فرهنگ را دریابیم

تهران- ایرنا- فرهنگ، ارزش ها و باورها در هر جامعه ای از حساسیت بالایی برخوردار بوده و گاه در مقابل تغییرات سریع در این عرصه واکنش هایی در حد انقلاب نیز نشان داده می شود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، تغییرات فرهنگی پیوسته در حال رخ دادن است اما سرعت آن در مقایسه با دگرگونی های فنی و مهندسی بسیار کند به نظر می رسد. برعکس دنیای تکنولوژی و پزشکی که سرنوشت شان در آزمایشگاه ها و کارخانه ها و توسط معدودی از مهندسان و پزشکان تعیین می شود، از ویژگی های فرهنگ این است که بیشتر در بستر زندگی روزمره تغییرات آن رقم می خورد. فرهنگ همچون هوا در بتن زندگی روزمره ما جاری است و آن را گاه می شود در قالب رفتارها، نوع پوشش، خوردوخوراک، آیین ها، مراسم و شیوه تعامل با یکدیگر مشاهده کرد وگاه درقالب افکار، عقاید و باورها در ذهن ما جای گرفته و آن را نمی شود دید، فقط می دانیم هست و احساسش می کنیم. جهان فرهنگ جهانی است که در آن تنها می توان در بازه های زمانی بلند مدت و نهایتاً میان مدت انتظار تغییر و دگرگونی داشت. نمی شود در این جهان یکشبه همه چیز را دگرگون کرد. مثلاً هیچ حکومتی نمی تواند جامعه تحت حاکمیت خود را طی زمانی کوتاه از جامعه ای سنتی به جامعه ای مدرن تبدیل کند. این نکته ای است که در سراسر دوران پهلوی از آن غفلت شد. رقم خوردن انقلاب اسلامی را می توان از این دریچه نگریست.
برای رسیدن به تصویری از جامعه ی پسا انقلابی باید در ابتدا خوانشی هم از جامعه پیشا انقلابی داشته باشیم. از آنجایی که فرهنگ وجه غالب انقلاب اسلامی در سال 1357 بود باید این فرهنگ در خوانش دوران پیش و پس از انقلاب نیز وجه غالب را داشته باشد. فرهنگ از آنجا اهمیت دارد که انقلاب اسلامی اقتصاد و سیاست را هم در خدمت فرهنگ می بیند. اگر چنین نبود پسوند اسلام برای آن به کار نمی رفت.
در دوران پیشا انقلاب فرهنگ به نوعی آماج تغییرات سریع در حوزه های اقتصادی و تکنولوژیکی قرار گرفت. در نتیجه، امر معنوی و نظام ارزشی پیرامون آن به شدت از این تغییرات آسیب دید و جامعه به سمتی می رفت که وجود و هستی فردی و اجتماعی افراد بیش از هر زمانی با محوریت ارزش های مادی از نو بازسازی می شد.
جامعه، پذیرای تغییر نظام ارزشی جمع گرای معنوی را نداشت. در این نظام ارزشی خانواده، زن، حجاب، اعتقادات دینی و... از اهمیت دوچندانی برخوردار بود. تغییرات ناشی از مدرنیته این هسته های کانونی نظام ارزشی را هدف گرفته بود.
البته در کنار این نظام ارزشی فرهنگی یک نظام ارزشی سیاسی نیز با محوریت مبارزه با استکبار و استبداد و مفاهیمی نظیر استقلال و آزادی وجود داشت. همچنین در کنار این دو، امر اقتصادی نیز با غلبه فقر و نابرابری،شکاف طبقاتی، فساد، تورم و گرانی و... مفاهیمی چون عدالت، برابری، رفاه و... را وارد ادبیات انقلاب کرد.
نمی توان در خوانش جامعه پیشا انقلاب سه امر فرهنگ، سیاست و اقتصاد را به راحتی از یکدیگر جدا کرد اما می توان ادعا کرد که این سه هم وزن نبودند و غلبه با فرهنگ بود.
درواقع اگرچه نظام ارزشی با محوریت سیاست و اقتصاد در سطح نخبگان از اهمیت خاصی برخوردار بود و به شعارهای توده ای نیز بدل شده بود اما برای جامعه ای که در آن سنت و اعتقادات وجه غالب در زندگی روزمره مردم و حتی اکثریت شهرنشینان بود، به نظر می رسد ترس از فروپاشی نظام ارزشی فرهنگی بیشتر از سایر عوامل مردم را به خیابان ها می کشاند.
اما در مورد فرهنگ و نظام ارزشی وضعیت متفاوت تر است. ما در چهلمین سال انقلاب با نسل و یا نسل هایی از جوانان و نوجوانان روبه رو هستیم که درک و تجربه ای از انقلاب ندارند. جوانان و دهه های 30، 40 و حتی نوجوانان دهه 50 در دوران دفاع مقدس نشان دادند که این نظام ارزشی و ایده آل هایی که انقلاب اسلامی نوید آن را داده بود تا چه حد هویت آنها را شکل داده و در خود ذوب کرده بود.
امروز جوانان و نوجوانان متولد دهه های 70 و هشتاد بسیار متفاوت هستند. رصد سبک زندگی و کنش روزمره آنها نشان از تغییراتی گسترده در نظام ارزش های فرهنگی و اجتماعی در جامعه دارد. امر فرهنگی به شدت تغییر کرده و همچنان در حال تغییر است. شکی نیست این تغییرات بیشتر با ابزار تکنولوژی در حال وقوع است. تغییرات تکنولوژیک به ویژه در دو دهه اخیر بسیار سریع اتفاق افتاده و با گسترش گوشی های هوشمند و فضای مجازی تغییرات فرهنگی نیز بیش از هر زمان دیگری در همه ابعاد زندگی در حال رخ دادن است. نکته قابل توجه این است که در این تغییرات غلبه با ارزش های مادی است.
ارزش های مادی با محوریت پول با سرعت دارد جای ارزش های معنوی را می گیرد. امروزه پول تنها یک ابزار مبادله نیست بلکه به متر و معیاری برای سنجش جایگاه و پایگاه اجتماعی بدل شده است. درواقع تغییرات به مسیری وارد شده است که جامعه برای مسدود کردن آن چهار دهه قبل انقلاب کرده بود.
مدیریت این تغییرات به راحتی قابل انجام نیست. امروزه هر فردی از بزرگ و کوچک و زن و مرد در طول شبانه روز دنیایی را با خود حمل می کند، دنیایی که همزمان با حمل آن درونش هم زندگی می کند. این دنیا آنگونه که از نامش پیداست چندان هم مجازی نیست، بلکه برعکس خیلی هم واقعی است. امروزه جریان تغییرات فرهنگی بیش از هرجای دیگری در این دنیا در حال رخ دادن بوده و از آن سرچشمه می گیرد. آیا برای مدیریت دنیای مجازیِ واقعی برنامه ای داریم یا خیر؟ اگر داریم تا چه حد کارساز است؟
مسئله اینجاست که همزمان با تغییرِ پیوسته در حال وقوع نظام ارزشی در فضای مجازی و حرکت آن به سمت مادی گرایی، تغییرات لازم در امر اقتصادی که بنیان مادی یک جامعه را شکل می دهد روی نداده است. از این رو امروزه برای مثال در امر اقتصادی ما با معضل هایی همچون فقر و بیکاری روبه رو هستیم. بنابر این، از یک طرف جامعه به سمت نظام ارزشی مادی با محوریت پول کشیده شده و از طرف دیگر بسترهای اقتصادی لازم برای مدیریت این تغییر فراهم نیست.
همچنین در امر سیاسی هرچند تفاوت هایی حاصل شده است اما پایین بودن حضور جوانان در اداره جامعه و سیاستگذاری یکی از چالش های امروز در مدیریت کشور است. فراهم شدن سازوکارهای لازم برای مشارکت جوانان در مدیریت جامعه ضرورت دوران کنونی است. شاید اجرای قانون بازنشستگی در این اواخر نشانه ای از درک این ضرورت باشد.
پس برای بازگرداندن جامعه به مدار ارزش های معنوی باید بیش از پیش به اقتصاد و سیاست اهمیت دهیم. نسل های امروزی حاملان برنامه های توسعه در آینده هستند. فراهم شدن زمینه های مشارکت آنها در اقتصاد و سیاست این امکان را به ما خواهد داد که نظام ارزشی از مادی گرایی صرف و با محوریت پول دور شده و به مدار معنویت بازگردد.

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال