در نشست چالش های انقلاب اسلامی بررسی شد

انقلاب اسلامی و آزادی از نگاه دین

تهران - ایرنا - نشست دوم چالش های انقلاب اسلامی در دهه پنجم به بررسی موضوع انقلاب اسلامی و آزادی از نگاه دین پرداخت .

به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا، این نشست با حضور محمود صادقی نماینده مجلس و محمد صادق کوشکی عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد .

** آزادی نفی سلطه گری بیگانه است
کوشکی در این نشست در پاسخ به پرسش که در انقلاب 57 نگاه و معیار مردم و رهبران انقلاب در خصوص آزادی چه بوده است؟ گفت: باید ابتدا کلمه آزادی مفهوم شناسی شود. در گذشته در اسلام و ایران آزادی را به معنای کنونی نداشته ایم.
در عصر قاجار با ورود خارجی ها لیبراته به آزادی ترجمه شد. زمانی که در دوران انقلاب بحث آزادی مطرح شد با توجه به بیانات امام خمینی مفهوم آزادی از بند قدرت های استکباری و دولت مستبد است.
در جامعه 57 خفقان سیاسی بود و در مفهوم شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» استقلال و آزادی در چارچوب دیانت آزادی را تسخیر می‌کند.
امام، شاگردانش و انقلابیون آزادی را نفی سلطه‌ گری بیگانه، استبداد حکومتی و حق تعیین سرنوشت انسانها توسط خودشان می‌ دانستند. جمهوریت در قید اسلامیت در این مفهوم بررسی شد که امام در شکل گیری انقلاب دین را مدنظر قرار داده بودند و جهان ‌بینی از پنجره دیانت اتفاق می افتد.
در دین حق انتخاب وجود دارد و با توجه به قرآن در پذیرش دین اجبار نیست. اما دین مشخص می کند که انسان باید مسئولیت پذیر باشد و نمی تواند برای خود محدوده اجتماعی معین کرده و در محدوده خود به دلخواه کاری انجام دهد، در دین چنین چیزی برنامه ریزی نشده است.

** قید و بند ها خلاف اصل آزادی است
در ادامه صادقی در خصوص این سوال پاسخ داد: اگر به قانون اساسی مراجعه کنیم «آزادی» همان مفهوم مقابله با استبداد و نفی آن تحت عنوان شیوه حکومت در اسلام است.
اصل 3 قانون اساسی در قالب 16 بند وظایف آزادی را ترسیم می کند اعم از نه به استبداد و خود کامگی، آزادی های اجتماعی و تشکل ها، تعیین سرنوشت توسط خود مردم و طرد کامل استبداد است که این مفاهیم مطابق با فهم جامعه از آزادی است و تفاوت‌هایی هم با مفهوم آزادی در مکاتب دیگر وجود دارد.
بهشتی در مناظره خود با کیانوری و پیمان در خصوص آزادی با استناد به قرآن حق انتخاب مردم و مقابله با استبداد را مطرح می‌کند و همچنین تمایزات و ممیزه آزادی را مطرح می کند. در آیات قرآن نیز واژه آزادی معادل لیبرال است و در دین نیز معادل های آزادی با مفهوم لیبرال کم نیست.
فرهنگ اسلامی می گوید که انسان مسلمان حق انتخاب دارد. آزادی در استقلال و قانون اساسی تجلی پیدا کرده است.
بنار قانون اساسی، آزادی حقوقی بیان می‌کند که انسان تسلط و تصرف در مال و جان خود دارد و کاملا آزاد است مگر اینکه آزادی او به دیگران ضرر وارد کند.
دین اصل را بر اساس آزادی می گذارد مگر اینکه قید و بندی خلاف آزادی لحاظ شود که آن هم نیاز به دلیل دارد.
همین مفهوم نیز در لیبرال وجود دارد و در نظام های حقوقی در قانون مدنی نیز منعکس شده است. شهید بهشتی می‌گوید: آزادی تا زمانی مطرح می‌شود که به کسی آسیبی وارد نشود مثل نظم عمومی، امنیت، تبادل اطلاعات تا جایی که جاسوسی نکند یا آزادی بیان تا جایی که کسی تهمت نزند.
شهید بهشتی می‌گوید: آزادی اصل است اما تا جایی که محیط را فاسد نکند و هم به آزادی دیگران لطمه نزنیم و از نگاه اسلامی به آزادی خود نیز صدمه وارد نکنیم.
مهمترین چالش در عصر حاضر نحوه بیان «قیدها» است که قیدها آزادی انتخاب توسط انسان را تحت الشعاع قرار ندهند. آزادی را شهید بهشتی با نگاه به ماهیت انسان اعلام می کند، انسان در حکومت الهی حق انتخاب دارد.
رهبر معظم انقلاب در دانشگاه تربیت مدرس در سال 78 در مورد آزادی گفت: استبداد زد شکوفایی استعداد است. وجود قید و استعداد شکوفایی را در پی ندارد.
مسئله مهم طرح قیدها است، اینکه طوری مطرح نشود که از اصل خارج شویم زیرا اصل بر آزادی است. قید و بند ها خلاف اصل آزادی است و اجرای آنها نیاز به دلیل دارد.

** قانون اساسی بازنگری شود
در ادامه کوشکی در پاسخ به این سوال که عملکرد کشوردر طول سال های گذشته در مورد آزادی چگونه بوده است، گفت: باید پاسخ یک سری نکات را در مقابل اظهارات آقای صادقی بدهم، اسلام اصالت را بر پایه آزادی نگذاشته است و آزادی در اسلام به معنای لیبرال نیست.

قانون اساسی در مورد همه اصول در سطح کلان توضیح داده است، اما مهمترین مسئله این است که قانون اساسی تبدیل به قوانین کاربردی و به روز نشده است.
در خصوص تحصن و راهپیمایی گفته شده تجمع شهروندان نباید مسلحانه و مخل مبانی اسلام باشد اما باید بگوییم به عنوان مثال اگر فردی نصف شب بدون اسلحه در خیابان آلودگی صوتی ایجاد کند نیز ذیل این قانون قرار می گیرد؟
پارلمان و مجلس در طول ادوار باید قوانین را کاربردی، منطبق با زمان و اجرایی می کرد. قوه قضاییه نیز به مسائل آزادی به طور جدی وارد نمی شود و مبانی و اصول مربوط به آزادی زمین مانده هر کسی نسبت به آن سلیقه ای عمل می کند.
لیبرال ها بعد از رنسانس تفاسیر آزادی را به روز و قوانین را دوباره تعیین کردند. قوانین لیبرال ها تفاوت‌های زیادی با دین دارد به حدی که شباهت ها دیده نمی شود.
دین آزادی را تکلیف می داند ، حق مقهوم آزادی در دین یعنی مسئولیت داشتن در مقابل تمامی اتفاقات در حالی که در تمدن غرب این موضوع وظیفه نیست. مسلمان در برابر آزادی خود مسئولیت دارد و بازخواست می شود.
آزادی بدون مسئولیت در افق دینی نیست ، بنابراین آزادی در دین اصل نیست. اگر آزادی اصل قرار بگیرد محصولاتی نامطلوب خواهد داشت که توجیه ندارد.
بنابراین مهمترین اقدامی که در مورد آزادی انجام نشده ، کاربردی نشدن و وجود تفسیر به روز شده از آزادی است.

** باید عقاید دیگران را بپذیریم
صادقی در این باره گفت : این اشتباه است که مفهوم آزادی را در لیبرال و دین جدا می کنید. شهید مطهری می‌گوید لیبرال از مکتب اسلام است و به وفور دیده می شود اما ممیزه هم وجود دارد و نباید موضوع شباهت لیبرال و دین را انکار کنیم زیرا دچار شعار زدگی شویم.
انسان در اسلام آزاد است و اگر محدودیتی هم وجود داشته باشد حتما باید دارای دلیل باشد.
برای شکوفایی و تمدن اسلامی باید پذیرش افکار و عقاید دیگران را داشته باشیم. زیرا رمز شکوفایی تمدن غربی در آزادی است که انسان می تواند فکر کند، حرف بزند، حکومت و نظام سیاسی خود را نقد کند و حق مخالفت دارد.
آزادی انسان را رشد می‌دهد اما به معنای بدون قید بودن و آزادی غیر مسئولانه نیست. در اصل 27 قانون اساسی به خوبی تشکیل اجتماعات و راهپیمایی را توضیح داده است و حتی زمانی که راهپیمایی با اجازه وزارت کشور به شورای نگهبان فرستاده شد، شورا اعلام کرد این لایجه مغایر با قانون اساسی است و بالاخره مجلس این لایحه را با سکوت شورای نگهبان نه تایید آن تصویب کرد.
در حال حاضر در خصوص آزادی «قید» مهمتر عنوان می‌شود. قید و شرط مبنا شده و خود اصل «آزادی» در حاشیه و تحت الشعاع قید ها قرار گرفته است.

** توجه به آزادی اندیشه ضرورت دارد
کوشکی در پاسخ به اینکه بهتر است در آینده در خصوص آزادی چه اقداماتی صورت بگیرد، گفت: در آینده توجه به «آزادی اندیشه» مورد نیاز است. باید برای آزادی اندیشه تمرین کنیم زیرا در این خصوص تجربه وجود ندارد.
اگر این نوع آزادی نباشد تمدن سازی و رسیدن به یک زندگی مدنی آزاد نخواهیم داشت. این موضوع در ابتدا متعلق به اندیشه ورزان است و آنها باید تعریف و استانداردهایی ایجاد کنند. آزادی اندیشه در حوزه خود اندیشه ورزان تعریف می‌شود و نه در حوزه ماهیت حقوقی و پارلمان ها. اندیشه ورزان باید تبادل نظر و چارچوب سازی کنند که آزادی اندیشه به چه چیز نیاز دارد زیرا ضرورت است.

** قانون اصلاح جرم سیاسی
صادقی در پاسخ به این سوال اظهار کرد: در مجلس امسال قانون نحوه اجتماعات و راهپیمایی ها تهیه شده و در چرخه قانونگذاری قرار گرفته و همچنین قانون جرم سیاسی اصلاح و به مجلس تحویل داده شده است .
در خصوص اینکه آقای کوشکی می گوید باید در حوزه آزادی اندیشه، اندیشه ورزان چارچوب سازی کنند باید بگویم نباید جامعه طبقاتی شود و یک بخش آزاد باشد و بخش دیگر جامعه به آزادی نرسد. ما در تربیت افراد با اندیشه آزادی مشکل داریم از دوران دانش آموزی باید به آنها مفهوم آزادی را بیاموزند که به این شیوه مفید تر است.
نگاه انقلابیون 57 وحدت، تمامیت ارضی، آزادی، استقلال دولت و مردم را نشان می‌دهد که همه در مبنای آزادی خلاصه می شود.
در آن زمان شاه که به مدرسه فیضیه حمله کرد و طلاب را که اعلامیه های امام را در حجره های خود داشتند، نیروهای بیگانگان خواند. نباید این بلا امروز به سر آزادیخواهان بیاید به آنها بگویند که مهره خارجی‌ها هستند.
قانون اساسی چیزی است که ما در انقلاب می خواستیم و حفظ آن نیاز به ایثارگری دارد. بسیاری از دولت‌ها آزادی را برنمی‌تابند ، نمایندگان مجلس باید از آزادی مردم دفاع کنند و نطق مجلس باید آزادی و دفاع از آن باشد که این خود نشان‌دهنده مردم‌سالاری دینی است. اصل ، آزادی است و بقیه شرط خلاف است و اجرایی کردن قانون اساسی بهترین ابزار ایجاد آزادی است.
کوشکی در پاسخ به اظهارات عنوان کرد : قانون اساسی کلان است، باید شفاف و به روز شود، تمدن غرب بر اساس قوانین شفاف رشد کرده است و باید قواعد، قانون اساسی شفاف کاربردی و به روز شود.

**9465**1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال