نشریه ایتالیایی با تاکید بر نقش تهران در مبارزه با تروریسم:

چگونه می توان ایران را بزرگترین تهدید برای ثبات جهانی خواند؟

رم- ایرنا- نشریه 'هافپست ایتالیا' با تأکید بر اینکه ایران، خود قربانی تروریسم بوده و با داعش و گروه های تروریستی مبارزه می کند، نوشت: چگونه می توان از ایران به عنوان بزرگترین حامی تروریسم و تهدیدی برای صلح و ثبات در منطقه و در جهان نام برد.

به گزارش ایرنا، این نشریه روز جمعه در مقاله ای به قلم 'لوچانا بورساتی'، خبرنگار پیشین خبرگزار رسمی ایتالیا (آنسا) در تهران با عنوان 'پایان داعش و عارضه محاصره ایران' نوشت: اگر ایران واقعاً بزرگترین حامی تروریسم در جهان است، آنوقت چگونه می توان تلفات این کشور در صحنه نبرد سوریه و در سوء قصدهایی که در دو سال اخیر شهرهای مختلف ایران حتی تهران را به خون کشیده است، توضیح داد؟ چگونه می توان باز هم از ایران به عنوان بزرگترین تهدید برای ثبات منطقه و جهان نام برد؟
این نشریه افزود: «دونالد ترامپ » در یکی از آخرین پیام های توییتری خود از عقب نشینی از سوریه پس از ' پیروزی 100درصدی بر داعش' خبر داده و از اروپا خواسته که 800 پیکارجوی داعش را که آمریکا دستگیر کرده، تحویل گرفته و محاکمه کند. با توجه به اینکه کشورهای اروپایی در کنفرانس ضد ایرانی ورشو درخواست امریکا برای خروج از توافق هسته ای را نادیده گرفتند، به نظر می رسد که پیام ترامپ در مورد پیکارجویان خارجی، با قصد تهدید و تنبیه اروپایی ها ارسال شده است.
ایران در نشستی که هفته گذشته در پایتخت لهستان برگزار شد، برای چندمین بار و بدون ارائه جزئیات و توضیحات، به عنوان بزرگترین حامی تروریسم و بزرگترین تهدید برای صلح و امنیت جهانی معرفی شد. در حالی که سیاست بین المللی در چارچوب پیام های توییتری و شعارهای تکراری برای تبدیل آنها به حقایق مسلم بنا می شود، نباید تعجب کرد که اطلاعات مربوط به تمامی زوایای جنگ در سوریه، که نه تنها علیه داعش بلکه برای دفاع از تمدن ما نیز در جریان بوده، به افکار عمومی ارائه نمی شود.
یکی از این زوایا، به شمار قربانیان سپاه پاسداران و همچنین مبارزان افغانی و پاکستانی در جنگ علیه داعش در سوریه مربوط می شود. نیروهای مسلح ایران، متحد سوریه و روسیه و حزب الله لبنان، علاقه ای به ارائه آمار کشته شدگان خود در صحنه های جنگ ندارند. اما از جست وجو در رسانه های گروهی داخل ایران می توان به این نکته پی برد که این کشور در جنگ سوریه نزدیک به چهار هزار نفر تلفات داشته که نیمی از آنها افغان بوده اند.
برخی منابع دیگر از 1000 الی یکهزار و 200 کشته در صفوف سپاه پاسداران و فرماندهان آنها در برابر داعش گفته اند که یکی از معروفترین آنها نظامی جوانی به نام محسن حججی بود که پس از اسارت و کشته شدن به دست جنایتکاران البغدادی، در ایران به یک قهرمان ملی مبدل شد.
در برابر این آمار و ارقام باید پرسید که نقش واقعی ایران و آمریکا در نبرد با داعش چه بوده است. اگر ایران واقعاً بزرگترین حامی تروریسم در جهان است آن وقت چگونه می توان تلفات این کشور در صحنه نبرد سوریه و در سوء قصدهایی که در دو سال اخیر شهرهای مختلف ایران حتی تهران را به خون کشیده است، توضیح داد؟ چگونه می توان باز هم از ایران به عنوان بزرگترین تهدید برای ثبات منطقه و جهان نام برد؟
همه می دانند که اسرائیل بشدت از حضور نظامیان ایرانی و حزب الله لبنان در سوریه ناخشنود است و به همین دلیل به دفعات مواضع آنها در سوریه را بمباران کرده است. از نظر اسرائیل و آمریکا حضور ایران در سوریه یک تهدید و گامی به جلو برای تحقق طرح بلندپروازانه تهران برای دسترسی به مدیترانه است.
از نظر ایران، حضور این کشور در سوریه در پاسخ به درخواست کمک دولت مشروع بشار اسد بوده و مداخله در امور داخلی سوریه به شمار نمی آید. باید دید که آیا این حضور 'فعالانه' است یا 'تدافعی' و آیا از حمایت مردم ایران به ویژه جوانان آن کشور برخوردار است یا صرفاً برخاسته از دیدگاه های رئوس جمهوری اسلامی است. نخستین ملاحظه این است که پس از عبور از توییت ها و نگرش سطحی آنها به مسائل، نباید به ایران به عنوان مجموعه ای مبهم و یکدست که می توان براحتی در مورد آن سیاهنمایی کرد، نگریست. بر عکس، ایران کشوری است که در آنجا گفت وگوی زنده و پویایی بین اجزای مختلف صحنه سیاست، از تندروها گرفته تا اصلاح طلبان و میانه روها در جریان است.
