نیویورک تایمز: تروریسم با جنگیدن مهار نمی شود

تهران- ایرنا - نیویورک تایمز در سرمقاله خود نوشت: 17 سال جنگ بی حاصل در افغانستان ثابت کرد تروریسم یک 'تاکتیک' است که با تکیه بر اصولی غیر از جنگیدن مهارشدنی است.

به گزارش روز سه شنبه ایرنا، نیویورک تایمز روزنامه نزدیک به دمکراتها و از مخالفان 'ترامپ' در این سرمقاله آورده است:
در 14 سپتامبر 2001 کنگره بزرگ ترین چک سفید امضا در تاریخ آمریکا را به دولت داد و این صلاحیت را به دولت ' جورج بوش' اعطا کرد تا در مبارزه با تروریستها از قوای مسلح استفاده کند.
کنگره به دولت بوش اختیار داد تا با استفاده از نیروی قهریه به 'طالبان' که یک نیروی بنیادگرای اسلامی حاکم بر کشور افغانستان بود و مغز متفکر حملات 11 سپتامبر همان سال یعنی 'اسامه بن لادن' را تحویل آمریکا نداده بود؛ حمله کند.
این طرح با رای اکثریت اعضاء سنا و مجلس نمایندگان به جز یک رای مخالف تصویب شد. تنها رای مخالف متعلق به ' باربارا لی' عضو دمکرات مجلس نمایندگان بود که در مخالفت با این طرح گفته بود:' شما دارید افغانستان را به یک «ویتنام» دیگر بدل می کنید'.
لی تصریح کرده بود:' باید مراقب باشیم نگذاریم یک جنگ بی انتها راه بیفتد که نه راه برون رفت از آن را داریم و نه اصلا هدف مشخصی. ما نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم'.
چند روز بعد، بوش در صحن کنگره حاضر شد و طی سخنانی گفت که برنامه اش این است که قدرتهای جنگی جدیدش را به میدان بفرستد.
بوش گفت:' جنگ ما با ترور با القاعده شروع می شود اما به او ختم نمی شود'.
بوش اعلام کرد:' این جنگ فقط زمانی تمام خواهد شد که تک تک گروههای تروریستی که دسترسی جهانی دارند، شناسایی شده، متوقف شوند و در هم شکسته شوند'.
17سال از آن تاریخ می گذرد. امروز قوای نظامی آمریکا در 80 کشور در 6 قاره جهان درگیر ماموریت مبارزه با تروریسم است. کل هزینه ای که این ماموریت نظامی، جنگهای افغانستان و عراق و هزینه های جانبی آن شامل مراقبت از کهنه سربازان بر دوش آمریکا تحمیل کرده است، طبق برآوردهای انجام گرفته تا پایان سال مالی 2019 به رقم 5.9 هزار میلیارد دلار خواهد رسید. تقریبا همه این پول قرض شده که با احتساب بهره آن، رقم این مبلغ بسیار بالاتر از برآوردهاست.
جنگ با ترور، یک ' جنگ ابدی'، ' طولانی مدت' و ' جنگ صلیبی به خطا رفته' نام گرفته است. این جنگ تا امروز جان نیم میلیون انسان را سرتاسر جهان گرفته است.
دیگر دیر شده است تا باز هم به ارزیابی این جنگ بنشینیم.
از سال 2001 تا به امروز بیش از 2.7 میلیون آمریکایی در این جنگ حضور داشته اند و از این تعداد، حدود 7 هزار سرباز وظیفه و حدود 8 هزار پیمانکار خصوصی کشته شده اند.
بالای 53700 تن دچار جراحتهای جسمی شده و تعداد بیشماری هم دچار جراحتهای روحی شده اند. بیش از یک میلیون آمریکایی دچار معلولیت جنگی شده اند و از دپارتمان امور کهنه سربازان مستمری دریافت می کنند.
در راه اثبات این اعتقاد که می گوید ' باید بیرون از مرزها جنگید تا جلوی خونریزی داخل کشور گرفته شود'، چه خونها که ریخته نشد و چه پولهایی که صرف نشد.
بوش در سال 2004 گفت: ' ما داریم با نیروی نظامی مان با این تروریستها در افغانستان و عراق و ماوراء آن می جنگیم تا با آنها در خیابانهای شهرهایمان برخورد نکنیم'.
اما 'نفرت' و 'نفرت پروری' مرز نمی شناسد.
کاملا صحیح است که از 11 سپتامبر به این سو، دیگر هیچ گروه تروریستی حمله ای مرگبار داخل آمریکا انجام نداده است اما این ایدئولوژی تروریستها بوده که در همین مدت در داخل خاک آمریکا 200 حمله مرگبار انجام داده است. اتفاقا شماری از همین حملات را آمریکایی هایی که تحت تاثیر همین تفکر بودند؛ انجام داده اند.
' دونالد ترامپ' با این دستورکار روی کار آمد که یکی از اولویتهای درجه اولش کنترل کردن ماجراجویی نظامی آمریکا در بیرون از مرزها و نیز معطوف کردن منابع محدود کشور بر اولویتهای استراتژیک بود.
درست است که سیاست خارجی ترامپ در بسیاری از عرصه ها، اگر باخت به خود نبوده حداقل غیرعقلایی بوده است.
اما، همین سیاست خارجی به ویژه در این مورد خاص یعنی در محدود کردن مشارکت آمریکا در نبردهای جهانی که بی در و پیکر هم هستند؛ کاملا ' عاقلانه ' عمل کرده است.
'اوباما' هم همین عقیده را داشت.
از نو سنگر ساختن؛ مستلزم از اول شروع کردن همه چیز است.
افغانستان بیش از 17 سال است که درگیر یک جنگ بی انتهاست. در این جنگ، آمریکا نه استراتژی خروج دارد و نه یک هدف متمرکز.
در اوج درگیر بودن ' ناتو' در افغانستان در سال 2011 یعنی حول حوش زمانی که بن لادن در پاکستان کشته شد، افزون بر 130 هزار سرباز از 50 کشور جهان در افغانستان مشغول جنگیدن با طالبان بودند و همزمان ارتش ملی افغانستان را هم می ساختند و آن را تربیت می کردند که بتواند روی پای خود بایستد.
امروز تعداد این سربازان به 16 هزار تن تقلیل یافته و عدد کشورهایی که نیروی ناتو در افغانستان را تشکیل می دهند نیز به 39 کشور رسیده است. بالای 14 هزار تن از این سربازان آمریکایی هستند. ماموریت این نیروها امروز بیش از آنکه رزمی باشد، آموزشی است.
با وجود این کارزار افغانستان و اینهمه تغییر و تحول در این جنگ 17 ساله، اما شوربختانه در گزارش 42 صفحه ای جامعه اطلاعاتی آمریکا از مجموعه تهدیدهای پیش روی آمریکا، هیچ اشاره ای به این جنگ مهم نشده است جز یک پاراگراف که این جنگ را؛ یک 'بن بست' خطاب می کند.
هیئت تحریریه نیویورک تایمز همیشه از جنگ افغانستان حمایت کرده و از کشورهای عضو ناتو بابت کم کاری شان در این زمینه و عدم اعزام نیروی کافی به این کارزار انتقاد کرده است. ما همیشه منتقد دولت بوش بودیم که چرا هیچگاه طراحی بعد از جنگ ندارد و همه منابع لازم را صرف جنگ عراق می کند.
روی کار آمدن دولت منتخب 'اشرف غنی' مایه دلگرمی است اما ناکارآمد است. تاکتیکهای نظامی به خدمت گرفته شده در افغانستان که جان انسانهای بیگناه بیشماری را گرفت؛ مورد انتقاد است. ادعاهای ' پنتاگون ' در مورد پیشرفت جنگ و نزدیک بودن موفقیت؛ قابل تردید است.
' اوباما' هم قول خاتمه دادن به جنگ افغانستان و عقب نشینی از این کشور را می داد.
ترامپ همیشه خواهان پایان دادن به این جنگ بوده است. او پیش از ریاست جمهوری هم در سال 2012 گفته بود که این جنگ به سود منافع ملی کشور نیست. اما وقتی روی کار آمد، مشاوران نظامی اش او را قانع کردند حضور نظامی در افغانستان را تقویت کند. آن طرح، ' برنامه پیروزی' نام داشت و ترامپ می گفت که هدفش این است که طالبان و سایر گروههای تروریستی را ماهرانه در هم خواهد شکست.
امروز همه آن امید؛ به یأس تبدیل شده است. جنگ به نقطه بن بست رسیده و هیچ امیدی به آن نیست.
تنها هدفی که این ماموریت نظامی بدان دست یافت، اجرای عدالت در مورد 'بن لادن' بود که حاصل آمد.
سایر اهداف اظهار شده اعم از ساختن دولتی که بتواند متکی به خود بماند، مراقبت از مردم و مبارزه با دشمنان مردم؛ امکان وقوع ندارند. این اهداف منحصرا' فقط وقتی محقق شدنی است که آمریکا از منابعی استفاده کند که دوست ندارد بر رویشان سرمایه گذاری نماید.
عقب نشینی؛ هیچگاه یک استراتژی نیست.
اما می توان در مورد عقب نشینی نیروهای ناتو تصمیم گیری و آن را سازماندهی و اجرا کرد قبل از آنکه سال به پایان برسد. قبل از آنکه جانهای زیادی از بین بروند و قبل از آنکه آرمان اصلی جنگ گم شود.
فقط در سال 2019 دو نیروی رزمی آمریکا در افغانستان کشته شده اند. در سال 2020 نباید هیچ سرباز آمریکایی در این کشور جان ببازد.
گفت وگوهای دلگرم کننده ای میان آمریکا و طالبان به جریان افتاده که به درستی از آن به عنوان ' تسلیم شدن نیروهای بین المللی از طریق مذاکره' لقب داده اند.
گفت وگوها بدون حضور دولت افغانستان برگزار می شود چون طالبان این دولت را قبول ندارد و آن را عروسک ساخت آمریکا می نامد.
اگر ناتو از افغانستان بیرون برود، دیگر فکر اجرا شدن هر پیمانی با طالبان را باید بکلی از سر بیرون کرد.
هر بحثی پیرامون عقب نشینی صورت گیرد، باید این مهم را به وضوح هم برای طالبان، هم برای دولت کابل و هم برای کشورهای همسایه روشن کند که چنانچه این اجازه به افغانستان داده شود یک بار دیگر به پایگاه تروریسم بین الملل تبدیل شود، آمریکا بازخواهد گشت و این تهدید را بطور کل از ریشه بر خواهد کند.
طالبان هزینه بس هنگفتی برای لنگرگاه بودن بن لادن پرداخت کرده است و هر نقشی در آینده داشته باشد؛ یقینا اشتباهات گذشته را تکرار نخواهد کرد تا باعث شود آمریکا به افغانستان برگردد.
خروج آمریکا؛ تنها نقطه نظر مشترک همه طرفهای درگیر در جنگ افغانستان است.
اکثریت مردم آمریکا هم همین را می خواهند. اگر ترامپ این جنگ را تا پایان امسال به انتها نرساند، امکان دارد کنگره وارد عمل شود و همچون سال 2001 دوباره مجوز استفاده از نیروی زور را تصویب کند. اما این بار کنگره باید در صدور چک سفید امضا برای ریاست جمهوری، تجدید نظر کند.
هیچ کس اینقدر ساده لوح نیست که ادعا کند عقب نشینی حتی در قالب یک توافق اوضاع افغانستان را در کوتاه مدت بهتر خواهد کرد.
چه بسا که این خروج، یک جنگ داخلی خونین در کشور به راه بیاندازد چون هم دولت کابل ضعیف تر خواهد شد و هم ارتش و در عوض؛ این جنگ سالارانند که عرصه را برای تاخت و تاز بیشتر پیدا خواهند کرد و قدرت خواهند گرفت.
جنگ داخلی با ریخته شدن خونهایی هرچه بیشترهمراه خواهد بود. راه افتادن سیل پناهجویان، قطع کمکهای بین المللی و فلج شدن قوای مسلح افغانستان از دیگر نتایج آن است.
**و اما زنان.
زنان افغانستان که در دوران جنگ اوضاع رقت باری داشته اند؛ حالا با خطر جان گرفتن دوباره طالبان و سقوط دولت؛ به وحشت افتاده اند. زنان افغان هراس دارند که با به قدرت رسیدن طالبان؛ رژیم بربریت دوران جاهلیت طالبان که پیش از سال 2001 بر کشور حکمرانی می کرد، دوباره گلوی مردم را خواهد فشرد.
**همسایگان و بازیگران منطقه ای.
با عقب نشینی آمریکا، مسلما کشور دوباره ناامن و بی ثبات خواهد شد. آنجاست که هم خود افغانها و هم طالبان و هم بازیگران منطقه ای اعم از پاکستان، روسیه، ایران، هند و چین فرصت را بدست خواهند آورد و با هم برای یافتن یک راه حل برای بازگرداندن ثبات به افغانستان کار خواهند کرد تا مبادا کشور تبدیل به پایگاه منطقه ای تروریستها شود.
اگر راه حل مورد نظر این باشد؛ آنگاه یک سری از حقوق مدنی مردم که در این سالها احقاق شده است، حفظ خواهد شد. کشور از گزند هجوم تروریستها در امان خواهد ماند و این؛ به نفع همه طرفهاست.
سزاوار است نسلهای آینده کنکاش کنند چرا آمریکا؛ نه رهبرانش اعم از سه رئیس جمهور، نه ژنرالهایش ، نه وزارت خارجه اش؛ نه کنگره اش و نه کاخ سفیدش هیچکدام نتوانستند یک استراتژی برای ختم این قائله پیدا کنند.
سزاوار است همه مردم آمریکا به خصوص رسانه های خبری؛ کنکاش کنند چرا اینقدر ساده لوح و زودباور و منفعل بودند که تصور می کردند، آمریکا بهتر است این طولانی ترین جنگ را در تاریخ خود ثبت نماید.
به حق باید از قوای مسلح کشور قدردانی کرد. این گناه به گردن سربازان نیست که کشور آنها را به ماموریتی بی حاصل فرستاد. این گناه به گردن سربازان نیست که کشور وقتی احساس کرد این جنگ ره به ناکجا آباد می برد؛ همانجا مسیر را عوض کند، اما نکرد.
به خاطر داشته باشیم؛ طولانی ترین جنگ آمریکا، حاصل بزرگ ترین محاسبه غلط بود.
به خاطر داشته باشیم؛ جنگ خارجی یک واکسن در برابر تروریسم بین الملل نیست.
به خاطر داشته باشیم؛ عدد همه گروههای تروریستی اسلامگرا در سرتاسر جهان از سال 2001 تا به امروز چند برابر شده است. در پاره ای موارد، دخالت نظامی آمریکا زمینه ساز آن بوده است.
نزدیک به دو دهه از حملات تروریستی در داخل و خارج آمریکا و بدست مهاجمان بومی و بیگانه می گذرد.
حقیقت قابل فهم از این رخدادها این است که تروریسم یک ' تاکتیک' است نه یک نیروی دشمن که بتوان با آن جنگید و شکستش داد. تروریسم؛ مرز نمی شناسد. تروریسم می تواند در بعضی کارزارها مغلوب شود اما این تاکتیک هیچگاه برای همیشه از بین نخواهد رفت.
برای آنکه هر معامله ای با تروریسم بین الملل برای ابد دوام بیاورد، این مستلزم چند شرط است: تکیه اصولی بر اطلاعات، تکیه اصولی بر بازدارندگی، دیپلماسی و توسعه.
جنگ بی هدف و بی انتها، هیچ مشکلی را حل نمی کند.
سربازان آمریکایی شجاعانه در افغانستان جنگیدند. اینک وقت آن است که به خانه شان بازگردند.
اروپام**1591**1485

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال