غلامرضا ظریفیان در گفت و گوی تفصیلی با ایرنا :

طرح تحول ساختاری دولت اصلاحات به دنبال توسعه علمی بود

تهران- ایرنا- استاد تاریخ دانشگاه تهران و معاون دانشجویی وزارت علوم در دولت اصلاحات می گوید: یکی از اهداف اصلی تحول ساختاری در آموزش عالی در دولت اصلاحات این بود که همه ارکان کشور به توسعه علمی که شرط بقا و تقویت ایران است توجه کنند.

« مسئله توسعه علمی و دانش بنیان کردن نظام سیاسی و اقتصادی ما متاسفانه مورد غفلت همه جناح ها قرار گرفته است. در یک دوره طولانی اصلا این مسئله دقیق فهمیده نمی شد و بعد از اینکه مورد توجه قرار گرفت باز اولویت دولت ها نبود. حتی دولت اصلاحات که توجه گسترده ای به آموزش عالی کرد با این وجود همچنان دانش بنیان کردن جامعه به عنوان یک امر راهبردی که اگر این اتفاق بیفتد می تواند تحولات عظیمی را رقم بزند مورد غفلت بود. حتی جریان رقیب و برخی دوستان به این مسئله خوب توجه نمی کردند که اگر اتفاق عظیمی در نهاد علم رخ بدهد کل کشور را دچار تحول بنیادین خواهد کرد. در واقع حتی به تحولات علم هم از دریچه سیاست نگاه می کردند.»

«شعار وزارت علوم هم در این دوره نه توسعه سیاسی و جهت گیری ها سیاسی بلکه «توسعه علمی شرط بقا است» بود. در واقع اگر راست و چپ می خواهد باقی بماند راهی جز این مسیر نیست. تقویت ایران و جمهوری اسلامی در گروه پیشرفت و توسعه علمی است. همه جناح ها باید توجه داشته باشند که ناکارآمدی، عدم استفاده از منابع، بحران ها و شکاف هایی چون تبعیض و فقر منجر به عقب افتادگی و از بین رفتن سرمایه اجتماعی خواهد شد.»

«غلامرضا ظریفیان » از دانشجویان مبارز قبل از انقلاب است که به خاطر فعالیت های سیاسی در رژیم پهلوی از دانشگاه تهران اخراج شد. اما او پس از انقلاب فرهنگی به تحصیلات خود ادامه داده و در رشته تاریخ موفق به اخذ مدرک دکتری شد.
وی مسئولیت هایی از جمله؛ معاون مالی - اداری دانشگاه امیرکبیر، مدیرکل دانشجویان داخل وزارت علوم، نماینده‌ رییس جمهوری در کمیته‌ بررسی حادثه کوی دانشگاه، معاون پارلمانی وزارت علوم، معاون دانشجویی وزارت علوم در دولت دوم اصلاحات را بر عهده داشته است. ظریفیان همچنین از اعضای جمعیت توحید و تعاون به شمار می رود.

در ادامه سلسه مصاحبه های گروه دانشگاه ایرنا با ظریفیان به تحول ساختاری وزارت علوم در دولت اصلاحات پرداخته ایم که بارزترین وجه آن تغییر نام وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بود.

دکتر محمد معین که مسئولیت وزارت علوم در دولت هاشمی را داشت تجربه گران سنگی را از این دوران به دست آورده بود از این رو وقتی در دولت اصلاحات دوباره سکاندار وزارت علوم شد طرح تحول ساختاری را کلید زد چرا که معتقد بود با ساختار آن روز وزارت امکان توسعه علمی که شرط توسعه پایدار کشور است وجود ندارد.

با توجه به اهمیت این طرح و اثرات جانبی آن در آموزش عالی ایران، به طرح موضوعاتی چون؛ ضرورت تحول ساختاری، شاخص ها و اثرات این طرح و همچنین موانع پیش روی اجرای طرح تحول ساختاری در حوزه آموزش عالی در مصاحبه پیش رو پرداخته ایم.
ظریفیان معتقد است: علی رغم همه مشکلاتی که رخ داد وزارت علوم این طرح را رها نکرد و اصلی ترین پروژه اش بود تا از قِبل این تحول ساختاری یک تحول پایدار ایجاد کند.

وی یکی از ثمرات غیر مستقیم تحول ساختاری در وزارت علوم را شکل گیری برنامه چهارم توسعه کشور بر اساس توسعه دانش بنیان می داند و اظهار می کند: درست است که بخشی از پروژ های وزارت علوم در دولت اصلاحات ناتمام ماند اما شکست هم نخورد، خود دولت کم کم متوجه شد که با این برنامه توسعه ای امکان یک حکمرانی خوب وجود ندارد همین درک بود که باعث شد برنامه چهارم توسعه دانش بنیان شود و بر اساس توسعه دانش بنیان نوشته شد این ها موثر بود هر چند بعداً از خود برنامه چهارم هم تفسیر سیاسی صورت گرفت. در برنامه چهارم برای اولین بحث دانش و توسعه دانش بنیان مطرح شد و برنامه چهارم با این جهت گیری نوشته شد.

مشروح مصاحبه خبرنگارگروه دانشگاه ایرنا با دکتر« ظریفیان» به شرح زیر است.

**ایرنا: در دوران دولت اصلاحات شاهد تغییر نام وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هستیم. این تغییر نام بر اساس چه راهبرد هایی صورت گرفت؟

**ظریفیان: مهمترین پروژه ای که وزارت علوم در دوره اصلاحات دنبال می کرد همین پروژه بود. علت تلاش برای تغییر نام وزارت فرهنگ و آموزش عالی این امر بود که ساختاری که در ارتباط با آموزش عالی تعبیه و تدوین شده بود مربوط به زمان شکل گیری دانشگاه تهران و متکی به بعضی تغییراتی بود که در دوره های بعد از انقلاب صورت گرفته بود. از این رو این مجموعه حداکثر معطوف به صد هزار دانشجو سازمان دهی شده بود.

مسئله دیگر هم این بود که آقای دکتر معین از سال 68 تا 72 به عنوان وزیر علوم مشغول به فعالیت بودند و در این دوران که مشهور به دوره اول وزارت دکتر معین بود با ساختار آموزش عالی و ساختار نهاد علم آشنا شدند . بنابراین دکتر معین با توجه به این تجربیات، به این جمع بندی رسید که تا مسئله ساختار آموزش عالی تحول بنیادین پیدا نکند ایران نمی تواند از ظرفیت های علمی خود برای توسعه پایدار استفاده بکند.

**ایرنا: به طور گذرا به دلایل ایجاد تحول ساختاری اشاره کردید. اما به صورت جزیی تر و دقیق تر بفرمایید چرا ساختار وزارت فرهنگ و آموزش عالی نیازمند تغییر ساختاری بود؟

**ظریفیان: همانطور که اشاره کردم ظرفیت ساختارهای آموزش عالی متناسب با ظرفیت های جدید نبود از این رو ، این ساختار نمی توانست نهاد علم را مدیریت کند پس لازم بود تغییرات بنیادینی در آن صورت گیرد تا توان مدیریت نهاد علم را پیدا کند.

در نهاد علم چند گسست دیده می شد؛ یکی از این گسست ها، گسست میان دانشگاه و جامعه بود؛ مورد بعدی مربوط به گسستی بود که بین نهاد علم و دولت وجود داشت. چون تنها تصمیم ساز و تصمیم گیر نهاد علم، شورای عالی انقلاب فرهنگی بود و این شورا هم بخشی از دولت به حساب می آمد. نهاد علم با هشت وزارتخانه توسعه ای سروکار داشت که تا این وزارتخانه ها با نهاد علم پیوند نمی خوردند توسعه اتفاق نمی افتاد.

گسست سوم بین نهاد علم با نظام بین الملل بود؛ ارتباط ارگانیک با نهاد علم بین المللی نداشتیم. نهاد علم در عین حال که بومی است بین المللی و جهانی است و اگر خودش را از آن نهاد علم بین المللی منفصل کند در داد وستد جهانی دچار مشکل خواهد شد. چرا که نهاد علم در عین استفاده از دستاورد های بین المللی دستاورد های خود را هم به عرصه جهانی عرضه می کند و این ارتباط دو سویه است.

در داخل هم مقوله های بسیار مهمی وجود داشت که روی زمین مانده بود. در عالم تحولات عظیم فناوری، مسئله فناوری در کشور متولی نداشت، معلوم نبود چه کسی و چه نهادهایی متولی فناوری در کشور هستند. بخشی از کشور خودش را متولی بخش از آن می دانست، اما در کلان و برنامه ریزی چه کسی باید این بخش را توسعه و سازماندهی کند معلوم نبود.

مسئله دیگری که در این زمینه وجود داشت این بود در عین حال که ما دانشگاهی داشتیم که مامویت های بسیاری بر آن حمل می شد اما این ماموریت ها از تجانس لازم برخودار نبود. نسبت این دانشگاه با حوزه ستادی آموزش عالی اصلاً روشن و معلوم نبود کدام بخش را ستاد و کدام بخش را دانشگاه متولی است و در ارتباط با مسائل درون دانشگاهی و علمی با نقصان و مشکلات جدی مواجه بودیم و در عین حال نگاه و بررسی هایی که نسبت به توسعه های کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه جهشی داشتیم نشان می داد که بین توسعه علمی و ملی آن ها یک پیوند عمیق برقرار است.

اگر توسعه ملی پیوند عمیق با توسعه علمی نداشته باشد امکان رسیدن به توسعه عمیق پایدار را نخواهیم داشت و همچنان نفت تکیه گاه اصلی بودجه کشور خواهد بود و مسائل دیگری که تا به امروز هم گرفتار آن ها هستیم. از طرف دیگر به دلیل رشد عظیم جمعیت که در کشور رخ داده بود این نیاز احساس می شد این جمعیت باید وارد دانشگاه بشود. بنابراین اگر ما توسعه مبتنی بر دانش نداشته باشیم بخش عظیمی از این فارغ التحصیلان در آینده در جایگاه خودشان نخواهد بود و با لشکر بیکاران مواجه خواهیم شد. همه این ها دست به دست هم داد تا ضرورت تغییر ساختاری در وزارت علوم احساس شود و در دولت اصلاحات برای این تغییر ساختاری تلاش های گسترده ای انجام شد.

**ایرنا: مسیر این تحول ساختاری به چه صورتی طی شد؟

**ظریفیان: کار دو، سه ماهه ای در اول صورت گرفت تا شکل اولیه ای از طرحی که قرار بود اجرا شود دربیاید. در کارهای اولیه مشخص شد که نام وزارت باید متناسب با ماموریت های آینده آن باشند بنابراین علوم، تحقیقات و فناوری ماحصل این برنامه و ضرورت ها بود.

لایحه تغییر ساختاری در مجلس تصویب شد. خود مجلس، آموزش عالی را موظف کرد که ظرف یک سال برنامه اصلی تغییر ساختاری را ارائه دهد. برای اینکه کار عالمانه ای صورت بگیرد کمیته ای متشکل از حدود سی نفر از مجریان آموزش عالی و اندیشمندان آموزش عالی که آموزش عالی را خوب می شناختند و با تجربیات دنیا آشنا بودند تشکیل شد و دکتر معتمدی که بعداً وزیر ارتباطات شد مسئولیت این کمیته را بر عهده گرفت.

مسئولان آموزش عالی نیازمند آن بودند که دریافت دقیقی از تحولات خارج از کشور و ساختار های آموزش عالی دانشگاه های معتبر در آسیا، آمریکا و حتی برخی کشور های آفریقایی داشته باشند. با توجه به این ضرورت تعدادی از این دانشگاه ها انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند تا با تجربیات تحولات ساختاری آن ها آشنایی صورت بگیرد. در واقع یک کار سنگین یک ساله صورت گرفت و تحول ساختاری اقدامی یک شبه نبود. خود این یافته ها هم در سینمار روسای دانشگاه ارائه می شد تا روسای دانشگاه ها که با این تحولات آشنا بودند ، اگر تجربه دیگری دارند به مطالعات کمیته مورد نظر اضافه کنند. بعد از طی این فرآیند و در نهایت وزارت علوم، محتوا را به مجلس ارائه داد.

در نتیجة مطالعات و تغییر نام وزارت، شورای «عتف» برای اینکه آموزش عالی صرفاً تبدیل به یک وزارتخانه بخشی نشود ، شکل گرفت. وزارت علوم باید بسیاری از وزارتخانه های دیگر را تغذیه کند چون نهاد تولید دانش است و باید دانش را به همه بخش ها تسری بدهد. در واقع این شورا با هدف از بین بردن گسست بین نهاد دولت و نهاد آموزش عالی شکل گرفت. دبیرخانه شورا در وزارت علوم بود و از هشت وزارتخانه در آن عضویت داشتند.

وزارتخانه هایی مثل؛ صنایع، نفت و...که ریاست شورا را هم رئیس جمهوری برعهده داشت. در شورای عتف بر اساس قانون مقرر شده بود که کلیه بودجه های پژوهشی و تحقیقاتی در آنجا بعد از بررسی مزیت های نسبی طرح های پژوهشی و نیازهای کشور تخصیص داده شود. بودجه تحقیقاتی ما اندک و لازم بود که به سمت مزیت های نسبی هدایت شود و این یکی از کارهای مهم در تغییر ساختار وزارت علوم بود.

با توجه به تجارب جهانی در ارتباط با ساختارهای دانشگاه و تجربه های بومی، ساختارهای آموزش عالی به سمت کاهش حداکثری تصدی گری و واگذاری ماموریت ها به خود دانشگاه ها و اینکه وزارت علوم نقش طراحی سیاست ها و پشتبانی لازم ملی و حقوقی در ارتباط با دانشگاه ها را انجام بدهد حرکت و وزارت علوم سعی کرد بیشتر نقش ستادی را بر عهده بگیرد واین راهبرد هم یکی از نتایج مطالعات تطبیقی در آن دوران بود.

به اعتبار واگذاری این اختیارات، مسئله استقلال دانشگاه ها مطرح شد این چیزی بود که در آن بررسی های تطبیقی به دست آمده بود؛ دانشگاه اساساً به این دلیل دانشگاه است که از استقلال و خود گردانی برخوردار است و مدیریت خود را خود بر عهده دارد. در دانشگاه ها مجموعه ای از اندیشمندان و فرهیختگان هستند ، این افراد در ارتباط با چگونگی اداره دانشگاه از جاهای دیگر ذیحق تر هستند. البته استقلال به معنای استقلال از حاکمیت نیست بلکه منظور استقلال ساختاری است تا دانشگاه بتواند چابک تر هیات علمی بگیرد و ماموریت های خود را انجام دهد و منابع خود را به دور از بروکراسی های دست و پا گیر مورد استفاده قرار بدهد.

بعد هم بحث ارتباطات بین المللی دانشگاه مطرح شد. دانشگاه های ما ارتباطات گسترده ای با دانشگاهای بین المللی و معتبر نداشتند و این ارتباط باید در طرح تحول ساختاری تقویت می شد.

**ایرنا: همه این اقداماتی که شما برشمردید کارهای تخصصصی وزارت علوم است چرا با این وجود، آقای معین از سوی مخالفانش متهم به سیاسی کاری در وزارت علوم شد و مخالفان فکر می کردند در وزارت علوم کار سیاسی و جناحی در حال انجام است؟

**ظریفیان: من در این جا یک حقی به مخالفین باید بدهم. اساساً مسئله سیاست در ایران پیچیده، سخت و فربه است؛ یعنی اساساً در ایران سیاست و سیاست زدگی بر همه بخش های دیگر جامعه سایه افکنده است. این امر مختص به سال های بعد از انقلاب هم نیست قبل از انقلاب هم وجود داشت؛ از مشروطه به بعد همواره مسئله دولت و ملت عرصه این تامل و تقابل بود. بنابراین ما با یک حوزه افتراق یافته فرهنگ و سیاست و.. روبرو نبودیم و این به هم تنیدگی هم تا به امروز وجود دارد. همه دولت ها با ارزیابی سیاسی تحلیل می شود . بسیاری از اتفاقات معمولی که در جامعه ما رخ می دهد همیشه با انگاره سیاسی تحلیل می شود.

تصادفی رخ می دهد یا کسی فوت می کند اما این مسائل طبیعی همیشه با انگاره سیاسی تحلیل می شوند وهمیشه احتمالاتی مبتنی بر وجود دست های پشت پرده مطرح می شود. در حال حاضر که دولتی بر سر کار آمده که متفاوت از آن چیزی است که تصور می شد بر سر کار بیاید باز هم گروه های رقیب اقدامات مختلف این دولت را با فیلتر سیاسی نگاه می کنند.

آموزش عالی هم از این امر مستثنی نبود آموزش عالی در بستر تاریخی همواره کانون فعال سیاسی بوده است. شما اگر تاریخ ایران از 1300 به بعد را بنویسید نقش دانشگاه در تحولات سیاسی مهم است. بعد از انقلاب هم شاهد بودیم که دانشگاه در راس تحولات مختلف بوده است.
یک بخشی از این برداشت های سیاسی در مورد فعالیت های دانشگاه در دوران دکتر معین طبیعی بود؛ وی چهره علمی است اما در کنار چهره علمی به عنوان یک چهره سیاسی هم مطرح است و نماینده مجلس بود. چهره سیاسی داشتن باعث شده بود که در دوران وزارت، مخالفین مطرح کنند که مثلا دکتر معین حامی دفتر تحکیم وحدت است.

** ایرنا: شاید جریان مخالف اصلاحات این تحلیل را داشت که چون دانشگاه پایگاه اصلی جریان اصلاحات است اگر دانشگاه تقویت و به سمت استقلال برود به نفع جریان اصلاحات خواهد بود و بنابراین با این تحلیل به مخالفت با اقدامات دکتر معین می پرداخت. شما این تحلیل را قبول دارید؟

**ظریفیان: در این بحث شما تردیدی نیست. جریان رقیب طبیعتاً به دلیل اینکه در کشورمنافع ملی را خوب تعریف نکردیم و اینکه تا کجا باید به منافع جناحی اندیشید و کجا همه جناح ها دغدغه منافع ملی باید داشته باشند و این مسئله روشن نیست به اقداماتی دست زده که همراه با منافع ملی نبوده است و هر گروهی که بر سر کار آمده به این ترجیحات منافع ملی بی توجه بوده است. در دوران اصلاحات هم قطعاً گروه رقیب نمی خواست جریان اصلاح طلبی که در دانشگاه ریشه داشت به عنوان جریان موفق تاثیر گذار باشد. این عدم توجه ها باعث شده است که مسئله توسعه علمی و مسئله دانش بنیان کردن نظام سیاسی و اقتصادی ما مورد غفلت همه جناح ها قرار بگیرد.

در یک دوره طولانی اصلا این مسئله دقیق فهمیده نمی شد و بعد از اینکه مورد توجه قرار گرفت باز اولویت دولت ها نبود. حتی دولت اصلاحات که توجه گسترده ای به آموزش عالی کرد ، با این وجود همچنان دانش بنیان کردن جامعه به عنوان یک امر راهبردی که اگر این اتفاق بیفتد می تواند تحولات عظیمی را رقم بزند مورد غفلت بود حتی جریان رقیب و برخی دوستان به این مسئله خوب توجه نمی کردند که اگر اتفاق عظیمی در نهاد علم رخ بدهد کل کشور را دچار تحول بنیادین خواهد کرد. در واقع حتی به تحولات علم هم از دریچه سیاست نگاه می کردند.

چرا در تصویب قانون تحول ساختاری وزارت علوم در مجلس سکته ایجاد شد؟ چون تلقی این بود که این ها (کسانی که به دنبال تحول ساختاری هستند) می خواهند شورای عالی انقلاب فرهنگی را تضعیف کنند؛ یعنی تفسیر سیاسی از یک اقدام بنیادین صورت می گرفت در حالی که این تحول بنیادین اصلا کاری به شورای عالی انقلاب فرهنگی نداشت.

وقتی شما می خواهید کشور را دانش بنیان کنید یعنی می خواهید همه عرصه ها را تقویت بکنید اگر دولت به این امر اهتمام جدی نداشته باشد به عنوان مثال وزارت ارشاد هم نمی تواند پیام خودش را به جامعه برساند. در واقع این ضایعه در همه بخش ها دیده خواهد شد.
همچنان که اگر کشور دانش بنیان نشود باید به پول نفت متکی باشیم و ما گرفتار اقتصاد تک محصولی خواهیم بود. اگر دانشگاه در حوزه اخلاقیات هم خوب باشد ولی وقتی دانشجو با معضل بیکاری مواجه شد آن اخلاقیات هم تضعیف خواهد شد.

**ایرنا: شاید بشود گفت که جریان رقیب اصلاحات هم دغدغه درستی داشت چرا که برخی تئورسین های اصلاح طلب از دانشگاه به عنوان اهرمی برای تحقق مطالبات سیاسی می خواستند استفاده کنند و این منجر به حساسیت های زیاد جریان رقیب بر روی اقداماتی که در حوزه آموزش عالی در حال اجرا بود می شود.

**ظریفیان: به هرحال اشاره کردم که ریشه اصلی این مسائل در همین تاخر فهم از تحولات جهانی و تحولات نقش علم در توسعه بود این مسئله هم جناح بردار نبود حالا ممکن بود یک جناح جلوتر باشد و یکی عقب تر، ما این معضل را همچنان هم داریم؛ کشور ما منابع زیادی دارد اما چرا نمی توانیم از این منابع استفاده بکنیم؟ چون نتوانستیم دانش را به برنامه های توسعه ای خودمان تسری بدهیم.
علی رغم همه مشکلاتی که رخ داد وزارت علوم این طرح را رها نکرد و اصلی ترین پروژه اش بود تا از قِبل این تحول ساختاری یک تحول پایدار ایجاد کند.

درست است که بخشی از پروژها ناتمام ماند اما شکست هم نخورد، خود دولت کم کم متوجه شد که با این برنامه توسعه ای امکان حکمرانی خوب وجود ندارد همین درک بود که باعث شد برنامه چهارم توسعه دانش بنیان شود و بر اساس توسعه دانش بنیان نوشته شد این ها موثر بود هر چند بعداً از خود برنامه چهارم هم تفسیر سیاسی صورت گرفت. در برنامه چهارم برای اولین بحث دانش و توسعه دانش بنیان مطرح و برنامه چهارم با این جهت گیری نوشته شد.

شعار وزارت علوم هم در این دوره نه توسعه سیاسی و جهت گیری ها سیاسی بلکه «توسعه علمی شرط بقا است» بود. در واقع اگر راست و چپ می خواهد باقی بماند راهی جز این مسیر نیست. همه جناح ها باید توجه داشته باشند که ناکارآمدی، عدم استفاده از منابع، بحران ها و شکاف هایی چون تبعیض و فقر منجر به عقب افتادگی و از بین رفتن سرمایه اجتماعی می شود.

این کاری بود که دکتر معین در سخت ترین شرایط که 18 تیر رخ داده بود و سالگردهای 18 تیر را داشتیم و بحران هایی مثل اعدام آقاجری مطرح بود انجام داد و طرح را رها نکرد. دکتر معین در 18 تیر استعفا داد اما کنار دانشجوها ماند اما در دوره دوم استعفا زمانی دست به این اقدام زد که گفت من نمی خواهم وزیر دیوان سالار باشم و فقط نامه امضا کنم بلکه آمده ام تحولات ساختاری ایجاد کنم و اگر این امر ممکن نباشد ادامه نخواهم داد.

دکتر معین در مورد شورای نگهبان و اینکه شورا طرح تحول را رد نکند تلاش ها زیادی کرد اما وقتی جواب نگرفت کنار رفت چون معتقد بود نباید وزیر ساختاری باشد که آن را ناکارآمد می داند. البته بعدها طرح تحول ساختاری فهمیده و به شکل ناقص هم اجرا شد و تنها با یکی دو تغییر اندک مورد تصویب و تایید شورای نگهبان قرار گرفت و بالاخره این تغییر شروع شد. در مجموع هم پیشرفت هایی حاصل شد. مثلاً در بحث استقلال دانشگاه وزارت علوم قبل از این که قانون آن تصویب شود اقداماتش را در این زمینه شروع کرده بود و بیش از هفتاد، هشتاد درصد وظایف وزارت را به دانشگاه ها واگذار کرده بود.چون دانشگاه آقا بالا سر نمی خواهد. بودجه دانشگاه خارج از مقررات عمومی تصویب. در بحث استقلال، هیات امناها شکل گرفتند و تصمیمات دانشگاه به هیات امنا واگذار شد.

** ایرنا: همانطور که اشاره کردید در دولت اصلاحات تلاش هایی در زمینه استقلال دانشگاه صورت گرفت. یکی از وجوه مهم این استقلال، استقلال مالی است. اما در طرف دیگر ماجرا، بحث تجاری سازی دانشگاه هم مطرح است. تفاوت این دو مسیر در چه شاخص هایی است و در دولت اصلاحات در کدام مسیر، حرکت صورت گرفت؟

**ظریفیان: مجموعه ای از نمادهای آموزش عالی را داریم که چرخه ای هستند زیر نظام های مختلف با کارکرد های مختلف. این کارکرد ها در نهایت جامعه را کارآمد می کند. ما نظامات دوره های رسمی داریم که در همه جا این دوره ها وجود دارد، دوره های الکترونیک داریم، دوره های فنی ، دوره های پیام نور، پارک های علم و فناوری، مراکز رشد و.. را داریم. این ها مجموعه ای از عواملی هستند که هرکدام نقشی برعهده دارند.

در همه جای دنیا حتی دانشگاهای غیردولتی معتبر دولت ها از لحاظ مالی به آن ها کمک می کنند چرا که این ها مهم ترین تولید در آن جامعه را برعهده دارند و آن تولید نیروی انسانی متخصص است که برای آن جامعه ارزش افزوده ایجاد می کند. منابع ژاپن هم نیروی انسانی است بیش از هشتاد درصد ثروت ژاپن منابع انسانی این کشور است.

بنابراین مسئله حمایت دولت از دانشگاه یک امر قطعی است. اما تجاری شدن دانشگاه یعنی اینکه به دانشگاه به چشم یک بنگاه اقتصادی نگاه شود. و این از انحرافات بزرگ در آموزش عالی است. تجاری شدن دانشگاه یعنی اینکه دانشگاه کارش این باشد که به هر شکلی پول دربیاورد. دانشگاه موظف است که برای فرهنگ، اقتصاد، صنعت و.. ارزش افزوده ایجاد کند و این منجر به افزایش ثروت ملی می شود به این معنی که دانشگاه بزرگترین مولد ثروت است. اما در تجاری سازی دانشگاه فکر می شود که دانشگاه یک کارخانه است و باید پول تولید کند البته دانشگاه می تواند بخشی از نیازهای خود را از طریق ارائه سرویس هایی به جامعه تامین کند و منابعی برای تقویت کارکرد خودش ایجاد کند. دستگاه های خودش را ، آزمایشگاه های خودش را تقویت بکند. در همه جای دنیا این شیوه حاکم است.

در خیلی از دانشگاه های معتبر دنیا پنجاه، شصت درصد دانشجویان خارجی هستند البته باز صرفاً نگاه اقتصادی به این دانشجویان ندارند در واقع دانشگاه ها از این طریق هم بخشی از منابع خودشان را تامین می کنند و هم نیروی انسانی مورد نیاز خود را از بین این دانشجویان گزینش می کنند.

صرف پولی کردن مدرک همان کاری است که ما کردیم و در بسیاری از کشورهای دنیا دانشگاه های معتبر خودشان را در سطح بالا نگه می دارند و مانع افت کیفیت آن ها می شوند مثل دانشگاه شریف، تهران، امیرکبیر ، علوم پزشکی ایران ، اما ما چون دیدیم این دانشگاه ها مشکل بودجه دارند رفتیم برای دانشگاه های برند خودمان پردیس پولی درست کردیم و دانشجویان سطح پایین را در این دانشگاه ها پذیرش کردیم امری که خطای بزرگ و تضعیف این دانشگاه ها بود. در واقع در ایران فهم دقیقی از اقتصاد دانش صورت نگرفته است. دانشگاه پیام نور ماموریت خاص خود را دارد و مشخص است چه کسانی را باید پذیرش و آموزش بدهند؛ خانم خانه داری که می خواهد درس بخواند، و.. در واقع دانشگاه پیام نور در همه دنیا یک دانشگاه با نظامات خاص و ماموریت های تعریف شده است.

مسئله این است که هر کدام از این نظامات دانشگاهی باید در جای خودشان قرار بگیرند نه در نقش یکدیگر ، که در آن صورت کارکردهایشان مختل خواهد شد. پیام نور باید پیام نور باشد و کار دانشگاه تهران را نکند، فنی حرفه ای و علمی کاربردی و.. هر کدام باید در جایگاه خودشان باشند.

در همه جای دنیا در مقابل شش یقه آبی، یک یقه سفید از دانشگاه فارغ التحصیل می شود اگر پیام نور آمد و شروع کرد به آموزش حسابداری که دانشگاه تهران هم آن را آموزش می دهد ماموریت ها بهم خواهد خورد. در مقطعی برای اینکه با دانشگاه آزاد رقابت کنیم پیام نور را گسترش دادیم و دوره دکتری بدون استاندارد های لازم تاسیس کردیم. اقداماتی که نتیجه آن بهم ریختن نظامات آموزش عالی کشور بود.

**ایرنا: دوره شبانه با چه توجیهی شکل گرفت؟

**ظریفیان: دوره شبانه قبل از دولت اصلاحات و در زمان آقای دکتر گلپایگانی شکل گرفته بودند و دانشگاهی مثل امیر کبیر دوره شبانه داشت.
در یک دوره ای بحث این بود که نیازهای دانشگاه های ما را یک بخشی از تقاضاها پاسخ می دهد و ما با مازاد تقاضا روبرو هستیم؛ در واقع دولت یک نیازهایی دارد که برای رفع آن نیازها باید نیروی انسانی تربیت کند بنابراین برای این دانشجویان باید هزینه کند. حالا اگر تقاضای جامعه بیشتر از نیاز های دولت بود پول این تقاضای جامعه را باید خودشان بدهند یا دولت باید پرداخت بکند؟ فردی می خواهد روانشناسی بخواند، جغرافیا بخواند، مهندسی مکانیک بخواند و.. آیا دولت که به این رشته ها نیاز ندارد و این رشته ها اشباع شده اند باید پول دانشجو را بدهد یا خود دانشجو؟ خب دانشجو باید پرداخت بکند.

البته این امر باز دچار مشکلاتی بود که آن هم به خاطر نبود آمایش سرزمین در کشور، ما در آمایش سرزمین باید تکلیف خودمان را مشخص می کردیم که مثلا چقدر به دانشگاه و دانشجوی دولتی نیاز داریم و اگر نیاز نداریم و فردی می خواهد آن رشته را بخواند به او گوشزد می کردیم که این رشته اشباع است و اگر تنها بخاطر علاقه می خواهد بخواند در رشته مدنظر ثبت نام بکند. این کارها را باید در آمایش سرزمین می کردیم که نکردیم و تحولات ساختاری در وزارت علوم می خواست این مسئله آمایش سرزمین را حل کند.

وزارت علوم در دوره اصلاحات به این نتیجه رسید که ما علاوه بر دانشگاه های دولتی نیاز به دانشگاه های خصوصی با اهداف مشخص داریم. تا آخر دوره اصلاحات کل گسترش دانشگاه ها هفتاد مورد بود و به نظر می رسید این تعداد کافی است و باید تجربه این تعداد را مورد بررسی قرار بدهیم و بعد تصمیمات دیگر بگیریم و توزیع هم متعادل و منطقی بود اما در هشت سال بعد 354 تعداد دانشگاه ایجاد شد یعنی پنج برابر شد. نتیجه این رشد، رشد قارچی این شده است که خیلی از واحد هایی که آن موقع تاسیس شدند در آستانه تعطیلی قرار دارند و تعداد دیگری هم با بحران کیفیت روبرو هستند.

دانشگاه آزاد ماموریت های دانشگاه پیام نور را انجام می دهند و... در واقع وقتی زورمان به دانشگاه آزاد نرسید ، پیام نور را گسترش دادیم تا با دانشگاه آزاد مقابله کنیم و به این تربیت دانشگاه پیام نور را از ماهیت خودش خارج کردیم. یک نوع اختلال سیستمی ایجاد کردیم و بعد رفتیم به سمت دانشگاه های دولتی تا انتهای دوره اصلاحات 70 دانشگاه دولتی داریم در عرض 8 سال دو برابر کردیم و به عدد 169 دانشگاه دولتی رسیدیم. گسترشی که بدون توجه به نیازها، امکانات و ظرفیت ها صورت گرفت. دانشگاه را به مدرسه بزرگ تبدیل کردیم و همه وظایف دانشگاه را در یک نظام سلسه مراتبی و نگاه از بالا به پایین قرار دادیم.

در واقع آموزش عالی ما با سیطره کمیت مواجه شد. ما فکر می کردیم که باید با آمارها نشان بدهیم که در دانش رشد کرده ایم و یک دفعه یک صد هزار دانشجو را به چهار میلیون دانشجو تبدیل کنیم. فکر کردیم آمار ها و تعداد مقالات نشانگر رشد است در حالی که بحث اثر بخشی و کیفیت مهم بود و مورد غفلت قرار گرفت.

**9487**1601**

انتهای پیام /*

ارسال دیدگاه ها

برای ارسال دیدگاه از فرم پایین صفحه استفاده کنید
فرستنده *
پست الکترونیک
کد امنیتی
ارسال یادداشت ارسال