در آن کشور همچنین فاصله قابل توجهی میان نسل ها، نسل انقلاب، جنگ با عراق و نسل جوان فرزند بعد از انقلاب که هنوز نمایندگی سیاسی خود را پیدا نکرده است، وجود دارد. نباید از پیچیدگی های کشوری با 80 میلیون جمعیت که عموماً بسیار تحصیلکرده هستند و اقوام و فرهنگ های مختلف آن در قالب واحد ملی گرایی گنجانده شده اند، غافل شد.
در میان سیاستمداران و دولتمردان ایرانی، دو نوع برخورد نسبت به سیاست خارجی و دفاع وجود دارد: نوع اول وارث ایدئولوژی مداخله در حمایت از ملتهای مظلوم است که توجیه خود را در عظمت ایران و قدرت انقلاب آن جست وجو می کند؛ نوع دوم بر این باور است که جمهوری اسلامی مورد تهدید قرار دارد و بنابر این تنها یک راهبرد دفاع فعالانه را مثمرثمر تلقی می کند.
سیاست خارجی دولت حسن روحانی و جست وجوی 'عمق استراتژیک' در لبنان و یمن در قالب دوم قرار می گیرد و تبیین آن در خارج به محمد جواد ظریف سپرده شده است.
وزیر امور خارجه ایران در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: 'ایالات متحده ادعا می‌کند و برخی نیز چشم بسته و طوطی‌وار این اتهامات را تکرار می‌کنند، که ایران در منطقه دخالت می‌کند. اما هیچکس تاکنون پرسیده است که منطقه چه کسی؟ ارتش آمریکا ده هزار کیلومتر راه طی کرده تا پایگاه‌های خود را در مرزهای ما بنا کند. در عین حال، منابع منطقه را از طریق معاملات تسلیحاتی دوشیده است. بر اساس برآوردهای محافظه کارانه، امسال هزینه‌های نظامی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بالغ بر 100 میلیارد دلار خواهد شد که هفت برابر ایران است. بنابر این، چه کسی واقعاً ناامنی را به منطقه ما صادر می‌کند؟ موشکی‌هایی که برای وحشت غیرنظامیان در یمن به ‌کار رفته‌اند یا موشکی‌های دفاعی ایران که تنها بر ضد داعش در دفاع مشروع از خود استفاده شده‌اند باعث وحشت است؟ آیا این ایران است که دیگران را به نابودی تهدید می‌کند و یا نتانیاهوست که آشکارا ایران را به نابودی تهدید نموده، آن هم زمانی که در کنار کارخانه بمب‌های هسته‌ای‌اش ایستاده است؟ آمریکا بزرگترین منبع بی ثبات کننده در منطقه ما است.' ایران خود را از سوی کشورهای دشمن و رقیب و تا دندان مسلح توسط آمریکا، در معرض تهدید و محاصره می بیند و به همین دلیل است که به توسعه موشکهای بالیستیکی خود ادامه می دهد.
به گفته مقامات ایرانی موشکهای این کشور صرفاً دفاعی هستند و قادر به حمل کلاهک های هسته ای نیستند و ناقض قطعنامه 2231 نمی باشند. اما این برداشت ایران از وضع اطراف خود باعث کوتاه آمدن نتانیاهو در اظهاراتش در کنفرانس ورشو نشد و نخست وزیر اسرائیل از 'جنگ' علیه ایران صحبت کرد که بعداً از سوی دستیارانش به واژه 'مبارزه' تخفیف پیدا کرد.
در عین حال، تردیدی نیست که ترامپ در دو سال گذشته یک جنگ اقتصادی تمام عیار علیه ایران راه انداخته و حسن روحانی نیز اخیراً در سخنان خود به آن اشاره کرد. اروپا تا کنون به درخواستهای کاخ سفید در مورد ایران پاسخ مثبت نداده و در کنفرانس ورشو نیز به جز دو وزیر امورخارجه ایتالیا و انگلیس، شخصیتهای برجسته ای از هیچ کشور اروپایی حضور نداشتند. به عبارت دیگر اروپایی ها علاقه ای به شرکت در جنگ اقتصادی ترامپ علیه تهران و خیانت به توافق چند جانبه هسته ای ندارند و برجام را ابزار کارآمدی برای تضمین ثبات و امنیت خاورمیانه به شمار می آورند. اما رویکرد اروپا تا کنون باعث جلب رضایت تهران نشده و آیت الله خامنه ای اخیراً به ایرانیها هشدار داد که به اروپا اعتماد نکنند. ساز وکار مالی ویژه اروپا به نام اینستکس هنوز در پاریس دارای یک مقر عملیاتی نشده و حتی از پرسنل لازم برای آغاز فعالیت نیز برخوردار نیست.
البته ایران نیز باید ساز وکاری برای تعامل با اینستکس بیندیشد و تصویب لایحه ضد پولشویی را نهایی کند. باید دید در حالی که بخشی از جهان غرب به ایران خیانت کرده و دلسردی ایرانیها از کشورهای اروپایی افزایش و اعتماد آنها نسبت به آثار مثبت برجام کاهش پیدا کرده، دولت چگونه خواهد توانست بر مخالفت های داخلی علیه پیوستن به کنوانسیون ضد پولشویی پیروز شود؟
اروپام**461**شبس**1613

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال