در نشست تخصصی بازخوانی حیات اجتماعی اخلاقی حضرت زهرا (س ) عنوان شد:

روایتگری زنان اهل بیت در گفتمان دینی معاصر

تهران- ایرنا- زنان اهل بیت(ع) در روایت های تاریخی دینی این چهاردهه، از حاشیه به متن روایت ها آورده شده اند، اما سیما و الگوی تصویر شده از آنان از یک قدرت حماسی، اجتماعی و فعال به یک چهره مظلوم، منفعل و ناموس وار تغییر یافته است.

به گزارش روز سه شنبه خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا، ریحانه صارمی از اعضای گروه دانشجویی مطالعات زنان آفاق در نشست تخصصی بازخوانی حیات اجتماعی اخلاقی بانو فاطمه زهرا (س) در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به ارائه دستاورد تحقیقی و تحلیلی خود با عنوان «از حاشیه به متن، از حماسه به ناموس شیعه» پرداخت. موضوع ارائه او تمرکز بر نحوه تفسیر و بازنمایی شخصیت زنان اهل بیت در گفتمان دینی رسمی چهار دهه پس از انقلاب بود.
صارمی در ابتدای سخنان خود گفت: «باید توجه کنیم که چهره امروزی که ما از شخصیت های دینی و تاریخی داریم دستخوش زمانه و نه لزوما عین و مطابق همان نگاه اولیه به آنان است. مطالعه تغییرات در این بازنمایی ها خود به نوعی بیانگر تغییرات اجتماعی و تاریخی ماست.»
او اضافه کرد: «ارائه من در دو بخش خواهد بود. ادعای بررسی تحلیلی من این است که در چهار دهه بعد از انقلاب اسلامی زنان اهل بیت در گفتمان رسمی دینی از حاشیه روایت های تاریخی دینی به متن آمده اند.
شاهد و نمود این مدعا مناسبت های تقویمی است. در سال 1374 در تقویم رسمی ولادت حضرت زهرا (س) به عنوان روز مادر و ولادت حضرت زینب به عنوان روز پرستار، سال 1377 روز خانواده به مناسبت نزول سوره دهر و تغییر آن در سال 1384 به سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س)، در مابین سال 1384 تا سال 1388 وفات حضرت خدیجه، وفات حضرت زینب، ولادت حضرت معصومه و در سال 1390 وفات حضرت معصومه و وفات ام البنین ثبت می شود. به علاوه در سال 1396 سالگرد ورود کاروان کربلا به شام و کاخ یزید به عنوان روز مبارزه با خشونت بر علیه زنان پیشنهاد شده است.
صارمی در بخش دیگری از ذکر شواهد و مصادیق خود گفت: در حوزه کتاب نیز تعداد کتابهای چاپ اول راجع به زنان اهل بیت از نزدیک به صفر در سال 61 الی 65 ، به چند صد عنوان کتاب در هر سال در سال 96 رسیده است. در تحلیل سخنرانی های سران نظام نیز باید گفت که میزان نام بردن از زنان اهل بیت رشد صعودی بسیار قابل توجهی داشته است.
این پژوهشگر حوزه مطالعات زنان در جمع بندی بخش نخست ارائه خود گفت: جمع بندی من از این نکات و شواهد این است که در روایتگری تاریخی دینی، زنان از نقش حاشیه ای به متن این روایت ها نزدیک شده اند.
صارمی در بخش دوم از ارائه خاطرنشان کرد: پرسش دوم در این زمینه این است که اگر زنان به متن روایتگری های تاریخی وارد شده اند، این چگونه تصویری است؟ به عبارت دیگر چه تصویری از زنان وارد روایت های تاریخی شده است و چه میزان از روایت های برگرفته از راوی زن را می توان روایت های به واقع زنانه از تاریخ و حوادث برشمرد؟ اولین قلمرو تحلیلی من بررسی مداحی های پخش شده در صدا و سیما به عنوان نماد گفتمان رسمی دینی است. در این روایتگری های مداحانه زنان و نقش آنان در روایت مدنظر است. در مداحی های زمان جنگ روایتگری از زبان فاطمه زهرا (س) نزدیک به صفر و روایتگری از زبان حضرت زینب(س) بیست درصد و از زبان رقیه 5 درصد است. نتایج این آمار در نوحه های معاصر بدین ترتیب است که همچنان نقش روایتگری زنانه از زبان حضرت زهرا در مداحی ها نزدیک به صفر، بانو زینب نزدیک به 50 درصد و برای حضرت رقیه به 30 درصد می رسد.
صارمی در جمع بندی این دسته نکات هم تصریح کرد: این شواهد و بررسی ها نشان می دهد که در روایت های تاریخی دینی اولیه انقلاب که حضور زنان حاشیه ای تر است، زنان نقش حماسه وار دارند. زن در کنار کاروان و صاحب ایده، مرجع شرح مصیبت دیگران است. صاحب عزایی است که می توان به او در حوادث و مصیبت ها رجوع و تکیه کرد. اما در روایت های متاخر وجوه حماسی کمرنگ می شود و چهره ای روایت می گردد که از درد و رنج های خود می گوید، ضعیف است و از بی تحملی و سختی های وارد شده بر خود می نالد، برخلاف روایت های اولیه که بر محوریت ایده های فکری و وجوه اجتماعی سیاسی است اینجا شدیداً بر روابط فردی و فراق های خانوادگی و تنهاماندگی زن تمرکز شده است.
من این چهره متاخر را یک نوع سیمای ناموس وار می نامم که زنان اهل بیت در آن بیشتر از همه در قامت «ناموس شیعه» اند. همچنانکه در این روایت متاخر با غلظت و تورم روایت خانوادگی و عاشقانه، زنان اهل بیت صرفا نقش زن و مادر خانواده و مردان نیز بیشتر و صرفا در هیبت مرد خانواده بروز می یابند و هر دو از رهبریت یک جریان و ایده دور شده اند. مؤید دیگر این نکته تاکید بر روز ازدواج حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) به عنوان روز خانواده است.»
صارمی در ادامه توصیف روایت متاخر افزود: « در روایت قبلی کودکان نماد مظلومیتند، اما در روایت متاخر حضرت زینب(س) نماد است. زینب ستون کاروان بود و در اینجا مایه دلسوزی بر کاوران است. شعارهای مثل حجاب و عفاف اصلی ترین پیام زنان تصویر می شود در حالیکه در روایت گذشته ایده های اجتماعی و آرمان های کلان تر و مشخصاً مبارزه با ظلم محوریت دارد. همه اینها تداعی گر یک نگاه ناموس وار دارد، در اینکه زن ناموس است، زن مظلوم است و نیازمند محافظت و مراقبت دارد.»
این عضو گروه دانشجویی مطالعات زنان آفاق در پایان ارائه خود گفت: «پس در جمع بندی کلی و در مقام توصیف روند باید اشاره کنم هرچند که زنان در روایت های تاریخی دینی این چهاردهه، از حاشیه به متن روایت ها آورده شده اند، اما سیما و الگوی تصویر شده از آنان از یک قدرت حماسی، اجتماعی و فعال به یک چهره مظلوم، منفعل و ناموس وار تغییر یافته است. این چنین چهره و سیمایی هر چند که بیشتر در متن روایت ها حضور دارد اما به سبب شیوه و سیاق خود، بیشتر به انفعال و مظلوم نگه داشتن زنان دامن می زند.»
**9222**1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال