امنیت در خاورمیانه؛ از تولید تا مصرف

تهران- ایرنا- تعارض اساسی در نگاه بازیگران خاورمیانه به مفهوم امنیت و راه های دستیابی به آن، سال ها است که مهمترین مانع پیش روی ایجاد ترتیبات امنیتی مشترک بین کشورهای منطقه به شمار می آید. در این میان، برخی از کشورها همزمان با دامن زدن به ناامنی، خود مصرف کننده صِرف امنیتند.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، بروز جنگ جهانی اول (1918 -1914 میلادی) به معنای پایان عملی استقلال دولت های بزرگ خاورمیانه بود که با تقسیم ایران به حوزه های نفوذ بریتانیا و روسیه تزاری، انتزاع قلمروی عربی امپراتوری عثمانی و در نهایت توزیع کنترل ممالک عربی منطقه بین لندن و پاریس در جریان معاهده «سایکس- پیکو» همراه شد.
جنگ جهانی دوم (1945- 1939) معادلات این منطقه نفت خیز را دگرگون ساخت و پس از آن بود که بسیاری از تصمیم گیری ها و تحولات روی محور دوقطبی شرقی- غربی تعریف می شد و رقم می خورد. هر چند در برهه هایی چون نخست وزیر دکتر مصدق در ایران (1953-1951) و ریاست جمهوری «جمال عبدالناصر» در مصر (1970-1956) برخی دولت ها خاورمیانه راه عدم تعهد به بلوک های قدرت را در پیش گرفتند اما از طی دهه های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی سال 1357 (1979 میلادی) در ایران، همچنان مفاهیمی چون استقلال، امنیت و روابط خارجی در چارچوب جهان دوقطبی و وابستگی به یکی از ابرقدرت های جهانی تعریف می شد.
سیر تحولات چند دهه گذشته خاورمیانه را می توان متاثر از همین سه رخداد مهم یعنی جنگ های اول و دوم و نیز بروز انقلاب اسلامی در ایران دید. در ادامه نیز فروپاشی سیستم دو قطبی، تلاش آمریکا برای حفظ هژمونی در منطقه از طریق تدوین و اجرای راهبردهای خاورمیانه جدید و خاورمیانه بزرگ، لشکرکشی های عظیم به کشورهایی چون عراق و نیز افغانستان، تلاش قدرت های شرقی و کشورهای اروپایی برای پیگیری منافع و توسعه نفوذ در منطقه و در نهایت بروز انقلاب های عربی مهمترین رخدادهایی بود که به تحولات کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا سمت و سو می داد.
شروع انقلاب های عربی از تونس و مصر و کشیده شدن آن به حاشیه جنوبی خلیج فارس سبب شد تا بسیاری از ناظران، دموکراسی خواهی و تلاش برای عبور از دوران حکومت های تمامیتخواه و استبدادی را وجه غالب تحولات خاورمیانه در دهه جاری تلقی کنند.
سرکوب خیزش مردمی در بحرین، بروز کودتا در مصر، بازگشت نخبگان مستبد به راس قدرت در یمن و در نهایت آغاز جنگ داخلی در سوریه رخدادهایی بود که این وجه غالب را دگرگون ساخت و سبب شد منتهی الیه مسیر معکوس آزادی خواهی، عدالت جویی و مردمسالاری یعنی افراطی گری در خاورمیانه پدیدار شود.
یکی از مهمترین منابع افراطی گری در خاورمیانه شکل گیری گروه های مسلح به ویژه داعش از دل تحولات سوریه بود که در لوای حمایت گروهی از دولت های غربی و عربی، به کانون جذب افراطی های سراسر جهان مبدل شد و نقطه اوج آن ژوییه 2014 اعلان خلافت جهانی داعش در نیمی از خاک سوریه و یک سوم قلمرو کشور عراق بود.
روی کار آمدن خانواده سلمان در عربستان، کنشگری دولت سعودی به عنوان مرکز حمایت مالی، سیاسی، اطلاعاتی و لجستیک از افراطی ها را چند درجه رادیکالتر از قبل کرد و همین مساله به بروز جنگ یمن و گسترش جنگ های نیابتی در خاورمیانه انجامید.
تحت تاثیر این تحولات، مفاهیمی چون امنیت با پیچیدگی های تازه ای مواجه شده است زیرا بخش مهمی از پروسه تامین امنیت از رقابت های تسلیحاتی و اقدامات متقابل اطلاعاتی و امنیتی و تقویت بنیه دفاعی بازیگران خاورمیانه معطوف به مقابله با گروه های تروریستی شده است. سلسله حوادث 2016 در ترکیه و رویدادهای تروریستی که از خردادماه پارسال تا اخیرا در سیستان و بلوچستان به وقوع پیوسته گواهی بر این مدعا است.
با این حال هنوز عناصر کلاسیک در شکل گیری مفهوم امنیت با قوت پا برجا است. همچنان که «محمدجواد ظریف» پنجشنبه هفته گذشته در چهارمین همایش بررسی راهکارهای دستیابی به مرجعیت علمی و پژوهشی در محل سالن آمفی تئاتر سازمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تهران به خریدهای چند ده میلیارد دلاری مشتریان پروپا قرص تسلیحات وارداتی اشاره کرد و گفت: سال گذشته عربستان 67 میلیارد دلار و امارات 22 میلیارد دلار سلاح خریداری کردند.
به گفته وی، ما امنیت خود را تولید می کنیم، مصرف نمی کنیم. 100 میلیارد دلار به منطقه ما سلاح فروختند. کل هزینه نظامی ما به شمول پول حقوق پرسنل، کل بازنشستگی نیروهای مسلح روی هم 16 میلیارد دلار است. کل بودجه نظامی ایران 16 میلیارد دلار زیر چهار هزار تومانی است. چرا اینقدر از ایران نگران هستند؟ چون ما امنیت و پیشرفت خود را از درون می گیریم.
بخش مهمی از اظهارات ظریف به این واقعیت برمی گردد که ایران چه در برابر گروه های تروریستی چون «جیش العدل»، «پژاک»، «الاحوازیه» و ... و چه در برابر گروه هایی نظیر «القاعده» و «داعش» در کشورهای سوریه و عراق مستحکم ترین جبهه را برابر تروریسم افراطی ایجاد کرده و به عبارتی اصلی ترین بازیگر میدان مبارزه با تروریسم در خاورمیانه بوده است.
از سوی دیگر و برخلاف مشتریان جنگ افرازهای آمریکایی و دیگر سلاح سازان غربی و شرقی که خاورمیانه را به انبار مهمات مبدل ساخته و به رقابت های تسلیحاتی دامن می زنند، درونزا بودن امنیت در ایران الگویی دیگرگون از فرایند امنیت سازی را شکل داده است.
به طور کلی نیز می توان این الگوها را به سه دسته تقسیم کرد؛ الگوی ترکیه که حضور در ائتلاف هایی چون ناتو را به موازات تقویت بنیه نظامی و پشتوانه سازی دیپلماتیک و اقتصادی جهت توسعه توان دفاعی دنبال می کند. دوم الگوی سعودی که امنیت را کالایی کاملا وارداتی دانسته و نه تنها امنیت خود را با قدرت های جهانی پیوند می زند که حتی برای کاربری تجهیزات نظامی به مزدوران خارجی متکی است. سوم هم الگوی ایرانی که ایجاد ترتیبات پایدار امنیتی را در پایان مداخله جویی قدرت های فرامنطقه، توقف رقابت های تسلیحاتی، همگرایی بازیگران خاورمیانه برابر تهدیدات رژیم صهیونیستی و در نهایت ایجاد سازوکاری با مشارکت فعال کشورهای منطقه می بیند و توانایی های داخلی را پشتوانه تامین امنیت قرار داده است.
تفاوت این نگاه ها سبب شده برخی بازیگران به مصرف کننده امنیت و معدودی به تولیدکننده این کالای گرانبها مبدل شوند. این در حالی است که واردات امنیت اصلی ترین پاشنه آشیل استقلال عمل یک کشور بوده و حتی ممکن است در بزنگاه های تاریخی تحولاتی چون تغییر رژیم را به بار آورد. موید این ادعا نیز مقایسه تحولاتی است که طی سال های اخیر در ترکیه، مصر، یمن و ... به وقوع پیوست و نشان داد در بسیاری موارد رابطه معکوسی میان پابرجایی نظام های سیاسی و میزان واردات امنیت برقرار می شود.
پژوهش**9279

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال