می بایست به درستی مسأله را پیدا و تعریف کنید. در بسیاری از جوامع، مهندسین مسائلی را پیدا می کنند که قبلاً اصولا دیده نمی شده اند. مهندسین مسئله را در جامعه پیدا می کنند و نشان می دهند که چه راه‌های مناسبی برای حل مسئله وجود دارد.

برای تقویت چنین رویکردی سیستم آموزشی جدیدی را در برخی دانشگاه‌های معتبر دنیا پیشنهاد کرده اند که به CDIO (Conceiving, Designing, Implementing, and Operating) معروف است. ایده کلی چنین سیستم آموزشی‌ای این است که آموزش مهندسی را بایستی در چارچوب کار مهندسی انجام داد. اگر بخواهیم استدلال های این روش را به طور عامیانه تر عنوان بکنیم این است که می گویند بهترین روش برای یاد دادن نانوایی این است که فرآیند تولید نان در محیط واقعی یا شبیه سازی شده آموزش داده شود. به عبارت دیگر به جای اینکه فقط دانشجو را در کلاسی بنشانید و راجع به خمیر و تنور و فرآیند پخت برایش صحبت کنید بهتر است که او را در معرض مسائل واقعی پخت نان هم قرار دهید. بر اساس این دیدگاه هر آموزشی می بایست در فضا و محیط مناسب خودش انجام شود یا به اصطلاح Context-based Education باشد. این نگرش در آموزش پزشکان و وکلا از سال‌ها پیش مورد توجه و استفاده قرار گرفته ولی در آموزش مهندسین به کار گرفته نشده است.

امروزه برخی دانشگاه ها برنامه آموزش مهندسی را به کلی تغییر داده و به دانشجویان ورودی در دوره های مهندسی یک دسته مسأله می دهند یا از آنها می خواهند که ظرف یکی دو ترم اول تحصیلی مسائلی را انتخاب و تعریف کنند و بقیه آموزش‌ها در دوران تحصیل خود را در چارچوب حل آن مسایل کسب می‌کنند. اینها نمونه هایی از تلاش‌هایی است که برای فهم و به کارگیری اصل تکنیک و فناوری انجام شده یا می‌شود و ما هنوز در این زمینه شاهد حرکتی جدی در کشور نیستیم.

گفت وگو از: علیرضا شیرازی نژاد
**1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال