در میزگرد دانشجویی «اصولگرایی و اصلاح‌طلبی» مطرح شد؛

پس از اصلاح طلبی و اصولگرایی چه خواهد شد؟- 3

تهران-ایرنا- میزگرد دانشجویی «اصولگرایی و اصلاح طلبی» جمع بندی افراد حاضر در میزگرد ارائه می شود و در بخش پایانی به این مسئله می پردازد که پس از پایان دوگانه اصلاح طلبی/ اصولگرایی چه اتفاقی در فضای سیاسی کشور خواهد افتاد؟

به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا، میزگرد دانشجویی «اصولگرایی و اصلاح طلبی» با حضور سعید پهلوان زاده مسئول بسیج دانشگاه تربیت مدرس، کیا محمد صرفی سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و علیرضا مرکزی دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی توسط کانون اندیشه جوان برگزار شد. در ادامه بخش پایانی این میزگرد را از نظر می گذرانید:

**مجری: بحث ما درباره افول دو جریان سیاسی اصلاح طلب و اصولگراست اما چه می شود که صحبت های شما سه نفر به بحث های سیاسی کشیده می شود. چرا درباره برنامه ها، کارآمدی، معیشت مردم و غیره، بحث نمی شود؟

**مرکزی: یک روزی ملت امید داشتند که جریان آقای خاتمی می آید جریان آقای ناطق را کنار می زند زیرا فکر می کردند کسانی آزادی، معیشت و عدالت را محدود کردند. زمان دیگری می آیند به مجلس هفتم رای می دهند که اصولگراست. اما اکنون اگر از مردم بپرسید که کدام جریان کارآمدتر است؟ می گویند هیچ کدام. آقای سید ابراهیم رئیسی اگر در انتخابات رای می آوردند بنا بود چه برنامه اقتصادی را اجرا کنند؟ چه فرقی داشت با برنامه آقای روحانی؟ امروز اقتصاد به ورشکستگی رسیده است و افراد استعفاء می دهند که از تبعات آن فرار کنند.
در جامعه امید به آینده بسیار کم شده است. در انتخابات 88 عده بسیار زیادی به دلیل آنکه اگر آقای احمدی نژاد بماند وضع بهتر می شود، عده ای هم از ترس استمرار ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و امید به بهبود اوضاع، به آقای موسوی رای می دهند. شما هرچه به جلوتر حرکت می کنید می بینید رای ها سلبی تر می شود و ایجابی بودن و امید به آینده کمتر می شود؛ این مسائل انقلاب اسلامی است که بر اساس امید شکل گرفته است. امید به تمدنی که قرار است شکل بگیرد نه اینکه تورم فلان درصد شود. ما وقتی می خواهیم دستاوردهای انقلاب اسلامی را بشماریم یک سری چیزهای تکنوکراتیک و تکنولوژیک را عنوان می کنیم اما نمی گوییم در زمینه عدالت و آزادی چه کرده ایم؟ اگر بخواهیم ببینیم انقلاب اسلامی به هدف خود رسیده است باید ببینیم آیا استقلال ما بیشتر شده است؟

اینکه در کشور ما بحث نفوذ و پارتی مطرح است در چارچوب انقلاب هست یا نیست؟ آیا این موضوع در جریانات اصلاح طلب و اصولگرا هست یا نیست؟ چرا جریان ها از هم افشاگری نمی کنند؟ به خاطر این است دست هر دو آلوده است! نتیجه این می شود که مردم دو جناح و جریان را پس می زنند زیرا حلقه قدرت اینها هستند. حالا می گویند اصلاح طلب اصیل آن دو حزب بودند! نه خیر همین ها هستند که اکنون حضور دارند. تجربه نشان داده است که تفاوتی نمی کند که اصلاح طلبان سرکار باشند یا اصولگرایان. اگر رئیسی رای می آورد چه کاری در اقتصاد می کرد که دلار 20 هزار تومان نشود؟ ما مبانی و خط کشی برای سنجش تفاوت های دو جریان نداریم. حنای این دو جریان دیگر برای مردم رنگی ندارد و راهی جز شفافیت باقی نمانده است. می دانند که اگر انتخابات مجلس بعد استانی نشود قطعاً هر دو جناح شکست سختی خواهند خورد.

** صرفی: وقتی می گوییم اگر شخصیت های تراز اول اصلاح طلبان رد صلاحیت نمی شدند طور دیگری می شد یعنی وقتی این افراد تایید می شوند نشان از این است که تغییر رویکرد در نهاد شورای نگهبان رخ داده است و صرفاً این نیست که چند نفر تایید شده اند یا رد بلکه این تغییر نشان دهنده این است که گشایش زیادی در جامعه هم به وقوع پیوسته است. یکی از پایه ها و اصول اساسی دموکراسی، جامعه مدنی است. تا وقتی که جامعه مدنی قوی نداشته باشیم، اصناف، احزاب و انجمن های ما پایگاه‌شان در جامعه مدنی نباشد مسلم است که اگر هر دو جناح هم فاسد باشند افشاگری نمی شود. زیرا اصلاً کسی نمی خواهد که افشاگری شود! چه نهادی است که فلان مسئول را مخاطب قرار دهد که چه کردی؟ چیزی که در این وضعیت رخ می دهد وقایع دی ماه پارسال است. مردم نمی توانند بپذیرند که مسئولان هر کاری بکنند و می گویند ما خود را در هیچ کدام از این دو جناح نمی بینیم و آلترناتیو ما یک چیز دیگر است.

یک صدایی در بین مردم وجود دارد که یک سری مطالبات را به مسئولان گوشزد می کند اگر سیاسیون ما نتوانند این ضرورت ها را درک کنند، خب مسلم است که مردم از همه جریان ها می گذرند. جایگزین این وضعیت یا رادیکالیسم است یا پوپولیسم یا حتی فاشیسم کما اینکه در شعارهای مردم هم دیدیم. راهکار چیست؟ گسترش دموکراسی. اگر این دموکراسی راهکار نیست و اگر غربی است چه جایگزینی پیشنهاد می دهند؟ ما در قانون اساسی داریم که حق حاکمیت از آن خداست اما به مردم تفویض شده است یعنی حق حاکمیت از آن مردم است و این یعنی دموکراسی. تا وقتی نهادهای قانونی مانع از تشکیل اصناف، احزاب، تشکل های مستقل و غیره، شوند، نمی توانیم امیدوار باشیم که شفافیت به وجود بیاید. شفافیت یک مطالبه است و تحقق آن سازوکار می خواهد. ما می توانیم رای بدهیم به نمایندگان مجلس تا مطالبات ما را اجرایی کنند اما وقتی نهادی نداشته باشیم که نماینده را مورد مواخذه قرار دهد، بی فایده خواهد بود.

** مرکزی: بحث من این نیست که نام دموکراسی غربی است! صحبتم بر سر این است که دموکراسی مثل خیلی از مفاهیم دیگر غربی، دارای اشکال است. می گویند حاکمیت از آنِ مردم است اما کدام مردم؟ 49 درصد یا 51 درصد؟ آیا این نشد دیکتاتوری اکثریت بر اقلیت؟ باعث نشد داخل یک چارچوبی این دموکراسی محصور شود؟

** صرفی: اساس جامعه مدنی اعمال رای اکثریت و از سوی دیگر مانع شدن از حذف اقلیت است.

**مرکزی: جان لاک می گوید فرصت برابر آیا در کشورهای لیبرال این فرصت برابر وجود دارد؟ خیر! آیا در کشورهای سوسیالیستی سابق که می گفتند: «برابری، برادری/ حکومت کارگری» آیا این وجود داشت؟ خیر! درست است که در دموکراسی هم می گویند حفظ حقوق اقلیت اما در واقعیت چیز دیگری شکل می گیرد. من همین سوال را راجع به انجمن های اسلامی هم دارم. انجمن اسلامی یعنی ما قائل به تمامی مبانی اسلام هستیم اما خیلی از دوستان این انجمن ها می گویند که مبانی ما اسلام نیست اما اسم اسلامی با آن هست و به عنوان تشکل اسلامی تلقی می شود. وقتی که مبانی ما اسلام است یعنی این دین برای حکومت، جامعه، سیاست و غیره، بهترین تئوری را ارائه خواهد داد. متاسفانه ما التقاطی عمل می کنیم و آن را به عنوان تئوری ارائه می دهیم و ممکن است این ماجرا در جمهوری اسلامی هم اتفاق بیافتد. امام قبل از فوت دستور بازنگری در قانون اساسی را می دهند، اکنون هم ما نیاز به بازنگری داریم. اگر قانون اساسی و قوانین جانبی ما خیلی محکم و قاطع بودند این وضع ما نبود که قانون پشیزی نه برای مردم نه برای مسئولان ارزش ندارد.

** مجری: اگر دوستان جمع بندی کلی خود را مطرح کنند ممنون می شوم.

** پهلوان زاده: احزاب چه تحت عنوان اصلاح طلب چه اصولگرا، چه انقلابی و چه ضد انقلابی، در صورتی برای کشور مفید خواهند بود که به افزایش کارآمدی نظام و حل مشکلات مردم کمک کنند. تا زمانی که برای ابعاد مختلف برنامه نداشته باشند که در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت راهگشا باشد قطعاً بود و نبود آنها برای کشور تفاوتی نخواهد کرد. تا زمانی که به این رشد، بلوغ و تعالی احزاب ما نرسند، کارکردی برای کشور نخواهند داشت و اگر قرار است احزاب متکثر به وجود بیایند تا زمانی که واجد شرایط نشدند و پشتوانه مردمی ندارند، مجوز فعالیت پیدا نکنند.

** صرفی: ابتدا چند تا موضوع را به صورت کوتاه بگویم؛ نماینده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران هستم. از آن جایی که سال‌هاست مجوز اتحادیه به انجمن ها و تشکل های اصلاح طلب داده نشده است لزوماً من هم نماینده اتحادیه‌ای نیستم و راجع به انجمن هایی که مبانی غیراسلامی دارند پاسخگو نیستم. اما آن چیزی که ما در اساسنامه و سازوکارهای قانونی خود به آن استناد می کنیم پذیرش قرائت های متفاوت از اسلام و پایبندی به اسلام با قرائت روشنفکری دینی است. بحث دیگر هم این است که انجمن تهران در سال 1321 تشکیل شد و بیش از 76 سال سابقه دارد در حالی که جناح چپ بعد از انقلاب شکل گرفته است! وقتی ما از اصلاح طلبی صحبت می کنیم به عنوان یک مشی است نه به عنوان یک جریان.

آن چیزی که من امروز می بینم که باعث ناکارآمدی سیستم سیاسی ما می شود نبود نهادهایی است که از آن طریق مسئولان را مورد مواخذه قرار دهیم. چنین نهادهایی اگر بخواهد تشکیل شود نیاز به یک سری اصلاحات ساختاری است؛ یک سری موانع قانونی و سیاسی وجود دارد. روح این پرسش و مواخذه در قانون اساسی وجود دارد. وقتی می گوییم میزان رای ملت است یعنی می پذیریم که ملت می تواند از مسئول مورد نظر مطالبه کند. اما صرف وجود این روح باعث کارآمدی نمی شود ما باید بتوانیم موانع را کنار بگذاریم و گشایش هایی در فضای سیاسی ما به وجود بیاید تا بتوانیم دموکراسی و حق حاکمیت مردم را اجرایی کنیم و از قبل آن است که می توانیم سیاست های دیگری را پیگیری کنیم.

** مرکزی: شفافیت مقدمه همه این مسائل است. اگر ما شفافیت آراء داشتیم در مجلس –طرح آن را امضاء می کنند اما به آن رای نمی دهند!- می توانستیم بفهمیم که هر کسی چه نظری دارد و چگونه باید با او برخورد کنیم.

*9221**1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال