جشنواره فیلم فجر از نگاه منتقد سینما

تهران-ایرنا-جشنواره فیلم فجر بزرگترین و مهمترین رخداد فرهگنی کشور بوده که پایان آن فرصتی برای نقد و بررسی کارکرد آن است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری، لزوم بررسی کارشناسانه و تحلیل عمیق و کیفی در روند اجرایی و عملی جشنواره فیلم فجر از آغاز تا به امروز به منظور دستیابی به الگویی مبتنی بر ترسیم سیاقی پایدار برای این مهمترین رویداد فرهنگی کشور و همچنین تقویت نقاط مثبت و زدودن نکات منفی بسیار ضروری می نماید.
نیاز است تا با گردآوری صاحبنظرانی بین فرهنگی و بین رشته ای ضمن بررسی نقاط ضعف و قوت جشنواره در این 37 دوره ی برگزاری، الگویی برای ادامه ی مسیر طراحی شود.
«آنتونیا شرکا» منتقد بین المللی فیلم و استاد دانشگاه درباره تغییرات جشنواره در طی سال های اجرا به پژوهشگر ایرنا گفت: اتفاق خوبی که برای جشنواره بین المللی فجر افتاد این بود که جشنواره جهانی را از جشنواره داخلی جدا کردند. چون جا داشت و لازم بود این اتفاق بیفتاد. هم به دلیل این که زمانی که موقع برگزاری جشنواره جهانی است موقع مناسبی برای میهمانان خارجی است و هم مکانش یعنی «چهارسو» خیلی فضای بهتری است. بنابراین جای آن اینجا وسط زمستان و لابلای فیلم های ایرانی نبود.
وی افزود:کارکرد جشنواره در سال های دهه ی 60 با الان، شاید فرق کرده باشد. در سال های دهه ی 60 سینما و جشنواره بستری بود که شما خیلی چیزهایی را ببینید که بعدا دیگر هرگز روی پرده نمی دیدید. محل گفت وگو و چالش بود، رسانه های مجازی وجود نداشتند و نقشی پررنگ و از جنسی متفاوت داشت. جشنواره امروز بیشتر یک ویترین است برای معرفی فیلم هایی که در سال آینده خواهیم داشت.
شرکا ادامه داد: آن موقع و در دهه های گذشته یادم هست که قرار بود از طریق فیلم هایی که به جشنواره راه پیدا می کردند و جایزه می گرفتند، تکلیف فیلمسازان برای فیلم های سال بعدشان معلوم شود که بدانند درباره چه چیزی باید بسازند. امروز به این شکل نیست نه این که بگویم مهم نیست. چون فیلم هایی که امسال جایزه می برند باز مقداری به فیلمسازانی که می خواهند بعدا فیلم بسازند جهت و خط می دهند؛ ولی دیگر به آن شدت نیست و خیلی ها دیگر این ناراحتی و غم را ندارند که فیلمشان در جشنواره نمایش داده نمی شود.
«حتی ترجیح می دهند که نمایش داده نشود. آن موقع ها یادم هست که شرط این که فیلمی اکران شود این بود که در جشنواره حضور داشته باشد اما امروز دیگر به این صورت نیست. در نتیجه الان جشنواره نوعی تغییر کارکرد داشته است».
این منتقد حرفه ای فیلم در پاسخ به این مساله که در مجموع چه نظری راجع به این تغییرات دارد گفت: این روند به نظرم مثبت است چون یک جشنواره نمی تواند به عنوان یک نهاد سینمایی، انقدر وزن داشته باشد؛ یعنی ضرورتی ندارد که همه سرنوشت سینمای ایران به یک جشنواره وابسته باشد. این جشنواره، جشنواره ای مانند سایر جشنوارهای دیگری است که در سینمای ما برگزار می شوند؛ «حقیقت» هست، «سلامت» هست، «شهر» هست و بنابراین چه ضرورتی دارد که انقدر یک جشنواره تعیین کننده سرنوشت سینما در آن سال باشد؟ در نتیجه الان فکر می کنم دیگر انقدر وزن و رنگ آن زیاد نیست و می شود گفت از این نظر بهتر شده است.

**سوژه هایی که تکرار می شوند
شرکا در چرایی این که بعضا سوژه ها تکرار و تکراری می شوند خاطرنشان کرد: کلا در همه ی دنیا همین گونه است؛ سینمای ایتالیا هم در دهه ی 40 و 50 که بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم بود، سینمای نئورالیستی را داشتیم و بعد از آن سینمای «آنتونیولی» و «ویسکونتی» و.. را داشتیم که بازتاب دهنده مشکلات مردم و «مردم‌نهاد» بودند؛ ولی وقتی که جامعه شروع به رونق یافتن کرد و وضعیت اقتصادی مردم بهتر شد، به نوعی فیلمسازان انگار بی سوژه شدند.
وی ادامه داد: برای ما همینطور است و تا زمانی دهه ی شصت و اوج جنگ بود و بعد از انقلاب بود و تب و تاب ها و دردهایی وجود داشت، مردم می خواستند حرف بزنند، بنابراین وفاقی بود که یک نوع فیلمی که همان موج نوی دوم سینمای ایران و فیلم های رئالیستی یا واقع گرایانه بود، شکل گرفت و دور دنیا را گشت و سینمای ما را مطرح کرد.
«نه این که بگویم الان مشکل نداریم، الان هم مشکل داریم ولی اولا یک مقدار دستمان بسته است برای این که مشکلات را مطرح کنیم و دوم این که جنس مشکلاتمان متفاوت است از آن مشکلاتی که آن زمان بود؛ چرا که آن زمان، مساله مرگ و زندگی بود. این است که الان انتقاد اجتماعی در سطوح مختلفی وجود دارد. شاید آنطور که باید باشد نمی توانیم به مسائلی که می شود به آن پرداخته شود و مهم است، بپردازیم چرا که جامعه ما جزو خطوط قرمز و تابو است. آنهایی هم که باقی می ماند شاید به صورتی کمرنگ تری پرداخته شوند؛ ولی آن اضطراری که آن زمان بود، شاید امروز به آن شکل وجود ندارد».

**رسالت حساس خبرگزاری ها
این منتقد سینما در ادامه و با توجه به نقش حساس خبرگزاری ها تصریح کرد: فکر می کنم الان شاید رسانه ها نسبت به زمان دهه ی شصت یا هفتاد به دلیل گستره و نفوذی که سیستم های دیجیتال، شبکه ها و فضای مجازی دارند، نقش سخت تری داشته باشند.
وی افزود: آن زمان یک «مجله فیلم» داشتیم و همان یک مجله فیلم بود و سینمای ایران. باید یک ماه صبر می کردید تا این مجله بیرون بیاید و اخبار روز را بخوانید. الان اتفاقی که امروز می افتد فردا نه تنها در رسانه های رسمی بلکه حتی به صورت غیررسمی و غلط و درست و ... به شکلی مطرح می شود و صدایش در می آید. برای همین هم تردد رسانه ها اعم از رسانه های مجاز یا غیرمجاز یا رسانه های فضای مجازی یا رسانه هایی که واقعا مجوز دارند، انقدر متعدد شده اند که دیگر کسی بیشتر مورد اعتماد قرار می گیرد که در حدی که می تواند بیشتر واقعیات را بگوید و سریع تر و دقیق تر اخبار را انتقال بدهد.
«بنابراین من فکر می کنم خبرگزاری ها به ویژه بار سنگینی روی دوششان است برای این که خبرگزاری ها رسانه های دیگر را تغذیه می کنند و نوعی مرجع هستند. در نتیجه خیلی مهم است که خبرگزاری ها تا می تواند و امکانش را دارند واقعیت ها را دقیق تر و پر و پیمان تر بگویند.
پژوهشم**س.ب

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال