برجسته های تارنماها؛

بازگشت کوپن به اقتصاد ایران

تهران- ایرنا- « کالابرگ برگشت؛ این بار در نسخه الکترونیک!»، « پایان لاریجانی؛ او دیگر پارلمانتاریست نخواهد بود / راز موافقت آقای رییس با این مصوبه چیست؟» و «FATF را تصویب کنیم و ژنرال های اسرائیلی را تحویل بگیریم!» از جمله مهمترین عناوین گزارش های رصد شده از تارنماهای خبری داخل، در طول 24 ساعت گذشته است.

گروه اطلاع رسانی بنابه رسالت خبری ایرنا، به عنوان خبرگزاری رسمی نظام، دولت و مردم، به منظور ایجاد پل ارتباطی در مسیر گسترش آگاهی سازی، با مروری بر برجسته ترین گزارش های پایگاه های خبری داخلی در طول شبانه روز گذشته، گزیده ای از این گزارش ها را انتخاب و منعکس کرده است.

** کالابرگ برگشت؛ این بار در نسخه الکترونیک!
پایگاه خبری تحلیلی «تابناک» در گزارشی نوشت: با افزایش شدید قیمت کالا‌ها در سال جاری و بحرانی شدن قیمت بسیاری کالا‌ها و از آن فراتر، نایاب شدن برخی اقلام روزمره مانند رب گوجه یا محصولات سلولزی یا گوشت، تأمین این اقلام و توزیع آن‌ها در بازار با نسخه‌های تنظیم بازار در دستور کار مسئولان قرار گرفت، اما نتیجه چیزی نبود که انتظار می‌رفت.

راه‌حل‌هایی مانند توزیع کوپنی کالا‌ها که حتی برای متولدین دهه هفتاد هم آشناست. کوپن‌هایی که سال‌ها مورد استفاده بودند و اواخر نامشان «کالابرگ» شده بود. کالابرگی که یک تفاوت مهم با کالابرگ‌های قبلی دارد؛ کالابرگی که قرار است الکترونیکی باشد.

اتفاقی که فارغ از دایره شمول آن و مسائل حاشیه‌ای دیگر، باید به زودی رقم بخورد، چون در قالب برنامه بودجه سال 98 دیده شده و زمان زیادی به لازم الاجرا شدن آن نمانده است؛ با این ملاحظه که می‌دانیم لایحه بودجه بعد از تصویب در مجلس، به شورای نگهبان خواهد رفت و بعد از تصویب در این نهاد، ابلاغ و اجرا خواهد شد. فرایندی که به نظر می‌رسد، طی خواهد شد، چون تدبیر کمیسیون تلفیق لایحه بودجه برای بازگشت کالابرگ به عرصه وجود، تخصیص 14 میلیارد دلار ارز از منابع حاصل از صدور نفت است و علاوه بر آن، شیوه هزینه این بودجه نیز در مصوبه مشخص شده است:

1- واردات یا خرید و حمایت از تولید داخل و توزیع کالا‌های اساسی، دارو، تجهیزات پزشکی و نهاده‌های کشاورزی و دامی با نرخ ارز ترجیحی،
2- واردات و یا خرید تولیدات داخل و توزیع کالا‌های اساسی، دارو و تجهیزات پزشکی و نهاده‌های کشاورزی و دامی با نرخ ارز نیمایی و اختصاص مابه‌التفاوت آن با نرخ نیمایی برای معیشت مردم و حمایت از تولید،

ساز و کار توزیع کالابرگ الکترونیکی؛ شیوه‌ای که می‌تواند بخشی از اشکالات وارد به نظام کالابرگ در گذشته را رفع نماید، با این ملاحظه که استفاده از بستر الکترونیکی در کشورمان، در کنار مزایای فراوانی که دارد، خود با آسیب‌ها و اشکالاتی مواجه است. آسیب‌هایی که می‌بایست امیدوار باشیم برای مقابله با وقوعشان تدابیری اندیشیده شود.

** پایان لاریجانی؛ او دیگر پارلمانتاریست نخواهد بود / راز موافقت آقای رئیس با این مصوبه چیست؟
پایگاه خبری تحلیلی «نامه نیوز» گزارش داد: مصوبه امروز مجلس مبنی بر ممنوعیت پارلماتاریستی بعد از سه دوره متوالی در واقع بلیت عزمیت لاریجانی از بهارستان به پاستور است.

مصوبه جدید مجلس همه تردیدها در مورد حضور علی لاریجانی در انتخابات 1400 را از میان برد. مجلسیان صبح امروز نمایندگی مجلس بعد از سه دوره متوالی حضور در مجلس را ممنوع کردند و این منع قانونی برای ادامه حضور لاریجانی در بهارستان بهترین فرصت برای عزیمت او به پاستور است. مصوبه مذکور از همین رو تاثیر به سزایی در معادلات سیاسی هر دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا خواهد داشت.

اظهارات نقوی حسینی و قاضی پور در جلسه امروز مصداق همین مدعا است. نادر قاضی‌پور نماینده ارومیه در تذکری شفاهی، گفت: پیشنهادی که درباره ممنوعیت کاندیداتوری 3 دوره متوالی نمایندگان مطرح و تصویب شد، فقط برای حذف فرد خاصی است تا به مجلس راه نیابد و ریاست مجلس به دست او نیفتد.

وی ادامه داد: حذف حزب و افراد شاخص به ضرر نظام است، به احتمال زیاد در شورای نگهبان با این پیشنهاد موافقت نمی‌شود، نباید نخبه‌کُشی کنیم، نظام به مغزها و افراد شاخص که در عرصه سیاست زحمات زیادی کشیده‌اند نیاز دارد؛ نخبه‌کُشی خواست آمریکا و رژیم صهیونیستی است.

پاسخ لاریجانی به این تذکر آن بود که « تصور شما درست نیست، آقای تابش اعلام کرد که قصد دارد چنین پیشنهادی را مطرح کند، بنده نیز مخالف نبودم، پیشنهاد مطرح شده حُسنی نیز دارد و افرادی که مدتی در مجلس حضور داشتند، استراحت می‌کنند».

سیدحسین نقوی حسینی که خود یکی از سه دوره ای های مجلس است و از مجلس هشتم تا کنون در بهارستان بوده، با کنایه به لاریجانی گفت: شما هم ان‌شاءالله دور آخرتان است و دوره بعد استراحت می‌کنید. لاریجانی خطاب به او گفت:‌ شما هم نفس راحتی می‌کشید.

نتیجه این مصوبه اما روشن تر از این حرف ها است. نه آنطور که امثال قاضی پور نگران هستند نخبه کشی می شود و نه آنطور که لاریجانی می گوید کسی استراحت می کند. خود آقای رئیس اول از همه به قوه ای دیگر کوچ خواهد کرد. هرچه باشد گمانه حضور او در انتخابات 1400 از مدت ها قبل مطرح شده و این طور که معلوم است شانس پیروزی اش نیز کم نیست.

** FATF را تصویب کنیم و ژنرال های اسرائیلی را تحویل بگیریم!
وبسایت خبری «عصر ایران» در این گزارش نوشت: یکی از نقدهایی که مخالفان الحاق ایران به FATF مطرح می کنند این است: طبق مفاد FATF اگر آمریکا یا اسرائیل خواهان استرداد هر کدام از شهروندان ایرانی شوند، ایران باید فرد مذکور را دست بسته تحویل دهد! سپس از افرادی مثل سردار قاسم سلیمانی نام می برند و می پرسند: اگر فردای روزی که به FATF ملحق شدیم آمریکا قاسم سلیمانی را از ما خواست، موظفیم این کار را بکنیم! در این باره دو نکته حائز اهمیت است:

1 - اصل موضوع دروغ است. استرداد در مقررات بین المللی، پلیس و قواعد خاص خود را دارد و این گونه نیست که هر کشوری هر کسی را بخواهد بقیه موظف باشند او را تحویل دهند. مگر اکنون که قریب به اتفاق کشورهای جهان در FATF هستند، هر روز شهروندان یکدیگر را از جلب می کنند؟ اساساً FATF مکانیزمی برای مبادلات بانکی است نه استرداد مجرمین. کسانی که چنین تصوری دارند، فکر می کنند نظام بین الملل نیز مانند برخی امور داخلی ایران است که موازی کاری کنند و از یک سو با اینترپل و معاهدات دو جانبه در صدد استرداد مجرمین باشند و از دیگر سو، سیستم موازی دیگری به نام FATF برای همین منظور تأسیس کنند!

2 - به فرض این که این دروغ، راست باشد و کشورهای عضو FATF بتوانند به یکدیگر اسم بدهند و شهروندان همدیگر را جلب کنند. خب! اگر واقعاً چنین چیزی وجود دارد چرا ما عضو FATF نشویم و استرداد فرماندهان ارتش جنایتکار اسرائیل و بانیان آمریکایی تحریم ها علیه ایران را نخواهیم؟ چرا خودمان را از این امتیاز محروم کنیم؟

بقیه دلایل اکثر مخالفان FATF نیز در همین حد است ولی متأسفانه موضوعی به این مهمی را جناحی کرده اند و سرنوشت ملتی را در هاله ای از ابهام فرو برده اند چون در صورت عدم تصویب FATF همین چند بانک خارجی هم که برغم تحریم ها با ایران کار می کنند، روابط شان را با کشورمان قطع خواهند کرد.

** انگیزه‌های سیاسی صدا و سیما
فرارو در گفتگو با محمدصادق جوادی حصار فعال سیاسی نوشت: همواره عملکرد صدا و سیما در بزنگاه‌های سیاسی و اقتصادی مورد انتقاد کنشگران قرار داشته است و منتقدان تاکید دارند که مسئولان صدا و سیما با در اختیار قرار دادن تریبون این رسانه ملی نقش به سزایی در تخریب دولت و تشدید جو روانی در سطح جامعه داشته است.

نمونه اخیر آن هم در مسائلی مانند لوایح چهارگانه، شرایط اقتصادی، استعفای محمد جواد ظریف و... به وضوح قابل مشاهده بود. به طوری که مثلا در مسئله استعفای وزیر حتی مجری‌های برنامه‌های مختلف با زیر سوال بردن عملکرد شش ساله محمد جواد ظریف به نوعی اظهار نظر می‌کردند که اینگونه القا کنند که وی طی این مدت نه تنها عملکر مناسبی نداشته حتی در بعضی موارد بر خلاف منافع و مصالح کشور عمل کرده است و باید به جای استعفا، پاسخگو باشد.

از سوی دیگر عملکر صدا و سیما در خصوص مشکلات اقتصادی هم در نوع خود جالب توجه است. در شرایطی که بدون شک بخش قابل توجهی از مردم با مشکلات عدیده در خصوص معیشت خود مواجه هستند، طی این مدت نه تنها نتوانستند از بار روانی جامعه بکاهند بلکه به عقیده بسیاری از کارشناسان به طرق مختلف به ناامیدی، خشم در سطح جامعه افزوده اند. اما چرا؟

در همین خصوص محمدصادق جوادی حصار تحلیلگر مسائل سیاسی عنوان کرد: «به نظر من این قبیل رویکرد‌های صدا و سیما اصلا عجیب نیست و اگر نگاهی به دوره‌های قبل بیاندازید می‌بینید در هر دوره‌ای که دولت باب میل یک جریان خاص نبود، همین رویکرد‌ها در دستور کار صدا و سیما قرار می‌گرفت. نمونه آن هم دولت آقای خاتمی بود. ولی در شرایط کنونی و اتفاقاتی که به عنوان مثال بعد از استعفای آقای ظریف رخ داد، به حدی سریع و تاثیرگذار بود که به نظر من با خود حساب کرده بودند اگر عکس‌العمل فوری از جانب مخالفان آقای ظریف و برجام صورت نمی‌گرفت، استعفای ایشان تبدیل به یک پیروزی برای آقای ظریف و دولت خواهد شد؛ لذا سعی کردند تا حد امکان مانع از این اتفاق شوند.»

وی ادامه داد: «بنابراین تلاش کردند اینگونه القا کنند که استعفای آقای ظریف یک نمایش بوده و به همین دلیل حتی خواستند با لوده بازی از اهمیت ماجرا بکاهند و بر روی دلایل اصلی آن سرپوش بگذارند. اما همانطور که عرض کردم این قبیل اقدامات صدا و سیما اصلا تازگی ندارد و در ادوار مختلف همین رویکرد را داشته است و به نظر من در هر دوره هم کاملا به صورت ماموریتی عمل کرده تا به نفع یک جریان خاص دولت را تخریب کند و زیر سوال ببرد. آنقدر این مسئله تکرار شده که الان این مسئله برای مسئولان صدا و سیما تبدیل به نوعی رسالت و انگیزه شده است.»

جوادی حصار در پایان تاکید کرد: «اما الان مشکل ما با رسانه ملی این است که انتقاد‌های آن‌ها از دولت غرق در یکجانه گری و افراط است و باقی نهاد‌ها یا از انتقاد ایمن مانده اند یا در خصوص آن‌ها کاملا تفریط می‌شود. مشکل این است که الان صدا و سیما هر آنچه دولت انجام می‌دهد را سیاه می‌بیند و عملکرد باقی نهاد‌ها برایش سفید است. به نظر من الان صدا و سیما باید اولین اقدامی که انجام دهد این باشد که اعتماد از دست رفته مردم به این سازمان را مجددا بازگرداند. در گام دوم سعی کند اعتماد از دست رفته ملت به حاکمیت و دولت را بازگرداند. اما متاسفانه چنین اراده‌ای در میان مسئولان صدا و سیما دیده نمی‌شوند و همچنان اصرار به رفتار‌های جناحی و رادیکال دارند.»


** حمله به ظریف پس از رد استعفا
وبسایت خبری تحلیلی «فرارو» در این گزارش آورده است: بحث‌هایی حاشیه‌ای پیرامون استعفا محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه همچنان ادامه دارد. منتقدان ظریف پس از رد استعفای او توسط رئیس جمهور حالا این استعفا را زیر سوال می‌برند و از زمان آن استعفا انتقاد می‌کنند. در همین راستا 15 نماینده مجلس درخواست سوالی را از محمدجواد ظریف به هیات‌رئیسه مجلس تقدیم کردند.
استعفای ظریف با مخالفت حسن روحانی رییس جمهور و حتی سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس روبه رو شد. ظریف روز چهارشنبه به سرکار خود بازگشت. حالا ظریف با انتقاد‌هایی از جناح اصولگرایان روبه رو شده است. انتقاد این است که چرا او در آن مقطع زمانی استعفا داده است.

در این راستا 15 نماینده مجلس درخواست سوالی را از محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه در مورد استعفای جنجالی‌اش و به حاشیه بردن دستاورد سفر بشار اسد به هیات‌رئیسه مجلس تقدیم کردند. در نامه این نمایندگان خطاب به محمدجواد ظریف آمده است: «حداقل تدبیر و توجه به منافع ملی اقتضا می‌کرد این گونه دستاورد مربوط به دیدار بشار اسد با رهبر معظم انقلاب و رئیس‌جمهور را تحت‌الشعاع حاشیه‌سازی مربوط به استعفا قرار نمی‌دادید.»

همچنین فراکسیون مستقلین ولایی از محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه برای حضور در جلسه این فراکسیون دعوت کرده است. پیش بینی می‌شود که این جلسه در صورت برگزاری به ماجرای استعفای ظریف بپردازد. فراکسیون مستقلین ولایی فراکسیون میانه رو مجلس شورای اسلامی است که بیشتر تحت نظارت علی لاریجانی عمل می‌کند.

در همین راستا نصرالله پژمانفر نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی درباره استعفای ظریف اظهار کرد: «حتما لازم است به این مساله پیش‌آمده پرداخته شود و آقای ظریف توضیح دهد چرا چنین اقدامی را آن هم دقیقا در شامگاه دیدار‌های بشار اسد با رهبر انقلاب و رئیس‌جمهور انجام داده است.»

اما در کنار این اظهارات، تحلیل‌ها ابوالفضل ابوترابی نماینده نجف آباد در مجلس می‌گوید که دولت در مقابل جریان مقاومت جبهه گرفته است. او مدعی شده است که چند ماه پیش عباس عراقچی معاون سیاسی وزارت خارجه و دست راست ظریف در مذاکرات هسته‌ای نامه‌ای به رهبر انقلاب نوشته است.

به گفته ابوترابی «از نامه آقای عراقچی به رهبر انقلاب و حتی قبل‌تر از آن، نامه آقای جهانگیری و تعدادی از وزرا به رهبر انقلاب تا استعفای آقای ظریف یک جریان است که تبعات اقدامات آن‌ها نگاه وادادگی مقابل غرب را در مقابل جبهه مقاومت ایجاد کند.»

** چرا جبهه پایداری خود را زیر عبای آیت‌الله پنهان می‌کند؟
وبگاه خبری «خبرآنلاین» با بیان اینکه «بهره‌برداری سیاسی از چهره‌هایی که اهل سیاست‌ورزی نیستند» گزارش داد: عناصر جبهه پایداری در قالب مخالفت با دولت این روزها برای آشوب و تنش زایی در کشور تلاش می کنند، افراط آنها به قدری است که برخی تحلیلگران اقدامات این جبهه را مشکوک می دانند.

پایداری از همان روز اعلام موجودیت تلاش کرد تا خود را جریانی انقلابی و بی پروا در مقابل انحرافات نشان دهد. بی ملاحظگی و بی پروایی در عرصه سیاسی از خصایص بارز این جریان بود که می خواست شجاعتش را در خط شکنی و به هم ریختن آرایش های مرسوم به رخ بکشد، نکته آنکه همه این اقدامات را در پوشش دیانت و فقاهت انجام می داد.

* اقدامات رادیکال در پوشش فقاهت
اصرار عجیب اعضای این جبهه آن بود که تصمیمات خود را قبل از اجرا به تأیید شورای فقها شامل آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت و یک عالم دیگر -که هیچ گاه نام او را اعلام نکردند- می رسانند و همین را ملاک و معیار شرعی بودن اجرای تصمیمات شان اعلام می کردند. البته بعد از درگذشت آیت الله خوشوقت، شورای فقهای جبهه پایداری در شخص آیت الله مصباح یزدی خلاصه شد.

* سیر صعودی انتقاد و نارضایتی اصولگرایان به پایداری
مواضع رادیکالی پایداری گرچه در روزهای نخست برای برخی رسانه ها جذاب و سرگرم کننده بود اما بعد از مدتی صداهای انتقادی را در اردوگاه اصولگرایی بلند و بلندتر کرد؛ اوج آن زمانی بود که اصولگرایان برای انتخابات مجلس نهم سازوکار جبهه متحد اصولگرایان را طراحی کردند اما پایداری ها زیر بار پیوستن به آن نرفتند، به همین علت سیر صعودی انتقادها شدت یافت.

* جدایی همراه با پشیمانی چهره ها از پایداری
هفت و نیم سال از آن تاریخ می گذرد و در این مدت روز به روز پایداری بیشتر ماهیت خود را نشان داد. خیلی چهره ها که از بنیانگذاران این مجموعه بودند با توجیه های مختلف راه خود را جدا کردند. در این جمع کسانی بودند که اعتقاد دارند پایداری از اعتبار و جایگاه سیاسی آنها سوء استفاده کرد. البته آیت الله مصباح نیز گویا دیگر ارادت گذشته خود را به پایداری ندارد، البته مرز روشنی را نیز بین خود و پایداری نکشیده است.

* تکرار تاریخ می شود؟
این برای اولین بار در تاریخ معاصر کشور نیست که عده ای عناصر مشکوک خود را به شخصیت های عالیقدر دینی و معنوی نزدیک می کنند تا در ذیل نام این بزرگان حرکات ناصواب شان علیه منافع و مصالح ملی پنهان بماند. چریک های فدایی خلق به آیت الله شریعتمداری و عناصرمرموزی همچون مظفر بقایی به آیت الله کاشانی نزدیک شدند و بعدها سازمان مجاهدین خلق برای نزدیک نشان دادن خود به آیت الله طالقانی بود که مرحوم طالقانی در خطبه های آخرین نمازجمعه خود مرز پررنگی بین خود با مجاهدین خلق (منافقین) کشید و شاید به همین دلیل امام او را ابوذر زمان نامید.

آیت الله مصباح یزدی از علما و استاتید برجسته حوزه علمیه قم و عضو جامعه مدرسین است اما در عین حال پدر معنوی جبهه پایداری نیز محسوب می شود. حتی مردم گرچه حجت الاسلام آقاتهرانی را به استاد اخلاق می شناسند اما او امروز دبیرکل جبهه پایداری است. اما با این اوصاف باید منتظر ماند و دید آیا تاریخ در حال تکرار است و عناصری مشکوک خود را به علمای دین و اخلاق نزدیک کردند تا علیه منافع و مصالح ملی اقدام کنند؟

** مشکل مردم ما، تلگرام اون‌هاست؟
پایگاه خبری «عصرایران» گزارش داد: چند صباحی است که دوباره تلگرام از نگاه برخی مسئولان به مشکل اصلی مردم تبدیل شده است و دیروز آیت‌الله موحدی‌کرمانی در خطبه‌های نمازجمعه تهران عنوان کرد:« ادامه فعالیت پیام‌رسان تلگرام که موجب سلطه اجانب می‌شود طبق صحبت صریح قرآن حرام بین است».

حاجتی امام‌جمعه اهواز نیز گفته بود آذری جهرمی باید در دادگاه پاسخگو باشد. پیش از این قوه قضائیه نیز مشابه این سخنان را به زبانی دیگر مطرح کرده بود. هفته پیش جواد جاویدنیا معاون امور فضای مجازی دادستان کل کشور از شکایت دو هزار نفر از مردم اهواز و دادستان کل کشور از وزیر ارتباطات خبر داد... همه راه‌ها فعلاً به یک نفر ختم می شود: آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات.

آیت الله موحدی کرمانی 87 سال دارد، امام‌جمعه اهواز 52 سال و وزیر ارتباطات تنها 37 سال. شاید همین اعداد تفاوت نگاه نسبت به تکنولوژی را در ایران تا اندازه‌ای روشن کند اما منتقدان جوان و کم‌سن و سال، آقای جهرمی هم کم نیستند. کسانی که اتفاقاً در شبکه‌های مجازی حضور دارند اما هم زمان وزیر را شماتت می‌کنند که چرا این فضا را کنترل نمی‌کند.

در همه جای دنیا نظارت وجود دارد هر کشوری بر اساس سیاست‌ها و ابزارهای مختلف، امکان استفاده یا عدم استفاده از برخی ظرفیت‌های اینترنت را می‌دهد. در اینکه لازم است نظارت‌هایی برای اثرات منفی شبکه‌های اجتماعی وجود داشته باشد کمتر کسی تردید دارد. شیوع فعالیت های غیراخلاقی و خرافی و مخرب در این شبکه‌های غیرقابل انکار است اما انگار دغدغه اصلی، کارکرد اطلاع رسانی این شبکه‌هاست.

فناوری به تنهایی نه خوب است، نه بد است و نه بی‌طرف است. قطعاً مخاطراتی دارد اما راهش قهر کردن با آن نیست، بستن فضا نیست. ما هم ببندیم و حصار بکشیم، می‌شود وزیر را به دادگاه برد، استیضاح کرد، به زندان افکند و احساس ظفرمندی کرد اما با همان لحن احمدی‌نژاد می‌شود پرسید:« واقعاً مشکل مردم ما، تلگرام آنهاست؟

** افشاگری وزیر ارتباطات در نیمه شب؛ یک میلیون رأی تقلبی به نفع «برنده باش» گلزار و علیه «نود» عادل فردوسی پور!
تارنمای خبری «تابناک» گزارش داد: جشنواره جام جم که محل انتخاب برترین‌های صداوسیما بر اساس آرای مردمی است، بستری برای یک رسوایی شده است. ماجرا از آن جا آغاز شد که یکباره در نظرسنجی صدها هزار رأی به سبد آرای برنامه «برنده باش» افزود شد و این برنامه یکباره به جای «نود» در نظرسنجی مردمی به عنوان محبوب‌ترین برنامه تلویزیون، جایگاه نخست را به دست گرفت.

مهم‌ترین نشانه که شاید به نوعی گاف اساسی و عامل رسوایی بود، پیامک بازگشت به شماری از شهروندان بود که تأکید داشت آنها به «برنده باش» رأی داده‌اند یا رأی‌شان به «برنده باش» تغییر کرده است! امروز در هر شبکه اجتماعی، طیف وسیعی از مردم با انتشار تصویر پیامک دریافتی خود، نسبت به این اتفاق اعتراض کردند. در واکنش، ساعاتی پیش، نظرسنجی برای بررسی توسط مسئولان ارشد صداوسیما متوقف شد.

در ادامه، دبیر جشنواره جام جم در توجیه این رسوایی گفت: «مورد حمله سایبری قرار گرفتیم... این حمله در ساعت 24 پنج‌شنبه نهم اسفندماه اتفاق افتاد... » اما کاربران در توییتر از وزیر ارتباطات خواستند، دقیقاً به مردم گزارش دهد در پس پرده چه اتفاقی رخ داده است؟ محمدجواد آذری جهرمی، در گزارشی افشاگری کرده و با انتشار نمودار دستکاری در آرای مردمی نوشته است: «تصاویر زیر، گویای بخشی از اتفاقاتی است که در نظرسنجیِ انتخاب محبوبترین برنامه سال صداوسیما، رخ داده است.»

بر اساس این نمودارها، از ساعت یک تا پنج بامداد روز یازده اسفند، بیش از یک میلیون رأی با دستکاری در آرا به آرای برنامه «برنده باش» اضافه شده و این اتفاق نشان می‌دهد بر خلاف ادعای دبیر جشنواره جام جم، آرا از ساعت 12 شب گذشته ایزوله نشده و گروهی که مسئول تقلب در آرای مردم بوده‌اند، به خوبی این کار را انجام داده‌اند؛ منتها فراموش کرده‌اند، ارسال پیامک تأیید دریافت رأی را غیرفعال کنند و این پیامک برای مردمی که رأی نداده بودند، به نفع «برنده باش» ارسال نشود!

** کفش پاره نایک و فروش کاربران ایرانی توسط اپل!
وبسایت خبری «تابناک» در گزارشی نوشت: حذف انبوه اپلیکیشن‎های ایرانی در عرض یک روز توسط اپل؛ اگرچه گمانه‌زنی‌های مختلفی در این خصوص بیان می‌شود، اما آنچه واضح است، چشم بستن این کمپانی آمریکایی بر حق و حقوق مشتریان ایرانی خود است.

اگرچه این کمپانی آمریکایی در ایران نمایندگی ندارد و طبعا، خدماتی در حوزه گارانتی به ایرانیان ارائه نمی‌دهد، اما بر اساس آمار، تقریباً 7 میلیون دستگاه فعال مبتنی بر سیستم عامل iOS در کشورمان وجود دارد؛ آماری که می‌شود از چند منظر به آن نگاه کرد و به تناسب، نتایجی گرفت.

در وهله نخست، شاید میزان خروج ارز از کشورمان برای پیوستن به خیل کاربران این کمپانی مشهور آمریکایی به چشم بیاید که برخلاف دیگر خرید‌های رایج در جهان، به پیوستن خریداران محصولات این شرکت به باشگاه مشتریان این شرکت منجر نمی‌شود. باشگاه‌هایی که در کسب و کار‌های مختلف دایر می‌شوند تا منافعی دو سویه به کاربران و شرکت برسانند.

پاساژی که ظاهرا مدیرانش به سادگی هرچه تمام تر، حاضرند چشم بر برخی مشتریان ببندند و با نصب نوشته‌ای بر سر در آن، به مانند دوران برده داری در آمریکا که سیاهان اجازه نشستن روی صندلی اتوبوس را نداشتند، برخی را از حضور در این پاساژ محروم کنند. رفتاری مشابه آنچه اپل با ایرانیان نشان داده است.

** نوستالژی کوپن؛ آیا این بار هم جواب می‌دهد؟
پایگاه خبری تحلیلی «انتخاب» در گفت‌وگو با «جمشید پژویان»، اقتصاددان نوشت: کمیسیون تلفیق مجلس، پیشنهادی مبنی بر کوپنی شدن کالاهای اساسی را به تصویب رسانده است.بر اساس این مصوبه، دولت مکلف است در سال 98 مابه التفاوت ریالی 14 میلیارد دلار از منابع حاصل از صدور نفت سهم خود را صرف حمایت از معیشت مردم و تولید کند. دولت موظف شده تا از کالابرگ الکترونیکی برای تامین کالاهای اساسی مورد نیاز مردم با نرخ ارز ترجیحی و یا پرداخت نقدی استفاده کند.

رئیس سابق شورای رقابت با گفتن اینکه «چون بسیاری از مردمی که به گذراندن خورد و خوراک خود مثلا با تخم ‏مرغ و پنیر عادت دارند و به دلیل فقط مفرط، گوشت و .. را از سفره های خود حذف کرده اند، در ‏این صورت اقدام به فروش کوپن گوشت خود می کنند و از این طریق دولت به هدفِ قاییِ خود ‏نمی رسد» درباره چرایی و تبعاتِ این طرح احتمالی نقطه نظراتش را اعلام کرد.

‏*احتمال کوپنی شدن برخی از کالاهای اساسی، چه تبعاتی می تواند داشته باشد؟
این تصمیم نشان از این دارد که شرایط معیشت مردم بسیار وخیم است. معمولا مسئولان زمانی ‏تصمیم به کوپنی کردن کالاها، آنهم بعضی از کالاهای مورد نیاز می گیرند که مثلا کشور درگیر ‏جنگ باشد که در چنین حالتی، ممکن است برخی از اقلام مصرفی احتکار شده و در نتیجه بسیار ‏گران شوند و برای اینکه مردم کم درآمد دست شان از کالاهایی که عمدتا خوراکی هستند، کوتاه ‏نشود و افراد فقیر هم بتوانند مایحتاج اصلی را تهیه کنند.‏

*یعنی مشکل ضعیف ترها به کل حل می شود؟
«نه. چون بسیاری از مردمی که به گذراندن خورد و خوراک خود مثلا با تخم مرغ و پنیر عادت ‏دارند و به دلیل فقر مفرط، گوشت و .. را از سفره های خود حذف کرده اند، در این صورت اقدام ‏به فروش کوپن گوشت خود می کنند و از این طریق دولت به هدفِ غاییِ خود نمی رسد.‏» «مرسوم است که بازار سیاه شناخته شود. اما اقتصاددانان بازار سفید می نامند، چون چنین ‏حالتی، بحث کارایی مصرف و تنظیم عرضه و تقاضا را به نظم مشخصی می رساند.‏»

حتما. همه می دانند، وقتی یک کشوری در جنگ با کشور دیگری است، مشکلات و بحران های ‏زیادی را به جان می خرد. پس، وقتی دولت تصمیم به تکرار اتفاقی می گیرد که در دوران جنگ ‏می افتاد، طبیعی است، مردم احساس ناامنی شدیدی می کنند و به این آگاهی می رسانند که ‏دولت در تنظیم بازار و عرضه برابر تقاضایی که وجود دارد، که این به خودیِ خود یاس و ناامیدی ‏و البته اضطراب را در بین قشرهای مختلف مردم به وجود می آورد.‏

** ابراهیم فیاض: صداوسیما با فرهنگ کازینویی رو به سقوط اخلاقی است
وبگاه خبری «خبرآنلاین» در گفت و گو با ابراهیم فیاض، تحلیلگر اجتماعی از اثرات اجتماعی حجم بالای مسابقه‌ها در رسانه‌ملی، نوشت: هر برنامه یک اسپانسر. نسخه‌ای از مدیران صداوسیما برای زرق و برق دادن به برنامه‌سازی در رسانه ملی و همزمان خرج نکردن بودجه. این روزها مخاطبان صداوسیما هر شبکه تلویزیونی را که بالا و پایین می‌کنند، به یک فرمول واحد در برنامه سازی‌های صداوسیما می‌رسند. یک سلبریتی، یک اسپانسر و یک مسابقه با جوایز میلیونی. اتفاقی که بیشتر در شبکه‌های سرگرمی‌ساز در دنیا رخ می‌دهد و همزمان بخش زیادی از شبکه‌های رسانه ملی را به خود درگیر کرده است.

در آخرین مورد هم صداوسیما با برگزاری جشنواره همه مخاطبان را تشویق به رای دادن به برنامه‌ها و مجریان و… می‌کند و همزمان وعده‌هایی برای جوایز میلیونی به مردم داده می‌شود. از آن طرف عدم شفافیت‌های مالی ارتباط اسپانسر‌ها با برنامه‌سازها و مدیران صداوسیما اتفاقی است که قابل پیگیری است و هنوز مدیران این رسانه ملی و قدمی برای شفافیت برنداشته اند. اما این حجم بالا از برنامه‌ها، مسابقات تلفنی، پیامکی و حتی با اپلیکشین‌ها می‌تواند تحلیل و تبعاتی اجتماعی داشته باشد؟

ابراهیم فیاض، استاد جامعه شناسی و عضو گروه مردم‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران معتقد است این اقدامات تبلیغاتی و درآمدزایی صداوسیما دارای تبعاتی اجتماعی است و همزمان باعث می‌شود رسانه‌های خارجی فارسی زبان برای طبقه تحصیل کرده ایرانی به گروه‌های مرجع تبدیل شوند و از آن طرف مردم از ساختار اجتماعی‌شان جدا می‌کند.

وی افزود: صداوسیما متاسفانه با فرهنگ کازینویی، با مسابقات متعدد، بخت آزمایی‌ها و جوایز میلیونی و تشویق به شرکت در جوایز به شکلی عجیبی در مسیر سقوط اخلاقی است. شما تصور کنید همه برنامه‌های صداوسیما تبدیل شده به برنامه‌های سرگرمی، آن هم چه سرگرمی‌هایی چهارتا سلبریتی دور هم جمع می‌شوند و سبک بازی در می آورند و مردم هم به واسطه همین بها دادن صداوسیما به سلبریتی‌ها در شبکه‌های اجتماعی از چپ و راست آنها را دنبال می‌کنند. در واقع این صداوسیما بود که پای سلبریتی‌ها را به زندگی مردم باز کرد و پای مردم را به زندگی سلبریتی‌ها. می‌گوییم چرا سلبریتی‌ می‌آورید، می‌گویند چون اسپانسر دارد، پس بودجه‌ها خرج چه می‌شوند؟

«صدا و سیمای ایران مثل شبکه‌های آمریکایی، تبدیل به شبکه‌های تجاری شده است، در واقع تجاری شدن در این مورد بسیار با مفهوم اقتصادی شدن فاصله دارد. صداوسیما در حال تجارت است و آنچه شاهد آن هستیم اینکه در مقابل اسپانسرها وا داده و جزئی از فعالیت تجاری آنها شده است. این روند رسانه ملی را به حدی درگیر کرده که گاهی حتی وارد امور غیراخلاقی در تجارت می‌شود و چیزی جز عرضه و تقاضا تجاری در آن مشاهده نمی‌شود. مثلا برنامه‌ها همه اسپانسر دارند، مثل برنامه آقای گلزار که اسپانسر دارد و آنچه که الان مطرح می‌شود، این است که اسپانسر قصد دارد کالایی را بفروشد و متناسب با آن هر تبلیغی انجام می‌دهد »

** تاج 2 پست مهم در کنفدراسیون فوتبال آسیا را می‌خواهد
وبسایت خبری «پارسینه» با اشاره به بی‌توجه نسبت به بازنشستگی در ایران؛ در این گزارش نوشت: مهدی تاج بعد از پشت سر گذاشتن حواشی گوناگون قبل از جام ملت‌های آسیا که حول محور اجرای قانون منع به کارگیری بازنشستگان می‌چرخید، در نهایت بر کرسی مدیریت باقی ماند تا حداقل دوره چهار ساله ریاست را به اتمام برساند.

اما چند روز قبل سایت رسمی کنفدراسیون فوتبال آسیا، اسامی افرادی که برای حضور در پست‌های مختلف اجرایی این نهاد احراز صلاحیت شدند را منتشر کرد و حالا مهدی تاج باید با رقبای خود بر سر کسب کرسی نایب رئیسی آسیا در آسیای میانه و حضور در شورای فیفا رقابت کند. همچنین سه نفر از تاثیرگذارترین افراد ورزش آسیا برای کسب پست ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا کاندید شدند که به بررسی سوابق آنها می‌پردازیم.

شیخ سلمان، رییس بحرینی کنونی afc اولین نفری بود که بار دیگر برای حضور در صندلی ریاست کاندید شد و به احتمال فراوان به این مهم می‌رسد. شیخ سلمان سال 92 بعد از اینکه فساد بن همام قطری مشخص شد، توانست با حمایت خانواده سلطنتی بحرین و هم‌چنین حمایت کمیته المپیک آسیا، یوسف سرکال از عربستان را شکست دهد و به مرد اول فوتبال قاره کهن تبدیل شود. شیخ سلمان حالا دو رقیب دیگر را مقابل خود می‎بیند و به نظر می‌رسد کار سختی برای ابقا در پست خود نخواهد داشت.

سعود المهندی، دومین فردی که برای ریاست afcکاندید شده است. او که فردی قدرتمند در فوتبال قطر محسوب می‌شود و پست دبیرکلی و نایب رییسی فدراسیون فوتبال این کشور را بر عهده داشته، حالا نایب رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا شده است. البته المهندی رقیب جدی برای شیخ سلمان محسوب نمی‌شود و به احتمال فراوان تا روز فرارسیدن انتخابات از گردونه رقابت کنار می‌رود. البته این مرد قطری بار دیگر برای به دست آوردن صندلی نایب رییسی در فوتبال غرب کاندید شده و به احتمال فراوان پست خود را حفظ می‌کند و کماکان در کنفدراسیون فوتبال آسیا خواهد ماند.

اما محمد خلفان الرمیثی اماراتی جدی ترین رقیب شیخ سلمان برای نشستن بر روی صندلی ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا است. بالاترین فرد ورزشی در کشور امارات که در تمام تصمیم‌گیری‌های حساس نقش مهمی را ایفا می‌کند. الرمیثی همان کسی است که همسو با عربستان به دنبال این بود مسابقات نمایندگان کشورش با تیم‌های ایرانی در لیگ قهرمانان را در کشور ثالث برگزار کند که با شکست مواجه شد. حالا او جدی‌ترین رقیب شیخ سلمان در این انتخابات است و تحرکات خود برای کسب این عنوان مهم را شروع کرده است.

*مهدی تاج و شانس رسیدن به دو عنوان مهم
این انتخابات که در روز 6 آوریل (19 فروردین 98) برگزار می‌شود برای فوتبال ایران هم بسیار مهم است. در حال حاضر علی کفاشیان تنها نماینده ما در پست نایب رییسی afc است و حالا مهدی تاج برای این پست کاندید شده است. تنها رقیب تاج برای کسب عنوان نایب رییسی کنفدراسیون فوتبال آسیا در بخش آسیای مرکزی سلطانف، رییس فدراسیون فوتبال قرقیزستان است. فردی که به احتمال زیاد رقیب دست و پا گیر برای تاج نخواهد بود و باید این پست را بعد از کفاشیان برای تاج در نظر بگیریم.

** پاسخ مولف کتاب فتنه تغلب به پرسشهای خوانندگان الف / بخش اول
جامعه خبری تحلیلی «الف» در این گزارش نوشت: مصطفی غفاری گردآورنده کتاب «فتنه تغلب» که روایت‌های از متن و فرامتن فتنه 88 را در بر می‌گیرد، برای پاسخ دادن به پرسش‌های بینندگان درباره مباحث و موضوعاتِ این کتاب، میهمان ویژه الف بود . خوانندگان گرامی الف پرسشهایی را مطرح کردند که در اختیار ایشان قرار گرفت . آنچه در پی می‌آید بخش اول پاسخ به این پرسش هاست.

* تحصیلات نویسنده چیست و به جایی متصل هستند؟ و آیا احساس نمی‌کنید این کتاب تا حدی یکطرفانه و مغرضانه است؟
- من دانش‌آموخته رشته جامعه‌شناسی سیاسی هستم و به‌عنوان پژوهشگر با موسسه انقلاب اسلامی، دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب همکاری می‌کنم. نمی‌دانم منظور از یک طرفه بودن یا مغرضانه بودن چیست؟ آیا این نگرش در شما مخاطب گرامی بعد از مطالعه کتاب حاصل شده است؟ این ویژگی‌ها را در کجای کتاب و در مورد چه موضوع و نسبت به چه کسی دیده‌اید؟

اساساً روایت برخی گفته‌ها و ناگفته‌ها از کنش‌های کلامی و غیرکلامی رهبر انقلاب و تلاش‌های نظام برای مهار فتنه 88 چرا باید یک‌طرفه و مغرضانه دیده شود؟ از سویی دو نامزد معترض به نتایج انتخابات از ساعات پایانی رای‌گیری در انتخابات 22 خرداد 88 تا بهمن 1389 که محدودیت‌هایی ـ به علل دیگر ـ برای آنها در نظر گرفته شده، روایت خود را از ماوقع بیان کرده‌اند؛ از سوی دیگر در همین مدت گذشته از انتشار کتاب، در رسانه‌های مجازی و مکتوب و... نسبت به آن واکنش نشان داده‌اند. ضمن آنکه شخص آقای موسوی هم طبق روایت برخی رسانه‌های نزدیک به وی، نسبت به بخشی از مضامین این کتاب واکنش نشان داده است.

** سطح فنی تیم‌ها در لیگ قهرمانان آسیا بالا است
«جماران» در گفت و گو با احمد نوراللهی، هافبک پرسپولیس، نوشت: احمد نوراللهی، هافبک پرسپولیس که در مسابقات پایانی فصل اخیر و به خصوص در مراحل یک چهارم نهایی و نیمه نهایی کمک زیادی به تیمش کرده بود و جزو بازیکنان مهم و کلیدی پرسپولیس به حساب می‌رود، درباره مصاف با پاختاکور در شروع فصل جدید لیگ قهرمانان آسیا، اظهار کرد: ما در چند تورنمنت مهم حضور داریم که یکی از آن ها لیگ قهرمانان آسیا است. مطمئنا سطح فنی و رقابت میان تیم ها بسیار بالا است. باید متفاوت از لیگ برتر و جام حذفی به میدان برویم.

وی با بیان اینکه این مسابقات متفاوت از لیگ برتر و جام حذفی است، می‌گوید: در گذشته هم تیم‌هایی بودند که علی رغم ناکامی در مسابقات داخلی در آسیا خوب بازی کردند. بنابراین فضای این مسابقات متفاوت است و ما باید برابر همه تیم‌ها بهترین عملکرد را داشته باشیم و برای رسیدن به پیروزی تلاش کنیم.

هافبک پرسپولیس درباره شناخت‌شان از پاختاکور نیز می‌گوید: آن‌ها در شروع فصل جدید لیگ ازبکستان هستند و هنوز اطلاعات جدید از این تیم بسیار کم است ولی نگاهی به بازی های فصل قبل و بازی های اخیر این تیم نشان از کیفیت خوب پاختاکور دارد که توانست در پلی آف، هم این برتری فنی را نشان دهد و به دور گروهی برسد. پاختاکور تیم قابل احترامی برای ما است و تلاش می کنیم این تیم خوب را شکست دهیم.

** ایمانی جاجرمی: بر اساس نتایج نظرسنجی ها اعتماد عمومی در ایران روبه کاهش است/ خطر چند پاره شدن جامعه در آینده
«شفقنا» در گفت و گو با حسین ایمانی جاجرمی، رئیس موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران، نوشت: ایمانی جاجرمی وضعیتی نگران کننده ای برای جامعه ایران ترسیم کرد و معتقد است که شکاف فضایی و کالبدی در جامعه ایران در حال گسترش است بدین معنا که ثروتمندان خانه ها یا فضاهای خود را از فقرا جدا کردند و در مکان هایی ویژه در حال زندگی هستند و گروه دیگر که فقرا باشند به حال خود رها شدند؛ تداوم چنین رویه ای در آینده به زوال جامعه و چند پاره شدن خواهد انجامید که بسیار خطرناک است.

حسین ایمانی جاجرمی درباره وضعیت آسیب های اجتماعی از جمله طلاق و اعتیاد در سال آینده، اظهار کرد: شرایط اقتصادی کشور وضعیتی مطلوب ندارد، تورمی که پیش آمده پیامدهای اجتماعی دارد و ممکن است این پیامدها با یک فاصله تأخیری خودش را نشان دهند به عنوان مثال گرانی مواد غذایی باعث می شود که خانواده های کم درآمد در سبد تغذیه خود مثلاً گوشت را حذف کنند، این مساله روی سلامتی خانواده به خصوص افراد کم سن، اثر خواهد گذاشت و در دراز مدت آثار آن مشخص می شود. مثال دیگر اینکه کمبود درآمد موجب می شود خانواده ها معمولی ترین هزینه ها مانند خرید عید را حذف کنند که شاید این مساله موجب اختلاف و درگیری در میان اعضای خانواده شود.

او با بیان اینکه در حال حاضر وضعیت کشور و مسایل اجتماعی عادی نیست، گفت: اشکالی که امروز دستگاه های ما دارند این است که برای پژوهش های تحقیقی اجتماعی و جامعه شناختی هزینه نمی کنند؛ به وسیله ارزیابی تأثیرات اجتماعی و پیش بینی آینده و بحث های آینده پژوهی می توان حدس هایی زد، ولی حدس های کارشناسی است و کافی نیست؛ این تحقیقات پایه ها و پشتوانه های مطالعاتی می خواهد و اتفاقاً باید دستگاه های دولتی به دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی مأموریت دهند که با روش ها و تکنیک های متفاوت این تحقیقات را انجام دهند.

رییس موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران در مورد تأثیر مشکلات اقتصادی بر اعتمادی عمومی، تصریح کرد: نتایج نظرسنجی ها نشان می دهد که اعتماد عمومی در ایران اوضاع خوبی ندارد، در سال 93 وزارت کشور گزارشی از وضعیت اعتماد عمومی منتشر کرده است؛ این گزارش یا نظرسنجی 14 هزار و 200 نفر نمونه داشته و درخصوص ویژگی های اخلاقی در میان سوال پرسیده شده است، تقریباً 67 درصد مردم معتقدند که دروغگویی در جامعه رواج دارد، 10 درصد معتقدند که گذشت در میان مردم وجود دارد، 14 درصد معتقدند که انصاف در میان مردم به چشم می خورد، 54 درصد معتقدند که خودخواهی و حسادت در میان مردم وجود دارد؛ اگرچه به طور کلی نظرسنجی ها و نظرسنجی مذکور خطا دارد و باید با مشروط آنها را پذیرفت، اما این آمارها یک هشدار است که نشان می دهد اعتماد عمومی در میان مردم کاهش یافته و روحیه ایرانی ها اصلاً خوب نیست.

پژوهشم**1699**9131

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال