زخم عمیق چند دستگی بر پیکره جنبش دانشجویی - کمال رضوی*

تهران-ایرناپلاس- یادداشت پیش‌رو به بررسی فراز و فرود‌های جنبش دانشجویی در دو دهه‌ی 70 و 80 شمسی و در سال‌های پایانی دوره دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد.

به عقیده‌ نگارنده تجربه‌ جنبش دانشجویی در این سال‌ها می‌تواند چراغ راه نسل جدید فعالین دانشجویی باشد، تجربه‌ای که حاکی از همبستگی‌ها، چنددستگی‌ها و اختلافات میان جریان‌های مختلف دانشجویی همراه با محدودیت‌ها و گشودگی‌های فضای سیاسی است.

**چهار برش زمانی دانشگاه در دو دهه اخیر

جمع‌بندی تجربیات 20 سال متأخر جنبش دانشجویی (از 1376 به این سو) کمتر در دستور کار فعالان دانشجویی و سیاسی بوده است. این فقدان جمع‌بندی در کنار محدودیت‌ها و گسست‌های بین نسلی در پنج سال اخیر که مایه عدم گفتگو و انتقال برخی تجربیات شده، زمینه‌ساز نگرانی از بازتولید برخی مناسبات و روند‌های خطای گذشته شده است. اگر بخواهیم جمع‌بندی تجربیات متأخر را در دستورکار قرار دهیم، ناگزیر از مروری تاریخی بر این برهه زمانی هستیم.

1. دوران امید و بناگذاری‌ها (برهه 1376 تا 1379)
سال‌های آغازین اصلاحات، دوران پرنشاطی در جامعه ایران و به تبع آن، دانشگاه محسوب می‌شود. در این برهه امید‌های زیادی به گشودگی فضای سیاسی، بهبود وضعیت جامعه مدنی و تثبیت دموکراسی در ایران میان نیرو‌های سیاسی و دانشگاهی ایجاد شد. تنوع و تیراژ بالای مطبوعات، سرزندگی و نشاط فضای دانشگاه به واسطه برنامه‌های سیاسی و فکری مستمر، شکل‌گیری احزاب سیاسی و نهاد‌های اجتماعی جدید و... شاخص‌هایی از وضعیت این دوران است. این دوره برای دانشگاه، به جز فضای نشاط و گشودگی، دوره تأسیس‌ها و بناگذاری‌ها نیز به شمار می‌رفت.

بستر حقوقی و مادی لازم برای اکثر قریب به اتفاق نهاد‌های دانشجویی در این برهه پی‌ریزی شد. زمینه لازم برای فعالیت انجمن‌های علمی، کانون‌های فرهنگی‌هنری، شورا‌های صنفی، تشکل‌های جدید دانشگاهی، نشریات و... جملگی در همین برهه فراهم شد و نوعی تکثر و تنوع در اشکال فعالیت‌های دانشجویی پدید آمد. فضا از انحصار انجمن‌های اسلامی و جامعه اسلامی و بسیج دانشجویی دو تشکلی که متأخر و متعلق به همان سال‌های دهه هفتاد بودند، خارج شد و طیف وسیعی از امکانات برای ایفای نقش و مشارکت اجتماعی و فرهنگی دانشجویان تدارک دیده شد. در این برهه، دانشگاه میزبان بسیاری از متفکران و اهالی سیاست بود و کمتر دیده می‌شد که مضیقه‌ای از جانب دانشگاه برای سخنرانی گرایش‌های مختلف فکری و سیاسی ایجاد شود.

علاوه بر دو ویژگی نخست (تأسیس‌ها و بناگذاری‌ها؛ گشودگی فضای دانشگاه) آنچه که در این برهه کاملاً عیان بود نوعی هم‌پیوندی میان دانشجویان و نیرو‌های فکری‌سیاسی، به ویژه اصلاح‌طلبان دوم خردادی بود؛ به گونه‌ای که دفترتحکیم وحدت که اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور محسوب می‌شد، در کنار انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها در مجموعه هجده‌گانه احزاب و تشکل‌های دوم خردادی قرار گرفتند و نمایندگانی از جنبش دانشجویی به همین صفت و عنوان در فهرست پیشنهادی مجموعه‌های دوم خردادی برای نمایندگی مجلس ششم قرار گرفته و واجد رأی لازم برای ورود به مجلس ششم نیز شدند (علی اکبر موسوی خوئینی‌ها، فاطمه حقیقت‌جو و میثم سعیدی).

اما در کنار ویژگی‌های مثبت مذکور و به ویژه متأثر از هم‌پیوندی و همنشینی فوق میان فعالان دانشجویی و نیرو‌های سیاسی، در این برهه به نوعی شاهد انتقال هنجار‌های عرصه سیاست‌ورزی حرفه‌ای به فضای دانشجویی بودیم؛ هنجار‌هایی نظیر بده‌بستان، چانه‌زنی، لابی کردن، سهم‌خواهی و رقابت برای کسب قدرت که در مدار فعالیت سیاسی حرفه‌ای اموری رایج و متداول به شمار می‌روند، به شکل خواسته یا ناخواسته وارد فضا‌های دانشجویی شد و همین انتقال هنجار مسائلی را در برهه بعدی رقم زد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. برهه مورد بحث با ترکش‌های حاصل از رخداد 18 تیر 1378 و سپس تعطیلی مطبوعات در اردیبهشت 1379 پرونده‌اش بسته شد و از اواخر دهه هفتاد و در آغاز دهه هشتاد، فضای دیگری بر دانشگاه و مناسبات دانشجویان با نیرو‌های فکری سیاسی برون دانشگاهی حاکم شد.

2. دوران انسداد و شکاف (برهه 1380 تا 1384)
با شرایطی که در سال 1378 برای دانشگاه رقم خورد و رخداد‌های سال 1379 که به نوعی واکنش تند جریان راست به پیشروی جنبش دوم خرداد بود، نشانه‌های انسداد و سختی‌های راه به تدریج بر اهالی سیاست و جنبش دانشجویی رخ نمود و امید‌های بلندپروازانه سه سال نخستین برای گذار پرشتاب به عصر توسعه سیاسی را کمرنگ کرد. از همین دوران، به تدریج شکاف و اختلاف درون جبهه اصلاحات از یک سو و میان جریان‌های دانشجویی همسو با گرایش‌های مختلف درون جنبش دوم خرداد از سوی دیگر، آغازیدن گرفت تا اینکه در اسفند 1380 با بروز انشقاق در دفترتحکیم‌وحدت به عنوان تأثیرگذارترین نهاد جنبش دانشجویی جنبه کاملاً تحقق یافت.

نشست دفترتحکیم در دانشگاه صنعتی شیراز از سوی تعداد زیادی از انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها تحریم شد و دو هفته بعد، نشستی در دانشگاه علامه‌طباطبایی از سوی انجمن‌های اسلامی معترض برگزار شد و همین دو نشست عنوان دو طیف جدید در درون جنبش دانشجویی را مشخص کرد: طیف شیراز با جهت‌گیری بیشتر به چپ سنتی و خط‌ امامی و مواضع درون نظام‌تر؛ و طیف علامه با جهت‌گیری بیشتر به اصلاح‌طلبان موسوم به پیشرو و جریان‌های دانشجویی‌ای که خود را در کادر اصلاح‌طلبان برون حکومتی تعریف می‌کردند. در درون طیف علامه نیز به زودی تقسیم‌بندی دوگانه‌ای پدید آمد: طیف موسوم به سنتی یا روشنگری که به اصلاح‌طلبان درون ساخت قدرت مواضع نزدیک‌تری داشتند و طیف موسوم به مدرن که خود را نسبت به جهت‌گیری اصلاح‌طلبان درون بافت قدرت، منتقد می‌پنداشتند و مواضع رادیکال‌تری پی می‌گرفتند.

در فاصله شکل‌گیری دو طیف، اختلاف نظر و درگیری طیف شیراز و طیف علامه بر سر ساختمان دفترتحکیم، زمینه مداخله نیروی انتظامی را فراهم کرد و سبب پلمپ شدن این دفتر شد. چندی بعد نیز این دفتر به یک نهاد حکومتی دیگر منتقل شد و دفترتحکیم‌وحدت از امکانات پیشین خود نیز محروم شد. برشمردن نمونه‌ها و پیامد‌های رقابت‌ها و منازعات مخرب درون جنبش دانشجویی آن برهه، خارج از حوصله این نوشتار است. هرچه بود، متأثر از این منازعات، در درون نهاد‌های دانشجویی هر دانشگاه نیز همین اختلافات و رقابت‌ها رشد یافت و توان تأثیرگذاری و عمل هماهنگ جریان دانشجویی را به حداقل میزان خود رساند.

به موازات شکاف درون جریان‌های دانشجویی، میان نیرو‌های سیاسی اصلاح‌طلب و جنبش دانشجویی نیز به تدریج اختلاف نظر‌ها عمیق‌تر شد تا جایی که بحث «عبور از خاتمی» به محافل دانشجویی راه یافت. این اختلاف نظرها، برخی احزاب اصلاح‌طلب را به سمت تقویت شاخه‌های دانشجویی در دانشگاه‌ها رهنمون ساخت و شکل‌گیری این شاخه‌های دانشجویی و ورود و برنامه‌ریزی برخی از آن‌ها برای در اختیار گرفتن نهادهایی، چون انجمن اسلامی بر پیچیدگی مسائل افزود. ناآرامی‌های شمار زیادی از دانشگاه‌ها درخرداد 1382 که در کوی دانشگاه تهران قریب به ده روز تداوم یافت و بازداشت گسترده بسیاری از فعالان دانشجویی و اعضای شورای عمومی دفترتحکیم طیف علامه را در پی داشت، و متعاقب آن انتظار معطل‌مانده دانشجویان برای اقدام جدی‌تر و فوری‌تر دولت و اصلاح‌طلبان برای آزادی دانشجویان زندانی، زمینه را برای شکاف و فاصله‌گیری بیشتر تقویت کرد.

چنانکه در بررسی برهه نخست گفته شد، همنشینی و هم‌پیوندی جریان‌های دانشجویی با نیرو‌های سیاسی بیرون دانشگاهی، و عدم حساسیت و بی‌توجهی نسبت به مشخص کردن حد و مرز این مصاحبت، زمینه‌ساز انتقال هنجار‌های فضای سیاسی به درون مجموعه‌های دانشجویی شد. در برهه جاری شاهد پیشی گرفتن هنجار‌های مذکور بر آرمان‌ها و اهداف مشترک جنبش دانشجویی هستیم. رقابت‌ها و لابی‌ها و چانه‌زنی‌ها برای کسب سهم بیشتر، اصالت پیدا کرد و نقش و هویت تاریخی جنبش دانشجویی در سایه این رقابت‌ها قرار گرفت. گاه مشاهده می‌شد در اصولی‌ترین اهداف نیز توافقی میان جریان‌های دانشجویی حاصل نمی‌شد و منازعات قبلی، سایه خود را بر هرگونه همگرایی و عمل مشترک مستولی می‌کرد.

در این برهه، صورت‌بندی جدیدی به ویژه از جانب احزاب اصلاح‌طلب برای فعالیت‌های دانشجویی ترسیم شد: فعالیت دانشجویی به مثابه تمرین مدنی و شهروندی و نه چیزی بیش از آن. این صورت‌بندی در واقع، واکنشی بود دیرهنگام به تسری هنجار‌های عرصه سیاسی به درون جنبش دانشجویی که سبب شده بود برخی نیرو‌های دانشجویی رادیکال، ساز ناکوک «عبور از اصلاح‌طلبان حکومتی» و «عبور از خاتمی» و «دیده‌بانی جامعه مدنی» را سر دهند. در واقع این صورت‌بندی، تلاشی برای مهار فعالیت‌های دانشجویی بود؛ قرار بود به دانشجویان رادیکال تفهیم شود که آنان صرفاً در مقام تمرین شهروندی هستند و نباید در جای نیرو‌های سیاسی قرار گرفته و برای آن‌ها تصمیم بگیرند یا خود را در مقام ناظر و دیده‌بان تلقی نمایند.

از دیگر گزاره‌هایی که این دوران برای کم اعتبار کردن جریان رادیکال درون جنبش دانشجویی از جانب اصلاح‌طلبان طرح شد، ایده بلاموضوع بودن جنبش دانشجویی بدون پیوند با یک جنبش سیاسی بود. بر این اساس، جنبش دانشجویی تنها در صورتی امکان بروز و ظهور دارد که به یک جنبش سیاسی عام‌تر پیوند خورده باشد. تالی ناگفته این گزاره این بود که، چون جنبش دانشجویی اصرار به جدا کردن مسیر خود از اصلاحات به عنوان جنبش سیاسی مادر را دارد، طبعاً شرایط حیات خود را از دست داده و دیگر نمی‌توان از چیزی به نام جنبش دانشجویی سخن گفت.

صورت‌بندی فعالیت دانشجویی به مثابه تمرین مدنی و شهروندی، در سست کردن ایده پیش‌برندگی و مسئولیت‌پذیری فعالان دانشجویی مؤثر واقع شد و بیش از پیش حس مسئولیت در قبال جامعه و پیرامون را در دانشجویان تنزل داد. این برهه با ناکامی و شکست درانتخابات ریاست جمهوری نهم تکمیل شد و به نقطه نهایی خود رسید. جریان دانشجویی رادیکال سمت‌وسوی تحریم انتخابات را پیش گرفت و جریان‌های دانشجویی نزدیک‌تر به اصلاح‌طلبان نیز به سبب اختلافات درونی اصلاح‌طلبان که منجر به معرفی سه کاندیدای متمایز شد (مصطفی معین، مهدی کروبی، هاشمی رفسنجانی) هر یک به سوی ستاد انتخاباتی یکی از کاندیدا‌ها گرایش یافتند. در نهایت نیز، شکست در انتخابات، پرونده این دوره از حیات جنبش دانشجویی ایران را بست.

3. فشار و تحدید فزاینده (برهه 1385 تا 1388)
انفعال و رخوت حاصل از شکست در انتخابات و روی کار آمدن دولت راست‌گرای احمدی‌نژاد، عرصه را بیش از پیش برای فعالیت‌های دانشجویی تنگ کرد. هرچند دولت جدید در سال‌های آغازین استقرار خود به سر می‌برد و هنوز موفق به ایجاد محدودیت برای بسیاری از فعالیت‌ها نشده بود، اما از همین برهه به تدریج فشار بر انجمن‌های اسلامی و دیگر نهاد‌های دانشجویی نظیر شورا‌های صنفی، کانون‌های فرهنگی‌هنری و نشریات دانشجویی آغاز شد و سبب رکود و کم‌تحرکی جریان دانشجویی شد.

بازبینی بستر‌های حقوقی فعالیت‌های دانشجویی (آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های اجرایی نهاد‌های دانشجویی مذکور) و دخل و تصرف در حقوق دانشجویی که سمت‌وسوی تحدید و مضیقه بیشتر را داشت، کاستن از بودجه و امکانات فعالیت‌های فرهنگی نهاد‌های دانشجویی مستقل و منتقد در دانشگاه‌ها و حذف زمینه‌های گردهمایی سراسری دانشجویان نظیر جشنواره‌های سراسری نشریات دانشگاه‌ها (که از سال 1384 به بعد تعطیل شد) و همچنین اعمال محدودیت برای برگزاری نشست‌های سایر تشکل‌ها نظیر دفترتحکیم‌وحدت در مجموع، فضایی تنگ، سنگین و فرسایشی برای دانشگاه و فعالیت‌های دانشجویی ایجاد کرد.

ازهمین دوران بود که بحث ستاره‌دارشدن دانشجویان و بازنشستگی اجباری اساتید نیز در فضا‌های دانشجویی عینیت یافت و به مثابه شتاب‌دهنده دیگری بر انفعال و سرخوردگی جریان دانشجویی ایفای نقش نمود. در پایان این برهه، متأثر از شرایط انتخاباتی درون جامعه، فضای دانشگاه‌ها نیز با آزادی نسبی همراه شد و گونه‌ای نشاط و همگرایی میان جریان‌های دانشجویی ایجاد شد. اما این همگرایی عمدتاً جهت‌گیری سلبی داشت و دانشجویان منتقد یک صدا خواهان رفتن احمدی‌نژاد بودند. در این برهه صدایی که خواهان تحریم انتخابات بود در درون جریان دانشجویی کم‎‎‌پژواک‌تر شد و رویکرد مطالبه‌محوری در دستورکار بسیاری از حامیان سابق رویه تحریم قرار گرفت. اما سمت‌وسوی رویداد‌های پس از انتخابات، معادلات را به گونه بنیادینی تغییر داد.

4. از احیای آرمان‌گرایی تا تسری دوباره انفعال (1388 تا 1392)
رخداد‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، سبب همگرایی بسیاری از نیرو‌های سیاسی تحول‌خواه شد و طبعاً گرایش‌های مختلف دانشجویی را نیز کنار یکدیگر قرارداد. در یک سال آغازین این برهه، شاهد سربرآوردن دوباره آرمان‌گرایی در فضای دانشگاه هستیم؛ گونه‌ای مقاومت و آرمان‌خواهی که طبعاً هزینه‌های خاص خود را داشت. چنین فضایی در میان نیرو‌های دانشجویی بی‌ارتباط با آرایش نیرو‌های سیاسی تحول‌خواه نیز نبود. اما این فضا بیش از یک سال و اندی دوام نیاورد و از اواخر سال 1389 با امنیتی‌تر شدن فضای دانشگاه‌ها و بالا رفتن هزینه بسیاری از فعالیت‌ها، دوران جدیدی از سکون و انفعال برای دانشگاه رقم خورد. گام‌های تدریجی دولت راست‌گرای احمدی‌نژاد برای تغییر بافت دانشگاه و محدود کردن جریان‌های دانشجویی منتقد، در این برهه با سرعت و شدت بیشتر پی گرفته شد و انسداد و محدودیت‌های کم‌سابقه‌ای را برای دانشگاه رقم زد. سیاست طبقه‌سازی در دانشگاه با هدف مهار درازمدت جریان دانشجویی ناهمخوان با سیاست‌های اقتدارطلبانه در این برهه در صدر اقدامات دولت در مواجهه با دانشگاه قرار گرفت.

انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها، شورا‌های صنفی، کانون‌های فرهنگی‌هنری و... یک به یک هدف تعطیلی و انحلال یا محدودیت قرار گرفتند و این امر فرسایش در روند فعالیت‌های دانشجویی را به نهایت خود رساند. همین عوامل سبب شد که کم‌نشاط‌ترین فضای دانشجویی در ماه‌های باقی‌مانده به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به نسبت دوره‌های پیشین رقم بخورد. اما در پس این سکون، جمع‌بندی ناگفته و نانوشته‌ای از انشقاق و تنازعات قبلی نزد نیرو‌های سیاسی اصلاح‌طلب و جریان‌های دانشجویی حامی آن‌ها سبب شد عمل هماهنگی در جریان این انتخابات رقم بخورد که هم‌افزایی توان در ستاد‌های انتخاباتی دکتر روحانی، محصول آن بود.

**امروز جریان دانشجویی و دانشگاه

امروز، جریان دانشجویی از پس دو دهه تجربه‌ای که نه به شکل مدون درآمده و نه آن چنان که باید در اختیار نسل‌های امروزین دانشگاه قرار گرفته، با دو امکان متفاوت مواجه است:

امکان اول، بازتولید مناسبات دو برهه نخست مورد بحث (دوران تصدی دولت اصلاحات) میان نیرو‌های سیاسی و جریان دانشجویی است. غیاب احزاب اصلاح‌طلب شاخص و لرزانی موقعیت تشکل‌های دانشجویی احیاشده، فضای کاملاً متفاوتی را نسبت به سال‌های آغازین جنبش دوم خرداد رقم زده و چه بسا بستری برای بازتولید آن مناسبات نتوان متصور بود. اما سربسته ماندن مسأله نسبت فعالیت‌های دانشجویی و عرصه سیاسی و عدم جمع‌بندی از نارسایی‌های مناسبات جریان دانشجویی با نیرو‌های سیاسی بیرون دانشگاهی در هشت سال اصلاحات، همچنان می‌تواند زمینه‌ساز تکرار مسیری پراشتباه باشد.

امکان دوم، رقم زدن یک تجربه نو و فرارونده از رهگذر بازخوانی مسئولانه دوران قبل است. برای تحقق چنین امکانی لوازمی می‌توان متصور بود:
• بازگرداندن اخلاق و منش سیاسی به متن جریان دانشجویی و فرونشاندن رقابت‌های مخرب، منازعات و سهم‌خواهی‌ها
• خروج از مدار مصرف‌گرایی فکری تشکیلاتی صرف و احیای عنصر خلق و نوآوری نزد فعالان دانشجویی
• برخورد نقادانه با فضای سیاسی و تفکیک مدار جریان دانشجویی از نیرو‌های سیاسی در عین همگرایی و همراستایی راهبردی و درازمدت
• احیای حس مسئولیت جمعی در امور ریز و درشت فعالیت‌های علمی و فرهنگی و سیاسی دانشجویان.
جمع‌بندی نانوشته‌ای که در پایان برهه پیشین به مدد نیرو‌های سیاسی آمد، طبعاً نمی‌تواند پاسخگوی پیچیدگی و چندبعدی بودن مسأله دانشگاه و جریان دانشجویی باشد. لازم است فعالان دانشجویی به شکل منظم و مستمر به بازخوانی تجربیات پیشین و ارائه جمع‌بندی‌های مدون بپردازند.


--------------------------------------------------------------------------
* دانشجوی دکتری، دانشگاه شهید بهشتی

نشریه سپیده‎دم، دانشگاه شهید بهشتی

**اداره کل اخبار چندرسانه‌ای**ایرناپلاس**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال

گالری تصاویر

جدیدترین مطالب سایت

شناسایی حاکمیت اسرائیل بر جولان نقض قطعنامه شورای امنیت است

رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا:

شناسایی حاکمیت اسرائیل بر جولان نقض قطعنامه شورای امنیت است

وزارت امورخارجه با دولت و ملت عراق ابراز همدردی کرد

به دنبال جان باختن دهها مسافر در قایق؛

وزارت امورخارجه با دولت و ملت عراق ابراز همدردی کرد

اتحادیه عرب:حاکمیت اسرائیل بر جولان نقض حقوق بین الملل است

درپی اظهارات تحریک آمیز ترامپ درباره بلندی های جولان /

اتحادیه عرب:حاکمیت اسرائیل بر جولان نقض حقوق بین الملل است

موضوعات مرتبط