مدل جدید آمریکایی تغییر رژیم - محمد حسن دوستارگان*

تهران- ایرنا-تحولات مرتبط با ونزوئلا و اقدامات آمریکا و کشورهای هم پیمان غربی آن در برابر این کشور حکایت از مدل جدیدی از سیاست تغییر رژیم از سوی واشنگتن دارد که سال های سال از سوی آمریکا بصورت دخالت نظامی یا استفاده از نظامیان کشورهای مورد نظر وسرنگونی مستقیم حکومت ها انجام می شد.

در گذشته آمریکا همواره با توسل به نیروهای نظامی خود و کشورهای مخالف اقدام به تغییر حکومت ها از طریق کودتای نظامی علیه دولت های قانونی می کرد اما با گسترش مخالفت های مردمی و ناکامی دولت های حاصل از کودتا، واشنگتن این نوع اقدامات را به کنار گذاشت و شکل جدیدی از آن را که بر انقلاب های مخملی تکیه داشت در دهه 90 سرلوحه کارهای خود قرار داد.
بهره گیری از روش های کودتای نظامی یا انقلاب های مخملی با هدف تغییر دولت ها بیشتر در کشورهای شرق اروپا و جمهوری های شوروی سابق به اجرا گذاشته شد . سرعت از هم پاشیدن شوروی و استقلال جمهوری ها و درگیری مقامات روس برای جلوگیری از گسستگی بیشتر کشورشان، موجب شد غرب با بهره بردن از فضای موجود و انقلاب های مردمی و آوردن تعدادی از مخالفان به خیابان ها و حمله به مقر نهادهای تصمیم گیر آنها را تصرف و در نتیجه حکومت های مورد نظر خود را از شرق اروپا تا آسیای میانه بر سر کار بیاورد.
این مدل تغییر رژیم آمریکایی نیز بعد از مدتی با لو رفتن شکل اجرای آن و مقاومت دولت ها و ملت ها کارآیی خود را از دست داد و اکنون به نظر می رسد آمریکا مدل جدیدی ازاقدامات برای تغییر رژیم را در ونزوئلا دنبال می کند که این مدل، یک روش وشکل جدیدی باحمایت گسترده رسانه ای است که در آن با استفاده از فشارهای اقتصادی و تصرف اموال کشور مربوطه در خارج و به رسمیت شناختن مخالفان دولت به عنوان دولت قانونی، کشور را در فشار فوق العاده دشوار سیاسی و اقتصادی با حمایت رسانه ای قرار می دهد.
این اقدامات دولت ترامپ درحالی صورت می گیرد که وی تنها حدود یک ماه پیش و در 3دی ماه درتایید اظهارات سناتور آمریکایی اعلام کرد که کار آمریکا تغییر رژیم ها در جهان نیست.
رند پال سناتور جمهوری خواه آمریکایی به سی ان ان گفته بود که کار آمریکا نباید تغییر رژیم ها در جهان باشد.
هنوز یک ماه از این توئیت ترامپ نگذشته که آمریکا در ادامه سیاست های خود علیه دولت ونزوئلا اقدام به تحرکات جدیدی در این حوزه کرده است.
البته آمریکا و راستگرایان وابسته به آن در ونزوئلا حدود دو دهه است که به دنبال تغییر رژیم در این کشور هستند. از زمان پیروزی هوگو چاوز در انتخابات 1998تا ماه مارس2013 یعنی زمان مرگ چاوز، راستگرایان در ونزوئلا با حمایت مالی آمریکا با توسل به توطئه های مختلف تلاش می کردند دولت چپگرای چاوز را سرنگون کنند ولی حمایت مردم و مقاومت مقامات این کشور، این طرح ها را ناکام گذاشت.
اینکه چرا آمریکا به دنبال تغییر رژیم در ونزوئلا است، به سه دلیل صورت می گیرد.
خارج کردن درآمد نفت از دست چپگرایان ، روی کارآوردن یک دولت راستگرای تابع و تضعیف محور چپ در آمریکای لاتین .
از سال های دور حضور گروههای چپ گرا و استقلال این منطقه از آمریکا به معنای حضور رقبای واشنگتن در منطقه ای بود که از زمان انتشار دکترین« جیمز مونروئه» حیاط خلوت آمریکا محسوب می شد و این برای آمریکا خیلی قابل تحمل نبود.
دولت های آمریکای لاتین همواره به سبب مشی سوسیالیستی خود همواره مواضع ضد امپریالیستی وآمریکایی را به عنوان یکی از محورهای اساسی سیاست خارجی خود دنبال می کرده و این مهم بعد از به قدرت رسیدن هوگو چاوز تقویت شد. ولی در سال های اخیر با به قدرت رسیدن راستگرایان بویژه در برزیل به عنوان بزرگترین کشور منطقه آمریکای لاتین، این جناح بیشتر تضعیف شده و به نظر می رسد که آمریکا تلاش دارد در همین فرصت کار سایرکشورهای مخالف را نیز یکسره کند.

**مدل جدید تغییر رژیم آمریکایی
واشنگتن بعد از آنکه اقداماتش علیه دولت ونزوئلا از کودتای سال 2002 میلادی گرفته تا فشارهای اقتصادی و تحریمی به نتیجه نرسید، در یک ماه اخیر دست به اقداماتی زده که به نظر کارشناسان نوع جدیدی از تغییر رژیمی است که با نابودی اقتصادی و سیاسی دولت های حاکم با حمایت رسانه های بین المللی غربی آغاز می شود.
اقدامات یک ماه اخیر آمریکا علیه ونزوئلا نشان می دهد که واشنگتن برای سرنگونی دولت قانونی مادورو، مشروعیت زدایی از ساختارهای قانونی و سیاسی کاراکاس را نشانه رفته است:
. به رسمیت شناختن چهره شاخص مخالف مادورو به عنوان رئیس جمهوری ونزوئلا ( 3/ 11)
. درخواست اتحادیه اروپا برای برگزاری انتخابات زودهنگام در ونزوئلا (4/11)
. ترک کاراکاس از سوی تعدادی از دیپلمات های آمریکایی ( 5/11)
. ضرب الاجل هشت روزه سه کشور اروپایی به دولت رسمی ونزوئلا برای تعیین زمان انتخابات جدید ( 6/11)
. بررسی مسئله داخلی ونزوئلا در شورای امنیت (6/11)
. پیوستن وابسته نظامی ونزوئلا در آمریکا به رهبر مخالفان( 7/11)
. دعوت مردم ونزوئلا به تظاهرات خیابانی علیه مادورو از سوی گوایدو (8/11)
. تحریم شرکت نفتی دولتی ونزوئلا از سوی آمریکا (9/11)
. گفت و گوی تلفنی رهبر مخالفان دولت ونزوئلا با ترامپ.(9/11)
. احتمال اعزام نیروی نظامی آمریکا به کلمبیا همسایه و مخالف ونزوئلا(10/11)
. کنترل دارایی های ونزوئلا در خارج توسط مخالفان (9/11)
. ضبط دارایی های ارزشمند دولت ونزوئلا در ایالات متحده توسط مخالفان(9/11)
این اقدامات نشان می دهد که آمریکا عملا با تشکیل دولتی در کنار دولت قانونی ونزوئلا و به رسمیت شناختن آن و تحت فشار اقتصادی قراردادن مردم و دامن زدن به افزایش انتقادات، مشروعیت دولت مادورو را زیر سوال برده و آن را عملا از حیز انتفاع ساقط می کند.
این شکل اقدام و فشار بر دولت ها از سوی آمریکا تقریبا بدون سابقه است .
این در حالی است که نیکلاس مادورو رئیس جمهوری چپگرای ونزوئلا حدود 10ماه پیش در جریان انتخابات ریاست جمهوری این کشور با کسب 68 درصد آراء برای یک دوره ۶ ساله دیگر بعنوان رئیس جمهوری انتخاب شد.

**دخالت های امریکا درآمریکای لاتین
منطقه آمریکای لاتین از لحاظ تاریخی شاهد دخالت های گسترده واشنگتن بوده است.
از زمانی که جیمز مدیسون رئیس جمهور وقت آمریکا در اوایل قرن نوزدهم نوعی قیمومیت بر نیمکره جنوبی اعلام کرد، آمریکا غالبا در حمایت از منافع تجاری آمریکای شمالی یا در راستای حمایت از نیروهای طرفدار جناح راست علیه رهبران چپگرا حتی در امور روزانه ملت های آمریکای لاتین دخالت می کند.
به رغم متهم شدن آمریکا در حمایت های غیر مستقیم از کودتاهای 2002 در ونزوئلا و 2009 در هندوراس، اما همزمان با پایان دوران جنگ سرد دخالت نظامی آمریکا در اینگونه مناطق رفته رفته کمرنگ شده است.
از این رو می توان به مهمترین دخالت های تاریخی آمریکا در آمریکای لاتین به شرح زیر اشاره کرد:
1846: آمریکا با حمله به مکزیک، مکزیکو سیتی پایتخت این کشور را در 1847 تصرف کرد و یکسال پس از آن به موجب مفاد معاهده صلح، بیش از نیمی از قلمروی مکزیک، آنچه که امروز بیشترین بخش مناطق غربی آمریکا را تشکیل می دهد به آمریکا واگذار شد.
1903: آمریکا با طراحی استقلال پاناما از کلمبیا، از منطقه ای که کانال پاناما مسیرهای کشتیرانی اقیانوس آرام و اطلس را به یکدیگر متصل می کند توانست به حقوقی مستقلی دست یابد.
1903: به موجب انعقاد توافقی مشترک بین کوبا و آمریکا، این کشور با تاسیس پایگاه دریایی در خلیج گوانتانامو رسما توانست به کنترل اقدامات کوبا بپردازد. نیروهای دریایی آمریکا در سه دهه نخست قرن بیستم اغلب با هدف حفظ منافع تجاری و اقتصادی این کشور در شرایط بی ثباتی سیاسی، بارها در امور داخلی این کشور مداخله کردند.
1914: نظامیان آمریکا به منظور به حرکت در آوردن تحولات در انقلاب مکزیک بندر وراکروزی این کشور را به مدت هفت ماه اشغال کردند.
1954: خاکوبو آربنز رئیس جمهور گواتمالا در پی کودتای سازمان جاسوسی آمریکا سیا سرنگون شد.
1961: درپی شکست آمریکا در تهاجم به خلیج خوک ها برای سرنگونی فیدل کاسترو، اما واشنگتن به تلاش های خود برای ترور کاسترو و سرنگونی حکومت وی ادامه داد.
1964: آمریکا با کودتا علیه خوآو گولارت رئیس جمهور چپگرای برزیل که منجر به سرنگونی وی شد، دولت نظامی در این کشور تاسیس کرد که تا دهه 80 میلادی ادامه داشت.
1965: نیروهای نظامی آمریکا به منظور مداخله در جنگ داخلی وارد جمهوری دومینیکن شدند.
دهه 1970: آرژانتین، شیلی و ملت های متحد آمریکای جنوبی کارزار وحشیانه سرکوب و ترور علیه تهدیدات رهبران چپگرا ، موسوم به عملیات کندور را راه اندازی کردند که اغلب اینگونه اقدامات و برنامه ریزی ها با حمایت آمریکا انجام می شد.
دهه1980: دولت ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا از نیروهای کنترای ضد کمونیسم علیه دولت ساندنیستای نیکاراگوئه و دولت سالوادرها علیه شورشیان چپگرای FMLN حمایت کرد.
1983: نیروهای نظامی آمریکا پس از متهم کردن دولت گرانادا به اتحاد با دولت کمونیست کوبا به جزیره گرانادا حمله کردند.
1989: آمریکا با هدف سرنگونی مانوئل نوریه گای قدرتمند به پاناما حمله کرد.
1994: آمریکا با هدف سرنگونی رژیم نظامی هائیتی که در پی کودتای 1991 با سرنگونی خوان برتراند اریستید رئیس جمهور وقت این کشور بر سرکار آمده بود به هائیتی حمله کرد و متعاقبا اریستید با حمایت آمریکا دوباره به قدرت رسید.
2002: هوگو چاوز رئیس جمهور وقت ونزوئلا دو روز پیش از کسب دوباره قدرت سرنگون شد از این رو وی و متحدانش آمریکا را به حمایت غیرمستقیم در تلاش برای کودتا متهم کردند.
2009: در پی سرنگونی نظامی دولت مانوئل زلایا رئیس جمهور هندوراس، آمریکا به دخالت در وخامت اوضاع و همچنین عدم قاطعیت در محکومیت کودتا متهم شد.

** سخن پایانی
اکنون پرسش اصلی این است که آیا اقدامات آمریکا برای تغییر رژیم در ونزوئلا به سرانجام خواهد رسید؟
کوبا توانست نزدیک 60 سال مقابل تحریم های یک جانبه آمریکا ایستادگی کند. با وجود دشواری زندگی مردم کوبا تحت شرایط تحریم، ساختار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این کشور به گونه ای است که باعث شد مردم آن بتوانند این تحریم ها را تحمل کنند. اما آیا ساختارهای ونزوئلا به گونه ای هست که مردم بتوانند تحریم های آمریکا را تحمل کنند یا آنکه کشورهای همسو با ونزوئلا، این کشور را برای عبور از این مرحله یاری کنند؟
پاسخ به این پرسش ها را باید در تحولات روزهای آتی جستجو کرد. شاید بتوان گفت که بخشی از آینده دولت مادورو و ونزوئلا بستگی به ایستادگی و حمایت های دولت هایی مثل روسیه، چین، کوبا و دولت های چپگرای منطقه از این کشور دارد. روزهای آینده حتما تحولات جدیدی را برای کاراکاس رقم می زند.
اما آنچه مسلم است اینکه، اگر آمریکا بتواند از این مدل برای تغییر دولت قانونی در ونزوئلا نتیجه بگیرد، حتما از آن برای سایر کشورها نیز استفاده می کند.
------------------------------------------
کارشناس مسائل بین الملل

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال