میزگرد «چریکیسم، از اسطوره تا واقعیت» - بخش نخست

ازماجرای خانه تیمی شریف واقفی تا نگاه امام به مبارزه مسلحانه

تهران- ایرناپلاس- حکایت جنبش مبارزه مسلحانه در ایران، حکایت عشق و نفرت است. حکایت تضاد رمانتیسم انقلابی و واقع‌گرایی جادویی. روایتی پر رمز و راز از چریک‌های جوان که بنا بود با کتاب و اسلحه جامعه را از نو بسازند.

با این همه، طی سال‌های اخیر، جامعه ذهنیت روشنتری نسبت به این فراز تاریخ معاصر ایران به‌دست آورده است.

کیوان صمیمی از همرزمان شهید مجید شریف واقفی و عضو سابق سازمان مجاهدین خلق پیش از تغییر مواضع، عباس سلیمی‌نمین پژوهشگر تاریخ معاصر و سیدمهدی غنی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق در دوره پیش از تغییر مواضع و از فعالان ملی مذهبی در میزگرد ایرناپلاس به واکاوی ماهیت این جنبش نشستند.

*مبارزه مسلحانه، اصل بدیهی سال‌های دهه چهل

ایرناپلاس: جنبش مبارزه مسلحانه در طول حیات خود در دهه چهل و پنجاه، یک کارنامه عملکرد و یک میراثی را از خود به جا گذاشته‌ است. ارزیابی شما از کلیت این جریان چیست؟ به نظر شما باید این جریان را شکست‌خورده بدانیم یا جنبش چریکی دستاوردهایی در فضای اجتماعی و سیاسی ایران داشته است؟

غنی: در دهه چهل و بعد از تبعید امام و فضای 15 خرداد، اصل مبارزه مسلحانه در ذهن مبارزان آزادی‌خواه یک اصل بدیهی بود. چون راه دیگری را نمی‌شناختند یا حداقل کشف نکردند که بتوانند اعتراض‌شان را به حکومت نشان دهند. همه جناح‌های مذهبی و غیرمذهبی به این نتیجه رسیدند که راهی جز این وجود ندارد. به‌ همین دلیل می‌بینیم گروه‌های مختلف، اعم از چپ مارکسیستی و مذهبی سنتی و روشنفکران، همگی در این مسیر قرار گرفتند. مثل جمعیت‌های مؤتلفه، حزب ملل اسلامی یا گروه‌های دیگر مذهبی، همگی دست به اسلحه بردند. گروه‌های چپ هم که از حزب توده منشعب شدند، حالت قهرآمیز، برانداز و مسلحانه گرفتند. از این رو، در دهه چهل این گرایش یک عمل بدیهی تلقی می‌شد. به‌صورتی که کسی نسبت به آن شک نمی‌کرد. اگر کسی در این نگرش شک می‌کرد، برچسب می‌خورد. حتی من اضافه کنم نظر خود امام خمینی هم اگرچه بعدها در روایت‌هایی که بعد از انقلاب بیشتر مطرح شد، این بود که با مبارزه مسلحانه مخالف بودند، ولی در درس‌های ولایت فقیه‌شان، صریحاً مبارزه مسلحانه را تأیید می‌کنند و مجوز می‌دهند که راهی جز این وجود ندارد و حتی بعد از قضایای 15 خرداد، عبارتی دارند که جهاد مسلحانه بر مسلمانان واجب است. جاهای مختلف دیگری هم وقتی مبارزه با رژیم را توصیف می‌کنند، به این وجه مسلح بودنش تأکید می‌کنند.

می‌خواهم بگویم شخصی که مرجع تقلید است این نگاه را دارد. به‌اضافه اینکه همه روحانیون مبارز در آن زمان به‌خصوص در دهه پنجاه به این جنبش می‌پیوندند و از این جنبش حمایت می‌کنند و شکی نداشتند که تنها راه همین است. چون تمام فعالان سیاسی تقریباً به بن‌بست رسیده ‌بودند. نهضت آزادی و جبهه ملی که به‌صورت پارلمانتاریستی فعال بودند، رژیم، اجازه فعالیت آزادانه به این‌ها نمی‌داد. این یک مسأله است. اما اینکه نتیجه کار چه شد، دو مسأله وجود دارد که باید تفکیک شود؛ یکی مبارزه مسلحانه یا استراتژی مبارزه مسلحانه، و دیگری تشکیلات و گروه‌هایی که حامل این قضیه بودند. به نظر من آن تشکیلات‌ مبارز به بن‌بست رسیدند و می‌شود گفت، به یک شکلی ضربه و شکست خوردند. ولی این مسیر ادامه پیدا کرد. کما اینکه بعد از 54 که می‌شود گفت اکثر این تشکلها خیلی در بیرون فعالیت نداشتند و بیشتر در زندان بودند، می‌بینیم که در گروه‌های خودجوش این خط‌ مشی ادامه پیدا می‌کند. گروه‌هایی مثل «منصورون» و «توحیدی صف»، همین مشی مسلحانه را پیش می‌برند.

لذا آن استراتژی تا 22 بهمن‌ ماه ادامه پیدا کرد، ولی گروه‌ها و تشکیلات‌هایی که حامل این استراتژی بودند، می‌شود گفت دچار ضربه و بن‌بست شدند. نکته دیگر اینکه درست است آن حاملین از صحنه خارج شدند و دیگر هژمونی نداشتند، ولی تأثیر خود را در آن برهه گذاشتند و به هر حال، ذهنیت مردم تغییر پیدا کرد. این افرادی که زندان رفتند و شکنجه شدند و به هر حال شهید شدند، تأثیرات تدریجی خود را گذاشتند که آن حالت یأس و ناامیدی که بعد از 15 خرداد ایجاد شده بود، به یک امید تبدیل شد و ایجاد این نگاه که رژیم شکست‌ناپذیر نیست و رژیم نمی‌تواند همه‌جا سیطره داشته باشد. لذا حالتی به وجود آمد که سال‌های آخر مردم هم پای صحنه آمدند.

*صبغه و سابقه دست‌بردن به سلاح

ایرناپلاس: جناب سلیمی‌نمین، آقای غنی به این نکته اشاره داشتند که جنبش مبارزه مسلحانه به یک معنا دستاوردهایی در فضای سیاسی و در پیروزی انقلاب داشت. ارزیابی شما چیست؟ بعضی معتقدند پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 اساساً ارتباطی با جریان مبارزه مسلحانه نداشت. چون ماهیتش متفاوت بود و آن جریانات هم در وقوع انقلاب مؤثر نبودند. با توجه به ضربه سال 54 سازمان مجاهدین خلق، و فقدان برخورداری بدنه اجتماعی در گروه‌های مارکسیست. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟

سلیمی‌نمین: ما تجربه دست به سلاح بردن را هم در دهه بیست داریم و هم در دهه سی. یعنی فضای سیاسی موجب می‌شود در دهه بیست، هم جریان آقای دکتر مصدق، جریان آیت‌الله کاشانی و هم جریان فدائیان اسلام به وحدت نظر برسند که برخی عناصر برجسته وابسته به بیگانه را در کشور حذف فیزیکی کنند. به‌طور مثال، در یک مقطعی همه به این نتیجه می‌رسند که رزم‌آرا باید حتماً حذف فیزیکی شود. دکتر مصدق هم وقتی رزم‌آرا مجلس را تهدید می‌کند که من سقف مجلس را روی سرتان خراب خواهم کرد، می‌گوید اگر من اینجا سلاح داشتم، تو را می‌کشتم.

می‌خواهم بگویم که نه در جلسات محدود، بلکه به‌صورت علنی هم گرایشات این‌چنینی وجود داشت. اما اینکه امام دست بردن به سلاح را تأیید کرد، من چنین چیزی ندیده‌ام و اگر منبع این مطلب را بگویند، ممنون می‌شوم. یعنی کجا در صحبت‌های امام و در درس‌های ایشان در مورد حکومت اسلامی چنین چیزی را بیان کرده‌اند. درحالی‌که روایت‌های مختلفی از امام وجود دارد که خلاف این مطلب است. از جمله شهید عراقی در خاطرات خودش در کتاب «ناگفته‌ها» می‌گوید من در ابتدای دهه چهل که خدمت امام رسیدم تا سؤال کنم که ما چه‌کار کنیم، امام فرمودند کار فرهنگی. بار دوم پرسیدم باز هم تأکید کردند و بار سوم هم سؤال کردم که در جلسه کاملاً خصوصی یک نفره، امام فقط و فقط کار فرهنگی را به‌عنوان مشی مبارزه برای تغییر بیان می‌کنند. تعابیر امام درخصوص برخی از ترورها، نه حالا گروه‌هایی مثل مجاهدین خلق و فدائیان خلق، تعابیر تندی است. بنابراین نمی‌تواند این مطلب خیلی دقیق بوده باشد که امام حذف فیزیکی را راه‌حلی برای تغییر در جامعه مورد تأیید قرار داده ‌باشند و من چنین چیزی ندیده‌ام.

بنابراین، قرائن مختلف نشان می‌دهد که امام، اصالتی برای این امر قائل نیستند. بلکه برعکس، به‌لحاظ شرعی هم تشخیص این گروه‌ها برای حذف فیزیکی را نمی‌توانند مورد تأیید قرار دهند .

*در خانه تیمی مجید شریف چه گذشت؟

ایرناپلاس: اخیرا، یک بازگشت به گذشته‌ای انجام شده، برای بازخوانی روایت‌های تاریخی. در مورد جنبش مبارزه مسلحانه، خصوصاً در دهه چهل و پنجاه، یک بازخوانی‌ای نسبت به این پدیده و واقعه در جامعه به‌وجود آمده ‌است. از نظر شما این نگاه که در موردش فیلم و مستندهای سیاسی زیادی هم اخیراً ساخته می‌شود و این دوگانه را شکل می‌دهد، چقدر واقعی است؟ نگاهی که یک طرفش انکار و تروریست خواندن این‌هاست و طرف دیگر تقدیس این جریان است. شما این برداشت را چگونه تفسیر می‌کنید؟

صمیمی: این فیلم‌ها و مستندهای اخیری که ساخته شده‌، بیشتر نگاهش به مبارزه مسلحانه در راستای تفکیک مبارزه مسلحانه مذهبی‌ها و مارکسیست‌هاست. لذا سعی شده است از این فیلم‌هایی که درباره سازمان مجاهدین خلق وحید افراخته و دوستان سابق ساخته می‌شود، دوگانه مذهبی – غیرمذهبی عمده شود. یعنی انحرافات سازمان را بیشتر از این زاویه ترویج می‌کند که آنهایی که مارکسیست هستند منحرف شدند و دست به خشونت و... زدند و آنهایی که مذهبی هستند را خیلی مبرا از خطا نشان می‌دهد، در صورتی که این‌طور نبود. در سازمان یک مشی واحد حاکم بود. حتی در شاخه مذهبی، شاخه شهید «مجید شریف واقفی» که من و تعداد دیگری در این شاخه بودیم، این‌جور نبود که خلافی صورت نگیرد. یعنی این مسأله خشونت، یا عریان‌تر بگویم شکنجه و ترور در شاخه مذهبی هم بود.

ایرناپلاس: یعنی تصفیه‌های فیزیکی درونی در شاخه مذهبی سازمان هم مشروع بود؟

بله، اساساً این گفتمان حاکم بود. حالا اتفاقی که افتاد و بارز شد و نشان داده شد، ترور شهید مجید بود.

ایرناپلاس: مورد تاریخی هم داریم که جناح مذهبی سازمان اقدام به تصفیه کرده باشد؟

صمیمی: ما نباید به قول مورخان به موضوع آناکرونیستیک نگاه کنیم. ما باید خودمان را در آن شرایط بگذاریم. آن شرایط اصلاً به‌گونه‌ای نبود که من الان از فلان خانه تیمی اطلاعی داشته باشم و این فکت‌ها را نقل کنم. بله این بحث بود و در آن خانه‌ای که من هم بودم این بحث وجود داشت که فلانی حرف نمی‌زند چه‌کار کنیم؟ و جواب این بود که می‌زنیمش که حرف بزند.

ایرناپلاس: در آن خانه چه کسانی بودند؟

صمیمی: آن‌قدر این اسم‌ها مقدس‌ شده که فکر می‌کنیم هر عزیزی که در مبارزه بوده، همه کارهایش هم خوب بوده‌ است. در آن خانه مجید شریف واقفی بود، ساسان صمیمی (برادر من) بود، مجید لغوی بود و من هم بودم.

*نگاه امام به مبارزه مسلحانه؟

ایرناپلاس: آقای غنی شما به این نکته اشاره داشتید که امام به‌لحاظ کلی، با اصل مبارزه مسلحانه زاویه جدی نداشت. در حالی‌که ما ملاحظه می‌کنیم که در دهه پنجاه، «تراب حق‌شناس» و «حسین روحانی» جلسات متعددی درخصوص تبیین ایدئولوژی سازمان با امام داشتند و امام در نهایت ایدئولوژی و خط‌ مشی کلی سازمان را تأیید نمی‌کند.

غنی: من دو مقوله را تفکیک کردم؛ یکی سازمان‌ها و تشکیلات و دیگری خط‌ مشی و استراتژی. من عرضم این نبود که امام این تشکیلات‌ها را تأیید کردند، به هیچ‌وجه! بحث، بحث استراتژی است. این استراتژی مستقل از آن سازمان‌ها وجود داشت. چون سازمان‌های متعددی به این استراتژی پیوستند. در واقع مسأله مبارزه مسلحانه را می‌توان از کتاب امام کاملاً استخراج کرد؛ به‌عنوان نمونه در صفحه 36 کتاب «حکومت اسلامی»، بحثی در مورد امر به معروف و نهی از منکر دارند که همه باید امر به معروف و نهی از منکر کنند. خطاب به علما می‌گویند باید شما چنان کنید که نهضتی به وجود بیاید که همه مردم دین‌دار و غیرتمند در آن شرکت کنند. نهضتی که اگر در آن حکام ستم‌کار و منحرف به آن تسلیم نشوند و به صراط مستقیم و رویه اسلامی تبعیت از احکام الهی باز نیایند و بخواهند آن را با قدرت اسلحه ساکت کنند، در حقیقت به حمله مسلحانه دست بزنند، «فئه باغیه» خواهد بود. دقیقاً 15 خرداد چنین شرایطی بود. علما آمدند وسط و امر به معروف و نهی از منکر کردند و حکومت به‌جای اینکه تن بدهد، سرکوب کرد. امام را گرفت و زندانی کرد و سرکوب 15 خرداد پیش آمد.

سلیمی‌نمین: این مقوله متفاوتی است.

غنی: اینجا را دقت کنید. در ادامه امام می‌گوید بر مسلمانان است به جهاد مسلحانه با «فئه باغیه» و حکام تجاوزکار بپردازند. من آن سال‌ها که این کتاب را می‌خواندم، کاملاً برداشتم این بود که حکومت پهلوی «فئه باغیه» شمرده می‌شود.

سلیمی‌نمین: جهاد حکم می‌خواهد.

غنی: من حکمش را اینجا عرض می‌کنم. تنها کتابی که آن موقع از امام خمینی منتشر شده‌ بود، همین بود که در دسترس ما هم بود. و وقتی این را می‌خواندم، می‌گفتم این «فئه باغیه» است و ایشان می‌گفتند که بر مسلمانان واجب است که با فئه باغیه جهاد مسلحانه کنند.

ایرناپلاس: سازمان هم از این بحث امام این تلقی را داشت؟

غنی: بنیانگذاران را نمی‌دانم. ولی بنده که این کتاب را می‌خواندم، آن‌طور استنباط می‌کردم که جهاد مسلحانه واجب است.

سلیمی‌نمین: اما جهاد حکم می‌خواهد.

غنی: آن بحث دیگری است. من نگاه امام را بر اساس این کتاب می‌گویم.

سلیمی‌نمین: فرمایشات شما با مستندا‌‌ت‌تان هم‌خوانی ندارد. ببینید امام حتی در سال 57 هم گفتند که اگر شما این کار را بکنید من حکم جهاد می‌دهم. یعنی کسی حق ندارد دست به سلاح ببرد جز با حکم جهاد. امام یکی از تهدیدات‌شان همواره در این مورد بود، که اگر شما بیایید و خواسته ‌باشید قتل‌عام و کودتا کنید من حکم جهاد می‌دهم. امام همواره از این حکم جهاد استفاده می‌کردند و این موضوع به‌عنوان تهدید تعیین‌کننده هم به‌حساب می‌آمد.



ادامه دارد...

گفت‌وگو از سیدعمادالدین محمودی
*اداره کل اخبار چندرسانه ای*ایرناپلاس*

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال