هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

شکست اصلاحات سعودی؛ افزایش 318 درصدی پناهندگی به آمریکا

تهران- ایرنا- برای‌‌ محمدبن‌سلمان همه ‌چیز یک ‌شبه خراب شد. ولیعهد عـربستان‌سعودی با اصلاحات اجـتمـاعی و اقـدامات اقتصادی‌اش تبدیل به «شاهزاده پیشرفت» شده بود، اما این لقب 16 ماه بیشتر دوام نیاورد و اتفاق دوم اکتبر 2018 (10 مهرماه) از او «شاهزاده انتقام» ساخت.

قتل فجیع جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار سعودی در کنسولگری عربستان در استانبول در دوم اکتبر 2018 بازتاب وسیعی در جهان داشت و اعتبار آل‌سعود را به حراج گذاشت؛ اما گویا بدبیاری‌های آل‌سعود تمامی ندارد. قتل خاشقجی نه‌تنها منجر به بدنامی محمدبن‌سلمان ولیعهد سعودی شد، بلکه اعتماد تجار به سرمایه‌گذاری در عربستان‌سعودی را از بین برد تا میانگین خروج سرمایه از این کشور در سال گذشته میلادی به 13 درصد کل تولید ناخالص داخلی این کشور یعنی معادل 90 میلیارد دلار برسد.

اما این فقط تجار سعودی نیستند که با سرمایه‌شان از کشور فرار می‌کنند؛ شهروندان سعودی به‌راحتی می‌توانند از کشور خارج و به هر کشور دیگری سفر کنند اما بسیاری از آنان با خروج از کشور به‌دنبال درخواست پناهندگی از یک کشور برای حفظ جان‌شان هستند. در همین راستا، «اکونومیست» در شماره اخیر خود ماجرای جنجال‌برانگیز پناهندگی دختر 18 ساله سعودی در ابتدای سال جاری میلادی را دستاویز قرار داده و به بررسی موضوعی پرداخته که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

اگرچه ماجرای این دختر در جهان سروصدای زیادی به‌ پا کرد اما این موضوع مهم نباید نادیده گرفته شود که سالانه هزاران شهروند سعودی دیگر مجبور شده‌اند تا به شکل آرام و بدون سروصدا از این پادشاهی مهاجرت کنند. بسیاری از این مهاجران بنابر دلایل سیاسی و فعالیت‌های سیاسی‌شان از این کشور فراری می‌شوند. بنابر آماری که نشریه «اکونومیست» به نقل از آمارهای کمیساریای عالی امور پناهندگان آمریکا ارائه داده است تنها در سال 2017 میلادی، 815 نفر از شهروندان سعودی درخواست پذیرش مهاجرت به این سازمان را داشته‌اند، حال آنکه این رقم در سال 2012 کمتر از 200 نفر بوده است. این رقم به ظاهر کم به نظر می‌رسد اما نکته مهم و اساسی رشد 318 درصدی آمار این مهاجران نسبت به سال 2012 است. (به نمودار توجه کنید)

اما آیا فقط در عربستان چنین شرایطی حاکم است؟ پاسخ این سوال منفی است. تمایل برای مهاجرت تنها به کشور عربستان و آل‌سعود محدود نمی‌شود. آن‌گونه که آمارها نشان می‌دهد تعداد کسانی که در سال 2016 از کشور امارات متحده عربی تلاش کرده‌اند به نحوی از کشور خارج و به کشوری دیگر پناهنده شوند، در مقایسه با سال 2012 سه برابر شده است. این نسبت برای کشور کوچک قطر در همین دوره زمانی، دو برابر بوده است. اما چرا چنین شرایطی در این کشورهای به ظاهر آرام و مرفه پیش آمده است؟

در پاسخ به این سوال، «اکونومیست» به شرایط سیاسی این کشورها توجه نشان می‌دهد. در بین کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، شیب مهاجرت در عربستان بیشتر از سایر کشورهاست. این وضعیت شاید این ذهنیت را تقویت می‌کند که شاهزاده بن‌سلمان، با آن تیم سرکوبگرش، مقصر اصلی این ماجرا است اما نباید فراموش کنیم که حتی پیش از جانشینی بن‌سلمان هم این روند مهاجرت شروع شده بود.

اما تداوم و رشد پناهندگی همزمان با اوج و درخشش محمدبن‌سلمان، ولیعهد عربستان و برنامه مشهور او موسوم به «چشم‌انداز 2030» صورت گرفته است، کسی که وعده می‌داد اقتصاد عربستان را به‌طور قابل‌توجهی توسعه خواهد داد. افزون بر آن، این شاهزاده جوان درباره افق‌های مدرنیسم در جامعه خود و اهتمام به نقش جوانان تبلیغات گسترده‌ای کرده بود و این تبلیغات و کمپین‌های «پروپاگاندا» (فضاسازی تبلیغاتی) عربستان به‌ویژه در غرب بر تلاش بن‌سلمان برای ایجاد تغییرات اساسی در جامعه ازجمله دادن حق رانندگی به زنان متمرکز بود!

در کشور همسو با عربستان یعنی امارات متحده عربی، مراقبت‌های محلی افزایش شدیدی پیدا کرده است و فعالان سیاسی را به‌شدت محدود کرده‌اند. در قطر یک قانون جرم سایبری مورد تصویب قرار گرفت که کاملا گسترده تنظیم شده و به راحتی قابل سوءاستفاده است. همه اینها پیامد یک چیز است: دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس. اگرچه بهار عربی را با کمترین نا آرامی پشت سر گذاشتند، اما آنها مرعوب انقلاب در جاهای دیگر هستند. این کشورها نه‌تنها هرگز طرفدار فعالیت سیاسی در کشورهایشان نبوده‌اند بلکه بعد از سال 2011 فعالان سیاسی را به شکل ظالمانه‌ای سرکوب و مجازات کرده‌اند.

در همین راستا روزنامه «القدس‌العربی»، مهاجرت و افزایش درخواست‌های پناهندگی روزافزون مردم کشورهای حوزه خلیج‌فارس به‌ویژه عربستان و امارات را ناشی از امنیتی‌شدن این کشورها دانسته و نوشت: «مردم برای حفظ امنیت و آزادی بیان ترجیح می‌دهند کشور خود را ترک کنند، همان کاری که جمال خاشقجی روزنامه‌نگار عربستانی انجام داد ولی متاسفانه در امان نماند و به‌طرز وحشیانه‌ای کشته شد.» اما نکته‌ دیگری هم در این میان وجود دارد.

متقاضیان مهاجرت از این کشورها تمام حقیقت ماجرا و دلایل خود برای مهاجرت را بازگو نمی‌کنند. به‌عنوان نمونه جمال خاشقجی مشمول آمارهای سازمان ملل نشده بود. اما این روزنامه‌نگار سعودی خودش را در آمریکا در حال تبعید محسوب می‌کرد چراکه می‌ترسید در صورت بازگشت به وطن، امنیت جانی‌اش به خطر بیفتد؛ ترسی که با کشته شدنش در استانبول به وسیله نیروهای آل‌سعود تایید شد.

مرد هزاره می‌خواست اقتصاد و فرهنگ کشورش را اصلاح کند. او اخیرا مجوز رانندگی برای زنان را صادر کرد و به شکل ناگهانی ممنوعیت سینما و کنسرت را لغو کرد. جوانانی که پیش از این از سختگیری‌های اجتماعی نظام پادشاهی خسته شده بودند، با این تغییرات دور این شاهزاده سعودی جمع شدند تا با او کار کنند. اما به قول یکی از همین جوانان که با اشتیاق وارد دولت شده بود «همه چیز به یکباره تغییر کرد. قتل خاشقجی و دستگیری صدها فعال سیاسی همه چیز را به‌هم ریخت و او را هم ترغیب به استعفا و خروج از دولت کرد.

در هر حال گویا امید جوانان و اندیشمندان عرب به بهبود شرایط در کشورهایشان کمرنگ شده و هر کدام که توان ترک وطن‌شان را داشته باشند، به سوی واشنگتن یا لندن حرکت می‌کنند.» در عربستان، امارات و قطر هیچ فرصتی برای ابراز نظر و اصلاح‌ امور وجود ندارد. نه فرصتی برای تظاهرات وجود دارد و نه رای‌گیری که در آن مردم بتوانند در شیوه حکومت دخالتی داشته باشند.

این برای نسل تحصیلکرده این کشورها که اوضاع سایر نقاط را با کشورهایشان مقایسه می‌کنند، کمی غیرقابل تحمل به نظر می‌رسد. آنان اگر بخواهند سخن بگویند، با سرکوب حکومت مواجه می‌شوند. پس برای ابراز نظر راهی جز مهاجرت ندارند؛ البته اگر با سرنوشت جمال خاشقجی مواجه نشوند. برهمین اساس نویسنده «اکونومیست» با زیرکی و ظرافت انتخاب گزینه مهاجرت توسط شهروندان کشورهای عربی را به «رای دادن با قدم‌هایشان» تعبیر کرده است.

منبع: روزنامه فرهیختگان؛ 1397،11،03
گروه اطلاع رسانی**2059**2002

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال