به بهانه اتمام پانزدهمین دوره جشنواره پژوهش فرهنگی سال97

پژوهش علوم انسانی حیاتی اما نحیف

تهران-ایرنا- پژوهش در علوم انسانی به رغم نقش و جایگاه حیاتی اش در نظام فرهنگی و اجتماعی، حیطه ای است که به وقت بحران های سیاسی و اقتصادی در اولویت حذف قرار می گیرد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری، اختتامیه پانزدهمین جشنواره پژوهش فرهنگی سال، در حالی با حضور سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از پژوهشگران مختلف در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و معماری برگزار شد که آثاری از حوزه های مختلف فرهنگ برگزیده و شایسته تقدیر شناخته شدند.
کتاب پژوهشی «در خانه برادر: پناهندگان افغانستانی در ایران» اثری پژوهشی نوشته «آرش نصر اصفهانی» است که شایسته تقدیر در این دوره از جشنواره شد. بر این اساس پژوهشگر ایرنا به سراغ این پژوهشگر رفته و آنچه در ادامه می آید صحبت های این جامعه شناس و محقق است.

**پژوهشی برگرفته از یک رساله
نصر اصفهانی در ابتدای گفت وگو و در توضیح پژوهش خود بیان داشت: کتاب من برگرفته از رساله ی دکتری ام در مورد وضعیت پناهندگان افغانستانی در ایران است. این پژوهش نوعی نشان دادن سیر تاریخی و تحولی وضعیت این پناهندگان در 4 دهه گذشته بوده و بخشی هم به تجربه زیسته زندگی آنان در ایران پرداخته است.
«در بخش نخست مطالعه تاریخی و اسنادی بود و براساس اسنادی که از ادارات دولتی در آرشیو ملی مرکز اسناد وجود داشت، انجام شد؛ مثلا شرح مذاکرات مجلس بود و گزارش هایی که در سازمان برنامه وجود داشت. یعنی مجموعه اسنادی برای این بخش استفاده کردم مطالبی بود که در این 4 دهه به اشکال مختلف در مورد اتباع افغانستانی در ایران وجود داشت و دسترس عموم بود. ولی در مورد بخش دوم که مبتنی بر تجربه زیسته و زندگی این افغانستانی ها بود، از مصاحبه با گروهی از این افراد که در تهران و اطراف آن سکونت و حضور داشتند، بهره گرفته شد».
این پژوهشگر در توضیح نحوه ی دسترسی به این افراد و صحبت با آنان بیان داشت: بچه های زیادی بودند که دانشجویان افغانستانی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بودند و من به دلیل تحصیل در این دانشکده به آنان دسترسی داشتم و اینها در پیدا کردن نمونه ها خیلی کمک می کردند. ضمن این که هر جایی که می رفتم و مصاحبه می کردم از همانجا سراغ نفر بعدی را می گرفتم (در اصطلاح علمی به این شیوه، نمونه گیری گلوله برفی می گویند) از طرف دیگر هم گاهی با مراجعه به مکان های حاشیه تهران، باقر شهر و شاه عبدالعظیم و ... تلاش می شد تا با کسانی که در فضاهای عمومی حضور بیشتری دارند مواجه و صحبت شود.

**هَزاره ها محور پژوهش
نصر اصفهانی در باب زمان صرف شده برای این پژوهش تصریح کرد: این پژوهش 4 سال به طول انجامید چرا که بارها نوشته شد و بازنویسی شد تا به خروجی آخر آن رسید و کتاب که خروجی نهایی است تا حدودی با پایان نامه تفاوت دارد. تقریبا از آغاز، پژوهش میدانی کار در جریان بود. چون با چیزی حدود 115 نفر مصاحبه گرفته شده بود که بسیاری از آنها مصاحبه عمیق بود، کار آن زمان می برد و مستلزم هماهنگی بود. همین مصاحبه ها نزدیک دو سال و نیم طول کشید؛ مثلا موضوعی بود که در این روند متوجه می شدیم که بدان پرداخته نشده و بهتر می دیدیم که سراغش برویم و در مصاحبه های بعدی آن را مطرح شود و همین کار را زمان بر می کرد.
این پژوهشگر در پاسخ به این سوال که آیا افغانستانی هایی که مخاطب این پژوهش بوده اند به راحتی همکاری می کرده اند، گفت: چون این گروه، گروه فرودستی هستند که دچار محرومیتند، عملا از هر موقعیتی که پیش بیاید تا بتوانند صحبت کنند، استقبال می کنند. در نتیجه ما اکثرا مشکلی در صحبت با این افراد نداشتیم. به جز موارد محدودی از کارگران فصلی که نگران این بودند که صحبت کردن با ما پیامدهای امنیتی چه در ایران و چه در افغانستان برایشان داشته باشد.
«البته تمرکز ما بیشتتر روی هَزاره ها بود که آن ها هم به دلیل این که زبانشان فارسی و مدت زمان زیادی است که در ایران زندگی می کنند، مساله ای با ما نداشتند و از این صحبت استقبال می کردند».
نصراصفهانی توضیح داد: هَزاره ها یکی از چند گروه افغانستتانی هستند که ما عمدتا با آنها صحبت کردیم. و دلیل ما این بود که این گروه سیمای ظاهریشان متمایز است و فونتیپ آسیایی دارند و در ایران از روی چهره شناخته می شوند. در صورتی که تاجیک ها و پشتوها هم که دو قوم بزرگ افغانستانی هستند که تعدادشان هم در ایران زیاد است به دلیل این که به لحاظ چهره شبیه ایرانی ها هستند، به لحاظ ظاهری تشخیص داده نمی شوند. در نتیجه بخش زیادی از تبعیض ها و بدرفتاری هایی که علیه افغانستانی ها انجام می شود، مستقیما متوجه هَزاره ها است که به لحاظ چهره قابل تمایز هستند.


**کارگران بی جیره و مواجب
این جامعه شناس در تبیین یافته ها و دستاورد پژوهش گفت: من آنجا نشان دادم که چطور افغانستانی ها در ابتدای انقلاب و در قالب یک ایده حمایت از مستضعفین، وارد ایران می شوند و توجیه حضور آنها براساس چنین ایده ی انقلابی ای شکل می گیرد؛ اما به تدریج به کارگرانی بدل می شوند که منافع اقتصادی شان در ایران اهمیت دارد و توجیه حضورشان منافعی است که برای اقتصاد ایران دارند.
وی افزود: در طی این فرآیند به تدریج از حقوق و خدمات عمومی که به اینها ارائه می شده کم شده و در واقع مسوولیت زندگی به عهده خودشان گذاشته شده است. اگر در زمان انقلاب با این افراد مانند سایرین برخورد می شده و حتی در زمان جنگ کوپن می گرفته اند، امروز تحصیل، بهداشت و همه خدمات دریافتی شان منوط به پرداخت هزینه است.
«یعنی از هیچ شکلی از بیمه برخوردار نیستند، بازنشستگی و حقوق مالکیت را از اول هم نداشته اند و یک بخشی از محرومیت ها از همان ابتدا به دلیل این که آنها تبعه ی خارج از ایران بوده اند، وجود داشته است. اما آن بخشی از خدماتی هم که در ابتدا به اینها ارائه می شده، به مرور و در طی این سال ها حذف شده است».
نصراصفهانی تصریح کرد: این هم البته انگیزه ای داشته است و آن این بوده که اینها را به افغانستان بازگردانند تا مقداری هم از هزینه های عمومی کم شود؛ در حالی که از منافع حضورشان استفاده حداکثری می شود؛ یعنی این که شما بیمه پرداخت نمی کنید و حقوق بازنشستگی به کارگر افغانستانی نمی دهید، عملا یعنی پرداخت دستمزد کمتر و چیزی مطلوب تر از بهره گیری از کارگر ارزان قیمت نیست.
«اما در گفت و گویی که با خود این آدم ها در مورد تجربه زندگی شان داشتم دریافتم که مهمترین مساله تبعیض است؛ تبعیضی که ورای این تبعیض ساختاری که در خدمات، امکانات و حقوق فردی وجود دارد. مساله ای که خیلی آنان را آزار می دهد، تبعیض و خشونتی است که از سوی مردم متوجه آنان است. و بیشتر هم نسبت به مناطق فقیرنشین شهری وجود دارد و پررنگ است.
جایی که بیشترین برخورد میان افغانستانی ها و مردم محلی وجود دارد و دلیل اصلی هم، رقابت اقتصادی بر سر منابع محدود و شغل است؛ که باعث می شود نوعی از خصومت از طرف کارگران و مهاجران ایرانی نسبت به مهاجران و کارگران افغانستانی به وجود بیاید و خود را به شکل خشونت در رفتارهای عمومی نشان بدهد».

**پژوهش علوم انسانی موثر اما نحیف
این پژوهشگر در ارتباط با نحوه حضورش در این دوره از جشنواره گفت : کتاب من را پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات که کارش پژوهش های فرهنگی در حوزه ارشاد یا سایر حوزه ها است، منتشر کرده بود و خودشان کارم را در این جشنواره شرکت دادند.
وی در پاسخ به این سوال که کیفیت آثار این دوره و کار خودش را چطور ارزیابی کرده است ادامه داد: واقعیت این است که داوران باید جواب دهند چون من دقیقا نمی دانم با چه کسانی رقابت کردم و داوران چون همه کارها را خوانده اند و ارزیابی کرده اند، بهتر می توانند پاسخگو باشند.
«جواب دادن به این سوال که کار خودم را چطور ارزیابی می کنم، سخت است، ولی چیزی که می دانم این است که این پژوهش نزدیک به چهار سال طول کشید و من تلاش کردم کاری را انجام دهم که مبتنی بر تجربه باشد؛ یعنی شما اگرکتاب را نگاه کنید، سعی کرده ام تا هرچیزی مستند و یا مبتنی بر داده ای مستند باشد. به نظرم این نقطه قوت کار است، در کنار نقاط ضعفی که دارد و منتقدان باید در این باره نظر بدهند.
نصراصفهانی در تبیین وضعیت پژوهش در کشور بیان داشت: در همه این سال ها بودجه ای دولتی در پژوهش وارد شده است و در حوزه ی علوم انسانی که من مشخصا در این حوزه کار می کنم، محققان زیادی تربیت شده اند و کار دارد انجام می شود. برخلاف خیلی ها که بدبین هستند و معتقدند که این پژوهش ها دستاورد خاصی نداشته است، من چنین اعتقادی ندارم.
وی افزود: ارزیابی پژوهش در حوزه علوم انسانی باید متناسب با سایر حوزه های کشور باشد و به نظرم این حوزه عقب تر نیست. منتهی همواره این خطر وجود دارد که وقتی شرایط اقتصادی سخت تر می شوند، جایی که ابتدا به لحاظ بودجه پژوهش تهدید می شود، پژوهش های علوم انسانی است.
«به دلیل حساسیت های سیاسی و اقتصادی که وجود دارد، یک چنین خطراتی آن را تهدید می کند اما در مجموع به نظرم نسل جدیدی که دارند تربیت و وارد کار میدانی می شوند، در مجموع نسبت به سایر حوزه ها اگر جلوتر نباشد عقب تر نیست. و به نظرم این خود زنی که بخشی از دوستان نسبت به پژوهش در علوم انسانی دارند بیشتر آن انگیزه ای را تقویت می کند که دنبال محدود کردن پژوهش در این حوزه است و نسبت به آن بدبین».
پژوهشم**9480

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال