هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

هیجان ‌زدگی برای خروج از بحران

تهران- ایرنا- قرار گرفتن در جنگ اقتصادی عبارتی است که این روزها از زبان اکثر مسئولان شنیده می‌شود. گزاره‌ای که البته بدون بیان و اقدام راهکارهای منطقی و کارشناسی، این روزها اسیر هیجان در اظهارنظرها و حتی اقدامات مسئولان شده است.

روزنامه ابتکار در سرمقاله ای به قلم ژوبین صفاری می نویسد: بالا رفتن قیمت‌ها و فشار اقتصادی بر مردم باعث شده که پایان سال جاری با هراس و ابهام از سرنوشت شرایط در سال جدید همراه باشد. در این بین اما گروه‌های سیاسی برای بهره‌ برداری ‌های جناحی خود، دست به اقداماتی می‌زنند که نه ‌تنها اثربخش نیست‌ بلکه به فضای ملتهب اقتصادی کشور بیشتر دامن می‌زند.

به نظر می‌رسد افتخار کردن یک نماینده مجلس برای استیضاح رئیس جمهوری، تنها نتیجه آن دور شدن از اصل موضوع‌ یعنی اقدام برای اصلاح وضع موجود باشد. در اصل باید پرسید نمایندگان طرفدار استیضاح حسن روحانی، که وی را مقصر کامل شرایط بحرانی کنونی می‌دانند، خود به عنوان یکی از ارکان تصمیم‌گیر در کشور چه اقدامی برای عبور از وضعیت سخت کنونی صورت داده‌اند؟ همه می‌دانیم که بخشی از مشکلات امروز کشور ناشی از ناکارآمدی قوانینی است که منفذهای فساد در کشور را به روی سودجویان گشوده است و در این بین هیچ طرح و راهکار کارشناسی برای برون‌ رفت از این وضعیت ارائه نشده است. این نقد البته تنها به یک طیف خاص در نهادهای تصمیم‌گیر معطوف نمی‌شود، چنانچه یکی از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی نیز در اظهارنظری خواستار تعیین حداقل دستمزدی بالای سه میلیون تومان برای کارگران شده است.

نیک می‌دانیم که نتایج این تصمیم اگرچه به ظاهر به نفع این قشر مظلوم است اما در میان‌مدت دود آن به طور مستقیم در چشم کارگران خواهد رفت. کارشناسان بارها در ‌این‌ خصوص اظهار‌نظر کرده‌اند که بالا بردن بی‌رویه حداقل حقوق کارگران می‌تواند منجر به افزایش تورم و البته بالا رفتن یکباره قیمت تمام ‌شده تولید شود که در این شرایط نیز بازنده اصلی این تصمیم، کارگران خواهند بود.

به نظر می‌رسد اینگونه اظهار‌نظرها و تصمیم‌های هیجانی که کمتر پشتوانه علمی و کارشناسی دارد، کارکردی جز افزایش محبوبیت در سال انتخاباتی پیش رو ندارد. اما در این شرایط آنچه بیشتر به عنوان حلقه مفقوده عبور از شرایط سخت فعلی به چشم می‌آید، نبود نگاه کارشناسی در بدنه تصمیم ‌گیر کشور است. چنانچه این خلا باعث شده تا اظهار نظرهای غیرکارشناسی به سلبریتی‌ ها در شبکه‌ های اجتماعی و حتی در صدا و سیما به مجریان و غیر‌متخصصان نیز سرایت کند.

در این بین نبود احزاب و تشکل ‌های مردم‌نهاد قدرتمند و در چارچوب قانون اساسی کشور، سبب شده تا مردم نیز نتوانند مطالبات منطقی خود را به دور از هیجان به گوش مسئولان برسانند. در نهایت باید گفت در شرایطی که ساختارهای بیمار اقتصادی نیاز به ترمیم‌ های اساسی در بطن خود دارند، تنها رفتارهای هیجانی و اظهار‌نظرهای بی‌فایده، فرصت‌ های عبور از این پیچ سخت را می‌سوزاند.

کافی است یک بار دیگر به نامه کارشناسان اقتصادی به رئیس‌جمهوری در مرداد ماه سال جاری رجوع کنیم تا ببینیم از 20 راهکاری که متخصصان امر برای حل بحران پیشنهاد دادند، کدام یک تا به امروز عملی و یا برای آن اقدام جدی صورت گرفته است. ناگفته پیداست مشکلات امروز نه محصول یک دوره و دولت و یا نه معطوف به یک نهاد و قوه خاص که به صورت زنجیروار به هم ربط دارند.

ارکستر ناکوک این روزها به طور قطع نیاز به هماهنگی بیشتر و البته پرهیز از تصمیم‌های شتاب‌زده دارد. بحران پیچ‌ در‌ پیچ امروز را نمی‌توان با یکی دو تصمیم و دستور مقطعی برطرف کرد چنانچه تجربه بارها از شکست اینگونه رفتارها به ما درس‌های فراوانی آموخته است.

منبع: روزنامه ابتکار؛ 1397.12.01
گروه اطلاع رسانی**9117**9131

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال