به مناسبت سالروز تولد مهدی اخوان ثالث؛

اخوان ثالث؛ شاعری دل‌بسته‌ به میراث و ادب کهن فارسی

تهران- ایرنا- مهدی اخوان ثالث شاعری چیره دست و دل‌بسته‌ به فرهنگ و ادب کهن فارسی بود که عشق و علاقه‌ او به تمدن پربار این مرز و بوم باعث شد تا در تمام عمر خود ستایشگر مظاهر و مفاخر ایران باشد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ هنر و به ویژه شعر «تنها نسخه برداری صرف از زندگی نیست که شکل دهنده آن نیز هست» بنابراین شاعر به عنوان فردی از درون جامعه ارتباط دوسویه ای با آن برقرار می کند؛ یعنی ضمن تاثیرپذیری از جامعه و تحولات آن با شعر خود، آگاهانه یا ناآگاهانه بر آن اثر می گذارد، بنابراین هنر باید به نوعی در خدمت اجتماع باشد و شعر نیز از این امر مستثنی نیست و شاعر در این ارتباط وظیفه سنگینی دارد.

مهدی اخوان ثالث به عنوان یکی از شاعران معاصر به خوبی توانست از عهده رسالت شاعری برآید زیرا در زمانه ای که بنابر گفته خودش «هوا بس ناجوانمردانه سرد» بود، سازش را «باران» و سرودش را «باد» قرار داد و «جامعه شولای عریانی» به تَن کرد تا «جاودان بر اسبِ یال‌‌افشانِ زردش» در زمستانی که گرفتار آن شده بود، نفس را از گرمگاه سینه بیرون آورد و «مانند سرداری دلیر نعره زد بر شهر» تا «قصه شهر سنگستان» را روایت کند «که روزی روزگاری شبچراغ روزگاران بود».

**زندگی شخصی شاعر
زندگی شخصی اخوان ثالث به نحوی پیش رفت که تاثیر آن را می توان در شعرهایش به وضوح مشاهده کرد. وی در زندگی خود به سبب حوادثی که برایش پیش آمد هیچ گاه امیدوار نبود زیرا از هنگامی که در 10 اسفند 1307 خورشید چشم به جهان گشود، مصایب زندگی بر سرش فرود آمد از فقر و تنگدستی خانواده تا مرگ پدر و سپس مرگ «تنسگل» دختر خردسالش، داغ از دست دادن 2 شوهر خواهر جوان مرگش و از دست دادن «لاله» دختر بزرگش در عنفوان جوانی، تبعید و زندانی سیاسی شدن، اخراج از کار و همه اینها باعث شد تا شاعر زندگی آرامی را تجربه نکند.

اخوان ثالث که «میم. امید» تخلص می کرد، شاعرِ امیدی که در واپسین لحظه های ناامیدی طلوع کرد و با صدایی رسا و جاودان اشعار را فریاد کشید. فریادی چنان دردناک که تنها حنجره‌ای سوخته و دلی گرفتار در میان لهیبِ آتشِ جانسوز می‌تواند این چنین تار و پودِ وجود آدمی را بلرزاند و هر خفته‌ای را بیدار کند تا آنجا که سرود:

خانه‌ام آتش گرفته است، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان با پود
من به هرسو می‌دوم گریان
در لهیبِ آتشِ پردود
وز میان خنده‌هایم، تلخ
و خروش گریه‌ام، ناشاد
از درونِ خسته‌ سوزان
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد

**مراحل شعر اخوان
شعر اخوان ثالث سه دوره مشخص را پشت سر گذاشته است؛ دوره نخست از 20 سالگی شاعر شروع می شود و تا 1332خورشیدی ادامه پیدا می کند که شعرهای این دوره بیشتر به سبک پیشینیان و «ارغنون» محصول همین زمان به شمار می رود. نمونه ای از شعر این دوره شاعر:

عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم
گردی نستردیم و غباری نستاندیم
دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز
از بیدلی آن را زدر خانه براندیم
هر جا گذری غلغله شادی و شور است
ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم
آفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما
پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم

دوره دوم پس از کودتای 28 مرداد 1332خورشیدی شروع می شود و تا حدود 1351 خورشیدی ادامه می یابد؛ دوره ای که به حق باید دوره اصلی و عصر رشد و شکوفایی شعر وی دانست. در همین زمان شاعر به صورت جدی به شعر نیمایی روی می آورد و با تسلطی که به زبان خراسانی، اوزان شعر کهن فارسی و مبانی شعر نیمایی دارد، سبک و شیوه خاص خود را در میان شاعران ابداع می کند که «زمستان»، «آخر شاهنامه» و «از این اوستا» از مهمترین مجموعه هایی است که اخوان ثالث در این دوره سرود. نمونه ای از شعر این دوره:

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است

دوره سوم شعر اخوان ثالث را باید از 1351خورشیدی تا زمان درگذشت شاعر دانست که دفتر «در حیاط کوچک پاییز در زندان» را در همین زمان سرود. نمونه ای از شعر شاعر در این دوره:

درین زندان، برای خود هوای دیگری دارم
جهان، گو بی صفا شو، من صفای دیگری دارم
اسیرانیم و با خوف و رجا درگیر، اما باز
درین خوف و رجا من دل به جای دیگری دارم
درین شهر ِ پر از جنجال و غوغایی، از آن شادم
که با خیل ِ غمش خلوتسرای دیگری دارم
پسندم مرغ ِ حق را، لیک با حق‌گویی و عزلت
من اندر انزوای خود، نوای دیگری دارم

**اخوان ثالث و زبان فارسی
اخوان ثالث زبانی نظامند دارد و مهمترین ویژگی شعری او استفاده از زبان کهن خراسانی و رویکرد جدی به اسطوره ها و گذشته باستانی ایران به شمار می رود. این کهن گرایی شاعر در سطح واژگان، ساختار و نحو خودنمایی می کند. وی علاوه بر این زبان کهن به زبان عامیانه و کوچه بازاری نیز شعرهایی سروده است.

اخوان ثالث در خصوص زبان شعری خود می گوید: «من می کوشم که اعصاب و رگ و ریشه های سالم و درست زبانی پاکیزه و مجهز به تمام امکانات قدیم را و دقت در کلمات و چه و چه ها، آنچه مربوط به امر زبانی؛ یعنی هنر کلامی می شود پیوند بدهم به احساسات و دریافت ها و عواطف و افکار امروز و به قولی شاید می کوشم از خراسان دیروز که برخوردار از همه امکانات دیروزینش هست به مازندران امروز بروم».

این شاعر ملی گرای ایرانی بر مراقبت از زبان فارسی تاکید فراوانی دارد و پاسداشت این زبان را وظیفه تمام ایرانیان به ویژه شاعران و نویسندگان می داند. اخوان می سراید:

ما فاتحان قلعه های فخر تاریخیم
شاهدان شهرهای شوکت هر قرن
ما یادگار عصمت غمگین اعصاریم

**اخوان ثالث و هویت ملی
اخوان ثالث یکی از شاعران چیره دست معاصر است که از جنبه های مختلف به هویت ملی ایران پرداخت. نخستین و مهمترین بحث هویت ملی که وی بیشترین نیروی خود را به آن اختصاص داد مربوط به بررسی اوضاع اجتماعی ایران و سختگیری های حکومت پهلوی بر مردم بود. شاعر به تمام اجتماع ایران و جنبه های زندگی مردم می پردازد و عواملی را متذکر می شد که هویت اجتماعی را به مخاطره می انداخت.

دومین مبانی هویت ملی در شعر اخوان ثالث پرداختن به آیین های ایرانی است؛ وی به سبب شکست ها و مشکلات موجود و برباد رفتن هویت ملی ایران در نقطه تاریخی خاص بر بازتاب فر و شکوه ایران در دوره باستان همت می گمارد.

اخوان ثالث با شیوه بیان و ابزار خاص خود هویت ملی را در آثارش تبیین و بررسی کرد که برخی از آنها نیز ابداع خود وی محسوب می شود به نحوی که هیچ فردی نتوانسته پس از وی به همان قدرت و مهارت از او تقلید کند. بنابراین باید گفت که مهدی اخوان ثالث صادقانه و از سر مجذوبیت به میراث کهن نیاکان فخر می‌ورزد، می‌بالد، می‌نازد و اشعارش را به آن می‌آراید.

**خاموشی؛ پس از عمری حضور آهنگین
سرانجام این شاعر پس سال ها حضور آهنگین و خدمت به ادب پارسی در چهارم شهریور 1369 خورشیدی چشم از جهان فروبست و آوایِ موسیقی اشعارش را که مانا شده بودند هم چون زیوری بر گوش تمام دوستداران شعر و ادب معاصر آویخت. او که موسیقی پرواز را خوب می‌دانست، هنوز هم از «پسِ پشتِ مردمکان» اشعارش با همه‌ زنده‌دلان سخن‌هایِ پر نور دارد اما در فراغ این شاعر باید بنابر گفته خودش زمزمه کرد که بیا «غم دل با تو گویم».

پژوهشم**9370**2059**9131

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال