در میزگرد دانشجویی «اصولگرایی و اصلاح طلبی» مطرح شد؛

تحزب پس از سال 88 به کدام سمت رفت؟ -2

تهران- ایرنا- در بخش دوم میزگرد دانشجویی «اصولگرایی و اصلاح طلبی» به این موضوع پرداخت شده است که کدام تحزب راهگشاست؟ در این میان به مسائل سال 88 پرداخته شده و تحزب را بعد از این وقایع بررسی می کنند.

به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا، میزگرد دانشجویی «اصولگرایی و اصلاح طلبی» با حضور سعید پهلوان زاده مسئول بسیج دانشگاه تربیت مدرس، کیا محمد صرفی سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و علیرضا مرکزی دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی توسط کانون اندیشه جوان برگزار شد.

در ادامه بخش دوم این میزگرد را از نظر می گذرانید:

**مجری: روی صحبت ما همین است که شما تحزب و حزب را در چند دسته می بینید؟ یکی بحث نخبگان است و دیگری توده مردم.

**صرفی: بحث اگر احزاب فراگیر باشد به نظر من راهی به جز توده‌گرایی نیست؛ احزاب موثر در تاریخ هم فراگیر بودند و از پایین شکل گرفتند نه اینکه یک سری نخبگان سیاسی بیایند آن احزاب را تاسیس کنند. شاید این طور به نظر بیاید که جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب با اینکه احزاب فراگیر بودند، حول نخبگان شکل گرفتند؛ بیایید اینطوری نگاه کنیم که نخبگان وقتی مطرح شدند که مردم خواسته های اصلاح طلبانه خود را بیان کردند. اکنون 200 تا حزب داریم که هر کدام حول یک فرد سیاسی شکل گرفته اند، که خیلی از آنها را به اسم نمی شناسیم؛ چنین وضعیتی به پوپولیسم ختم می شود و افراد ادعا می کنند که فراجناحی هستند!

**مرکزی: تمام تئوری هایی که راجع به حزب و جامعه مدنی گفتید، غربی هستند ، ما عملاً داریم آنها را تکرار می کنیم و قطعاً در جمهوری اسلامی جواب نخواهند داد. ما گفتیم که دموکراسی را به معنای غربی آن قبول نداریم. در مورد سال 88 بگویم که از طرفی تلاشی خارجی بود برای براندازی و از طرف دیگر تلاشی داخلی بود برای زمین زدن دولتی غیرخودی. من قبول ندارم که 88 را یک جناح یا جریان به راه انداخته است زیرا شواهد این را نمی گوید.

دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب از پایین شکل نگرفتند و از مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری در دوره هاشمی بیرون آمدند. آن چیزی را که راجع به حذف یک جریان گفتند من قبول ندارم زیرا تمام افرادی که در سال 88 برای میرحسین موسوی کار می کردند در سال 92 در قالب دولت اعتدال روی کار آمدند و در سطوح بالای مدیریتی حضور دارند.

دولت احمدی‌نژاد غیرخودی بود و خیلی از اصولگرایان و اصلاح طلبان آن را قبول نداشتند زیرا سفره آنها را پر نمی کرد و وقتی این دولت کنار رفت می بینیم که همه این جریانات در کنار هم حضور دارند. البته اصلاح طلبان سال های 76 تا 78 به طور علنی به نظام حمله می کردند اما اکنون در محافل خصوصی این حرف ها را می زنند.
در انتخابات شوراهای شهر سال 81 همه جریان ها حضور داشتند اما هیچ کدام رای نیاوردند و شورا به دست جریانی می افتد که تازه ظهور کرده و آقای احمدی نژاد را به عنوان شهردار انتخاب می کنند. اگر بخواهیم اسلامی نگاه کنیم باید تعدد و تکثر به تعدادی که در کشور هست، وجود داشته و ملاک برای تعیین صلاحیت، ملاک های انقلابی باشد.
در این صورت اکثر مسئولان که قائل به این ملاک ها نیستند باید کنار گذاشته شوند. برجام، FATF و غیره، مشخص است که خلاف استقلال کشور است منتهی می بینیم هر دو جریان این را تصویب می کنند و با این عمل از دایره انقلابی گری خارج می شوند. شعار «اصلاح طلب، اصولگرا/ دیگه تمومه ماجرا» برای براندازان نیست بلکه شعار تمام ملت است.


** مجری: شما گفتید که در زمینه احزاب باید قائل به تکثر باشیم. مقدمه واجب تکثر پلورالیسم و نسبی گرایی سیاسی- اجتماعی است و ممکن است گروهی به انقلاب و ولایت فقیه معتقد نباشند و فیلتری به نام شورای نگهبان آنها را رد می کند. این به نظر من تناقض است که شما به تکثرگرایی معتقدید اما می گویید معیار تعیین صلاحیت را بگذاریم انقلابی گری.

**مرکزی: باز هم شما از مبانی غربی استفاده می کنید. وقتی ما حرف از تکثر می زنیم در چارچوب جمهوری اسلامی است.

** مجری: این مصادره به مطلوب نیست؟

** مرکزی: مصاحبه های امام در پاریس و پیش و پس از آن را بخوانید؛ امام هم به چنین چیزی قائل هستند و می گویند اگر احزاب بخواهند توطئه ای علیه انقلاب تدارک ببینند مجاز به فعالیت نیستند. در هر کشوری کسانی می توانند روی کار بیایند که قانون آن کشور را قبول داشته باشند و هر کسی ادعای آزادی و تکثر مطلق داشته باشد، دروغ است. در انتخابات مجلس اول همه حضور دارند باز حزب جمهوری اکثریت مجلس را در اختیار می گیرد. چون اراده ملت به این سمت بوده است. شاید یک روز ملت بخواهند که جمهوری اسلامی نباشد! بر طبق تئوری هایی که امام دادند آن روز دیگر جمهوری اسلامی نباید باشد. در سیاست‌های کلی انتخابات که حضرت آقا ابلاغ کردند چندین مورد گفته شده که متاسفانه رعایت نمی شود؛ یکی شفاف‌سازی خرج های انتخاباتی است و دیگری شفافیت فرآیند تعیین صلاحیت‌هاست. شفافیت باید برای مردم وجود داشته باشد.

** مجری: آقای پهلوان زاده، نظر شما راجع تکثرگرایی در احزاب و توده مردم چیست؟

** پهلوان زاده: یک مبنایی برای پلورالیسم سیاسی باید وجود داشته باشد و آن هم قانون اساسی است. هر حزب و گروهی که به طور رسمی در جامعه ظهور و بروز دارد بایستی التزام خود را به مبانی کشور اعلام کند و در ادامه هم به آن پایبند بماند. دلیل انحلال حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب را باید در همین جا جست وجو کرد. آنها در برهه ای از مبانی و التزامات، عملاً خروج کردند و وارد فازی شدند که عملاً در مقابل حاکمیت و نظام ایستادند و مبانی قانونی را نقض کردند و به این علت بود که قوه قضاییه رای به انحلال این احزاب داد.

**صرفی: کدام بند قانون؟

** پهلوان زاده: سران این احزاب در جریان فتنه 88 جزء لیدرها بودند و کسانی بودند که بعد از لو رفتن خانه قیطریه بازداشت و محاکمه شدند. اینها با عناوین مجرمانه ای مانند اقدام علیه امنیت ملی مواجه و بر این اساس این احزاب منحل شدند. تا زمانی که احزاب در چارچوب باشند قطعاً کسی جلوی فعالیت آنها را نخواهد گرفت ولی اگر احزابی دوباره بخواهند راه آنها را بروند صلاحیت افراد بررسی می شود و باتوجه به آن تصمیم گیری می شود.

** صرفی: من چند چیز را نفهمیدم؛ اینکه دوست ما صحبت از اراده ملت می کنند و انتخاب مجلس اول را مثال می زنند. در این انتخابات مهندس بازرگان نفر سوم تهران شدند ولی بعداً ایشان و نهضت آزادی به اسم لیبرال بودن حذف شدند. در همین انتخابات کریم سنجابی رهبر جبهه ملی نفر اول کرمانشاه شدند اما اعتبارنامه او باطل می شود. اگر بحث اراده ملت است چرا اینها را نمی بینیم؟

** مرکزی: مهندس بازرگان را چه کسی کنار زد؟ ایشان خودشان استعفاء داد. نهضت آزادی چگونه کنار رفت؟

**صرفی: نهضت آزادی همانگونه کنار رفت که احزاب دیگری بعداً کنار رفتند. وقتی می گوییم لیدرهای جبهه مشارکت یا سازمان مجاهدین انقلاب تخلف کردند باید به آن رسیدگی شود...

** پهلوان زاده: تخلف با جرم خیلی متفاوت است.

** صرفی: به فرض 20 نفر از لیدرهای یک حزب جرم کرده باشند، این باعث نمی شود که آن منحل شود.

** پهلوان زاده: یک حزب تا زمانی ماهیت حزب دارد که از چارچوب ها خارج نشود. سفارت آمریکا زمانی اشغال شد که از ماهیت یک سفارتخانه خارج و تبدیل به لانه جاسوسی شده بود.

** صرفی: ما باید ببینیم که التزامات افراد به قانون اساسی چگونه است وگرنه این ادعا که در جمع خصوصی فلان حرف را زدند، نمی تواند مبنای عمل باشد. مهندس موسوی هیچ وقت صحبتی مبنی بر اینکه این حاکمیت باید برود نداشته اند و همواره گفته اند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه بیشتر...

** پهلوان زاده: صلاحیت داشتن لزوماً بر اساس گفتار ظاهری شما نیست. مردم تنها کسانی نیستند که قضاوت می کنند طبیعتاً کشور دارای نهادهای نظارتی است که بنابر وظیفه خود کارهایی را که افراد و جریان های سیاسی انجام می دهند رصد می کنند.

**صرفی: کدام نهادها؟

** پهلوان زاده: از وزارت اطلاعات گرفته تا اطلاعات سپاه این رصد را انجام می دهند و اطلاعاتی را که به دست می آورند برای قوه قضاییه ملاک است و قطعاً مبنای قضاوت قرار خواهد گرفت.

** صرفی: تبعات انتخابات 88 و بعد از آن چه بود؟ یک سری جریان ها منزوی شدند. الان حزبی شکل گرفته به نام اتحاد ملت که اعضای این حزب مدام احضار می شوند و یا مثلاً آقای تاج زاده نمی تواند در دانشگاه ها سخنرانی کند. وقتی تراز اول اصلاح طلبان از حقوق شهروندی خود محروم هستند طبیعی است که دیگر دوگانه اصلاح طلبی و اصولگرایی نداریم.
ادامه دارد
**9221** 1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال