درس ژاپنی - حمید رضا خلیقی*

باید بپذیرم که فوتبال شرق آسیا به ویژه ژاپن و کره جنوبی نسبت به غرب این قاره کهن هم از نظر زیرساخت ها و هم از نظر فنی قابل قیاس نیست و ژاپنی ها در مرحله نیمه نهایی جام ملت های آسیا هم به ما درس اخلاق دادند و هم درس فنی تا حسرت جام 47 ساله شود.

برابر ژاپنی ها هم در فینال لیگ قهرمانان آسیا و هم در نیمه نهایی جام ملت ها نشان دادیم که فوتبال ما هنوز تابع احساسات است و محو بازی خواهد شد و اینکه فوتبال ایران چند سالی است در صدر آسیا ایستاده است جای تعجب دارد چرا که در برابر شرقی ها نه افکارمان بهتر است، نه امکاناتمان و نه حتی تفکر تماشاگرانمان.
ترکیب و شیوه دفاعی کارلوس کی روش سرمربی تیم ملی کشورمان که فکر می کردیم اتوبوسش را در جام جهانی روسیه پارک کرده و دیگر در جام ملت ها استفاده نخواهد کرد، دوباره این اتفاق در برابر ژاپن افتاد و همین امر موجب شد برابر چشم بادامی های خوش فکر که فوتبال را خیلی روان، ساده و حرفه ای بازی می کنند، شکست سنگین و به حقی متحمل شویم تا سرمربی پرتغلی تیم ایران که طی هشت سال حضور، یک جام قهرمانی به ایران بدهکار است، نتواند به دینش ادا کند.
تا پیش از بازی با ژاپن، تیم ملی ایران که گفته می شد هنوز به صخره سخت نخورده است تا مورد آزمون قرار گیرد، البته در برابر عراق این اتفاق افتاد و ما شکننده نشان دادیم، در برابر سامورایی های خوش فکر هم به صخره سخت خوردیم و در روزی که بازیکنان پر اشتباه، عصبی و مغرور ما اسیر بازی بسته خود بودند، فینال را از دست دادیم و حسرت به دل ماندیم.
کارلوس کی روش در برابر ژاپن با ترکیب مدافعان پر اشتباه به ویژه در قلب دفاع به میدان آمد و با گماردن 2 هافبک دفاعی همچون ابراهیمی و حاج صفی و ارسال توپ های بلند از یک سوم دفاعی برای سردار آزمون سعی داشت از این تاکتیک بی ثمر به گل برسد که این امر موجب شد عملا هافبک ها از بازی خارج شوند.
بردن بازی به کنار زمین که بیشتر از سمت راست انجام شد از دیگر روش هایی بود که تیم ملی ایران سعی داشت از این راه به گل برسد که به خوبی ژاپنی ها این راه هم بستند و از فضای خالی که پشت سر رامین رضاییان به وجود می آمد برای ضربه زدن بارها استفاده کردند.
در نیمه نخست تیم ملی ایران به جز آن فرصت خوبی که آزمون از دست داد، دیگر نتوانست موقعیت گل ایجاد کند و در آن سوی میدان هم ژاپنی ها با پاس های تک ضرب و با حوصله که خاصه شرقی هاست بارها عمق خط دفاعی که پاشنه آشیل تیم ایران بود استفاده و هر کاری دلشان خواست کردند.
جای تعجب اینکه سر مربی تیم ملی هم این ضعف مشهود در قلب خط دفاع را ندید و یا نخواست ببیند وگرنه در همان نیمه اول مدافعان متزلزل ایران را باید با آوردن سید مجید حسینی و یا حتی پژمان منتظری این ضعف بزرگ که اوجش در نیمه دوم بود را ترمیم می کرد که اینگونه نشد و تاوان سختی را پس دادند.
ارسال توپ های بلند از هر سمت زمین برای آزمون بهترین روش برای ژاپنی ها بود که با داشتن مدافع خوش فکر و محکمی همچون یوتو ناگاتومو اجازه نداد مهاجم ما صاحب توپ شود و کاری کرد تا آزمون عصبی شود و در پایان هم با نواختن سیلی به گوش بازیکن حریف هم اخلاق و هم بازی را باخت.
در نیمه دوم نیز شاهد بزرگترین اشتباه تاریخی تنی چند از بازیکنان خود بودیم که با وجود اینکه اکثر آنها در تیم های اروپایی بازی می کنند هنوز این روحیه حرفه گری را نیاموخته اند که تا زمانی که داور سوت را نزده باید به بازی ادامه داد.
تک مهاجم ژاپن چگونه متوجه شد که داور سوت نزده اما مدافعان پر تعداد ما بازی را رها کرده و در یک حرکت بچه گانه به سمت داور رفتند و همان اتفاقی که نمی باید رخ می داد به وقوع پیوست که دیگر کار از کار گذشته بود.
جالب اینکه وقتی مهاجم ژاپنی برای رسیدن به توپ در دقیقه 55 استارت زد و آن را در نزدیکی های خط کرنر ایران گرفت، هافبک دفاعی تیم ژاپن فاصله 50 متری را طی کرد و خود را به محوطه هجده قدم ایران رساند و در برابر مدافعان پر تعداد ایران که حتی در برگشت هم اشتباه جایگیری داشتند، با ضربه سر که خروج اشتباه بیرانوند هم مزید بر علت شد، دروازه ایران را باز کرد تا درس عبرتی باشد برای این حرکت غیرحرفه ای بازیکنان ایران که با این گل، شیرازه تیمشان از هم پاشید و زمینه گل های دیگر را فراهم کرد.
کی روش زمانی از اتوبوسش پیاده شد و دست به تغییر در فاز تهاجمی زد که دیگر کار از کار گذشته بود، در حالی که باید از همان ابتدای بازی کریم انصاری فر و یا حتی مهدی ترابی ریز نقش و تکنیکی را در کنار سردار آزمون استفاده می کرد چرا که در بازیهای قبلی زوج دو مهاجم یعنی طارمی و آزمون خوب جواب داده بود، با این حال با اینکه یک گل عقب بودیم اما روشی برای باز کردن دروازه نداشتیم و فقط احساسی بازی کردیم؛ بر خلاف حریف که پر حوصله و منطقی بازی کرد.
پور علی گنجی که مدافع خوبی است اما در این بازی اصلا خوب نبود و اصرار کی روش بر استفاده از او و کنعانی زادگان منجر شد تا این بازیکن عصبانی مرتکب خطای هند شود و زمینه گل دوم نیز فراهم شود.
حتی پس از به ثمر رسیدن گل دوم امیدوار بودیم که تیم ایران با بازی منطقی به بازی برگردد اما اینگونه نشد و دعا می کردیم با بازی خوبی که ژاپنی هم انجام دادند این دیدار زود تمام شود و گل های بیشتری نخوریم که گل سوم باز هم از قلب دفاع خوردیم تا از این منطقه بیشترین آسیب را ببینیم.
به هر حال جام ملت ها و کارلوس کی روش برای ایران تمام شد اما دور از انصاف است که از تاثیر خوبی که کی روش بر فوتبال ایران گذاشت به راحتی عبور کنیم و قدردان نباشیم اگر چه هشت سال طول کشید و جامی هم نبردیم اما این پایان کار نیست و زندگی همچنان ادامه دارد.
بدون شک عذرخواهی سرمربی تیم ملی هم از مردم دردی دوا نخواهد کرد و اگر قرار باشد کسی از مردم عذرخواهی کند، آن هم رئیس فدراسیون فوتبال است که پول های زیادی را خرج کرد تا پس از 43 سال قهرمان شویم که اینگونه نشد.
شکست تیم ملی ایران برابر ژاپن، اختلاف کی روش و برانکو را نیز یادآوری کرد؛ اما یادآوری این اختلافات چاره کار نیست و باید یادمان باشد که فوتبال ایران باخته است و خیلی هم خوشحال نباشیم چرا که بازیهای ملی ربطی به باشگاه ها ندارد و همه مردم برای موفقیت آن دعا می کنند.
----------------
- خبرنگار ایرنا

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال