ظاهر و باطن استعفای ظریف- سید عمار کلانتری*

تهران- ایرناپلاس- با گذشت قریب به یک هفته از اعلام استعفای شبانه وزیر امور خارجه، به تدریج التهاب و شوک ناشی از این خبر فروکش کرد؛ اما هنوز این پرسش که ظریف چرا استعفا داد و چرا آن را پس گرفت، پاسخ شفاف و روشنی نیافته است.

این در حالی است که در بازه 36 ساعته بعد از اعلام استعفا و قبل از پس گرفتن آن، نگرانی جدی در افکار عمومی و نخبگان سیاسی به وجود آمد و حتی بسیاری از منتقدان تند ظریف تلاش کردند او را به بازگشت به مسئولیت خود ترغیب کنند.

به نظر می رسد استعفای وزیر خارجه دلایل ظاهری و باطنی دارد که هر کدام بخشی از موضوع بوده‎اند. با این حال چهره‌ها و گروه‌های سیاسی و رسانه‌های مختلف نوعا تلاش کردند هرکدام از منظر خود و مطابق منافع خود به دلایل استعفا بپردازند؛ در حالی که باید موارد را در کنار هم دید و سپس با نگاهی جامع تحلیلی درست ارائه نمود تا در نتیجه آن، تصمیمی مطابق منافع ملی گرفته شود.

*اختلاف داخلی در دولت

در این میان اکثر رسانه‌ها و تحلیلگران اصولگرا با توجه به غیبت ظریف در دیدار بشار اسد با رئیس جمهوری، این استعفا را ناشی از اختلافات داخلی درون دولت تفسیر کردند. آنها با اشاره به تصویر محمود واعظی در استقبال از بشار اسد و نیز اشاره به برخی استعفاها و اظهار نظرهای حاکی از اختلاف نظر درون دولت، تلاش کردند این استعفا را هم از جنس همان اختلافات جلوه دهند و البته از آنجا که این استعفا و بازتاب‌های آن، سفر بشار اسد به ایران را به عنوان پیروزی ایران و محور مقاومت کم‌رنگ کرد، از اقدام ظریف در این مقطع زمانی انتقاد کردند.

آنچه در قالب یک متن ناقص به عنوان استعفای ظریف منتشر شد نیز در همین راستا بود و در یک جمله این گروه معتقد بودند به دلیل عدم دعوت رئیس دفتر رئیس جمهور از ظریف برای حضور در دیدار اسد با روحانی، موضوع بر وزیر خارجه گران آمده و او را متمایل به استعفا در گلایه از رئیس جمهور و دفترش کرده است.

*موازی‌کاری در سیاست خارجی

طیف دیگر که اکثرا در میان اصلاح طلبان دسته بندی می‌شوند، عدم حضور ظریف در دیدار بشار اسد با رهبر معظم انقلاب و در عوض حضور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس را نشانه ناهماهنگی برخی فعالیت‌های برون مرزی با وزارت خارجه و دولت تلقی و آن را دلیل استعفای محمدجواد ظریف در مقطع کنونی برشمردند؛ امری که ورود سردار سلیمانی به موضوع و قدردانی از ظریف را به دنبال داشت که غیبت ظریف در دیدار بیت رهبری را ناشی از ناهماهنگی‌های اجرایی می‌دانست. البته بعدا خبر رسید که خود بشار اسد نیز از ظریف برای سفر به دمشق دعوت کرده تا ذهنیت ایجادشده درباره اختلاف درون محور مقاومت از میان برود.

*حرکت از ظاهر به باطن

با این وجود باید پرسید آیا تنها یک دیدار و غیبت ظریف در آن، می‌تواند فردی چون وزیر خارجه را که اقدامات مهمی چون کسب توافق برجام را در کارنامه دارد را به استعفا وادارد؟ برجامی که نتیجه مذاکرات پیچیده با پنج بعلاوه یک و ایجاد اجماع هم در داخل کشور و میان مقامات عالی نظام و هم قدرتهای مختلف شرقی و غربی بود. گرچه برخی ظریف را فردی احساسی توصیف می کنند، اما منحصر کردن استعفای او به حواشی دیدار با بشار اسد پاسخ کاملی به چرایی این استعفا نخواهد بود.

به نظر می‌رسد آنچه در تحلیل‌های طیف‌های مختلف سیاسی و نسبت دادن استعفای ظریف به حواشی سفر بشار اسد اشاره شده، می‌‌تواند بخشی از داستان استعفا و ظاهر آن باشد و چه بسا ظریف که از تجربه و توان بالایی در برقراری ارتباط با رسانه‌ها و افکار عمومی برخوردار است، در این مقطع توانست بخشی از مشکلات خود را با افکار عمومی مطرح کند، اما دلیل اصلی استعفای او را باید دقیق‌تر جستجو کرد.

واقعیت آن است که اگر نگوییم برجام دستاورد اصلی دولت روحانی است، دست‌کم اصلی‌ترین دستاورد ظریف و همکاران اوست؛ توافقی که دستاوردهای جدی برای کشور داشت و این روزها اهمیت آن از لابلای مذاکرات به نتیجه نرسیده یک کره شمالی مسلح به بمب اتم با آمریکا آشکارتر می‌شود. با به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا و لغو یکجانبه برجام از سوی او، این مهم ترین دستاورد وزیر خارجه مورد تهدید جدی قرار گرفت. جمهوری اسلامی با توجه به توفیقات حقوقی به دست آمده و نیز موضع غیرقابل دفاع ترامپ در افکار عمومی جهان و نظام بین الملل و حتی شرکای اروپایی و غربی خود، به درستی بر برجام پافشاری کرد. با این حال واقعیت آن است که نفوذ جدی آمریکا در واقعیت‌های اقتصادی دنیا ضربه جدی به برجام زد و گام دوم دولت برای حفظ تنها بخشی از دستاوردهای برجام، معطوف به فرایند SPV شد. این فرایند گرچه دستاورد زیادی ندارد، اما با این حال، گزینه در دسترس است که در عمل متوقف به حضور ایران در کنوانسیون ضد پولشویی است؛ موضوعی که دست کم در این مقطع بهانه بدعهدی را برای اروپایی‌ها ایجاد کرده است.

*بن بست بلاتکلیفی

در این شرایط تداوم برجام به SPV و این فرایند نیز به قوانین FATF گره خورده و به رغم تصویب مجلس، موافقت شورای سران قوا و حتی شتاب رهبر معظم انقلاب در تعیین جانشین رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت، همچنان این موضوع بلاتکلیف مانده است.

گرچه رهبر انقلاب همواره به درستی تاکید کرده‌اند که کار کشور نباید معطل تصمیم خارجی‌ها شود و راهکارهای داخلی باید پیگیری شود، اما این رهنمود مربوط به کلیت نظام و دولت است و وظیفه تعریف شده برای وزارت خارجه طبعا پیگیری راه‌های مقابله با تحریم از طریق دیپلماسی و مذاکره با خارج است؛ با این وصف شاید بتوان دلیل باطنی استعفای ظریف را به بن بست کشانده شدن رویه او در داخل کشور دانست که باعث شده او دیگر عملکرد خود را موثر و نتیجه بخش نبیند و دست به استعفا بزند.

موج بزرگ ناشی از استعفای ظریف نشان داد نه تنها حامیان دولت، که مردم و منتقدان نیز از تضعیف مسیر دیپلماسی که ظریف را می‌توان از زبده‌ترین مردان کشور در این عرصه دانست، نگران شدند. با این حال در شرایط سخت کنونی مهم آن است که به همگرایی و همفکری در راستای منافع ملی اندیشید؛ در غیر این صورت گرچه وزیر اهل تعامل خارجه اکنون به دفترش در خیابان سی تیر بازگشته، اما نفس حضور او نمی‌تواند مشکل کشور را حل کند.

*سردبیر ایرناپلاس

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال