نقد فیلم را سیاسی نکنیم

تهران- ایرنا- یکی از مباحث مهم و سرنوشت ساز برای سینما و جنبه های رسانه ای و تئوریک آن، مربوط به سیاسی شدن «نقد فیلم» به عنوان یکی از شیوه های تبیین و تفسیر فیلم محسوب می شود که در سال های اخیر در بخش نویسندگان سینمایی باب شده است و در این دوره از جشنواره فجر نیز نمودِ آشکاری داشت.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا، جشنواره فیلم فجر تمام شد و باردیگر حرف و حدیث ها درباره بازماندگان سیمرغ و انتقادها به شیوه اجرایی و مدیریتی بخش های مختلف بالا گرفته است اما یکی از مباحث مهم و سرنوشت ساز برای سینما و جنبه های رسانه ای و تئوریک آن مربوط به سیاسی شدن «نقد فیلم» به عنوان یکی از شیوه های تبیین و تفسیر فیلم به شمار می رود که در بخش نویسندگان سینمایی باب شده است و در این دوره نیز نمود آشکاری داشت.

نخستین بار که بحث سیاسی شدن «نقد فیلم» مطرح شد، شاید مربوط به فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی بود، هرچند پیش از آن نیز نوشته های غیرهنری و غیرسینمایی بر فیلم ها نگاشته می شد اما بیشترین تبلور آن در فیلم «فروشنده» بود که ارجاعات متنی و فرامتنی و بحث های سیاسی درباره فیلم را بیش از مباحث آکادمیک و تحلیلی درباره فروشنده رواج داد.

یک صحنه معروف در فیلم فروشنده هست که بازیگر اصلی مرد فیلم خطاب به دوستش می گوید: تازه این شهر را یکبار بازسازی کرده اند که این شده است.

همین یک جمله و اشاره بازیگر نقش اول فیلم به بستر شهر تهران تاویل و تفسیرهای بسیاری را درباب غیرانقلابی بودن فیلمساز مطرح کرد که فرهادی همه این اظهارات را بی پاسخ گذاشت. این حق فیلمساز است که در فیلمش به زبان استعاره و کنایه به بیان دغدغه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اش بپردازد و حق مخاطبان است که هرنوع برداشتی از فیلم و ارجاعات آن کنند اما اینکه منتقدان فیلم با نگاه سیاسی و فرض خودی و غیرخودی بودن، کیفیت فیلم را بسنجند امری است که در هیچ جای دنیا مسبوق به سابقه نیست و دخالت آشکار ایدیولوژی در هنر را با قضاوتی آشکار، نمایان می سازد.

منتقدان می توانند از فیلم خوششان نیاید و نقدهای تندی نیز بر فیلم بنویسیند اما وارد کردن بحث های غیر سینمایی و غیر فرمیک به بحث «نقد فیلم» بیش از هر چیز به زیر سوال بردن منتقد در درجه نخست و زیرسوال بردن تحلیل هنری در درجه بعدی است که در نهایت تیشه به ریشه هر نوع اظهار نظر مکتوب سینمایی خواهد زد.

از دیگر نمونه های فیلم هایی که با نگاه غیرهنری نقد شدند، فیلم قلاده های طلا و یتیم خانه ایران است که فیلم هایی با سوگیری سیاسی و ایدیولوژیک طبقه بندی می شوند که وجهه ایدئولوژیک آن به جنبه سینمایی آن چربیده است به بیانی دیگر، گویی گروهی فیلمساز به سفارش نهاد یا مرکزی، فیلم سفارشی و تاریخ مصرف دار می سازند و گروهی قلم به دست به حمایت ارگانی و همه جانبه از آن می پردازند و اینگونه شان فیلمساز و قداست قلم به نابودی کشیده می شود.

از نمونه های متاخر و جدیدتر این جریان نقدنویسی سیاسی در جشنواره فجر امسال و نسبت به فیلم «تختی» از بهرام توکلی دیده شد که فارغ از بحث کیفی و ارزشگذاری هنری، یک طیف خاص به حمایت همه جانبه از فیلم برخاستند و در میان نظر سنجی های داخل جشنواره همگی فیلم را سه و نیم یا چهار ستاره ارزش نهادند و هیچ کدام نقد خاصی به فیلم نداشتند که این امر در میان دیگر آثار جشنواره امری بی نظیر بوده است که جمعی از منتقدان به طور یکدست و همه جانبه به حمایت حداکثری از یک فیلم بپردازند.

فرجام سخن این که هر فیلمسازی باید بتواند با در نظر گرفتن قوانین ساخت فیلم و همچنین با عنایت به منافع مردم و امنیت ملی کشور فیلم دلخواه خودش را بسازد و دغدغه های سیاسی و غیرسیاسی خود را به زبان تصویر بکشد و مردم هم به عنوان صاحبان سینما می توانند هر فیلمی را که با عقاید، افکار و سلیقه آنها هم خوانی دارد، دوست داشته باشند و بالعکس.

اما وظیفه منتقد فیلم به عنوان فردی که با چراغی روشن به واکاوی نقاط تاریک و روشن اثر هنری می پردازد، این نیست که منافع و علایق شخصی و حزبی خود را وارد بحث «زیبایی شناسی فیلم» کند و تماشاگر را با این جهت گیری منحرف سازد و ارزش روشنگری و تحلیل اندیشمندانه را زیرسوال ببرد.

پژوهشم**9280**2002**9131

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال